شفقناافغانستان- آیا تا به حال شنیده اید که یک تاجیک، هزاره، ازبیک، قزلباش، بیات، ایماق و یا گوجر انتحار کرده باشد؟ اصلاً تصورش هم نمی شود.تقریبا تمام انتحاری ها به یک قوم تعلق می گیرد.
یکی از ابعاد مهم برای درک پدیده های اجتماعی، مساله جامعه شناسی آنهاست.
لذا از بعد جامعه شناسی این سوال کم کم جدی تر مطرح می شود که چرا در افغانستان، جامعه پشتون می تواند بستر و گهواره ای برای پرورش انتحاری شود.
البته طرح این مساله به معنی قوم گرایی نیست، بلکه سوال از یک واقعیت است که نیاز مند توجه و موشکافی است. سوالی که ممکن به حل معمای انتحاری در افغانستان، حد اقل در بعد اجتماعی و فرهنگی آن، کمک کند.
حتی به نظر می رسد برای آسیب شناسی تاریخی و تبیین وضعیت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی افغانستان، بخصوص از سال 1747 به این سو، لازم است جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی قوم پشتون مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.
بازهم تاکید می کنم که این مساله هرگز به معنی قوم گرایی تلقی نشود. شاید یک پاسخ علمی بتواند راهکاری برای حل معضل افراطیت و انتحار ارایه کند.
امیدوارم پشتونهای که این موضوع را درک می کنند، بخصوص آن قشری که اهل دانش و منطق هستند، از طرح این سوال ناراحت نشده و برعکس به آن توجه کرده و در پاسخ دادن به آن بیشتر همت گمارند.
طاهر زاهدی
