شفقنا افغانستان- استاد حوزه علمیه قم معتقد است: فقه شیعه از امام صادق علیهالسلام گرفته شده است و وجود مبارک ایشان بود که فقه شیعه را نمایان ساخت در واقع فقه شیعه یک مطلب مستحدث نبوده است.
حجت الاسلام و المسلمین سید مصطفی بهشتی در ایام سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) در گفتوگو با شفقنا یکی از عمده ویژگیهای بارز دوران امامت امام صادق علیه السلام را نهضت علمی آن حضرت عنوان کرد و گفت: وقتی به گزارشات تاریخی آن دوران نگاه میکنیم میبینیم که شخصیتهای مختلف علمی که در میان آنها چهره های طراز اول مذاهب اسلامی دیده می شود، در مورد فضائل علمی آن امام همام سخن گفته و او را ستودهاند؛ به عنوان مثال مالک بن انس که یکی از سران چهار مذهب مهم اهل تسنن است در مورد امام صادق علیهالسلام میگوید: هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و برهیچ قلبی خطور نکرده که برتر از جعفر صادق علیهالسلام دیده و شنیده باشد و به قلبش خطور کرده باشد.
او با بیان اینکه مالک بن انس، چهار شاخصه را از منظر اخلاقی، علمی، عبادی و تقوا در مورد افضلیت امام صادق علیهالسلام بیان میکند؛ بیان کرد: این بیان مالک بن انس نشان میدهد که جایگاه امام صادق علیه السلام بر هیچکسی پوشیده نیست و بزرگان اهل تسنن هم بر آن صحه گذاشته و سر تعظیم بر بزرگی علمی امام صادق علیه السلام فرود آوردهاند.
قائم مقام موسسه عطر زندگی بهشتی به نظر ابوحنیفه در مورد امام صادق(ع) اشاره کرده و گفت: جالب است که همین شخصیت که ستوده شده از جانب خیلی از بزرگان و فقهای اهل تسنن است، یک جمله بسیار جالبی در مورد امام صادق علیه السلام دارد که میگوید: «اگر آن دو سالی که در خدمت امام صادق بودم وجود نداشت، حتما هلاک میشدم»؛ به عبارتی تمام اعتبار علمیِ خودش را مدیون همان دو سال شاگردی امام صادق علیهالسلام میداند. این نشان دهنده اوج تأثیر آن جنبش علمیای است که امام صادق علیهالسلام در تمام دنیای اسلام ایجاد کرد.
او ادامه داد: ابن ابی الحدید وقتی میخواهد در مقدمه نهج البلاغهاش درباره امیرمومنان علیهالسلام سخن بگوید؛ میگوید همه علوم اسلامی به علیبنابیطالب منتهی می شود؛ در آن جا برای اثبات این مدعا اول از علم فقه شروع می کند. میگوید که فقه به تمامه به امام صادق بازمیگردد؛ یعنی سران چهار مذهب اهل تسنن نیز هرچه دارند از شاگردی جعفر صادق(ع) آموخته اند، حالا یا مستقیم از خود ایشان و یا باواسطه؛ ابوحنیفه بیواسطه و آن سه تن دیگر با واسطه احکام و فقه را از امام صادق علیهالسلام یاد گرفتهاند؛ بنابراین تمام فقه و علوم اسلامی مدیون امام صادق علیهالسلام است.
این استاد حوزه ادامه داد: ابن ابی الحدید به خاطر اینکه نشان دهد تمام علوم به امیرالمومنین علی علیهالسلام برمیگردد به این نکته اشاره میکند که امام صادق علیهالسلام تمام مسائل علمی خودش را از راه جد بزرگوارش علیبنابیطالب علیهالسلام فراگرفته است و علی علیهالسلام نیز از رسول خدا (ص) آموخته است. بنابراین در مورد بزرگی و برتری علمی امام صادق علیه السلام نسبت به تمامی دانشمندان علوم اسلامی هیچ حرفی وجود ندارد و همه نسبت به این مسئله اذعان دارند.
او اذعان کرد: راجع به امام صادق علیهالسلام در هیچ یک از کتب تراجم، شخصیتشناسی و امثال اینها حتی یک نکته منفی مطرح نشده و همه مترجمین و شخصیتنگاران امام صادق علیهالسلام را ستودهاند.
بهشتی درباره اینکه چرا با اینکه شخصیتهای بزرگ اهل تسنن به برتری امام صادق علیهالسلام اذعان دارند، به ولایت و مکتب ایشان نگرویدهاند و وی را به عنوان امام نپذیرفتهاند، اظهار داشت: آنها امام صادق علیهالسلام را به عنوان یک عالم فرهیخته قبول دارند اما به عنوان آنچه در شیعه مطرح میشود ایشان را به عنوان امام عادل از جانب حقتعالی و ولی و صاحب امر قبول ندارند؛ آنها معتقدند امام صادق علیهالسلام یک عالم جلیل القدر و معلم بزرگ بوده که شاگردان فراوانی داشته است؛ یعنی سر تعظیم در برابر علم ایشان فرومیآورند اما ولایتشان را قبول ندارند.
