حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمود صادقی، از جمله حوزویانی است که نگاهی مثبت به ورود تکنولوژی ارتباطات به زندگی طلاب و حوزویان دارد. او که شبکه های اجتماعی را فرصتی برای بهتر شناختن جامعه و خواسته های نسل جدید می بیند، معتقد است این شبکه ها امکانی را فراهم کرده اند تا مبلغان دینی و حوزویان برخلاف گذشته که در ایامی خاص از سال فرصت تبلیغ در اجتماع را داشتند، حالا در تمام ایام سال فرصت بحث و گفت وگو با جامعه و پاسخ به پرسش های آنها را داشته باشند. او با اشاره به تغییراتی که فضای مجازی بر کارکرد منبر داشته است، در گفت و گو با خبرنگار شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) بیان می کند، منبر در طول تاریخ دستخوش تغییرات شده است و در مقطعی با آمدن میکروفون حالت مونولوگی پیدا کرد اما امروز با وجود فضاها و شبکه های اجتماعی، دیالوگی شده است.
متن گفت وگوی شفقنا با حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمود صادقی را بخوانید:
*تصویر شما از تغییراتی که در زندگی طلبگی رخ داده است چیست و شخصا چه تجربه ای دارید؟ وقتی زندگی استادان خودتان را می بینید چه تفاوت هایی در شکل و در محتوای زندگی می بینید؟
صادقی: طلبه ها و حوزه علمیه را نباید یک واتیکان در نظر بگیریم یعنی استقرار حوزه در قم به این شکل، امروز باعث شده که برخی تلقی ناصحیحی از حوزه داشته باشند. تلقی ناصحیح برخی چنین است که حوزه یک مرکزی مانند واتیکان در قلب اروپاست و یک حصاری دور خود کشیده است و ورود به این محدوده هم یکسری مشکلاتی دارد. واقعیت این است. ما نباید درباره حوزه چنین تفکری داشته باشیم. حوزه، واتیکان نیست و حوزه ی امروز و کسانی که در این حوزه ی امروز زندگی می کنند و درس می خوانند، بخشی از همین جامعه اند و حوزوی بودن خود را به عنوان یک شغل نمی شناسند.
*به رغم اینکه امکان ورودشان به مناصب مدیریتی و حاکمیتی خیلی راحت تر فراهم شده است، خودشان را جدا نمی بینند؟
صادقی: نه! اگر خودم را مثال بزنم، یکی از مشکلاتم این است که وقتی می خواهم فرزندم را در مدرسه ای ثبت نام کنم در فرم ثبت نام برای گزینه شغل پدر واقعا سخت است که بنویسم شغلم روحانیت یا طلبگی هست.
*شغلتان را چه چیزی می نویسید؟
صادقی: معمولا کاری که در کنار طلبگی انجام می دهم. من بیشتر خودم را یک محقق و نویسنده می دانم و می نویسم محقق؛ حتی به این اشاره نمی کنم که روحانی هستم و این برای من بسیار مهم است.
*یعنی شما روحانیت را شغل نمی بینید؛ صنف می بینید؟
صادقی: به عنوان صنف نمی بینم. مثلا اگر صنف بودیم باید اتحادیه روحانیت ایجاد می کردیم.
*جامعه روحانیت و مجمع مدرسین مگر اتحادیه نیستند؟
صادقی: آن بخشی که در حوزه کار می کند به عنوان علم آموز کار می کند، دانشجو کار می کند؛ دانشجو، دانشجو بودن خودش را شغل نمی داند. کسی که متعلم است، یاد می گیرد و بعد آن را به کار می بندد.
*این نگاه شما به روحانیت که آن را که شغل نمی دانید، موید چه چیزی است؟ یعنی اینکه نباید از محل طلبه بودن و روحانی بودن امرار معاش کرد؟
صادقی: الان هم طلبه ها از این راه امرار معاش نمی کنند. کسی از محل روحانی بودن امرار معاش نمی کند. شما ممکن است در یک مجموعه دانشگاهی بروید و یک کمک هزینه ای پرداخت شود. این را نمی توانید راه امرار معاش بدانید. با این مساله که یک عده از طلبه ها می روند در روستاها و شهرها و از آن راه، درآمدی دارند هم مشکل دارم. البته نفی هم نمی کنم چرا که به هرحال روزی می خورند و نمی گویم کارشان اشتباه است اما من با این نگرش به حوزه مخالفم.
*چرا مخالفید؟
صادقی: حوزه یک نهاد مستقل است. کنار مردم است.
