دوشنبه 28 ثور 1405

آخرین اخبار

دهه اول ذی‌الحجه؛ فضیلت‌ها و اعمال مستحب

شفقنا افغانستان - در فضیلت این ماه همین بس...

هشدار هواشناسی؛ احتمال سرازیر شدن سیلاب در ۱۳ ولایت افغانستان

شفقنا افغانستان – اداره هواشناسی افغانستان اعلام کرده است...

حزب وحدت: برخورد طالبان با عالم شیعه در کابل «نشانه تبعیض ساختاری» است

شفقنا افغانستان - «حزب وحدت اسلامی افغانستان» به رهبری...

رهبر طالبان: از علما خواست برای کشته‌شدگان طالبان کتاب بنویسند

شفقنا افغانستان - هبت‌الله آخوندزاده، رهبر طالبان، در دیدار...

آغاز کمپاین سراسری واکسین پولیو در ۱۶ ولایت افغانستان

شفقنا افغانستان - سازمان «افغانستان عاری از پولیو» اعلام...

گلچینی از ۱۰ حدیث اخلاقی و پندآموز امام جواد (ع)

شفقنا افغانستان - سخنان اخلاقی گرانبهایی از امام جواد...

هوش مصنوعی به کمک بیماران سرطانی آمد؛ کاهش اضطراب با آواتار دیجیتال

شفقنا افغانستان – پژوهشی جدید که در کنگره انجمن...

آیا این تراشه کف‌دستی آینده مأموریت‌های فضایی را تغییر می‌دهد؟

شفقنا افغانستان – ناسا تراشه پیشرفته جدیدی ساخته است...

آیا مغز سالم می‌تواند اثرات اولیه آلزایمر را خنثی کند؟

شفقنا – پژوهشگران دانشگاه مورداک استرالیا دریافتند افرادی که...

روایت دیلی‌میل از زندگی یک زن افغان؛ از شکنجه در گذشته تا بازگشت دوباره طالبان

شفقنا افغانستان - رسانه بریتانیایی «دیلی‌میل» در گزارشی اختصاصی،...

علی بلال در رقابت‌های پرورش‌اندام «پتسبورگ پرو» نایب‌قهرمان شد

شفقنا افغانستان - علی بلال، ورزشکار پرورش‌اندام اهل افغانستان،...

ذکیه خدادادی پس از قهرمانی در پاراتکواندو اروپا: «این یک افتخار بزرگ است»

شفقنا افغانستان - ذکیه خدادادی، ورزشکار افغانستانی-فرانسوی، با غلبه...

آغاز استخراج بیروج در پنجشیر؛ طالبان از توسعه فعالیت‌های معدنی خبر داد

شفقنا افغانستان - مقام‌های محلی طالبان در پنجشیر اعلام...

اخراج اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی به کشور در ۲۴ ساعت گذشته

شفقنا افغانستان- طالبان اعلام کرد روز گذشته یک‌هزار و...

هزاره‌ها در حاکمیت طالبان؛ بازگشت تدریجی به عصر عبدالرحمن

شفقنا افغانستان - وضعیت کنونی هزاره‌ها در حاکمیت طالبان،...

بحران رهبری در بریتانیا: فشار برای استعفای استارمر پس از خروج وزیر بهداشت و سقوط محبوبیت

شفقنا افغانستان– در بحبوحه آشفتگی سیاسی در بریتانیا، نخست‌وزیر...

شیوع هانتاویروس در کشتی هوندیوس؛ کانادا مورد جدید را تأیید کرد

شفقنا افغانستان – بانی هنری، مسئول بهداشت بریتیش کلمبیا،...

سازمان جهانی بهداشت: شیوع ابولا در آفریقا وضعیت اضطراری بین‌المللی دارد

شفقنا افغانستان – سازمان بهداشت جهانی (WHO) به دلیل...

میراث حکمت امام جواد(ع)؛ گنجینه‌ای از توصیه‌های اخلاقی که هنوز راهگشاست

شفقنا افغانستان– چنان ‌که ‌لقب ‌جواد حاکی ‌از آن‌...

نخست‌وزیر ایتالیا: تنگه هرمز باید بدون محدودیت بازگشایی شود

شفقنا افغانستان - نخست وزیر ایتالیا خواستار بازگشایی تنگه...

