شفقنا افغانستان-صنعت سینما از اوایل قرن بیستم وارد کشور افغانستان شد ولی همواره فراز و نشیبهای سیاسی از همان ابتدا به سینمای این کشور اجازه رشد نداد.
به هر حال در قرن 20، فیلمهای «پشتو» و «دری» زیادی در داخل و خارج از افغانستان ساخته شد.
از اواخر سال 2001 با متزلزل شدن حکومت طالبان در افغانستان، سینمای این کشور نیز به مرور وارد فاز جدیدی از حیات شد.

اختصاص سینما به خانواده سلطنتی
«امیر حبیبالله خان» از اهالی قندهار در سالهای (1901تا 1919) امیر افغانستان بود که برای اولین بار نسبت به صنعت سینما علاقه نشان داد ولی تلاش وی برای ورود سینما به این کشور تنها به خانوادههای سلطنتی محدود ماند و عملا این فنآوری از دسترس عموم به دور بود.
ورود پروژکتور سینمایی به افغانستان؛ نقطه عطف سینما در این کشور
پس از آنکه در سال 1919 «امیر حبیبالله خان» براثر یک کودتای خانوادگی در هنگام شکار در «کلهگوش» ولایت «لغمان» به قتل رسید، پسرش «شاه امانالله» به قدرت رسید، او در سال 1923 برای اولین بار پروژکتور سینمایی که «فانوس جادویی» یا «جعبه جادویی» هم نامیده میشد، را وارد افغانستان کرد.
در همین سال برای اولین بار یک فیلم صامت در ولایت لغمان در بین عموم مردم به نمایش درآمد ولی اولین فیلم افغانستانی با نام «عشق و دوستی» به کارگردانی «لطیف رشید» در سال 1946 ساخته شد.
تعطیلی سینما در زمان حکومت «نادرشاه»
در سالهای 1928 تا 1932 در دوران حکومت «نادرشاه» با هشدار روحانیون، صنعت سینما و فیلمسازی در افغانستان تعطیل شد ولی با پایان حکومت نادرشاه و به قدرت رسیدن «ظاهر شاه»، فرزند ارشد نادرشاه به حکومت رسید.
ساخت اولین سالن سینمای افغانستان
«ظاهر شاه» نسبت به پدرش تعصب چندانی به سینما نداشت و به مرور فضا برای ساخت فیلم در افغانستان کمی بازتر شد، آنچنانکه در این دوران اولین سینمای افغانستان با نام «سینمای بهزاد» بنا نهاده شد و فیلم «عشق و دوستی»، اولین فیلم افغانستانی تاریخ سینما نیز در همین سالها ساخته شد، البته این فیلم در «لاهور» پاکستان، فیلمبرداری شد.

