شفقنا افغانستان- همزمان با بیست و دومین سالیاد شهادت شهید مزاری و یارانش به دست گروه تروریستی طالبان، زینب مزاری تنها یادگار این شهید وحدت ملی در پیامی با عنوان عدالت اجتماعی در اندیشه شهید مزاری منتشر کرد.
متن بيانيه ي زينب مزاري به مناسبت بيست و دومين سالياد شهادت رهبرشهيد و ياران وفادارش
بسم رب الشهدا و الصدیقین
﴿وَ لا یَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى اَلاَّ تَعْدِلُوا اِعْدِلُوا هُوَ اَقْرَبُ لِلتَّقْوى وَ اتَّقُوا الله اِنَّ الله خَبیرٌ بِما تَعْمَلُون ﴾
عداوت گروهى شما را وادار نكند كه عدالت ننمایید . عدالت بورزید ، كه نزدیكتر به تقوى است و براى خداوند تقوى بورزید ، قطعا خداوند بكردار شما دانا است٠
(سوره مائده آیه ۸ )
غرب کابل در 22 حوت هوای غریبی دارد ، نبض ایستادگی و مقاومت یک نسل که برای احیای عدالت می زد ، می ایستد . رهبرم؛ پس از تو جهان ، شبی مکرر است ، که در حسرتِ رویایِ وحدت و عدالت پیر می شود.
شهادتِ مظلومانه در راه خدا ، شیوه ی مردانِ مرد است و از عهده ی مدعیان پر مدعا که در زندانِ زندگی مادی خود اسیرند ، بر نمی آید.
بیست و دومين سالیاد شهادت افتخار آفرین رهبر بزرگ عدالت خواهی تاریخِ خونین افغانستان رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری (ره) و همرزمانِ وفادارش هم چنین تمامیِ شهدای مظلومِ تاریخ مقاومت و عدالت ، را به مردم شهید پرور و عدالت محور کشور عزیزمان تسلیت عرض مینمایم.
ای خون تپیدهِ در رگ های تاریخ ، ای شهیدِ شیوه ی عدل ، ای امید مردمی مظلوم ؛ به راستی سر تا سر زندگانیت یک «فریاد» بود و تمام سخنانت یک «پیام» : “هشیار باشید کسی با سرنوشت شما معامله نکند”٠
آزادگی و آزاد مردی ، به معنای رها شدن از قید و بند نیستی و دنیا زدگی ست که بی شک راه فلاح و رستگاری همین است ؛ به راستی ایمان بدون حُرّیت و آزادگی ، پوسته ای خالی از معناست درست به مانند حبابی که هر آن در آستانه ی فروپاشی ست و مزاری رهبر پا برهنگان معنای آزادگی را به تصویر کشید.
نمی شود گفت که شخصی ، آزاده باشد امّا ؛ دنیا و معاملات دنیایی اولویت اولش باشد. امّا مزاری فریادی بود از جنس انسانیتِ خدا محور که عدالت خواهیِ جامعه را به عدالت محوری مبدل ساخت ، رهبر شهیدمان و یاران به تمام معنا وفادارش ؛ به پای احقاق عدالت برای تمامی ملیت های افغانستان ایستادند و در این راه تمام هستی خود را فدا کردند ؛ امّا هرگز راضی به معامله نشدند تا این جمله را بر سینه ی تاریخ حک کنند که “مرگ با عزت به از زندگی با ذلت است”. بعضی وقایع در طولِ تاریخ مانند سقوط مظلومانه ی غرب کابل ، پیروزی عظيمي در بر دارد :”ما میخواهیم دیگر هزاره بودن ننگ نباشد” ؛ ای کاش وارثان خوبی برای هویتِ اثبات شده یمان باشیم.
بابه ی مهربانی ها!
اگر بودی مردانگی ها ، بوی تعفن نمی گرفت ، دست های سیاه تفرقه ، به نام وحدت و عدالت ملی ؛ کشور و مردمِ بی گناه سرزمینمان را نمی بلعید. این روزها مردم مظلوم ، در تنهایی خویش هر روز بیشتر غرق میشوند.
آواز ابوجهل ها ، کسانی که خط قرمز ها را معامله کردند هر روز بیشتر از پیش ؛ دهمزنگ ها و افشارها خلق می کنند .
هنوزهم بوی حال و هوای غرب کابل ، آن مقاومت عظیم ، همان جمله ی مقدس :”من آرزو دارم که خونم در میان شما مردم بریزد”،از پشت صفحات غبار گرفته ی تاریخ به گوش می رسد.