استفاده ابزاری از مذهب برای کسب قدرت/ عربستان به دنبال موازنه جدید قدرت در خاورمیانه

شفقنا افغانستان-دکتر قدرت احمدیان، استاد روابط بین الملل منازعات قومی رخ داده در خاورمیانه را تابعی از رقابت های استراتژیک می داند و می گوید: منافع استراتژیک به تعمیق و گسترش منازعات دامن می زند. امروز کشورها در کنار تکیه بر ظرفیت نظامی خود، به منظور توازن سازی، گرفتن امتیازات بیشتر و ایجاد موازنه در امتیازات برای برتری و سلطه و ایجاد هژمونی های منطقه ای و جهانی سعی می کنند از گروه های قومی و مذهبی استفاده ابزاری کنند و آنها را تقویت و تجهیز کنند تا بتوانند معادلات منطقه ای را به نفع خود و به زیان رقبایشان رقم بزنند.

او معتقد است که عربستان سعودی برای جلوگیری از گسترش قدرت و حوزه نفوذ ایران در صدد ایجاد یک موازنه جدید قدرت در خاورمیانه است و برای این کار هم بر قدرت نظامی و هم بر قدرت نرم یا تحریک و برانگیختن گروه های قومی و مذهبی متکی است.

احمدیان به شفقنا می گوید: گفت وگو میان ایران و عربستان تنها شانس و ساز و کار برای کاستن تنش و دامنه منازعات در خاورمیانه است، ایران و عربستان باید با تکیه بر اشتراکات و با دوری از خوداتکایی و خودرأیی به سمت یک کانون واحد و مسیر مشترک برای یافتن راه حل های مشترک در محیط حرکت کنند.

متن گفت وگوی شفقنا با دکتر احمدیان را می خوانید:

* در چندین سال اخیر اتفاقات و درگیری هایی در عراق، سوریه و یمن رخ داده است، با توجه به اینکه گروه های درگیر شیعه و سنی هستند، این طور نشان داده می شود که اختلافات و شکاف های مذهبی افزایش یافته است. آیا واقعا جنگ هایی که در خاورمیانه صورت گرفته ریشه در اختلافات مذهبی دارند یا واقعیت خاورمیانه فراتر از مذهب است و تنها جلوه بیرونی آن جنگ های مذهبی است؟

احمدیان: بعد از فروپاشی شوروی و جنگ سرد عمدتا نقش مولفه های فرهنگی، هویتی و مذهبی برجسته تر شده در حالی که در دوره جنگ سرد رقابت های ایدئولوژیک دو ابرقدرت تبدیل به رقابت های استراتژیک و ژئوپلیتیک شده بود؛ همین مساله باعث شد تا مولفه های نرم همانند مذهب، هویت و قومیت به حاشیه بروند. با فروپاشی شوروی عمدتا اثرگذاری مولفه های سخت همانند قدرت نظامی و استراتژیک کاهش پیدا کرده و نقش مولفه های نرم پر رنگ تر شده است؛ جایگزینی مولفه های نرم و برجسته تر شدن اهمیت این مولفه ها به جای مولفه های سخت تر همانند قدرت نظامی یا سلاح های هسته ای یک اصل مهم در روابط بین الملل است. عموما نگاه غالب درخصوص خاورمیانه این است که به تدریج بعد از فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی منازعات قومی و مذهبی تشدید شده و به تعبیری این منازعات اصالت پیدا کردند در حالی که در دوره جنگ سرد منازعات قومی و مذهبی تحت الشعاع رقابت های استراتژیک دو ابرقدرت قرار گرفته بودند و دو ابرقدرت این منازعات و اختلافات را کنترل می کردند و به دلیل رقابت هایی که با هم داشتند و همچنین به دلیل منطق بازدارندگی، اجازه متصاعد شدن این منازعات را نمی دادند؛ اما بعد از جنگ سرد چون این رقابت میان دو ابرقدرت از بین رفته بود، بازدارندگی تا حدود بسیار زیادی بی معنا شده بود، در نتیجه هویت ها، قومیت ها و مذاهب به نحوی در قبال نظام بین الملل احساس فراغت، راحتی و استقلال عمل می کردند؛  تصور بر این بود که هر مذهب و قومیتی می تواند به یک کنشگر مستقل در روابط بین الملل تبدیل شود؛ به همین دلیل می بینیم که بعد از جنگ سرد در بالکان قلمرو شوروی سابق، آفریقا و خاورمیانه این منازعات تشدید می شود و در گستره جهانی شاهد گسترش اینگونه از کنش های هویتی هستیم. این کنش های هویتی به دلیل حساسیت ها و الزاماتی که با هم دارند بر سر توزیع قدرت و منافع اقتصادی و ارزش ها با هم اختلاف پیدا می کنند و منجر به مناظره و جنگ می شوند.