او در پاسخ به این سوال که آیا امام صادق در جلسات درسشان و رودررویی با تمامی شاگردان، در تبیین مسئله ولایت و بیان جایگاه خودشان بهعنوان امام ورود نکرده یا مورد سوال قرار نگرفته است؟ عنوان کرد: امام صادق علیهالسلام که تمام محتوای علمیاش را نمیتواند در اختیار همه قرار دهد؛ بنابرروایات ما که از خود ایشان و دیگر ائمه علیهمالسلام وارد شده است این ذوات مقدسه به اندازه فهم مخاطب و نیازی که او بر امام عرضه کرده است، با وی سخن میگویند. البته وجود مبارک امام صادق علیهالسلام در مورد ولایت اهل بیت علیهمالسلام آموزهها و معارف گرانبهای زیادی را مطرح فرموده است اما در بسیاری مجالس مجبور به تقیه و چشمپوشی از بیان بسیاری از معارف بودهاند.
این استاد حوزه ادامه داد: اگر خورشید نتابد، ایراد از خورشید است، اما اگر همه عالم دستشان را مقابل چشمانشان بگیرند، این ایراد خورشید نیست. از همین جا ما میتوانیم یک سرفصل جدیدی را مطرح کرده و بگوییم تا عصر امام صادق علیهالسلام بسیاری از معارف بلند اهل بیت مخفی مانده بود و اجازه و امکان نشر عمومی نیافته بود و در این دوران بود که با فراهمآمدن این امکان، خورشید وجود و حضور خاندان مکرم نبی علیهمالسلام تا حدی امکان تابیدن یافت و در همین حد نیز، این فروغ عالمگیر شد.
او خاطرنشان کرد: تنها فرصتی که به لحاظ اجتماعی و سیاسی تا پیش از این وجود داشت دوران حکومت ۴ تا ۵ ساله امیرمومنان علیبنابیطالب علیهالسلام بود که آن هم به سه جنگ بزرگ و بسیاری مسائل دیگر سپری شد البته از همین فرصت نیز معارف گرانقدری به دست ما رسیده است؛ از جمله خطبهها و مجموعه فرمایشات ایشان در کتاب شریف نهجالبلاغه. اما بعد از ایشان تا زمان امام صادق علیهالسلام دوران سختی پیشآمد که معارف به سختی به مردم میرسید، فلذا امام سجاد علیهالسلام مطالب را در قالب دعا بیان میفرمودهاند؛ اما برای امام باقر و امام صادق که سلام خدا بر آنها باد، خصوصا با توجه به تغییرات سیاسی، فضا تغییر کرد و امکانی دیگر فراهم شد.
بهشتی ابراز داشت: در چنین شرائطی این دو امام می بایست معارف را به صورت تدریجی ارائه می کردند؛ برای همین است که شما میبینید معارفی که امام رضا علیهالسلام برای مردم مطرح کرده دقیقا با مقدماتی که امام باقر و امام صادق علیهماسلام مطرح کردهاند، همخوان است؛ گویا که آن دو امام به عنوان پایهگذاران علمی مطالبی را مطرح کردهاند و امام کاظم و امام رضا علیهم السلام سطوح بالاتری از معارف را براساس آن پایهریزی و ارائه کردهاند.
این استاد حوزه درباره اینکه چرا بیشتر روایات رسیده از امام صادق علیهالسلام فقهی است؟ گفت: اساسا وقتی سخن از مذهب میشود، منظور رویکرد فقهی است. یعنی وقتی گفته می شود مذهب حنفی، یعنی رویکرد فقهی ای که از ابو حنیفه گرفته شده است. شیعیان را نیز همانطور که همه ما میدانیم، با عنوان پیروان مذهب جعفری میشناسند با این که میتوانستند بگویند مذهب علوی. این نشان می دهد که فقه شیعه از امام صادق علیهالسلام گرفته شده است و وجود مبارک ایشان بود که فقه شیعه را نمایان ساخت در واقع فقه شیعه یک مطلب مستحدث نبوده است.
او تصریح کرد: این فقه از امیر مومنان سینه به سینه به امام صادق علیهالسلام رسیده است. پس چرا این فقه به امام صادق علیهالسلام شناخته می شود؟ این همان مطلبی است که قبلا به آن اشاره شد؛ اجازه ندادند که این فقه به دست مردم برسد و کسی از این فقه و احکام باخبر شود. احکام حقیقی اسلام در سینه اهل بیت علیهمالسلام مانده بود تا زمان امام باقر و امام صادق علیهماسلام که به دست مردم رسید. اینها مهمترین مسائلی بود که مردم باید می دانستند، یک مسلمان در مقام عمل باید بداند که چه باید بکند اما وقتی فضا باز می شود این معارف به دست مردم میرسد.