*نهاد مستقل از کجاست؟
صادقی: نهاد مستقل از حکومت است. نهاد حوزه یک نهاد مستقل از حکومت است و اساسا تئوری اصلی و تغییر ناپذیر تفکر شیعی نیز همین بوده است. براساس قانون اساسی و در حقیقت روح حاکم بر قانون اساسی نیز، روحانیت را محور و عمود خیمه این سیستم تعریف می کند. این نگاه، یک نگاه فکری است. روحانیت وظیفه تغذیه فکری حکومت را برعهده دارد نه اینکه خودش بیاید و ستون اجرایی حکومت باشد.
*چه اشکالی دارد؟
صادقی: هیچ اشکالی ندارد.
*پس چرا شما می گویید که وظیفه تغذیه فکری دارد و نه اجرایی؟
صادقی: نه از جنبه اینکه روحانی است. نه اینکه چون روحانی هست. همان کار را می تواند یک آدم مومن، یک مهندس، یک دکتر، یک پزشک، استاد دانشگاه و دیگری انجام دهد. از این نظر می گویم که تفاوتی ندارد. حوزه یک نهاد کاملا مردمی و در بین مردم است. اگر به بازارهای قدیمی شهرها برویم؛ شهر کوچکی مثل آمل در بازارش مسجد، حوزه علمیه و بازار است. در گذشته های نه چندان دور درهمین آمل که شهر کوچکی است می دیدید که کاسبان هر روز صبح قبل از اینکه کرکره مغازه را بالا بکشند می رفتند و در درس مکاسب و خارج فقه مکاسب آن روحانی بزرگ شهر می نشستند و مباحث را گوش داده و بعد سر کارشان می رفتند. یعنی روحانیون، خودشان از کاسبان بازار و از مردم بودند و البته هم روحانی بودند.
*این مستقل از حکومت بودن به معنی منشا فکری، منشا اقتصادی یا منشا سیاسی است؟ از چه نظر حوزه ها باید مستقل باشند و مستقل بودن از حکومت چه آثار و تبعاتی برایشان دارد؟
صادقی: اینکه گفتم استقلال به معنی نفی تعامل نیست. نمی گویم که نباید همکاری داشته باشند. اتفاقا این تعامل در صورت استقلال هر کدام از همدیگر است که می تواند مفید باشد.
*این نگاه، سکولاریستی نیست؟
صادقی: خیر! به شدت هم دینی هست. حتی اگر آرای امام خمینی (ره) را نگاه کنید، ایشان هم بر همین اساس نظر دارند. توجه خاص ایشان به حوزه های علمیه را در طول زمان زعامت و حتی در سال های مبارزه بر همین اساس است. درحقیقت ایشان در زمان مبارزه از همین نگاه به حکومت نگاه می کردند و منتقد بودند. در آن زمان به عنوان ناظر تیزبینی حوزه را می دیدند که باید اعمال حکومت را رصد کند. این نگاه را بعد از انقلاب هم ادامه دادند؛ ایشان به شدت موافق این بودند که حوزه باید از حکومت مستقل باشد و استقلال را در جاها و وجوه مختلف می دیدند حتی از نظر مالی. حتی مخالف پول گرفتن حوزه از حکومت بودند. در همان زمان درباره ساخت یک ساختمان یکی از بزرگان حوزه که بعدها سمت مرجعیت هم پیدا کردند (و اکنون به رحمت ایزدی پیوسته اند) از امام پولی خواسته بودند و امام به شدت مخالفت کرده بودند که وقتی مرحوم حاج احمد آقای خمینی مخالفت امام را مطرح کرد، برخی کسانی که در حوزه بودند او را محکوم به این کردند که شما افکار خودتان را پیاده می کنید و بعد هم با پاسخ امام مواجه شدند که حاج احمد آقا در این امور دخالتی ندارد و این دستور خود من است. امام به شدت موافق استقلال حوزه از این جهت بودند، اما حکومت البته خودش را وامدار حوزه می داند. این وامداری به معنی کمک فعلی حوزه به حکومت است.