اگر بخواهیم دقیق تر در مورد خاورمیانه صحبت کنیم باور من این است که خاورمیانه مستعد اینگونه منازعات است و شاید تنها جایی در جهان است که می توانیم وجود نمونه های منازعات هویتی، قومی و مذهبی را مثال بزنیم. اگر بخواهیم به طور ویژه به مسایل سوریه، عراق، یمن و حتی شمال آفریقا نگاه کنیم، من تصور می کنم که این مباحث را باید به مسایل استراتژیک پیوند زد. من این منازعات قومی را تابعی از رقابت های استراتژیک می بینیم، گویی جنگ سرد دوباره احیا شده و گویی اهمیت حوزه نفوذ مجددا اعتبار پیدا کرده و اهمیت هژمونی در روزگار بعد از جنگ سرد مطرح است.

* چرا در مقطع فعلی، خاورمیانه دستخوش این همه منازعه قومی، هویتی و مذهبی شده است؟

احمدیان: خاورمیانه آبستن اینگونه از منازعات است و این منازعات امروز در سوریه، لیبی، عراق و شمال آفریقا اتفاق افتاده؛ به این دلیل که رقابت های استراتژیک و اهمیت گسترش حوزه نفوذ به استمرار و تعمیق این منازعات و ناتوانی در مدیریت این منازعات دامن زده و کمک کرده تا این منازعات عمق بیشتری پیدا کنند. بعد از جنگ سرد اهمیت منازعات قومی و مذهبی بسیار رشد کرده، اما این هم باید تاکید کنیم که رقابت های استراتژیک و مساله گسترش حوزه نفوذ که یک مقوله مرتبط به دوران جنگ سرد بود در روزگار اخیر هم اهمیت جدی پیدا کرده و این مساله و دغدغه یعنی گسترش حوزه نفوذ و رقابت های استراتژیک به تعمیق منازعات قومی و مذهبی دامن زده و منجر شده که نظم یا سازوکارهای نظم بین الملل قادر به کنترل و مدیریت این بحران ها یا منازعات قومی و مذهبی نباشند؛ بنابراین منافع استراتژیک به تعمیق و گسترش این منازعات دامن زدند.

* برخی کارشناسان، تقویت گروه های تروریستی را به این دلیل می دانند که از این طریق منافع برخی از کشورها تأمین می شود، از سوی دیگر تأمین این منافع در پر رنگ کردن اختلافات مذهبی نیز تعریف می شود. چنین اقداماتی یعنی پر رنگ کردن اختلافات مذهبی و تقویت گروه های تروریستی بیشتر از سوی چه کشورها و گروه هایی صورت می گیرد؟ هدف آنها چیست، آیا در مذهبی جلوه دادن مسایل عمدی وجود دارد؟

احمدیان: من فکر می کنم اساس و جوهره سیاست بین الملل گسترش حوزه نفوذ، موازنه سازی و بازدارندگی است، اینها اگرچه مولفه های کهنه و قدیمی و متعلق به دوران جنگ سرد هستند، اما در روزگار اخیر علیرغم اینکه می گوییم نقش مولفه های نرم پر رنگ تر شده؛ می بینیم که مولفه های سخت نیز اهمیت دارند؛ بنابراین در نظم بین المللی که ما از آن به نام یک نظم آنارشیستی یاد می کنیم؛ کشورها برای گسترش حوزه نفوذ، دفع تهدید و بازدارندگی و موازنه قدرت، مبادرت به بهره گیری از گروه های قومی و مذهبی می کنند و از این گروه های قومی و مذهبی برای پیشبرد منافع خود بهره برداری می کنند.

در دوره جنگ سرد موازنه قدرت سخت مبتنی بر توانایی نظامی اهمیت ویژه داشت، امروزه علاوه بر اینکه موازنه قدرت مبتنی بر توانایی نظامی اهمیت دارد، می توانیم بگوییم که موازنه قدرت مبتنی بر ظرفیت های نرم یعنی برانگیختن و تحریک گروه های قومی، مذهبی نیز بر آن اضافه شده لذا در روزگار امروز کشورها در کنار تکیه بر ظرفیت نظامی خود، به منظور توازن سازی، گرفتن امتیازات بیشتر و ایجاد موازنه در امتیازات برای برتری و سلطه و ایجاد هژمونی های منطقه ای و جهانی سعی می کنند از گروه های قومی و مذهبی استفاده ابزاری کنند و آنها را تقویت و تجهیز کنند تا بتوانند معادلات منطقه ای را به نفع خود و به زیان رقبایشان بهم بزنند.

