شفقنا افغانستان-از خفه قان دوران سیاه طالبان تا کنون بیش از یک دهه میگذرد، در این مدت به لحاظ مسائلی با محوریت ملی، اقلیت مذهبی شیعه در برخی از موارد امکاناتی را برای سهم گیری در پیکره و تشکیلات حکومت افغانستان به دست اورده است، اما شیعیان هرات به لحاظ دور بودن از حکومت مرکزی و با نظر داشت موقعیت جغرافیایی نظر واحد و یکسانی را که بتوان گفت از این روند سیاسی راضی هستند در بین خود نمی بینند.
خبرنگار شفقنا افغانستان در گفت و گویی با ناصر احمدیان، رئیس و موسس نو اندیشان وطن نگاهی انداخته به وضیعت شیعیان هرات در چهارده سال گذشته، که شرح آن از نظر شما میگذرد.
ناصر احمدیان: اگرچه دموکراسی در کشور ما زود هنگام آغاز شد، اما بینش و رشد و بلوغ سیاسی مردم ما توانست که خود را با دموکراسی عیار کند و الحمدالله شما میبینید که در مسائلی همچون حقوق زن، حقوق بشر، رشد نهادهای مدنی و احزاب سیاسی پیشرفت قابل ملاحظه ای را داشته و در این بین جامعه تشیع در ولایت هرات نیز بی تاثیر نبوده که البته بیشتر به مسائل فرهنگی پرداخته، اگر چه به هیچ عنوان نمیتوان این فعالیت ها را در جوامع اهل تشیع بد قلمداد کرد اما خوبتر این بود که از فضای به وجود آمده و خصوصاً دموکراسی نو ظهور در کشور بیشتر از این استفاده میشد.
به عقیده بنده دلیل این رکود سیاسی بعضی موضوعات حاشیه ای داخلی و خارجی بوده که گاهاٌ به شکل یک مشکل صد راه میشده، که در این قسمت تا حدودی گلایه من از جامعه روحانیت است البته نه به صورت فراگیر، به گمان بنده کارکرد روحانیت سنتی در ولایت هرات که پیشگام جامعه تشیع بوده و هست پخته گی سیاسی قابل ملاحظه ای را نداشته و همین مسئله یکی از علت های رکود مردم در این عرصه شد تا مردم نتوانند به طوری که باید جایگاه خاص خود را در طول سیزده سال گذشته یا دهه دموکراسی به دست آورند و به همین دلیل به گونه ای عوام پرور بار آمدند.
من فکر میکنم نداشتن دانش سیاسی کافی مسبب نرسیدن به خیلی از خواست های مردم ما بوده، یک عالم دین باید مصلح به سلاح روز باشد، سلاح روز امروز دانش سیاسی است بزرگان ما هم به این موضوع تاکید داشتند و گفتند که سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ما، نتیجه چنین روندی هم امروز برای ما به خوبی مشخص گردیده، به عنوان مثال در ولایت هرات بالاتر از 63 ریاست، مدیریت و امریت وجود دارد، 12 تا 14 ماموریت سمت، چهار حوزه امنیتی و15 ولسوالی اداره میشود که از خود دارای تشکیلات مجزا میباشد، اما متاسفانه شما در مجموعه این ادارات دولتی که من نام بردم، حتی یک نفر از مردم ما را نمیبینید که حظور چشم گیر حظور چشمگیر داشته باشد، چرا باید اینگونه باشند؟ خوب معلوم است که عاملش عدم اگاهی سیاسی از مسائل روز و تحلیل روز است، با وجود این که ظرفیت در تمام این ادارات موجود است و شرایط هم آماده، چیزی که نبوده مدیریت بوده و عدم مدیریت دلیلش ضعف در بینش سیاسی و عدم تحلیل شرایط روزاست.
*وقتی ما دم از شایسته سالاری میزنیم چگونه میتوان استدلال کرد که چرا به شیعه جا و مقام داده نشده است! آیا این درخواست شایسته سالاری را زیر سوال نمیبرد؟
احمدیان: در طرح این موضوع تنها مسئله پرداختن به صورت خاص به شیعه یا سنی نیست، بحث حظور مردم و حق مردم است، وقتی ما میگوییم حکومت وحدت ملی، یعنی تمام جوانب باید نسبت به توان خود نقش خود را در حکومت حس کنند، اگر دیدند، روحیه همکاری و وحدت ملی در وجودشان زنده می شود و اگر ندیدند روحیه انتقاد و انتقاد و انتقاد، و انتقاد سرانجامش به طرف خطر پیش میرود. شما وقتی خود را در یک خانواده احساس نکنید و نسبت به مسائلی که در داخل خانه اتفاق می افتد، با اینکه شخص توانمندی هستید بیگانه باشید، طبعا به فکر جست و جوی یک راه و چاره برای گرفتن حق خود میشوید، که آن راه و چاره میتواند اعلام مخالفت و موضع گیری با حاکمیت باشد، از طرفی هم امروز حکومت ما به نام حکومت وحدت ملی مسما گردیده و در حکومت وحدت ملی 14 یا 15 قوم و دو مذهب اشتراک دارند، در رأی اشتراک داشتند و در بهره برداری از رأی خود هم باید اشتراک داشته باشند، در موجودیت ادارات دولتی هرات، از جامعه اهل تشیع در یک دهه گذشته تا به اکنون به عنوان بازویی برای تامین امنیت و حاکمیت محلی و دولت مرکزی استفاده شده، چرا که این توانمندی در درون آنها وجود داشته، برای بازسازی اش همچنان، چرا اینها نباید در ادارات دولتی حظور چشمگیر نداشته باشند، آیا شهید ندادند؟ که داده اند، در جهاد اشتراک نداشتند؟ که داشته اند، در مقاومت حظور نداشتند؟ زمانی که نفس ها در سینه ها حبث شده بود و شلاق ظلم طالب حکمرانی میکرد، این مردم بودند که کودتای سال 1378 را سازماندهی کردند که متاسفانه نتیجه نداد و مردم ما پاهایشان در درختهای ناجو به دار اویخته شد. لزا کسانی که زحمت کشیدند حتما شایستگی هم دارند، پس مطابق با حق خود باید حظور داشته باشند.
