شفقناافغانستان- اشرف غنی در انسجام نیرویهای فاشیزم نقش تاریخی بازی میکند. او نیروهای متخصص و تحصیل کرده قومگرا را با امکانات ملی مجهز و متمرکز ساخته. نسل تحصیل کرده قومی را به زبان سیاست و اطلاعات مهم ملی و بینالمللی آراسته و در جبهات ملی و بین المللی جاگزین کرده. نسل افراطی و جاهل را در خط مقدم جبهه جا به جا کرده و نسل هیتلراندیش با سواد را در پشت جبهه خوابانده و کلیدها را یکی یکی تصرف کرده. یکی از مهمترین کارهای تیم اشرف مدیریت روانی جنگ است. آنها با بهرهگیری از عنصر یک تیر و دو نشان با مهارت خاص استفاده میکنند.
با ازبیک، ازبیک را بد نام و بیرون میکنند، با تاجیک، تاجیک را شقه شقه و با هزاره، هزاره را به تاریکی میبرند. انگار یک تیم روانشناس متخصص آن پشتها نشسته و جنگ روانی را مدیریت میکنند.
غنی در غنی کردن اورانیوم فاشیزم مغز دوم جهان است، اول هیتلر دوم غنی. مشکل اصلی اما این است که او ملت پشتون را متحد نمیتواند زیرا رهبران پشتون وابستگیهای پارادوکسیکال و اعتقادات متضاد دارند. برای مومنین پشتون افکار غنی کفر است. کفر درونی و مستوجب اولویت در قتل. تعصبات قبایلی در بین ملت پشتون زیاد است. من حتی حکومت تک قومی را هم قبول می کنم به شرطی که بتواند امنیت و کار برای همه ایجاد کند. اما اگر فرض را بر این بگیریم که حاکمیت کاملا پشتونیزه شود مشکل در این است که خط مقدم جبهه دشمنان حکومت هم پشتون ها خواهند بود و دیگران هم به آتش پشتون سوزی هیمه بیشتری پیش خواهند کرد. در روزگار ما هیچ راه به جز احترام گذاشتن به وطن و همه انسانهای ساکن در افغانستان وجود ندارد. دولت اگر به اقوام دیگر محبت و مهربانی بیشتر نشان بدهد هر آیینه آنان بهترین محافظان و پاسداران قوم شریف پشتون خواهند بود. دولت اگر به اقوام دیگر نفرت بورزد قوم شریف پشتون را هم به نفرت می کشاند. اگر به من حق مساوی با دیگران داده شود من حاضرم در خط مقدم جبهه دفاع از اسپین بولدگ یا در خط مقدم جبهات اچین پیش تر از همه بجنگم. باور من این است که تا ویروس نژادپرستی از شکم دولت بیرون نشود ماییم و دولت و کشوری که اسهال خود را جمع نمی تواند!
شریف سعیدی
انتهای پیام
www.af.shafaqna.com