نکته کلیدی این است که علیرغم این تصور که بعد از جنگ سرد درجه همکاری میان قدرت های بزرگ در سطح روابط بین الملل و همچنین میان کل کشورها در مناطق مختلف جهان افزایش پیدا کرده است، معادلات اقتصادی توریست، جابه جایی نیروی انسانی، کالا و سرمایه و عمدتا نگرش های لیبرالیستی به این مقوله دامن می زنند؛ ما در کنار گسترش این همکاری، شاهد گسترش منازعه هم هستیم، یعنی اگرچه همکاری گسترش پیدا کرده اما این به معنای نفی منازعه نیست، رقابت کماکان میان قدرت های بزرگ و قدرت های منطقه ای است و اتفاقا این رقابت های منطقه ای پر رنگ تر شده است؛ در گذشته و در دوره جنگ سرد رقابت های منطقه ای تحت الشعاع رقابت های کلان تر و نظام بین الملل بود در نتیجه این رقابت های منطقه ای کنترل یا مدیریت می شدند یا پنهان باقی می ماندند؛ اما امروزه نقش رقابت های منطقه ای بسیار پر رنگ تر شده است، چون رقابت در رأس قدرت جهانی تا حدودی کاهش پیدا کرده، اما می بینیم که در خاورمیانه رقابت در مناطق افزایش پیدا کرده است.

امروزه در خاورمیانه شاهد بروز یک موازنه قوای جدید هستیم که این موازنه جدید بر مولفه های نرم و سخت تکیه دارد؛ در موازنه قدرت کلاسیک که اتکای آن بر قدرت نظامی بود شاهد این مساله هستیم که سعی می کنند از ابزارهای نرم یعنی از گروه های مذهبی قومی برای گسترش حوزه نفوذ و ایجاد موازنه قدرت بهره برداری کنند. اگر ما بخواهیم به طور مشخص به این مساله اشاره کنیم در واقع در منطقه خاورمیانه شاهد سردرآوردن یک موازنه جدید قدرت هستیم که یک سمت آن بدون تردید جمهوری اسلامی ایران است. ایران قبل و بعد از انقلاب همیشه یک پای موازنه قدرت در منطقه خاورمیانه بوده است؛ در گذشته طرف موازنه قدرت ایران، رژیم عراق بود که تحت حمایت اتحادیه جماهیر شوروی بود، بعد از جنگ سرد این موازنه قدرت در مقاطعی به هم خورد و سقوط طالبان و رژیم صدام توانست زمینه بیشتری برای گسترش قدرت و حوزه نفوذ ایران فراهم کند؛ اما می بینیم که آرام آرام در مقابل گسترش حوزه نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه، قدرت های بزرگ از کشورهای منطقه حمایت می کنند تا بتوانند یک موازنه جدید قدرت در مقابل ایران ایجاد کنند. من تصور می کنم که سردمدار این نوع توازن سازی در مقابل قدرت ایران به طور بدیهی عربستان سعودی است، اگرچه عربستان سعی می کند در این معادله مصر، پاکستان و ترکیه را در کنار خود داشته باشد ولی تاکنون موفق به این مساله نشده است لذا می توانیم بگوییم که عربستان سعودی برای جلوگیری از گسترش قدرت و حوزه نفوذ جمهوری اسلامی ایران در صدد ایجاد یک موازنه جدید قدرت در خاورمیانه است و برای این کار هم بر قدرت نظامی و هم بر قدرت نرم یا تحریک و برانگیختن گروه های قومی و مذهبی متکی است.

* با توجه به اینکه بحران های منطقه به دو شاخه مذهب و قدرت تقسیم شده، آیا می توان برای حل بحران های خاورمیانه راه حلی دیپلماتیک متصور شد؟ فکر می کنید کدام یک از این دو مولفه نقش پر رنگ تری در منازعات منطقه داشته اند؟

