شفقنا افغانستان-استاد علوم سیاسی دانشگاه امام صادق(ع) با بیان اینکه امام علی (ع) سیاستی را مورد توجه قرار می دهد که در آن راه هدایت انسان ها تسهیل شده و بنیان آن بر عدالت استوار باشد گفت: حکومت از دیدگاه امام علی(ع) امانتی الهی است که باید از آن برای زمینه سازی تعالیم سعادت انسان استفاده شود و هر گونه شائبه نفسانی در این امانت خلاف چنین هدف والایی به شمار می آید.
او بیان کرد: آموزه های اسلامی همواره بر همپایی سیاست و اخلاق تاکید ورزیده و علی الاصول، عدول از اصول اخلاقی در سیاست از نگاه اسلامی پذیرفته شده نیست.
دکتر جلال درخشه در گفت و گو با خبرنگار شفقنا در رابطه با اخلاق سیاسی حضرت علی(ع) اظهار کرد: نسبت اخلاق و سیاست یکی از مسایل بنیادین در حوزه تفکر سیاسی است که همواره توجه اندیشمندان را به خود جلب کرده است و نتیجه تأمل درباره چنین نسبتی به شکل گیری نگرش های متفاوت منجر شده است که البته هر کدام از آنها با دامنه های تقسیری مختلف همراه بوده است. امروزه دوگانگی اخلاق و سیاست سر فصل دنیا مداری در حیات سیاسی، اجتماعی و معنوی انسان مدرن است که از بنیان اخلاق به ویژه اخلاق دینی در علایق و روابط سیاسی دفاع می کند. این نوع رویکرد قاعدتا تحت تاثیر مستقیم تجارب حوزه تمدنی غرب قرار داشته و با توجه به گسترش تمدن غرب و بسط هیمنه ارزش های آن در جهان به عنوان الگوی سیاسی و حقوقی در بسیاری از جوامع پذیرفته شده است. بر این اساس انسان مدرن در جهت ساماندهی و روابط سیاسی اجتماعی خود نه تنها نیازی به ایستارهای اخلاقی ندارد بلکه وابستگی او به چنین باورهایی هم نشانه پسماندگی قلمداد می شود. اما بر خلاف چنین برداشتی، آموزه های اسلامی همواره بر همپایی این دو حوزه تاکید ورزیده و علی الاصول عدول از اصول اخلاقی در سیاست از نگاه اسلامی پذیرفته شده نیست.
در اسلام عدول از اصول اخلاقی در سیاست پذیرفته شده نیست
او درخصوص تعریف سیاست در اسلام گفت: تألیف صدر اسلام و حکومت حضرت رسول (ص) و همچنین حکومت حضرت علی(ع) توضیح دهنده همین پیوند ناگسستنی ما بین اخلاق و سیاست است اما برای اینکه این موضوع تا حدودی روشن شود یک تعریفی از سیاست لازم است که باید به آن اشاره کرد. سیاست به عنوان حساس ترین حوزه فعالیت انسان در ادبیات سیاسی معانی متفاوتی دارد که حکومت و حکمرانی نقطه کانونی آن به شمار می آید. در علوم سیاسی سیاست را عبارت از حکومت بر انسان ها، مبارزه برای قدرت یا حفظ آن، توضیح اقتدار مأبانه ارزش ها و امثال آن تعریف کردند و در ادبیات فارسی خودمان هم سیاست به معنای مدیریت کلان دولت و راهبرد عمومی در جهت مصلحت جمعی و انتخاب روش های بهتر یا علم اداره جامعه معنی می شود. بر اساس این نوع تعاریف در سیاست عنصر حکومت کردن و مدیریت جامعه بشری یک عنصر اساسی به شمار می آید که امری غیر قابل اجتناب برای مناسبات زندگی بشر و جهان زیستی اوست.
