شفقنا افغانستان- باز این چه شورش است که در خلق عالم است/ باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟
به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان، صبح زود دوربین را به شانه انداختم و راهی شدم، خیابانهای گلشهر پر بود از آدمهایی که به دنبال هیات های مذهبی سینه زنان به سوی حرم امام رضا(ع) می رفتند.
کودک و جوان و زن و مرد و پیر و جوان، همگی لباس سیاه پوشیده اند و همگی یاحسین گویان به خیابان آمده اند، همه آمده اند تا با حسین بیعتی دوباره کنند، تا بگویند شیعه هر جای دنیا که باشد، روز عاشورا به خیابان می آید و در عزای اشرف اولاد آدم به سینه و سر می زند.
هیات مذهبی یکی پس از دیگری راهی می شوند و خود را به خیابانهای منتهی به حرم مطهر می رسانند، از چهارراه برق به آنسو دیگر راه اتومبیل ها مسدود است و همگی باید پیاده بروند.
دسته جات عزاداری زیادی از گوشه گوشه شهر به راه افتاده اند، اما دراین میان هیات های مهاجرین افغانستانی طرفداران بیشتری دارد.
هر هیاتی طبل و سنج و آلات دیگر عزاداری را به همراه آورده اند، اما هیات های مهاجرین با نظم و ترتیب خاصی و بدون هیچ وسیله دیگری تنها با سینه زدن به پیش می روند، اما نوع سینه زنی و نظم و ترتیبی که در این هیات ها مشاهده می شود، همه را بسوی خود جلب می کند.
افراد زیادی دوربینها و موبایلهایشان را آماده کرده اند تا از عزاداری مهاجرین افغانستانی فیلمبرداری کنند.
پیرزنی را دیدم که در کناری نشسته بود و اشک می ریخت، کنارش نشستم و همراه با او گریستم، مداح مهاجر افغانستانی از مصیبتهای حضرت زینب(س) می خواند و در ظهر عاشورا نزدیک حرم مطهر در کنار آن پیرزن اشک ریختم، پیرزن نگاهم کرد و گفت : تو می فهمی که این مداح چه می گوید؟ گفتم بله، من هم یک مهاجر افغانستانی هستم. پیرزن لبخندی زد و گفت : من هم اهل قندهارم و سالهاست در مهاجرت زندگی می کنم، این مداح آنقدر زیبا خواند که من به یاد مداحان وطن افتادم و گریه ام گرفت.
نزدیکیهای ظهر بود که هیات عزاداران حسینی مهاجرین افغانستانی مقیم مشهد، عزاداری را تعطیل کردند و همانجا نماز را به امامت حجت الاسلام هاشمی ترکمنی اقتدا کردند.
بعد از نماز همگی به سوی حرم امام رضا(ع) رفتند و روضه مختصری خوانده شد و در میان اشک و آه در ظهر عاشورا مهاجر و انصار و همه و همه در کنار هم گریستند و برای ظهور مهدی موعود دعای فرج خواندند.
اللهم عجل لولیک الفرج …
عکس و گزارش : سیدجمال الدین سجادی

