شفقناافغانستان- ترامپ مرز دوست و دشمنش را مشخص کرد.
به گزارش شفقناافغانستان، دونالد ترامپ، رییسجمهور ایالات متحدهی امریکا مرز دوست و دشمن ایدیولوژیک را مشخص کرد.
رییسجمهور ایالات متحده در دیدار با نمایندهگان کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد گفت که واشنگتن با طالبان مذاکره نمیکند.
از سخنان رییسجمهور ایالات متحده معلوم بود که دولت امریکا دیگر به جنگ با طالبان تمرکز میکند و آنان را دشمن میداند. در اعلامیهی کاخ سفید هم در واکنش به حمله انتحاری طالبان در چهارراه صدارت کابل، به نقل از دونالد ترمپ آمده است که امریکا به مأموریت پاکسازی افغانستان از تروریستان متعهد است. در این اعلامیه به دشمنی ایدیولوژیک طالبان و گروههای همپیمان آنان با ایالات متحده اشاره شده است.
در اعلامیهی کاخ سفید به نقل از ترمپ آمده است که تروریستها هرکسی را که ایدیولوژیشان را قبول ندارد، میکشند. این اعلامیه میگوید که افغانستان باید از وجود این تروریستان پاک شود.
هم در اعلامیهی کاخ سفید و هم در سخنان وزیر خارجهی امریکا آمده است که همه کشورهای صلح دوست دنیا باید در سرکوب طالبان و زیربنای حمایتی آنان کمک کنند. وزیر خارجهی امریکا واضح گفته است که دیگر واشنگتن فراهمکردن پناهگاه به گروههای تروریستی را تحمل نمیکند. این موضع مقامهای امریکایی به وضوح نشان میدهد که دیگر مرز میان دشمن و دوست در افغانستان مشخص شده است. ادارهی ترمپ طالبان را دشمن میداند و کشورهایی را که با این گروه همکاری میکنند، حداقل متحد واشنگتن حساب نمیکند.
در ادارهی اوباما تفکیک میان دوست و دشمن امریکا در افغانستان از بین رفته بود. در آن زمان هم حامد کرزی موضع متناقض در قبال ایالات متحده داشت و هم ادارهی اوباما مرز میان دوست و دشمن واشنگتن را مخدوش کرده بود. بارک اوباما با آنکه دستور کشتن ملا اخترمحمد منصور را صادرکرد، اما در مجموع موضع حکومتش این بود که طالبان دشمن امریکا نیستند. در آن زمان این سوال ایجاد شده بود که به چه دلیل طالبان دشمن امریکا نیستند؟ جورج دبلیو بوش، رییسجمهور پس از حادثهی تروریستی یازده سپتامبر معیاری را وضع کرد که به اساس آن مرز میان دوست و دشمن امریکا تفکیک شده بود. بوش در آن زمان گفت که هر سازمان و هر کشوری که به القاعده پناه بدهد و از آنان حمایت کند، دشمن امریکا است.
در آن زمان اعلام شد که هم حامی القاعده دشمن امریکا است و هم خود سازمان القاعده که حملهی تروریستی یازده سپتامبر را طراحی و اجرا کرده است. وقتی در حکومت اوباما اعلام شد که طالبان لزوماً دشمن امریکا نیست. این موضعگیری در وضعیتی صورت گرفت که طالبان و القاعده روابط ارگانیک داشتند و رهبر وقت القاعده به رهبر وقت طالبان بیعت کرده بود. امروز هم رهبر کنونی القاعده به رهبر طالبان بیعت دارد.
سیاست ادارهی کنونی امریکا در تفکیک مرز میان دوست و دشمن در جنگ افغانستان شبیه سیاست اداره جورج دبیلو بوش است. بوش بسیار واضح پس از ۱۱ سپتامبر به مردم امریکا گفت که القاعده میخواهد به امریکا و مجموع مردم جهان عقاید خود را تحمیل کند. او گفت القاعده میخواهد یک امپراتوری توتالیتر بسازد و الگوی حکومتداری آنان هم امارت طالبان در افغانستان است. سخنان بوش در آن زمان خیلی واضح و ساده بود. او در سخنرانیهایش القاعده و طالبان را به مردم امریکا معرفی میکرد. القاعده به این دلیل با امریکا نمیجنگید که مثلاً توازن تجارت میان شرق و غرب را برقرار کند یا قیمت نفت عربستان را بالا ببرد.
جنگ القاعده با امریکا روی منابع کمیاب نبود و نیست،این جنگ مبنای ایدیولوژیک و فکری داشت. القاعده میخواهد نفوذ غرب در خاورمیانه را از بین ببرد، دولتهای متحد غرب را در آن دیار سقوط دهد، یک خلافت ایدیولوژیک تشکیل دهد و آنگاه با قدرتی بیشتر به جنگ تمدن غربی برود. این گروه در افغانستان با طالبان هم بیعت داشتند.
جنگ امروز طالبان هم جنگ ناسیونالیستی نیست. طالبان به بسیار وضوح میگویند که برای آنان ایدیولوژی مقدم بر وطن است. جنگی که طالبان به راه انداختهاند سبب شده است که فرصتهای عظیم بازسازی و سرمایهگذاری برای افغانستان از بین برود و مردم افغانستان کشته شوند.
رییسجمهورکنونی امریکا هم به همین موضوع اشاره کرده است. او بسیار واضح گفته است که با گروههایی میجنگد که غیر از ایدیولوژیشان به چیز دیگری تعهد ندارند. این همان چیزی بود که بوش گفته بود.
نشانههای دیگر هم حاکی است که ادارهی ترامپ کمر به جنگ شدیدی با طالبان و گروههای همپیمان آنان بسته است. دولت ایالات متحده از «سیگار» خواسته است که دیگر شمار دقیق نیروهای امنیتی افغانستان و اطلاعات دیگر را منتشر نکند. این نشان میدهد که ایالات متحده نمیخواهد اطلاعات در شرایط جنگی به گونهای نشر شود که دشمنانش از آن استفاده کنند.
فردوس