به راستی تو رضای خویش را ، فدای رضای حق کردی تا توانستی از داشته ها و خواسته ها حتی ، دیدار تنها فرزند بگذری که امروز پدر یک ملت باشی و چه سخت است ؛ بابه بودن.
هم اکنون هم تک تک کلمات و آیین زندگی عارفانه ات زنده اند ؛ پدرم اگر سیره و بصیرتت فراگیر شود ، بی شک گذشتن از خویش و دیدن مظلومیت مردم ؛ بزرگ ترین راه عدالت طلبی خواهد شد.
ماه حوت ، برای تمام آزادی خواهان افغانستان نقطه ی مکث و تفکر بزرگی است ؛ در برابرِ سیل بنیانکن حاکمیت تبعیض گرایانه ، در برابر این سقوط ها و انحطاط ها ، این ستم ها و بیداد ها ، در برابر روزگار سراسر سیاهیِ انتحار و انفجار ، در برابر پذیرش خفقان آور ذلت و بی عدالتی امروز و وداع با عزت و آزادگی دیروز ؛ سخن های محکم و فریاد گونه ی رهبرمان ، هنوز در گوش زمان زنده است : “ما طرف دار جنگ نیستیم ولی حقوق برای مردم خود می خواهیم که بر طبق نفوس مان در تصمیم گیری های دولت سهیم باشیم”، شرممان باد که آرمان های والای پیر پشمینه پوش مان را از یاد ببریم ، و خود را وارث مزاری بنامیم.
چه کسی میداند انتحار و انفجار چیست ؟ چه کسی میداند انتحار یعنی سوختن ، یعنی آتش ، یعنی گریز از هر جا و به هر کجا که اینجا نباشد ، یعنی اضطراب هر روزه ای که کودکم کجاست ؟ جوانم چه می کند ؟ دخترم چه شد ؟
کسی چه میداند از مردمی مظلوم ، که کمترین دردشان ؛ فرق است.
کسی از سرهای بریده ، از بدن هایِ گلوله بارانِ خسته ی معدن کاران چه می داند ؟
از درد قرن های یک ملت ؛ این واژه ها را با چشم نمی توان فهمید ، با دل باید دید تا فهمید.
۲۲ حوت ؛ بزرگترین الگوی عملی ، برای شناخت زندگی و مرگ است. همانا بسیاری انسان ها ؛ که حیات مادی دارند امّا مرده ای بیش نیستند و آزاد مردانی که به خیال زراندوزان ؛ مرده اند ولیکن در صفحات زمان و تاریخ ؛ بزرگترین زندگانند. رهبرم یاد تو با ماست ، راه و آرمانت که بر غم گذشت سالیان بر آن هر روز برای ما ، زنده تر می شود ؛ زیرا که تو ، تصویر مرگ را با شهادت مردود کردی و شهادتت ، حقیقتِ زندگی ست. راه مقدسی که همراه یاران شهیدت آغاز کردی ، پایان گرفتنی نیست.
معنا و مفهوم عدالت اجتماعی پیچیده است ؛ رفتار عادلانه در میان جامعه ای با نژادها و زبان های مختلف ، این است که تفاوت ها را از میان برداریم ، بی شک برابری و عدالت دو استراتژی متفاوت هستند که میتوانیم در تلاش برای ایجاد عدل الهی از آن ها بهره بگیریم.
برابری به معنای تقسیم عادلانه و برابر قدرت برای رسیدن به پیشرفت و ترقی جامعه است ؛ عدالت در واقع رفتار یکسان و برابر با اقوام مختلف جامعه میباشد ، نه به این معنا که فقط قدرت به صورت فیزیکی و برابر تقسیم شود و ارکان دیگر ، بود و نبودشان تنها در همین تقسیم ظاهری محدود گردد ؛ و در جواب اعتراضات مدنی و سیاسی تمام اقوام به این بسنده شود که فلان پست ها در اختیار شماست.
هدف از عدالت نخست در ایجاد برابری واقعی ست و این مهم زمانی تحقق خواهد یافت ، که هیچ کسی در صدد حذف در مقابل اعتراض بر نیاید: “آن چیزی که باعث اختلاف در افغانستان شده است انحصار طلبی وعدم پذیرش یکدیگر است”. یکی از ارکان عدالت این است که تمام اقوام ، در تعیین سرنوشت شان به اندازه ی برابر سهیم باشند ؛ حتی رهبریت یک جامعه باید معطوف به جامعه مدنی باشد ، به طوری که رهبر در تمام ابعاد ، مردم را به عنوان رهبریت عام جامعه بپذیرد.