اگر چه در اوایل، سینمای افغانستان فقط شامل فیلمهای خبری از کار و فعالیت دولت بود و اندکی هم فیلم مستند ساخته میشد، آنچنانکه به طور کلی میتوان گفت در افغانستان همواره سوژههای فیلمهای سینمایی سیاسی و در هر دوره ابزار دست دولت بود.
به مرور طی گذشت سالها فضا کمی بازتر شد تا آنجا که در سال 1968 میلادی، اولین سازمان سینمایی تحت عنوان سازمان فیلم «ذبیحالله فروتان» ساخته شد.
این سازمان یک سازمان دولتی به ریاست «لطیف احمدی» بود و از همین زمان سینمای افغانستان به «فیلم افغان» مشهور شد.
این سازمان نیز از ابتدا دست به تولید مستند و فیلمهای جدیدی درباره ملاقاتهای رسمی و کنفرانسهای دولتی زد، تمامی این فیلمها در سینما اکران عمومی میشد تا آنکه به مرور نمایش فیلمهای هندی در سینماهای این کشور رواج یافت.
ساخت اولین فیلم سینمایی با حضور هنرمندان افغانستانی
اولین سینمایی که توسط سازمان فیلم افغانستان و با استفاده از هنرمندان افغانی ساخته شد، «همانند عقابها» نام داشت. کمی پس از این فیلم، سازمان فیلم افغانستان دست به تولید یک فیلم سه اپیزودی با نام «اعصار» زد که اپیزودهای آن به ترتیب «قاچاقچیان»، «خواستگارها» و «جمعه شب» نام داشت.
دو فیلم دیگر با نام «آواهای روستا» و «روزهای دشوار» در همین دوران ساخته شد. همه این فیلمها به صورت سیاه و سفید بودند.
در اواخر دهه 60 ، سازمان فیلم افغانستان اقدام به ساخت اولین فیلمهای رنگی تاریخ سینمای این کشور کرد که از آن جمله میتوان «حماسه عشق»، «فرار»، «سرباز صبور»، «خاکستر»، «آخرین آرزو» و «پرنده مهاجر» اشاره کرد.
اگر چه به لحاظ تکنیکی هیچکدام از این فیلمها در حد استاندارهای جهانی نبودند ولی به خوبی توانستند با مخاطبان افغانستانی خود ارتباط برقرار کنند گویی آنها این فیلمهای آیینهای از زندگی خودشان بود.
در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 میلادی، شوروی سابق کمکهایی به دانشجویان افغانستانی علاقمند به تحصیل در رشته سینما ارائه داد از آموزش گرفته تا کمک هزینه تحقیقات فرهنگی هنری.
تسلط طالبان بر افغانستان و تعطیلی صنعت سینما
با آغاز دهه 90، بالا گرفتن جنگهای داخلی افغانستان و همچنین تسلط گروه طالبان بر این کشور، تعداد زیادی از افراد فعال در صنعت سینما به ایران و یا پاکستان گریختند و برخی از آنان فعالیت خود را به صورت محدود در قالب ساخت ویدئوهایی برای سازمانهای غیردولتی ادامه دادند.
زمانیکه در سال 1996، طالبان به طور کلی قدرت را در کابل به دست گرفت، بسیاری از سینماها تخریب و تعداد زیادی فیلم در آتش سوختند.
این گروه تماشای تلویزیون و فیلم را کاملا ممنوع کرد و در این میان سینماها را تعطیل و حتی در کنار سینماها چایخانهها و رستوران زیادی تخریب شدند.
سقوط طالبان و احیای سینما
از سال 2000 ، با نزدیک شدن به از هم پاشیده شدن حکومت طالبان، سینمای افغانستان به مرور از فضای سکوت و خفقان خارج میشد. قبل از واقعه 11 سپتامبر، «محسن مخملباف»، کارگردان ایرانی علاقمند به افغانستان، با ساخت فیلم «قندهار» توجه جهانیان را به این کشور جلب کرد. «قندهار» اولین فیلم تاریخ سینما درباره افغانستان بود که به جشنواره فیلم کن راه یافت.
کمی بعد «سمیرا مخملباف»، «صدیق برمک»، «رازی محبی»، «سایمین مالکنصر» و «ابوالفضل جلیلی» از جمله فیلمسازانی بودند که در زمینه احیاء سینمای فارسی (دری) در افغانستان فعالیت کردند.
اولین فیلم فارسی_پشتوی «صدیق برمک» با نام «اسامه» در سال 2003 توانست در جشنوارههای زیادی چون کن و لندن جوایز بسیاری را از آن خود کند.
فیلم «اسامه»
«برمک» هماکنون ریاست مدرسه جنبش آموزش کودکان افغانستانی را به عهده دارد، مدرسهای که وظیفه دارد در جهت توسعه و ارتفاء سطح سینمای افغانستان، نیروی بازیگر و کارگردان تربیت کند.

در سال 2006 افغانستان نیز به اتحادیه جشنوارههای فیلم آسیای مرکزی و قفقازستان جنوبی پیوست.
فیلم «راز زلیخا» در سال 2006 میلادی از اولین فیلمهای سینمایی بود که پس از سقوط طالبان ساخته شد. این فیلم به کارگردانی «هوراس احمد شنسب»، به طور کلی در افغانستان ساخته شد.
«راز زلیخا» داستان خانوادهای است که ماههای پایانی حکومت طالبان، برای بقاء خود تلاش میکند.
این فیلم در جشنوارههای بسیاری به نمایش درآمد و بسیار مورد توجه منتقدین و تماشاگران قرار گرفت.
پس از یک وقفه نسبتا طولانی در سال 2010، فیلم «ایمان» ساخته شد که در سینماهای «ریدینگ» استرالیا» به نمایش درآمد.
این اولین باری بود که فیلم افغانستانی در یک سینما نمایش داده میشد. این فیلم یک سال بعد نیز در جشنواره فیلم آسیای جنوبی در استرالیا برنده دو جایزه سینمایی شد.
فیلم «ایمان»
«هریس یوسف»، کارگردان و تهیهکننده این فیلم که خود ساکن استرالیا بود، برای ساخت فیلم «ایمان» به افغانستان سفر کرد، ساخت این فیلم شش ماه و مراحل پس از تولید آن نیز شش ماه دیگر به طول انجامید.
از سینمای فارسی افغانستان که بگذریم، سینمای پشتو در این کشور نیز طی سالهای اخیر پیشرفتهایی کرده است، از زمان سقوط حکومت طالبان تاکنون چندین فیلم به زبان پشتو در افغانستان ساخته شده است.
چند فیلم پشتو نیز تاکنون توسط فیلمسازان خارجی ساخته شده که از جمله آنها میتوان به فیلم «صبح به خیر افغانستان» ساخته «کامیلا نیلسون» در سال 2003 میلادی اشاره کرد.
بهبود وضعیت زنان در سینمای افغانستان
در دهه 70 و 80 میلادی استفاده از بازیگران و فیلمسازان زن در یک پروژه فیلمسازی چندان سخت نبود ولی زمانی که جنگهای داخلی افغانستان شدت گرفت و طالبان بر اوضاع مسلط شد، اوضاع کاملا تغییر کرد، البته امروز اوضاع روز به روز برای سینماگران زن بهتر شده و حضور آنها در جاهای مختلف سینما پررنگتر از قبل است.
در حال حاضر دهها بازیگر زن که برخی از آنها در سطح بینالملل نیز مطرح شدهاند، در سینمای افغانستان مشغول به کارند که از جمله آنان میتوان به «لینا أعلم»، «امینه جعفری»، صبا سحر» و «مارینا گلبهاری» اشاره کرد.
تنها سینمایی که در دوران طالبان تعطیل نشد
فیلمهای مستند از زمان حکومت طالبان در این کشور همواره ساخته میشد که از جمله آثار مستند فاخر این دوران، میتوان به 2 مستند فیلم «16 روز در افغانستان» ساخته «میثاق کاظمی» و «کارتپستالهایی از تورا بورا» اشاره کرد.
مستند «16 روز در افغانستان» که با بودجه 100 هزار دلاری به مدت 60 دقیقه ساخته شده در دسامبر سال 2008 به نمایش درآمد و با استقبال روبرو شد.
تولید انبوه فیلمهای بیکیفیت در داخل و خارج
در سینمای افغانستان تعداد فیلمهای درجه «ب» و «ج» نسبت به دیگر فیلمهای بیشتر است، فیلمهایی که با درجه کیفیت پایین چه در داخل و چه در خارج از افغانستان ساخته میشود.