بهشتی با بیان اینکه اولین کاری که بر امام واجب است انجام دهد چیست؟ گفت: اولین کار این است که فقه را به مردم بفهماند و یاد بدهد یعنی راه و رسم زندگی کردن را از طرف خداوند به مردم بگوید. امام هم وظیفه اصلیش را انجام میدهد. وظیفه امام در مرحله اول همین است که راه و رسم زندگی یا همان فقه را به مردم بیاموزد؛ برای همین است که امام صادق علیهالسلام به ارائه مطالب فقهی شروع کرد.
او عنوان کرد: در این دوران مراجعات فقهی نیز رواج بیشتری داشت و مردم مراجعات متعدد فقهی داشتند و امام صادق علیهالسلام هم از این فرصت بهترین استفاده را کرد و مدرسه فقهی و حدیثی بزرگی را در مدینه با فراوانی ۴ هزار شاگرد تشکیل داد. این فراوانی بیسابقه هم یکی از رفتارهای منحصر به فرد امام صادق علیهالسلام است.
این استاد حوزه یادآور شد: روشن است که این شاگردان منحصر به شیعیان نبوده بلکه از پیروان مذاهب مختلف بودهاند. اما اراداتی ویژه به علم امام صادق علیهالسلام داشته و در مجلس علمی ایشان شرکت میکرده اند.
او اضافه کرد: علیرغم اینکه وظیفه امام این است که فقه ر ا بفهماند اما امام صادق علیهالسلام بعد از فقه، به اعتقادات و اخلاق و علوم دیگر نیز پرداخته است. مثلا مناظرات ایشان بسیار مشهور است که اکثر قریب به اتفاق این مناظرات در باب اصول عقائد است. یعنی اگر بخواهیم فراوانی روایاتی که امام صادق علیه السلام در اختیار ما قرار داده است را بسنجیم، در گام اول فقه و بعد از آن اعتقادات است.
بهشتی گفت: اما معارفی که امام صادق علیهالسلام در اختیار ما قرار داده است، به فقه و اعتقادات خلاصه نمی شود. یک دسته از عمده روایاتی که از امام صادق علیهالسلام به دست ما رسیده است، روایات تفسیری امام صادق در بیان معارف وحیانی است. روایات تفسیری که نکات بسیار ظریفی در آنها بوده است که کسی متوجه آن نبوده است. شاید بتوان گفت قسم سوم و مهمی که از امام صادق علیهالسلام به دست ما رسیده است معارف قرآنی است.
او با بیان اینکه وظیفه اصلی امام بیان معارفی است که منتهی به هدایت بشر بشود؛ گفت: امام وظیفه دارد که هر نکته و معرفتی را که منجر به هدایت بشر می شود یعنی هدیلناس است را برای مردم بیان کند. در واقع بیان علوم دیگر وظیفه امام نیست.
این استاد حوزه معتقد است: علوم از یک منظر به دو دسته تقسیم می شوند: علومی که به صورت مستقیم با هدایت بشر مرتبط است و علومی که به طور مستقیم به هدایت بشر ارتباط ندارد. امام صادق علیهالسلام نیز وظیفه اش این بود علومی که با هدایت بشر مرتبط است را مطرح کند که آن علوم را در فقه خودشان مطرح کردند؛ علومی مثل ریاضیات، فیزیک و شیمی و غیره وظیفه امام نیست، اما از آن جا که امام متصل به علم لدنی و الهی است، همه این علوم از جمله فیزیک، ریاضیات، شیمی و سایر علوم هم در اختیار امام است و گاهی از این علوم نیز، به ضرورت یا در هنگام سوال مراجعان صحبت به میان میآوردهاند.
او عنوان کرد: مثلا در قضاوت های امیر مومنان که سلام خدا بر او و فرزندانش باد وقتی از وی درباره بعضی مسائل ریاضی در مورد ارث سوال پرسیده می شود، ایشان بهگونه ای پاسخ میدهد که علمای ریاضی امروز هم آن جواب را می ستایند و شگفت زده می شوند. یا وقتی راجع به طب سوال پرسیده می شود، نکات عمیقی را امام صادق علیه السلام مطرح می کند یا در مورد بعضی علوم دیگر اینچنین است.
بهشتی به تربیت شاگردان امام صادق(ع) اشاره کرد و گفت: یکی از این شاگردان جابر بن حیان است که به عنوان پدر علم شیمی مطرح شده است و کتابهایی که از او رسیده، بعضا به زبانهای دیگر چاپ شده و در قرون وسطی حتی ترجمه شده و در اروپا مطرح بوده است. و جالب این است که خودش گفته است این مطالب را من از جعفر بن محمد علیهالسلام فراگرفتهام.
او در پایان گفت: در واقع میشود این مثال را زد که اهلبیت علیهمالسلام مثل درختی پرباری هستند که اگر کسی برود زیر این درخت، آنها هر ثمری را ارائه خواهند کرد.
انتهای پیام
