شفقنا افغانستان-اشرف غني ، رییسجمهور افغانستان ، پس از رسیدن به قدرت، برای نخستینبار از آسمان ج.ا.ایران عبور كرد و به عربستان سعودي رفت ، كشوري كه این روزها از بروز خصومت اش به تهران ابايي ندارد. البته در آن زمان، گويا مقرر گرديده بود تا تهران نيز همانند دهلي نو ، در مسائل افغانستان بايد در حاشیه قرار مي گرفتند. ! اما اينك ، دو سال پس از تشکیل حکومت وحدت ملی، به نظر میرسد تهران و دهلی نو ، در ميان كشورهاي منطقه ، در رقابت نفوذ بیشتر ، برنده هاي اصلي هستند.
مشاور امنیت ملی رییسجمهور افغانستان ، در تاريخ 15 مرداد ماه سالجاري، راهي تهران گرديد. سفری که به دلیل نقش و نفوذ ایران در افغانستان و نیز تحولات منطقه تا حدي تأملبرانگیز است. آقاي « حنیف اتمر » با آقايان « علی شمخانی» دبير شوراي امنيت ملي ، « رحماني فضلي » وزیر كشور ، « محمدجواد ظریف» ، وزیر امور خارجۀ ایران، دیدار و گفتوگو کرد. مبارزه با تروریسم، تأمین امنیت منطقه و موضوع موادمخدر در دستور کار این گفتوگوها قرار داشت. . البته اقاي « اتمر » ، پیش از این، به چین، روسیه و هند نیز سفر کرده بود وپس از تهران به تاجيكستان نيز سفر كرد.
چهار کشور: پاكستان ، هندوستان ، ايران ، عربستان سعودي ، در مسائل ذي ربط با افغانستان نقش و نفوذ دارند. که در تامين منافع ملي خود ، رقيب و گاه تضادها و تقابلهای غیرقابلحلی نیز دارند. اسلام آباد و دهلي نو ، در خصوص نقش فزاينده تر در كابل ، با هم درگیر هستند . البته نفوذ بیشتر هرکدام از این کشورها در کابل، به معنای تهدید جدی در برابر کشور سوم است. به همین دلیل، اسلامآباد در تلاش است تا راههای نفوذ هند بر افغانستان را ببندد. در سوی دیگر، ایران و عربستان سعودي نيز درگیر رقابتي شديد هستند. در حالي كه رقابت هند- پاکستان حاوي زمينه هاي امنیتی- سیاسی است و از طریق سرمایهگذاری اقتصادی ، سیاسی و بهچالشکشیدن امنیت افغانستان اعمال میشود، اما ،هم زمان ، تهران و رياض در نبردي فرهنگي ، بويژه عقيدتي ، در صدد حذف يكديگر هستند . رياض با تكيه به سرمايه گذاريهاي كلان اقتصادي و سياسي، در راستاي ترويج بنياد گرايي افراطي ، وهابيت ، از طريق پاكستان ، در پي تحقق طرح « شيعه هراسي » ، تهديد و تحديد مرجعيت مذهبي « شيعي » ايران ، در منطقه است.
اما اينك تهران در نقش پايتخت نظامي اسلامي و انقلابي ، مرجع قدرتمندعلمي براي پیروان اهل بيت (ع) در منطقه محسوب مي گردد ، از سویی نیز به دلیل پیشینۀ ميراث مشترک فرهنگی ، منبع موثقي براي فارسي زبانان افغانستان و تاجيكستان محسوب مي گردد. از سويي نزدیکی تهران به مسكو، پكن، دهلي نو ، و نيز محبوبيت تهران نزد برخي فرماندهان مجاهدين و تا حدی برخي رهبران سیاسی کنونی افغانستان ، ويژگي هايي است كه تهران را قادر مي سازد در رقابت با اسلام آباد و رياض ، به موقعيت و نقش مهم تري دست يابد . ضمن آن كه مسكو در رقابت با واشنگتن ، اينك هم سويي بيشتري با تهران دارد و خواهان نقش موثر تري در بازیهای منطقهای است .
از سوی دیگر ، چین ، ضمن نزديكي بيشتر به پاکستان، در مناسبات منطقهای افغانستان، وارد تعامل شده است. اگر چه امضای تفاهمنامۀ تجاری میان هند- ایران – افغانستان در بندر چابهار، چنددستگی کشورهای منطقه را در تعامل با افغانستان برجستهتر ساخت. چنان چه در زمان امضاء قرارداد مذكور ، رییسجمهور افغانستان ، پاکستان را مورد انتقاد شديد قرار داد و ژنرال هاي پاکستانی نيزابراز ناراحتي شان از مشاركت دهلي نو در طرح راهبردي مذكور را بر ملا ساختند.
چنين مي نمايد كه در پي تحولات اخير منطقه ، کشورهای متفق با خاندان سعودی ، در سوریه ، عراق ، يمن و تا حدی در بحرین، در رقابت با تهران در تنگنای شديدي قرار گرفته اند. مسلما تحولات مذكور در نقش آفريني ايران در منطقه و از جمله در افغانستان ، تاثير بسزايي خواهد داشت. در حالیکه افراط گرايي تكفيري و تروريزم تحت پوشش اسلامي ، امنیت جهان را به مخاطره انداخته است، تهران ، عملاً به یکی از بازیگران اصلی و عمده در منطقه تبديل شده است. گويا مجموعۀ این عوامل، « اتمر » را به تهران کشانده است. این سفر بهگونهای تغییرات در بازیهای منطقهای را نیز آشکار میکندكه اهداف و پیامدهای مختلف و پیچیده اي دارد.
مسلما طي پانزده سال اخير، نگرش تداوم حكومت قوم پشتون در افغانستان ، فقدان استقلال و اراده ملي براي برقراري صلح وا منيت ، نبودراهبرد مدون و دقیق سياست خارجي ، عدم محاسبات پيامد هاي معاملات هم زمان با پاكستان – هندوستان – ایران ، خاندان سعودي – چين – روسیه ، آمريكا ، كه داراي منافع ناهمسان و گاه رقیب، هستند ، شيوه و عملكردي است كه تداوم يافت و تا كنون نتوانسته است معضلات داخلي ، منطقه اي ، بين المللي افغانستان را حتي بطور نسبي رفع و يا حل نمايد .
اينك در افغانستان، پس از شكست طرح هاي راهبردي غرب ، سياست هاي دو گانه آمريكا ، منافع و مواضع متفاوت كشور هاي همسايه و منطقه ، ضعف هاي حكومت وحدت ملي ، زمينه هايي را فراهم ساخته است تا طالبان افغانستان با قدرتگيري ، يورش و كشتار هاي مجدد، هم سو با طالبان پاكستان ، داعش، به مثابه ابزار هاي فشار، حكومت غني – عبدالله را تحت فشار قرار دهند و به امتياز دهي مجبور سازند.
واقعيت اين است كه در بازي بزرگان ، مصائب ويران كننده اي بر مردم مسلمان ، محروم ، مظلوم ، افغانستان تحميل گرديد، در حالیکه ایالات متحده آمريكا خود را بهعنوان همپیمان استراتژیک، افغانستان معرفي مي كند ، اما نزد جهانخواران ، تداوم درگيري ها ، بحرانیترشدن اوضاع منطقه ، تا حدي که برای منافع ملي آنها ، هزینه هاي سنگيني نداشته باشد، نگران كننده نيست و هر زمان قابل معامله و معاوضه است .
نویسنده: احمد مرجاني نژاد – پژوهشگر امور بين الملل
انتهای پیام