احمدیان: به طور طبیعی هیچکدام از این دو مولفه قادر به مدیریت منازعه نیستند یعنی میل به قدرت طلبی از یک سو و تاکید تکیه بر مولفه های مذهبی از سوی دیگر، سرمنشا منازعه هستند. بنابراین این دو مولفه به هیچ وجه و هیچ گاه نمی توانند منازعات را در خاورمیانه مدیریت کنند. ما به طور کلاسیک سازوکارهایی برای مدیریت بحران و منازعه در روابط و نظریه های بین الملل داریم که در واقع اشاره می کنند به اینکه موازنه قدرت، بازدارندگی، کنترل تسلیحات و خلع سلاح و همچنین تکیه بر نهادهای بین المللی شورای امنیت هر یک ساز و کار مدیریت بحران هستند. بنابراین برای مدیریت منازعات در سطح روابط بین الملل ساز و کارهای شناخته شده و کلاسیکی داریم؛ اما باید بپذیریم که این ساز و کارهای کلاسیک امروزه قادر به مدیریت منازعات خاورمیانه نیستند چون پایه و اساس آنها دولت ها بود در حالی که ما امروزه در خاورمیانه با مساله هویت و گروه های قومی و مذهبی مواجه هستیم و مسلما این سازوکارهای کلاسیک کارآمدی ندارند. بنابراین ما باید به فکر راه حل های جدیدی برای مدیریت منازعات قومی مذهبی در خاورمیانه باشیم؛ یکی از تکنیک هایی که سازمان ملل در مقاطعی بعد از جنگ سرد برای مدیریت منازعات قومی پذیرفت، زمامداری دموکراتیک یعنی اجازه حق رأی دادن و حق تعیین سرنوشت به قومیت های قومی مذهبی بود؛ اما این مساله نه تنها باعث مدیریت منازعات نشد بلکه منازعات تشدید پیدا کرد. ما شاهد این مساله در خاورمیانه و آفریقا هستیم. به عنوان مثال در عراق حق تعیین سرنوشت اعطا شد، قانون اساسی نوشته شد، دموکراسی شکل گرفت؛ ولی می بینیم که تنش بیشتر شد و عمق پیدا کرد. بنابراین فکر می کنم باید به فکر راه حل های جدیدتری برای مدیریت منازعات قومی مذهبی در خاورمیانه افتاد. این راه حل ها به نظر من می تواند محصول اجماع میان نخبگان فکری و متفکران در خاورمیانه باشد یعنی متفکران در خاورمیانه بنشینند راه حل هایی پیدا کنند و از سیاستمداران بخواهند که در این راه حل ها مشارکت داشته باشند به تعبیری شاید در یک فرآیند نسبتا میان مدت و حتی طولانی مدت از همکاری و همفکری میان متفکرین از یک طرف و سیاستمداران و دولتمردان از طرف دیگر، بتوان به راه حلی برای مدیریت این منازعات دست پیدا کرد؛ اگرچه من نسبت به مدیریت این منازعات حتی در میان مدت خوش بین نیستم.

* اگر متفکران خاورمیانه به اجماع نرسند، ادامه روندی که برخی از کشورها در منطقه در پیش گرفتند و نوک پیکان را به سمت مذهب گرفته اند، چه آسیب هایی را به همراه خواهد داشت؟ آیا ممکن است در آینده شکاف مذهبی تبدیل به بحران پیچیده تری در منطقه شود؟

احمدیان: صد در صد! اینکه نسبت به تلاش های آینده برای مدیریت منازعات قومی و مذهبی در خاورمیانه خوش بین نیستم؛ در واقع به این مساله برمی گردد که متاسفانه دولت ها در خاورمیانه در قالب بازی حاصل جمع صفر با مذاهب و قومیت ها برخورد می کنند و برای برد یا کسب موقعیت استراتژیک برتر در رقابت های منطقه ای خود دست به تحریک هویت های قومی و مذهبی می زنند. این مساله می تواند عمق بیشتری به کشمکش در خاورمیانه بدهد و مدیریت این منازعات را هم تا حدود بسیار زیادی با سختی و دشواری مواجه کند. یعنی در شرایطی که بهره برداری ابزاری از هویت های قومی و مذهبی برای گسترش منافع استراتژیک و حوزه نفوذ اصل باشد، امکان مدیریت منازعات بسیار سخت تر خواهد شد.

