شفقناافغانستان- دیوارنگاری/گرافیتی پیشینهی دور-و-دراز در تاریخ دارد.
از همان ابتدا وقتی نخستین انسانها حیوانی را شکار میکردند از خونِ او با تیزی سنگ یا نوک تیغ روی دیوار غار شکارِ بعدی را نقاشی میکردند. نخست شکل حیوانات را در دیوارِ غارها گرافیتی میکردند و بعد تیری را در گلو یا قلب حیوان میکشیدند تا قبل از مواجه شدن با شکار، روح شکارش را تسخیر کنند.
این یک باورِ باستانی بود که وقتی روح یک موجود را تسخیر کرد دیگر جسمِ آن مقاومت نمیتواند. بگذریم از دوره باستان، ولی اکنون گرافیتی نوعی از اعتراض نمادین یا هنرِ خیابانی به حساب میآید.
گرافیتی در افغانستان نیز پیشینهی تاریخی دور-و-دراز دارد؛ بیشتر در غارهای که یادگار دورههای باستان است به چشم میخورد.
اما، در یک مرحلهی از تاریخ معاصر افغانستان، در همین شهرِ کابل، در منطقهی به نام «افشار» کسانی به نام مجاهدین اسلام – شورای نظار- که رییس دولتِ اسلامی در آن زمان برهانالدین ربانی بود، برای تسخیر روح مردمی که فقط جرم شان این بود که «هزاره» بودند، از خونِ کودکانشان روی دیوار خانههای گِلیشان گُلِ رُز گرافیتی شد؛ «این یادگارِ آغاگل است، بخند!» و در کنارِ این یادداشت با یک لبخند گلِ رُز به رنگ سرخ از خون گلوی کودک هزاره با نوک کلاشینکوفِ جنگجویان شورای نظار به فرماندهی احمدشاه مسعود وزیر دفاع دولت اسلامی مجاهدین اسلام و قومندان عملیاتِ افشار، نقاشی شد.
در کنارِ شورای نظار و حزب جمعیت اسلامی، اتحاد اسلامی به رهبری عبدالرب رسول سیاف، گروپهای جنگی حزب حرکت اسلامی شیخ آصف محسنی، سید حسین انوری و سید مصطفی کاظمی در فاجعهی افشار نقشِ کلیدی داشتند، که اکنون هر یک از کسانی که در فاجعهی افشار نقش داشتند به نوعی قهرماناند و احترام میشوند.
از همه مهمتر اینکه داکتر عبدالله عبدالله که اکنون رییس اجرائیه جمهوری اسلامی افغانستان است، و بسیاری از هزارهها او را چون جان عزیز میدارند، در آن زمان فرمانده لوا و رییس دفتر وزیر دفاع بود که در فاجعهی افشار، شخصن عملیات نظامی را نظارت و هدایت میکرد، آن صحنهی خونین را به تماشا نشسته بود و از اینکه روح یک قوم را تسخیر میکرد خوشحال بود. چند سالی است که هربار وقتی سالگرد فاجعهی افشار فرامیرسد، از میان همهی آن صحنههای خونین، آن گرافیتی گلآغا و گل رُز روی دیوار از خون گلوی کودک افشاری بیشتر مرا در فکر فرو میبرد؛ چرا تا کنون این همه جنایت و این حجمِ از خشونت برای ما تبدیل به مسئله نشده است و عاملین جنایتها همچنان قهرمان و عزیز استند؟
