شفقناافغانستان– در روایتی از امام حسن عسگری علیه السلام زیارت اربعین از نشانه های مومن دانسته شده است. مراد از زیارت اربعین چیست؟ آیا سفرکردن به کربلا و زیارت حرم مراد این روایت است و یا خواندن زیارتی که از امام صادق علیه السلام نقل شده است و یا زیارت چهل مومن؟
خبرنگار شفقنا با آیت الله سید ضیاء مرتضوی، استاد حوزه علمیه قم درباره این دو روایت امام صادق و امام حسن عسگری علیه السلام به گفت وگو نشسته است و سپس تفسیر او درباره فرازی از زیارت اربعین را جویا شده است.
آیت الله مرتضوی معتقد است که بر اساس اطلاق و ظاهر روایت امام صادق علیه السلام خواندن زیارت اربعین در روز اربعین مستحب است.
گفت وگوی شفقنا با آیت الله مرتضوی را در ادامه می خوانید:
زیارت اربعین چند سند دارد و سندهای آن را چگونه می دانید؟
مرحوم شیخ طوسی در تهذیب الاحکام آنچه را که در زیارت اربعین آمده با دو سند نقل کرده که حداقل یکی از این دو سند معتبر است. اصل روایت از «صفوان بن مهران جمال» از اصحاب امام صادق و حضرت موسی بن جعفر است. او این روایت را به نقل از امام صادق علیه السلام نقل کرده است.سند روایت سندی متصل است.
شیخ طوسی روایت را به نقل از جماعتی از اصحاب می آورد و وقتی که گفته می شود «جماعه من اصحبنا» همه تلقی به قبول می کنند و روات را ثقه می دانند.
جمعی از روات شیعه روایت را از «ابومحمد هارون بن موسی بن احمد تَلَّعُکْبَری» نقل می کنند. این شخص از ثقات و اجلای روات ما به حساب می آیند. وی از «محمد بن علی بن معمر» نقل می کند. از این راوی در کتب رجالی توثیق وجود ندارد ولی چون شاگرد او یعنی هارون بن موسی از وی اجازه روایت دارد و از سویی هارون بن موسی از اجلای روات است، می توان نتیجه گرفت محمد بن علی، شخص مورد اطمینانی بوده که «تلعکبری» از او اجازه روایت گرفته و از سوی دیگر محمد بن علی از مشایخ کافی است که کلینی مستقیما در چند مورد از او روایت نقل کرده است. این موضوع نشان دهنده اعتنای کلینی به این راوی است.
محمد بن علی بن معمر روایت را از « علی بن محمد بن مسعده » و « حسن بن علی بن فضال» نقل می کند. درباره علی بن محمد توثیقی وجود ندارد اما حسن بن علی از افراد ثقه و حتی گفته اند از اصحاب اجماع است. ایشان فتحی بوده اما گفته می شود آخر عمر از این عقیده بر گشته است. این دو نفر روایت را از « سعدان بن مسلم» نقل می کنند. در کتب رجالی به صورت مستقیم عبارت « ثقه» نیامده اما استاد ما «آقا موسی زنجانی» درباره ایشان می گوید « ثقهٌ علی التحقیق». قبل از ایشان جناب میرداماد درباره این روای می نویسد « شیخٌ جلیل القدر». سعدان روایت را از «صفوان بن مهران جمال»نقل کرده است. او شخصی است که شتر دار بود و روزی خدمت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام رسید و حضرت فرمودند همه رفتارت درست است به غیر از اینکه شترهایت را به هارون کرایه می دهی و ایشان عرض کرد من این شترها را برای سفر حج به او می دهم. حضرت پاسخ دادند که آیا وقتی شترهایت را به او می دهی نمی خواهی که سالم برگردد؟ جواب داد: بله. حضرت گفتند همین مقدار بد است. که ایشان همه شترهایش را فروخت و مورد ملامت هارون قرار گرفت.
پس سلسله سند زیارت معتبر است لذا اگر تکیه خاصی روی این روایت داریم به خاطر اعتبار آن است که از امام صادق علیه السلام آن را نقل می کنند.
علت استحباب خواندن زیارت در روز اربعین چیست؟
مرحوم علامه مجلسی می گوید درباره علت استحباب چیزی نیست و آنچه میان اصحاب ما مشهور است حضور اهل بیت در روز اربعین در کربلاست. احتمال دیگر این است که در چنین روزی اهل بیت علیهم السلام به مدینه میرسند. خود علامه می گوید این دو احتمال بعید است چون از نظر زمانی چهل روز بعد از شهادت گنجایش این را ندارد که این اتفاق در اربعین نخست افتاده باشد و سید بن طاووس هم در اقبال این دو احتمال را بعید می شمارد.
علامه به صورت احتمالی می گوید شاید علت استحباب حضور جابر در کربلاست.