بیشتر این فیلمها برای مخاطبان افغانستانی و به ندرت برای مخاطبان غیرافغانستانی و یا جشنوارههای بینالمللی ساخته میشود.
وضعیت کنونی سینمای افغانستان
علیرغم تمام پیشرفتهایی که از زمان سقوط حکومت طالبان به بعد در صنعت سینمای افغانستان به وجود آمد ولی سینمای این کشور همچنان از مشکلات اساسی رنج میبرد، از عدم توجه دولت افغانستان به صنعت فیلمسازی گرفته تا کمبود تجهیزات و سالن نمایش در این کشور و همچنین وجود برخی دیدگاههای تندرو ضد سینمایی که وجود دارد.
براساس گزارشهای منتشر شده اصل و اساس بودجه سینما در افغانستان را موسسهها و تشکلهای غیردولتی خارجی و داخلی تأمین میکنند که این بودجه به هیچ عنوان جوابگوی هزینههای معیشت سینماگران نیست.
به نظر میرسد که شبکههای تلویزیونی همکاری چندانی با سینما نداشته و به خصوص در بخش تبلیغات، توزیع و فروش فیلمهای سینمای رغبت چندانی نشان نمیدهند.

درباره تعداد سینما در این کشور آمار چندان دقیقی در دسترس نیست ولی براساس آمارهایی که تا سال 2011 میلادی را تحت پوشش قرار میداد، تنها حدود 10 سینما وجود دارد که رسما کار نمایش فیلم را به عهده دارد.
بیش از 95 درصد از فیلمهای هندی بیکیفیتی که در سینماهای افغانستان نمایش داده میشوند، با موضوع عشق و جنگ و به زبان اصلی هستند.

از آنجاییکه سینما در افغانستان هنوز به یک مکان فرهنگی تبدیل نشده، بیشتر کسانی که به سینما میروند، جوانان بیکار این کشورند.
و اما درباره زنان علاقمند به سینما، تا سال 2011 عملا هیچگونه امکانی برای رفتن زنان به سینما وجود نداشت و تا این تاریخ تنها یک سینما در کابل بود که سانس مخصوص زنان داشت که آنهم همیشگی نبود و گاهی برای مدتی طولانی سانس بانوان به طور کلی تعطیل میشد.
از طرف دیگر درباره بازار فیلم در افغانستان باید گفت که با توجه به اینکه بیشتر خانوادههای افغانستانی در خانههای خود یک دستگاه دیویدی دارند، به نظر میرسد، بازار اصلی فیلم در این کشور، همان بازار دیویدی باشد.

البته مشکل اساسی بازار دیویدی، کیفیت پایین دیویدیها،عدم وجود قانون کپیرایت در سیستم توزیع دیویدی است.
مشکل دیگر این بازار، تسلط نسخههای غیرقانونی فیلمهای درجه 2 و 3 هندی و خارجی بر آن است و بدتر از همه اینکه بیشتر این فیلمها فاقد زیرنویس فارسی یا پشتو هستند.
سطح کیفی آموزش در بخشهای مختلف صنعت سینما در این کشور به شدت پایین است و تا 3 سال پیش تنها مرکز آموزش سینمایی در این کشور در دانشگاه کابل بود.
انتهای پیام