در ابتدا حکومت باید ، رفتار منصفانه را تمرین کند ، تا بتواند به تبعیضات سیستماتیک خاتمه دهد و در پایان عملاً تصمیماتش را بر حسب نیاز های کل جامعه تطبیق دهد. امّا در بسیاری موارد تصمیمات به نام وعنوانِ منافع یک قوم اتخاذ می شود که در اصل به گروهی مشخص خاتمه میابد و یقیناً بزرگترین ظلم را همان قوم خاص متحمل خواهند شد.
قطعاً رمز جاودانگی و موفقیتِ شخصیت های عدالت طلبِ سراسر جهان این است که ، صرفاً به شعار دادن بسنده نکردند و تمام تلاش و زندگی خود را وقف تحقق عدالت در تمامی ابعاد جامعه کردند ، بی شک رهبر شهیدمان نمونه ی عینی از این عدالت طلبی ست ؛ که تمام نیرو و توان خویش را زمانی که ایده ها راهی بالاتر از شعار طی نمی کردند ، در اوج تضاد ها و دشمنی های بنیادین صرفِ به وجود آوردن عدالت و وحدت کرد و با خون خود و یاران شهیدش ، به آن ثبات بخشید.
قدم بعدی درعدالت چنین می باشد که بپذیریم این تفاوت هایمان نیست که ما را از هم جدا می کند ، بلکه ناتوانی در تشخیص و پذیرش این تفاوت هاست.
ای اسوه ی عدالت خواهی !
غرب کابل از آن لحظه ی سرخِ تاریخ به حرمتِ تو ، به خون نشست و قلب آزادی خواه هان ترجیع بندِ مظلومیتِ تو را ، به زمزمه نشستند.
می توان مظلومیت را ، بزرگترین نشانه ات دانست ؛ حریت و عدالت را ، معنای مقاومت عظیمتان. اکنون تو نهایت فخر و سربلندیِ همان مردمی هستی ، که به هوشیاری شان افتخار می کردی. رهبری که با سکوت در برابر ظلم ، بیگانه بود و غم های عمیقش را پشتِ لبخند هایش ، پنهان می کرد.
خون تو در بسترِ تاریخ و زمانه جاریست تا همه بدانند ، حق و حقیقت همیشه پیروز خواهد بود و هر آن کس که پیرو رهبر آزادی خواه ماست ، نباید در بربر ظلم و بی عدالتی سر تعظیم و تسلیم فرود آورد.
وحدت ، عدالت و آزادی سه رکنِ پیروزی برای تمامی انسان هاست ؛ که در کنار یکدیگر معنا می یابند. هزاران شهید در طول تاریخِ پر فراز و نشیب مان درس آزادگی و آزاد مردی ، غایت و هدف را به روشنی آموخته اند ؛ هر آن کس که شعار و ایده ی عدالت طلبی را با عمل ، تحقق بخشد بی شک در کنار مزاری و میراث داران واقعی او که همانا مردم مظلوم هستند قرار خواهد گرفت.
محبت و ابراز آن به تنهایی ، نجات بخش نخواهد بود بلکه معرفت و شناختِ راه و آرمان مزاری ، نجات بخش است. ما موظفبه شناخت عدالت خواهی و معرفت مزاری هستیم ؛ یقیناً تنها دوستدارِ مزاری بودن ، کافی نخواهد بود.
قطعاً وارث مزاری بودن ، از همچون مزاری عمل کردن آغاز میشود. سکوت در مقابل ظلم ، در معرفت مزاری نمی گنجد ؛
:”اگر ظالم و باطل را نمی توان شکست داد ، می توان رسوا ساخت. اگر حق را نمی توان به طور کامل استقرار داد ؛ می توان اثبات کرد و زنده نگاه داشت”. “و بی شک مردم ما در طول تاریخ همان مردم سرفرازیست که میخواهند با برابری و برادری در کنار هم زندگی کنند”.به امید آن که برای تحقق تک تک آرمانهای والای مردان با افتخار دیروز وارثان بحق شایسته ی امروز باشیم.
در پایان از تمامی برگزارکنندگان محافل بزرگداشت آن بزرگوار در سراسر جهان و همچنان از شرکت مردم شریف و بزرگوارمان در مراسم های گرامی داشت آن شهید راه حق و عدالت خصوصا جمع حاضر مردم ازاده ي كابل و جاي جاي افغانستان عزيز نهایت تشکر وقدر دانی را دارم.
ومن الله توفیق
زینب مزاری
حوت ۱۳۹۵