این استاد دانشگاه ادامه داد: در عین حال می توان سیاست را در چارچوب اهداف آن توضیح داد. برای مثال در ادبیات اسلامی سیاست به معنای هدایت جامعه و هدایت جامعه به سوی سعادت افراد تلقی شده است که بر روایات ما هم این مساله برای نبی اکرم (ص) با نفس سیاست ثابت شده است. چنانچه در زیارت جامعه کبیره هم در مورد ائمه اطهار(ع) عبارات صحافة العباد بیان شده است که منظور این است که ائمه معصومین(ع) سیاست بندگان خدا را در دست دارند. به هر حال اگر ما نفوذ در اندیشه انسان را برای تعیین رفتار، هدایت و ترغیب او برای انتخاب اولویت ها به عنوان هدف بنیادی در سیاست تلقی کنیم همواره این پرسش مطرح است که برای وصول به چنین هدفی از چه شیوه ها و روش هایی می توان استفاده کرد و آیا ممکن است از روش های غیر موجه و نامشروع استفاده کرد یا نه؟
رویکرد دینی به سیاست، نگرشی اخلاقی و ارزش مدار است
درخشه تصریح کرد: امروزه در پهنای سیاست عمومی بهره گیری از هر روشی برای رسیدن به چنین هدفی در سیاست قابل پذیرش تلقی می شود و مورد قبول است. قاعدتا در چنین نگاهی ارزش ها و اخلاق چندان معنایی ندارد. اما در مقابل در آموزه های دینی در پاسخ به این پرسش که نسبت بین رسیدن به اهداف سیاسی و وسایلی که می توان برای رسیدن به آن هدف استفاده کرد نگرش کاملا متفاوت از آنچه ذکر کردیم حاکم است. نگرش اول نگرش واقع گرایانه و قدرت محور به سیاست است، اما نگرش دوم یک نگرش دینی ارزش محور یا اخلاق مدار است. بنابراین می توان یک رویکرد را رویکرد واقع گرایانه به سیاست تلقی کرد که هدف آن ایجاد نظم و امنیت و جلوگیری از هرج و مرج است و سیاست در واقع وسیه ای برای حفظ چگونگی پایه های قدرت به شمار می آید. بنابراین مهمترین مساله سیاست، حفظ قدرت تلقی می شود اما متقابلا رویکرد دیگری که رویکرد دینی به سیاست است نگرشی اخلاقی یا ارزش مدار است. در این نگاه نه سیاست به خودی خود هدف است و نه قدرت سیاسی بلکه اهدافی بالاتر مثل عدالت و سیاست و خیر برتر برای انسان و جامعه انسانی ترسیم می شود و وظیفه سیاست بستر سازی و آماده کردن شرایط برای وصول به این آرمان های بنیادی و اساسی انسان است.
حضرت علی(ع) سیاستی را مورد توجه قرار می دهد که بر عدالت استوار باشد
درخشه در ادامه با بیان اینکه سیاست مدار در این چارچوب کسی است که انسان و جامعه انسانی را به سوی فضایل اخلاقی پیش ببرد گفت: هدف اساسی جامعه دستیابی شهروندان به حیات طیبه همراه یا سعادت، فضیلت و خیرخواهی است و از این جهت است که سیاست به عنوان قصه ای از حکمت علوی بر آمیخته است و آموزش و تربیت با مقوله سیاست ارتباط نزدیکی دارد. اگر بخواهیم نگاه امیرالمومنین (ع)را از این زاویه نگاه کنیم قاعدتا رویکرد امام به سیاست چه در رفتارهای فردی و چه در رفتارهای اجتماعی و سیاسی از نوع اخلاق دینی بوده است زیرا امام علی (ع) سیاستی را مورد توجه قرار می دهد که در آن رستگاری و پرهیزگاری توسعه یافته باشد و راه هدایت انسان ها تسهیل شود و بنیان آن بر عدالت استوار باشد.
سیاست از نگاه علی(ع) آغاز تقوای الهی است
درخشه با تاکید بر اینکه سیاستی که عبارت از تشخیص و کسب هر نوع وسیله ای برای وصول به هدف باشد مورد نظر امام علی(ع) نیست بیان کرد: هدف امام در سیاست و حکومت قاعدتا فراتر از دستیابی به قدرت سیاسی بوده است لذا با پایبندی عمیق به اصول و ارزش های اخلاقی در نهاد اجرای صحیح و پایدار تعالیم و دستورات اسلام اندیشیده است و هیچ گاه سیاست را در معنای فریب کاری، قدرت خواهی و ستم پیشگی نپذیرفته است. اگر بخواهیم تعریفی از سیاست از این منظر و از دیدگاه حضرت امیر(ع) بیان کنیم می توانیم به کلام 648 او در نهج البلاغه اشاره کنیم که پاسخی به یک گفتمان حاکم در جامعه آن زمان و قدرت موجود است. امام جمله ای فوق العاده جذاب دارند که می توان از آن تعریف سیاست را از دیدگاه امام توضیح داد وَاللهِ ما معاویة بأدهَی مِنِّی، وَلکِنَّهُ یَغدرُ وَ یَفجرُ. وَ لَولا کرَاهیّة الغَدر لَکُنتُ مِن أدهَی النّاس «به خدا سوگند معاویه از من “در حکومت” زیرک تر نیست ولی حیله گر و ستم گر است و اگر نبود بیزاری من به فریبکاری و اگر نبود تقوای الهی بی شک از زیرک ترین انسان ها بودم”. این ساختار زبانی و کلامی امام حاکی از تاکیدهای چند گانه ایشان است و اما آن چیزی که امام را در عین هوشمندی و زیرکی از اعمال چنین زیرکی باز می دارد پرهیزگاری الهی و دوری از ستم پیشگی است زیرا در نگاه امام سیاست همان راستی و درستی است. سیاست از نگاه علی(ع) آغاز تقوای الهی است نه پایان تقوا، نقطه آغاز پذیرش حدود الهی است نه نقطه پایان حدود الهی و تقوا.