در ادامه این فعال مدنی در رابطه با پیامد های این انزواء سیاسی گفت: تا اکنون که زمانی در حدود بیشتر از یک دهه از ایجاد دموکراسی در کشور میگذرد، کمرنگ بودن حظور مردم ما باعث این شده که هیچ توجه و رسیدگی از سوی دولت به پرونده قتل وکیل شورای ولایتی ما “شهید نجفی” که شش ماه از ترور و به شهادت رساندن ایشان میگذرد صورت نگیرد، سکوت این مردم یعنی چی؟ پس ایجاب میکند که مردم در صحنه هوشیار و بیدار حظور داشته باشند و هوشیاری مردم یعنی حظور در عرصه های سیاسی برای مطالبات سیاسی. البته یک موضوع را در این بین باید تاکید کنم که گرفتن حق به معنای دشمنی نیست بلکه راهیست برای رسیدن به یک تفاهم همه جانبه مدنی، و مردم هم به این نتیجه رسیده اند که تنها در سایه وحدت میتوان در تمام عرصه های زندگی رشد داشت.
در افغانستانی که 14 قوم و دو مذهب حظور دارند به عقیده من بهترین گزینه و راهکار برای رسیدن به وحدت و تفاهم مردم، جای دادن کلمه شهروند است تا به این وسیله همه بدون در نظر گرفتن هرگونه تعلق اجتماعی با یک نام خطاب قرار گیرند، امروزه در فرهنگ کشورهای اروپایی هم این فرهنگ نهادینه شده شما میبینید که بیش از 17 کشور اروپایی بین خود مرزی نداردن، پولهایشان واحد است، حتی سیاست های واحدی را دنبال میکنند چرا که انها درک کرده اند که تنها با داشتن وحدت میتوان مسیر ها را به صورت عالی طی کرد. پس بهتر است که مردم ماهم با وحدت و یکپارچه گی به امورات خود بپردازند، وحدت را هم در کشور هیچ کسی جز همین حکومت وحدت ملی اورده نمیتواند، دولت مرکزی باید مردم خود را در محور کلمه شهروند جمع کند، حتی کلمه شهروند را من بالاتر از کلمه افغان میدانم چرا که افغان تعبیر میشود به نام پشتون اما شهروند تمام اقشار ملت ما را میتواند در بر بگیرد و در کلمه شهروند است که همه خود را میبینند و در حکومت وحدت ملی هم باید همه خود را ببینند از شیعه گرفته تا سنی یا هر قوم و نژادی.
*به عقیده شما ایا شیعیان افغانستان توانستند حق خود را از انتخابات گذشته به دست آورند؟
به رقم جایگاهی که در مرکز ایجاد شده به حمد الله موقف های خوبی توسط اقای دانش معاونت دوم ریاست جمهوری و همچنین جناب استاد محقق معاونت دوم ریاست اجرائی گرفته شده است، اما این کافی نیست به دلیل اینکه آمده اند حق شیعه را شیعه گفته داده اند، ولی توضیع قومی بوده، ما مخالف توضیع قومی هستیم اگر حقی از دولت مرکزی به عنوان حق شیعه گرفته میشود نباید جنبه قومی داشته باشد.
*در برخی اوقات هستند کسانی که شیعیان را به دلیل بعضی وابستگیهای مذهبی با جمهوری اسلامی ایران وابسته سیاسی به این کشور میدانند شما در این رابطه چه نظری دارید؟
ما از لحاظ عقیدتی وابسته به مراجع تفلید خود هستیم و مراجع تقلید ما شاید در تهران یا قم ایران باشند، شاید هم در نجف عراق باشند، مانند جناب آیت الله سیستانی که یک مجتهد اعلم هستند که بنده هم مقلد ایشان هستم، اما این مقلد بودن من به عنوان جاسوس بودن من به عراق یا جمهوری اسلامی ایران نیست، تنها من به لحاظ عقیده و مذهب وابسته به مراجع خود در ایران هستم، همچنین مناسبت های مذهبی ما در یک زمان معین گرامی داشت میشوند ولی این موضوعات این گونه معنی نمیدهد که من جاسوس کشوری هستم که از لحاظ مذهب عقاید یکسانی دارم، اما از سویی هم بنده به عنوان یک شیعه که مشترکات مذهبی با ایران دارم از سیاست های جمهوری اسلامی نسبت به کشورم گله مندم، چرا که به وطن و خاک خود افتخار میکنم و به آن عشق میورزم، ولی امروز بعضی از کوتاه نظران تصور میکنند که هر کس هر گونه وابستگی به جمهوری اسلامی ایران داشت جاسوس یا وابسته سیاسی به این کشور است که این نظریه کاملا غلط و اشتباه محض است، چنانچه امروز برادران اهل سنت ما همان وابستگی که من به جمهوری اسلامی ایران به لحاظ مذهبی دارم را با عربستان سعودی یا پاکستان دارند، پس نمیتوان به آنها هم گفت که جاسوس پاکستان یا جاسوس عربستان سعودی. اینها همه تعلقات مذهبی است و به تعلقات مذهبی قانون اساس جواز داده و هیچ کس نمیتواند دیگری را نسبت به این موضوع جاسوس بگوید.
انتهای پیام

