شفقنا افغانستان- روزنامه اطلاعات روز در شماره امروز خود می نویسد: با وجود اعتراضهای گسترده از سوی مردم بهخاطر جنایت اخیر در زابل، گوش دولت همچنان ناشنوا مانده است. به بیان رساتر، هرچند شهروندان از طیفهای مختلف قومی، دانشجویان، فعالان مدنی، نمایندگان پارلمان، استادان دانشگاه، رییسان احزاب و نهادهای مدنی به قربانی شدن هفت فرد بیگناه در ولسوالی ارغنداب ولایت زابل به شکل وسیعی انتقاد کردهاند، اما «سکوت استراتژیک» حکومت همچنان ادامه یافته است.
رهبران حکومت وحدت ملی جرأت کرده نتوانستند به مطالبهی وسیع مردم مبنی بر انتقال جنازههای قربانیان به کابل جواب مثبت ارائه کنند. اشرف غنی، رییس جمهور به محکوم سازی مخالفان سیاسیاش بسنده کرده است. انتظار میرفت «دومین متفکر جهان» جسارت پذیرش اجساد سلاخی شدهی شهروندان کشورش را داشته باشد، اما بر عکس، رییس جمهور از جنازهها میترسد. اصلاً حرفی نمیزند. وی فراموش کرده است قربانیان همان کسانی اند که او در روزهای قبل از به قدرت رسیدنش برای جلب آرای آنها چهگونه وعده سپرد.
واکنش رییس جمهور و رییس اجرائیه به جنایت اخیر نشاندهندهی ناتوانی حکومت وحدت ملی در رویارویی با مردم است. رییس اجرائیه قبل از ظهر دیروز تلاش کرد دادخواهان را با اما و اگرها تخدیر کند. او حتا نفهمید بریدن گلوی گروگانها روح مردم را جریحهدار کرده است و تأسفبارتر از این، دادخواهان بغضکردهی قربانیان را درک نکرد. گذشته از وعدههای بهشتیاش که در روزهای قبل از انتخابات به مردم داده بود، او نتوانست تنها مطالبهی دادخواهان مبنی بر پذیرش جنازهها را بپذیرد. رییس اجرایی به گونه وقیحانه سوالهای دادخواهان را نادیده گرفت. او نتوانست بداند که افراد قربانی شده بیش از آنکه اعضای خانوادهها باشند، متعلق به مردم اند. «اگر» تنها واژهی بود که رییس اجرایی طی چند دقیقه سخنرانی بار بار آنرا بهخاطر ترس از رویارویی با جنازهها تکرار کرد. به تعبیر عزیز رویش، زبان داکتر عبدالله زبان استیصال و ضعف بود، زبانی که حرف مشخصی ارائه نکرد.
گروگان گرفته شدهها پیش از آنکه سلاخی و رگبار شوند، منتظر نجات شان بودند. مردم قبل از آنکه جسدهای شکافته تحویل بگیرند، برای بازیافت زندهی افراد گروگان گرفته شده انتظار کشیدند. خانوادههای قربانیان بیش و پیش از اینکه مورد همدردی قرار بگیرند، آغوش شان را برای استقبال از گونهی زندهی اعضای گمشدهی خانوادههای شان گرم کردند.
همه امیدواریها به بازیافت گروگانهای زنده اکنون پایان یافته است. هفت تن به شمول یک کودک ۹ ساله، که نه اهل سیاست بودند و نه کاری به بازیهای سیاسی داشتند، صرف به دلیل هزاره بودن سلاخی گردیدند و سپس به رگبار بسته شدند. اما دولت با وجودی که فرصت کافی برای نجات آنان در اختیار داشت اقدام جدی در این راستا انجام نداد.
حالا نیز راهپیماییهای دادخواهانه برای قربانیان در شهرهای مختلف افغانستان و در کشورهای گوناگون جهان، کاخهای ریاست جمهوری و ریاست اجرائیه حکومت وحدت ملی را از لای گَردهای گریز از مسئولیت بیرون نیاورده است.

