وقتی آقای محمداشرفغنی در انتخابات ریاستجمهوری سال 1393 نامزد شد، هوادارانِ او با استناد به یک نشریة انگلیسی، او را «دومین متفکر دنیا» خواندند و پیروزی احتمالی او را، تحققِ خوابهای افلاطون عنوان کردند.
به گزارش شفقنا افغانستان به نقل از ماندگار،افلاطون میگفت مدینة فاضله وقتی ممکن است که فیلسوفی به قدرت برسد. در انتخابات آمیخته با تقلب سال 1393، «دومین متفکر دنیا» بر مسند ریاست جمهوری تکیه زد، اما گویا این اتفاق بهجای تبدیل افغانستان به «مدینة فاضله»، کشور را به سوی انارشی سوق داده و تا هنوز که روزهای اندکی به پایان صدروزِ نخستِ حکومتِ جدید باقی مانده، آقای غنی نتوانسته نامزدوزیرانِ خود را به پارلمان معرفی کنـد.
او اکنون عملاً در رأسِ حکومتی قرار دارد که میتوان آن را «حکومت بیوزیر» و «دولت بیکابینه» نامیـد.
در هنگام کارزارهای انتخاباتی، یکی از نگرانیها این بود که اگر آقای غنی به ریاست جمهوری دست یابد، بازگشتِ افغانستان به دورة حکومتهای تکمحوری محتمل خواهد بود. هرکسی دلایل ویژهیی برای این نگرانی داشت. برخیها وی را مردی تندخو و تکرو میدانستند و به گزارشهای مکتوبِ همکارانِ او در شورای وزیران، بهویژه به نوشتههای خلیل رومان، اشاره میکردند و برخی نیز به علل و عوامل دیگر. اما عمدهترین دلیل نگرانیِ ما این بود که آقای غنی ممکن است به دلیل اسناد تحصیلییی که از دانشگاههای غربی بهدست دارد، پس از پیروزی رفتارهای مغرورانه از خود نشان دهد و خود را سوژه پنداشته و دیگران را ابژه، و با زیردستانِ خود چنان رفتار کند که گویا افغانستان، «دیوانهخانه» است.
استعارۀ «دیوانهخانه» را از پاسکال وام گرفتهام. پاسکال فیلسوف و متألۀ غربی، در جایی ضمن انتقاد از ارسطو و افلاطون، نخوت و غرورِ علمیِ روشنفکران و تحصیلکردهگان را چنین به تمسخر میگیرد: «فلاسفه و روشنفکران اگر دربارۀ سیاست بنویسند، چنان مینویسند که به نظر میرسد قواعدی برای دیوانهخانه وضع میکنند».
به نظر میرسد نگرانیهایی که کارشناسان در پیوند به پیـروزی آقای غنی در دورة کارزارهای انتخاباتی مطرح میکردند، آهستهآهسته جامة تحقق میپوشد و به واقعیت تبدیل میگردد. آقای غنی هماکنون با زیردستان و مأمورانِ خود در اداراتِ مختلفِ دولتی چنان برخورد میکند که از آن بوی تکروی استشمام میشود. او به وزارت داخله میرود و دستور میدهد که تمام فرماندهان پولیسِ ولایات و آمرانِ حوزههای پولیس باید نزد وی امتحان بدهند و مشابهِ این دستور را به وزارت خارجه نیز صادر میکند که تمام دیپلماتانِ افغانستان در خارج باید با وی مصاحبه کنند.
من فکر میکنم اکنون فرصتِ آن است که کسی به آقای رییسجمهور بگوید: افغانستان، دیوانهخانه نیست که چنین برخوردی با مردمِ آن صورت گیرد. به آقای غنی باید گفت نیازی نیست که خودِ شما از مأمورانِ پولیس و وزارتِ خارجه امتحان گرفته و دربارة عزل و نصبِ آنها تصمیمگیری کنید. عصرِ حکومتهای تکمحورانه گذشته و اکنون دورة دموکراسی، مردمسالاری و نهادسازی است. به جای اینها بکوشید نامزدوزیران را معرفی کرده و به دورة حکومتِ بیوزیر پایان بخشیده و مردم افغانستان را از اینهمه نگرانی و سرگردانی نجات دهیـد.
عدم تشکیل کابینه، آوازههایی را در میانِ مردم دامن زده است مبنی بر اینکه هنوز اختلافاتِ جدی و بنیادین میان دو تیم بر سرِ مفاد و محتوای توافقنامة سیاسیِ تشکیل حکومتِ وحدت ملی وجود دارد و هر لحظه امکانِ فروپاشیِ دولت و برگشت به وضعیتِ بحرانیِ مرحلة پساانتخابات میرود. نگرانیهای موجود در اینباره باعث گردیده است که فعالیتهای اقتصادی، تعطیل و دسترخوان مردمِ فقیر خالیتر گردد.
آقای رییس جمهوری و رییس اجراییه باید بکوشـند هرچه زودتر به اختلافاتشان پایان بخشیده و روی یک مکانیزمِ عادلانه و دموکراتیک برای گزینش و معرفیِ نامزدوزیران به توافق برسند. هرگونه تعطیلی در این امر، اعتماد و خوشبینیِ مردم نسبت به حکومتِ جدید را از میان برداشته و پایههایی مردمیِ نظام را سستتر و لرزانتر خواهد ساخت.
توافق فوری روی این امر، از اولویتهای حکومت وحدتِ ملی باید باشد، نه امتحانگیری از فرماندهان پولیس و مأموران وزارت خارجه.
انتهای پیام