* برخی تحلیل گران یکی از راه حل های پایان یافتن حداقلی اختلافات و درگیری ها در منطقه را گفت وگو میان ایران و عربستان می دانند و معتقدند این دو کشور به لحاظ قدرت و مذهب حرف اول را در منطقه می زنند؛ به همین دلیل می توانند در حل بحران منطقه ایفای نقش کنند. در شرایط فعلی که عربستان به یمن حمله کرده و تغییراتی در مدیریت سیاست داخلی انجام داده است، آیا امکان گفت وگو میان ایران و عربستان وجود دارد؟

احمدیان: من معتقدم که در همه حال و در همه شرایط هم امکان گفت وگو وجود دارد و هم به گفت‌وگو و مذاکره باید امیدوار بود. در بدترین لحظات در دوره جنگ سرد، ایالات متحده و اتحادیه جماهیر شوروی به طور ضمنی یا رسمی با هم گفت‌وگو و مذاکراه می کردند و سعی در حفظ وضع موجود در روابط بین الملل آن روزگار داشتند. این موضوع می تواند درباره ایران و عربستان هم صادق باشد؛ امروزه هیچ دلیلی ندارد که ایران و عربستان با یکدیگر همکاری، مذاکره و گفت‌وگو نداشته باشند. اتفاقا زمینه های گفت‌وگو و مذاکراه میان عربستان و ایران بسیار گسترده تر از اتحاد شوروی سابق و ایالات متحده در روزگار جنگ سرد است؛ هر دو کشور از یک بستر فرهنگی مشترک به نام اسلام برخوردار هستند، دارای منافع مشترک در مدیریت نا امنی، کنترل تروریست و مسایل اقتصادی هستند؛ در مورد این مسایل می توان حول یک منفعت مشترک جدی تر یعنی ثبات و امنیت، به گفت وگو نشست. راهی غیر از مذاکره و گفت وگو باقی نمانده و می توانم بگویم که این گفت وگو تنها شانس و ساز و کار برای کاستن تنش و دامنه منازعات در خاورمیانه است.

* برای انجام گفت وگو میان ایران و عربستان باید از چه ابزاری استفاده شود و ضرورت هایی در نظر گرفته شود؟ این دو کشور با چه گفتمانی باید با یکدیگر مذاکره کنند؟

احمدیان: دو کشور مسلمان و همسایه هستند و در یک شبکه امنیتی مشترک قرار گرفتند. در کنار بسیاری از منافع مشترک دیگر در حوزه نفت، گاز، اقتصاد و غیره من بر روی این نکته تاکید می کنم که ایران و عربستان در یک بسته امنیتی مشترک قرار گرفتند، ایران و عربستان نمی توانند به طور خودرأی و خود خواسته مسایل امنیتی خود را حل و فصل کنند. تکیه بر قابلیت ها و توانمندی های فردی کشورها برای مدیریت بحران های بین المللی می تواند آسیب های جدی برای امنیت ملی کشورهای منطقه به وجود بیاورد؛ این مساله بیشتر برای عربستان اهمیت دارد. من معتقدم ایران امروز در مسایل امنیت منطقه ای یا در این شبکه امنیتی، در قلمرو خاورمیانه و خلیج فارس دست بالا را دارد و در واقع از مدیریت برتر استراتژیک به لحاظ هویتی، قدرت نظامی، موقعیت ژئوپلیتیکی، استعدادها و توانمندی های انسانی و اجتماعی در داخل برخوردار است؛ اما باز اعتقاد دارم که با وجود این توانایی و برتری استراتژیک، ایران و عربستان باید این را بپذیرند که به طور خود خواسته و با تکیه بر اصل خوداتکایی و بدون توجه به منافع، ملاحظات و خواسته های طرف دیگر، قادر به مدیریت منازعات در یمن یا مناطق دیگر مثل سوریه و عراق نیستند.

ایران و عربستان می توانند با تکیه بر دیپلماسی و گفت‌وگو راه حل های مشترک برای بحران های منطقه پیدا کنند و امید داشته باشند که در محیط امنیتی و استراتژیکی مشترک، ضمن تشخیص و تعیین دقیق سرچشمه های نا امنی که می تواند آسیب هایی برای کل کشورهای منطقه داشته باشد، به سمت یافتن راه حل های مشترک بروند؛ این امر می تواند به طور خاص سرآغازی برای شکل گیری یک رژیم امنیتی در منطقه خلیج فارس باشد و در آینده از رشد چنین بحران هایی جلوگیری کرد؛ اگرچه معتقدم در مسایل امنیتی و استراتژیک صرف نظر کردن از ملاحظات واقع گرایانه، رقابت و فاصله گرفتن از خود اتکایی تا حدود بسیار زیادی دشوار است، اما نه ایران و نه عربستان سعودی راهی غیر از این ندارند که به سمت یک کانون واحد و مسیر مشترک برای یافتن راه حل های مشترک در این محیط حرکت کنند.

گفت وگو از سمانه معارف- شفقنا

انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com

اخبار مرتبط