شفقنا نظرسنجی- استراتژی تفرقه انداز و حکومت کن ریاض موفقیت اندکی داشته و نتوانسته نفوذ منطقه ای ایران را تحت شعاع قرار دهد.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، روزنامه آمریکایی نیشن، در تحلیلی با عنوان «رقابت عربستان سعودی با ایران موجب بی ثباتی بیشتر خاورمیانه می شود»* به قلم یوان کول** نوشت: استراتژی تفرقه انداز و حکومت کن ریاض موفقیت اندکی داشته و نتوانسته نفوذ منطقه ای ایران را تحت شعاع قرار دهد.
رفتار غیرمعقول عربستان سعودی سوالات متعددی را در گوشه و کنار جهان برانگیخته است. پس از گذشت دهه هایی که ریاض نقشی اندک و اساسا میانجیگرانه در امور جهانی داشت، اینک ماشین نظامی و اطلاعاتی عربستان یک جنگ وحشیانه را در یمن به پیش می برد، کشور کوچک قطر را تحت تحریم قرار داده، برای بی ثبات نمودن لبنان تلاش می کند، از شکست در سوریه زخم خورده و برای خود در عراق موکلان بالقوه پرورش می دهد. همزمان شاهزاده محمدبن سلمان تمرکز قدرت را در دستان خود گرفته است. مخرج مشترک این وقایع رقابت سران سعودی با ایران برای حفظ موقعیت برتری در منطقه است.
نفوذ ایران از نزدیک به صفر در دهه ۱۹۹۰، امروز به نفوذ غالب در ناحیه شرقی خاورمیانه رسیده است.
کشمکش عربستان علیه ایران مساله ای مرتبط با ملی گرایی و امنیت است و تقریبا ارتباطی با اقتصاد ندارد. هر دو این کشورها نفت خیز و عضو اپک هستند. حتی زمانی که پس از برجام، با بازگشت ایران به بازار نفت قیمت این کالای جهانی کاهش یافت، این امر منجر به هیچگونه تنشی مابین ریاض و واشنگتن نگردید. [در واقع] مساله جنگی به سبک قرن نوزدهم بر سر قلمرو و گستره نفوذ است.
حتی این نزاع در وهله اول یک جنگ فرقه ای نیست.
عربستان سعودی که دارای یک چهارم جمعیت ایران و فاقد ظرفیت های نظامی قابل توجه است، نمی تواند با ایران وارد یک جنگ مرسوم رودررو شود. [از این رو] به نظر می رسد استراتژیست های سعودی در بررسی عوامل تهدید به این نتیجه رسیده اند که تنها راه امید برای کاستن از نفوذ ایران در منطقه، استراتژی تفرقه انداز و حکومت کن است.
پدر حریری دهه ها قبل سرمایه گذاری های میلیاردی در عربستان انجام داد و سعد حریری دارای تابعیت عربستان است. به نظر می رسد که شاهزاده محمدبن سلمان وی را وادار به اعلام استعفا نمود تا لبنان را دچار آشفتگی کند. شاید یک نخست وزیر ضدحزب الله خشن تر بر سرکار بیاید یا شاید این مقام در لبنان خالی بماند. [اینگونه] بیروت از یک ملک ایرانی متحده شده به مجموعه ای از هم گسیخته با اهدافی متناقض با یکدیگر تبدیل خواهد شد. وقتی میشل عون -همانگونه که خود از آن بیم دارد- از ریاست جمهوری کنار گذاشته شود، مشکلات یک به یک آغاز می شود. با برگزاری انتخابات پارلمانی لبنان که قرار است در ماه می ۲۰۱۸ تحت قوانین رای گیری جدید برگزار شود، غیرممکن نیست که یک ائتلاف سنی با مسیحیان راستگرا و ضدعون بر سر کار بیاید و حزب الله و متحدانش را از میدان بیرون کند.
در همین راستا با افشای بخشی از اخبار محرمانه دیپلماتیک مشخص شد که دولت اسراییل نیز در پشت پرده این ماجرا دست دارد. در شرایطی که گروه های وابسته به القاعده و داعش در سوریه شکست خورده اند، تحت فشار قراردادن حزب الله برای خروج از سوریه می تواند بخشی از نقشه بازی بن سلمان باشد. این هدف با اسراییلی ها- که تهدید کرده اند هر پایگاهی از سوی حزب الله در سوریه در فاصله کمتر از ۴۰ مایلی مرز اسراییل قرارگیرد، بمباران می کنند- مشترک است.
حریری تمایل ندارد قدرت اندکی را که دارد از دست بدهد و ممکن است نزد خود اینگونه محاسبه کند که اگر او از امتیاز تصدی گری دولت برخوردار باشد، حزب آینده (Future Party) او شانس بهتری در انتخابات پیش رو داشته باشد. در سال ۲۰۰۹ که آخرین انتخابات عمومی لبنان برگزار شد، حزب آینده ۲۶ کرسی به دست آورد و همراه با همکاران ائتلافی اش در ائتلاف ۱۴ مارس به اکثریت پارلمان (۷۱ کرسی از ۱۲۸ کرسی) رسیدند. در مقابل حزب الله با ائتلاف ۸ مارس که از جمله با حزب جنبش وطن آزاد عون همراه شدند به ۵۷ کرسی رسیدند.
در حال حاضر تلاش سعودی برای اجرای سیاست تفرقه انداز و حکومت کن در لبنان با شکست مواجه شده است زیرا افکارعمومی لبنان حریری را قربانی ناسیونالیست یک توطئه خارجی از سوی عربستان می دانند و نه ایران. اما به هر حال سران سعودی احتمالا از استراتژی خود دست نمی کشند و ممکن است پشت پرده تلاش کنند تا خزانه احزاب مسیحی راستگرای لبنان را که مخالف عون هستند، پر نمایند.
به طور مشابه، در جای دیگری نیز سیاست تفرقه انداز و حکومت کن عربستان تنها موفقیت اندکی به دست آورده است. تلاش عربستان برای سرنگون کردن جنبش حوثی با استفاده از نیروی هوایی در یمن تنها منجر به آن شد که این کشور به بدترین بحران بشری حال حاضر تبدیل شود، به طوریکه انتظار می رود در طی سال جاری ۵۰ هزار کودک یمنی به دلیل قحطی یا بیماری جان خود را از دست دهند.
در حال حاضر سیاستمداران شیعه مذهب حامی ایران در عراق و سوریه استحکامات محکمی دارند و به نظر نمی رسد که آتش دشمنی ریاض راه به جایی برد. تلاش محمدبن سلمان برای وادار نمودن قطر به شکستن روابطش با ایران نتیجه معکوسی داشت که منجر به نزدیک شدن بیشتر دوحه و تهران گردید و شاید این امر منتج به از هم پاشیدن شورای همکاری خلیج فارس شود که وسیله ای برای اعمال قدرت سعودی بر کشورهای حوزه خلیج فارس بوده است. [بنابراین] تاکنون سیاست تفرقه انداز و حکومت کن عربستان تنها یک عامل برای بی ثباتی در منطقه ای بوده است که هم اکنون در آشفتگی به سر می برد و نتوانسته نفوذ ایران را کاهش دهد.
*پایگاه خبری شفقنا این مطلب را با تصرف و تلخیص به فارسی برگردانده و مسوولیتی در قبال محتوای آن ندارد.
**یوان کول استاد تاریخ دانشگاه میشیگان است.
منبع: The Nation
انتهای پیام
POLLS.SHAFAQNA.COM
