شفقنا افغانستان- هنوز یک هفته از اعلام نامزد وزیران کابینه توسط رییس جمهور محمداشرف غنی نگذشته است که از هر سو زمزمه هایی به گوش می رسد.
باری ترانه ای را یکی از خواننده های ایرانی می خواند و همه چیز را به باد “الکی” می گرفت، از تفریح و سیاست و ایدئولوژی گرفته تا ورزش و روابط زناشویی و …
حالا هم گویا رییس جمهور ما همینطوری همه چیز را از سر بی حوصلگی به باد امضا گرفته و هر کاغذی به دستش می رسد را امضا می کند،
یکی از نامزدها 32 ساله بوده، خود را 37 ساله معرفی کرده، یکی مدرک تحصیلی اش جعلی از آب برآمده، یکی دیگر اسمش در لیست تحت تعقیب اینترپل ثبت است و یکی دیگر بدلیل داشتن تابعیت دوگانه مجبور است از خیر وزارت بگذرد.
آقای اشرف غنی در زمان انتخابات منشوری را تدوین کرده بود به نام منشور تحول و تداوم، که در آن برنامه های آینده اش را معرفی کرده بود و آنرا بعنوان یک معیار در سیاستمداری و حکومتداری خود مطرح می کرد، اگر این منشور را خوانده باشید می بینید که واقعا بسیار جامع و مانع تدوین شده، همه چیز خیلی زیبا و در جای خودش روی کاغذ آمده است اما فاصله این نوشته های روی کاغذ تا عمل آن چیزی است که امروز شاهد آن هستیم.
تخصص گرایی و شایسته سالاری بعنوان یکی از اساسی ترین شهارهای رییس جمهور قبل از معرفی کابینه همه را ذوق زده کرده بود و اکثر تحلیل گران منتظر بودند که ببینند رییس جمهوری که به تمام والیان و قومندانی های امنیه ولایتهای دور از طریق تلفن بازخواست می کند و سرزده به وزارتخانه ها می رود تا همه را زیر نظر داشته باشد، چه کسانی را از میان باغ پرگل افغانستان گلچین می کند؟
تمام امیدها و آرزوها و خوش بینی با اعلام کابینه به یاس و نومیدی تبدیل شد، اکثر کاندیدوزیرها افرادی با تخصص های متفاوت از وزارتخانه هایشان معرفی شده بودند، برخی از چهره ها اصلا شناخته شده نبودند و نمی توان گفت در حد وزیر یک مملکت بودند.
در دیگر کشورها وزیر به کسی می گویند که حداقل تجربیات سیاسی و کارنامه فعالیتش به اندازه ای باشد که مردم او را بعنوان یک شخصیت موثر و مدبر شناخته باشند اما در لیست معرفی شده هر چه بیشتر به دنبال افراد متعهد و متخصص بگردی کمتر چهره هایی را می بینی که این کاره باشند.
حتی می توان گفت جای خالی بسیاری از چهره های متخصص و کارآمد افغانستان در این کابینه به وضوح دیده می شود.
جناب رییس جمهور گفته بود که از وزرای قبلی به هیچ عنوان استفاده نمی کند و چهره های جدیدی را وارد عرصه سیاسی کشور خواهد کرد اما این کابینه بهیچ وجه قابل قبول مردم نیست، چرا که هیچ چیزی سر جای خودش قرار نگرفته است.
اشکال اساسی که می توان به این کابینه گرفت، عدم تخصص گرایی و شایسته سالاری است، اکثر کاندیدوزیران تجربه کافی برای اداره کردن یک وزارتخانه را ندارند و این در آینده برای افغانستان مشکل ساز خواهد شد.
نکته دیگری که بسیاری را ناامید کرد مسئله برآمدن اسم وزیر پیشنهادی کشاورزی در لیست تحت تعقیب اینترپل بود، یعقوب حیدری که بعنوان وزیر کشاورزی از سوی رییس جمهور معرفی شده بود ادعا کرده است که این یک توطئه سیاسی است و خود را از این مسئله تبرئه کرده است.
اما واقعیت اینست که اسم این نامزد وزیر از هفت سال پیش، به اتهام فرار از پرداخت مالیات در کشور استونی وارد این فهرست شده و تاهنوز تحت تعقیب است.
این نشان می دهد که رییس جمهور به هیچ عنوان در انتخاب افراد شایسته با پیشینه سفید تاکید نداشته است، چطور می توان کسی را بعنوان وزیر معرفی کرد که تحت تعقیب پلیس قرار دارد؟
یا در موردی دیگر یکی از نامزد وزیران که 32 سال سن دارد، خود را 37 ساله معرفی کرده و با قلم خود پنج سال به سن خود افزوده است.
آیا واقعا هیچ قانونی در انتخاب وزیر اعمال شده است؟ رییس جمهور و مشاورانش بر چه اساسی این افراد را معرفی کرده اند؟ آیا همینطوری اسم ها را نوشته اند و بدون هیچ تحقیقی آنها را بعنوان وزیر معرفی کرده اند؟
برای یک کشور این یک فاجعه بزرگ است که وزیرش تحت تعقیب باشد، یا مدرک تحصیلی اش جعلی باشد یا وزیرش از همان اول بر اساس دروغ معرفی شود.
البته هنوز احتمالات دیگری هم وجود دارد، بسیاری از کاندیدوزیرها معرفی شده از سوی صاحبان قدرت و کانالهای نفوذی کشورهای همسایه اند، تعدادی ازین کاندیدها هم تابعیت دوگانه دارند و احتمال دارد که بزودی اسرار دیگری از این چهره ها فاش شود.
بهرحال با این وضعیت احساس می شود که ما نه تنها از بحران گذر نکرده ایم، بلکه هنوز بحران ما آغاز نشده است.
بحران زمانی آغاز می شود که این نامزدها بطور کاملا رسمی وزیر شوند، آنجاست که سکان وزارتخانه های ما بدست وزیران بی تجربه و غیر تخصصی می افتد و معلوم نیست چه اتفاقاتی بیفتد. اما احتمالا اختلاسهای سنگین، اشتباهات جبران ناپذیر و سردرگمی مردم را شاهد باشیم.
انتهای پیام