نگرش امام(ع) به مقوله سیاست یک نگرش کاملا زاهدانه است
او گفت: امام علی(ع) که از جمله کسانی است که زندگی یک مورچه را بر حکومت تمام دنیا مقدم می دارد چگونه می تواند به خود اجازه دهد که در رسیدن به اهداف این جهان از هر وسیله ای بهره بگیرد؟ بنابراین حکومت از دیدگاه امام امانتی الهی است که باید از آن برای زمینه سازی تعالی و سعادت انسان استفاده شود و هر گونه شائبه نفسانی در این امانت خلاف چنین هدف والایی به شمار می آید. لذا امام علی(ع) می فرماید «رویکرد من به مقوله سیاست این نیست که خود سیاست یا قدرت سیاسی هدف باشد بلکه این نیز وسیله ای برای سعادتمندی انسان هاست». بنابراین نگرش امام(ع) به مقوله سیاست یک نگرش کاملا زاهدانه به قدرت سیاسی و روش های سیاسی است لذا در جای جای فرمایشات ایشان ملاحظه می کنیم که همواره اخلاق بر قدرت سیاسی و الزامات سیاسی تقدم پیدا می کند؛ بنابراین همواره به وفای به عهد، پرهیز از پیمان شکنی، دوری از نیرنگ، بیزاری از دروغ و ستم پیشگی تاکید می ورزد و در واقع اینها اصول اساسی سیاست حضرت است. امام هیچ مصلحتی را بالاتر از سیاست دین گرا، اخلاق گرا، حق طلبانه و عدالت گستر قلمداد نمی کند. این نگاه یک رویکرد توحید محور است که صرفا می توان با جهان بینی الهی آن را معنا دار دانست که کاملا با رویکرد دنیا مدارانه به مقوله سیاست تفاوت بنیادین دارد.
استاد دانشگاه امام صادق(ع) در ادامه افزود: خب اگر این مرتبه را مورد توجه قرار دهیم متقابلا می بینیم در عصر خود امام علی(ع) رقیبان سیاسی او از غیر اخلاقی ترین شیوه ها برای وصول به قدرت بهره گرفتند و زمینه های لازم برای ستم گری، بی عدالتی، دروغ، فریبکاری و نیرنگ بر جامعه اسلامی را بنیان نهادند. چنانچه امام نگرش خود را در خطبه 41 نهج البلاغه در باب سیاست اینطور بیان می کند «ما در زمانی زندگی می کنیم که اکثر مردم آن حیله گری و فریب کاری را عین هوشمندی و زیرکی می دانند و نادان ها این گونه فریبکاران را به چاره پردازی نسبت می دهند» در واقع امام وضعیت ساختار فکری و ذهنیت اجتماعی مردم آن زمان را بیان می کند که حیله گری را عین سیاست و زیرکی می دانند و در ادامه می فرماید« فرد هوشمند کسی است که راه های فریب کاری را می داند ولی در عمل از آنچه که باعث زیان و بازدارندگی الهی می شود صرف نظر می کند اما کسی که تعلق خاطری به دین ندارد در کمینگاه انجام آن می نشیند و هر گناهی را انجام می دهد و فرصت را از دست نداده و در هر کاری به حیله دست می اندازد» این کلام امام که در خطبه 41 وارد شده است تفاوت سیاست اخلاقی را با رویکرد سیاست غیر اخلاقی به خوبی آشکار می کند. تردیدی وجود ندارد که امام از روش ها و ابزارهای تسهیل قدرت و تداوم حکومت خود به خوبی آگاهی داشت و قاعدتا می توانست از این ابزارها برای بسط سلطه و قدرت خود استفاده کند اما هیچ گاه چنین نکرد و تنها عنصر بازدارنده امام پرهیزگاری الهی و انقیاد او در برابر موازین اخلاقی اسلامی بوده است.
او در پایان خاطرنشان کرد: سیاست ورزی امام فی نفسه خود یک هدف تلقی نمی شده است بلکه وسیله ای برای رسیدن به هدف، اجرای اسلام، اخلاقیات دین و گسترش عدالت در جامعه بود. خب این نوع نگرش از اخلاقی ترین برداشت ها در حوزه سیاست حکایت می کند که جز با راستی و پرهیز از فریبکاری قابل دسترسی نیست. امام در خطبه 16 نهچ البلاغه می فرماید «به خداوندگار سوگند هیچ گاه به اندازه سر سوزنی حق را پنهان نکردم و هیچ دروغی را روا نداشتم». در واقع این قاعده اساسی حکومت امام علی (ع) بود که در خط مشی های سیاسی او در دوره حکومت و پیش از آن، چه زمانی که در قدرت سیاسی بود و چه زمانی که در قدرت نبود قرار داشت و همواره به آن تاکید کرد و رفتار سیاسی او در این چارچوب معنی دارد شده است.
انتهای پیام