بنده احتمال می دهم خود « چهلم» مورد توجه حضرات بوده و می خواسته اند این روز مبدئی برای تجدید مصیبت خاندان عصمت و طهارت باشد.
به هر حال تردیدی نیست که بر اساس این روایت خواندن زیارت در روز اربعین مستحب است.
آیا قرائت این زیارت منحصر به روز اربعین است؟
اگر قرار است به این روایت به قصد استحباب عمل شود باید همین روز اربعین خوانده شود چنانچه زیارتنامه مفصلتر دیگری را شیخ طوسی برای ورود به حرم و زیارت کربلا بیان کرده است.
اما اگر کسی این زیارت را رجاءً انجام دهد، نه به خصوص زیارت اربعین، امر مطلوبی است. چنانچه زیارت عاشورای معروف هم برای روز عاشورا بیان شده است.
چه خصوصیتی در این زیارت وجود دارد که آن را نسبت به زیارات دیگر حضرت متمایز می کند؟
حیثیت زمانی؛ زیارتهای مطلق و زیارتهای دارای خصوصیات زمانی زیادی وارد شده اما در خصوص اربعین تنها زیارتی که با سند وارد شده است همین زیارت اربعین است. این زیارت بر اساس آن روایت امام حسن عسگری علیه السلام یکی از نشانه های مومن دانسته شده است. تنها زیارتی که از آن روایت به ذهن متبادر می شود و با شیعه بودن تناسب دارد همین زیارت اربعین است. البته در مورد آن روایت احتمال داده اند مراد از زیارت اربعین، ملاقات و زیارت چهل مومن باشد. به نظر می رسد علاوه بر مضامین جامعی که روایت دارد، تنها زیارتی است که مختص روز اربعین است و سند معتبری هم دارد.
برخی معتقدند که معنای ظاهری روایت امام حسن عسکری علیه السلام این است که این روایت در روز اربعین در کربلا خوانده شود. نظر شما چیست؟
اینگونه نیست؛ متن روایت می گوید «قالَ لِی مَوْلَایَ الصَّادِقُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ فِی زِیَارَهِ الْأَرْبَعِینَ تَزُورُ عِنْدَ ارْتِفَاعِ النَّهَارِ وَ تَقُول». ظاهر این عبارت می تواند این باشد که « زیارت می کنی و می گویی…». این قدر متیقن از روایت است،ولی اطلاق و ظاهر « تزور» زیارت از راه دور را هم شامل می شود. البته ممکن است از راه تعدد مطلوب بیان کنیم و بگوییم که این قیدها فقط بر مطلوبیت کار می افزاید مثل زیارت عاشورا که ما آن صد لعن و صلوات را اگر نفرستیم ثواب کمتری می بریم اما اصل مطلوبیت از بین نمی رود.
بر اساس روایت امام حسن عسکری علیه السلام زیارت اربعین شرط ایمان است یا نشانه ایمان؟
اگر بگویید فقط نشانه است یعنی خودش مطلوبیت ندارد و اگر هم بگویید شرط باشد شرط کمال ایمان است. صرف نشانه هم نیست که بگویید در واقع ما به این وسیله می خواهیم شیعیان را در یک جامعه اقلیت بشناسیم. یعنی نمی توان گفت شیعیان را با این کارها بشناسید. این موضوعات می تواند هم نشانه و هم شرط کمال باشند.
اصل کار تشویق به آن عمل است و اگر شیعه بخواهد کمال داشته باشد باید این نشانه ها را هم احراز کند.
چگونه تشویق به انجام این امور که در واقع یک نوع ناهمگونی با اغلب جامعه است با روایات تقیه قابل جمع است؟
اگر این موارد را حضرت به صورت عمومی گفته باشد با روایات تقیه ناسازگار است. اما این نبوده که حضرت عمومی این بیان را داشته باشد.
موید شما برای اینکه حضرت در جمع عمومی بیان نکرده اند، چیست؟
اگر در جمع عمومی بیان شده باشد نوعا روات انگیزه دارند که آن را بیان کنند و یا روات می گفتند حضرت این مطلب را در فلان جمع بیان کردند.
آیا فی حد نفسه زیارت اربعین مطلوبیت دارد یا اینکه حضرت با این کار دنبال یک هدف سیاسی است؟
این دو با هم منافاتی ندارند و می توانند در طول همدیگر باشند. جعل یک حکم می تواند چند وجهی باشد مثل حج که مرحوم صاحب جواهر می گوید هیچ عبادتی مانند حج، جامع انواع عبادات نیست. یعنی هم عبادت بدنی است هم مالی و هم ذکر و غیره.
لذا هم انگشتر به دست راست کردن می تواند مطلوبیت داشته باشد و هم اینکه چون دیگران انگشتر را به دست دیگر می کنند برای بدعت شکنی و نشان دادن راه صحیح می توان به امر تاکید داشت که این یک امر ثانوی است.
انتهای پیام
www.af.shafaqna.com