*طلاب امروز به وسایل تکنولوژیک دست پیدا کردند. موبایل، تلفن، اینترنت، حضور در شبکه های اجتماعی در اختیار طلاب امروز هست. این با مردم بودن در شبکه های اجتماعی بودن و دسترسی سریع و ارزان داشتن به اطلاعات چه تغییراتی ایجاد کرده و در آینده ایجاد می کند؟
صادقی: من حوزه را یک نهاد مردمی می بینم چون حوزه و حوزویان و بدنه حوزه خود را از مردم جدا نمی داند و در میان مردم هستند و طبیعی است که هرچیزی که مردم جامعه به آن دچار می شوند، حوزویان هم به دنبال آن می روند و اتفاقا نگاه حوزویان به رهاورد تکنولوژی امروز که در اختیار مردم قرار می دهد، بسیار پیشروست. اگر تاریخچه استفاده از نرم افزارهای اسلامی را مطالعه کنید، می بینید که بعد از انقلاب اولین بار این حرکتها در حوزه ها شکل گرفته و از این جهت حوزه خیلی پیشروست. اینکه یک سازمان مستقلی برای این کار تاسیس شود که کتاب ها و آثار حوزوی را تبدیل به نرم افزار کند در هیچ جای کشور اینقدر زود به این سمت نرفته است. طبیعی است که وقتی کامپیوتر وارد خانه ها شد، سایر خدمات مبتنی بر کامپیوتر هم وارد می شود و از این رو خیلی زود در قم شبکه اینترانت راه اندازی شد و طلبه ها توانستند که از سایت های موجود در مجموعه قم استفاده کنند و خیلی زود هم البته این مسئله همه گیر شد.
*این موضوع چه تاثیراتی در مناسبات حوزه، تغییر دیدگاه ها، منش ها، رفتارها و حتی فتواها گذاشته است؟
صادقی: یکی از مسایل موجود در حوزه که باعث می شود گاهی اوقات حوزه کم بیاورد و عقب بماند، مساله موضوع شناسی است. الان شما پیش فقیهی بروید و راجع به مساله ای صحبت کنید، می گوید که کار فقیه موضوع شناسی نیست و فقیه باید حکم را بشناسد؛ باید موضوع را بگویید و از فقیه حکم بخواهید. مساله اینجاست که اگر موضوع را به درستی نشناسد نمی تواند حکم را به درستی بیان کند؛ مثلا در گذشته های دور مجسمه سازی حرام بوده، ساخت و فروشش حرام بود. ما روایات بسیار زیادی درباره حرمت ساخت و فروش مجسمه داریم. علتش این بوده که مجسمه برای بت پرستی وضع شده بود یعنی کسی که این مجسمه را می ساخت برای بت سازی می ساخت و کسی که می فروخت، بت فروش محسوب می شد. از این رو حکم به حرمت مجسمه سازی داده می شد. سالها بعد، و در دوران ما مجسمه دیگر برای بت پرستی موضوعیتی ندارد. جایگاه مجسمه در فرهنگ ما عوض شده است. اکنون مجسمه کاملا کاربرد زیبایی شناختی دارد. طبیعتا اگر امروز به فقیهی بگویید مجسمه فروشی چه حکمی دارد نگاه و موضوع عوض شده و طبیعی است که حکم هم عوض می شود. ما با تغییر موضوع حکم را هم عوض می کنیم. مساله شطرنج هم همین گونه است و از این موارد زیاد داریم. اگر فقیه و حوزه شناخت درستی نسبت به موضوعات پیرامونی خود داشته باشد، بهتر می تواند نسبت به آن اعمال نظر کند و حکم بدهد و بگوید این حلال یا حرام یا مباح است. همه وسایل امروزی و تکنولوژیک در گام نخست به شناخت فقیه و حوزه نسبت به موضوعات مختلفی که مراجعه می شود، کمک می کند که موضع درستی بگیرد.
*این کمک کردن چه تاثیراتی بر مناسبات حوزه با جامعه دارد؟ به خصوص در حوزه جوانان که بیشتر از همه مبتلا به آسیب های اجتماعی هستند و همچنین بیشتر در پذیرش مباحث اخلاقی هستند. وقتی طلاب و روحانیون با کمک تکنولوژی می توانند سریع به اطلاعات دست پیدا کنند، چه تاثیری در روابطشان با جوانان دارد؟
صادقی: وقتی موضوع را می شناسند راحت تر پاسخ می دهند. در شبکه های اجتماعی یکی از پرسش هایی که بسیار مطرح می شود درباره موسیقی و موارد این چنینی است. مواردی که برای خودم خیلی جالب است و من هم وقتی با این پرسش ها مواجه می شوم، از اساتید خودم می پرسم و به سوال کننده پاسخ می دهم. فاصله ها از بین رفته است. به طور مثال، جوانی معتقد در انگلیس زندگی می کند و می خواهد که احکام شریعت را هم رعایت کند؛ برای من سوال نوشته که در انگلیس دنبال شغلی هستم که در کنار تحصیل خرجم را هم درآورم. در رستورانی که مشروبات الکلی سرو می کند، می خواهم کار کنم. اشکالی دارد که من آنجا کار کنم یا نه؟ این مساله ای است که جوانان ما به آن مبتلا هستند. حوزه خیلی وقت ها درگیر این مسایل نبوده است. همین مساله ارتباطات باعث می شود طلبه ها و حوزه یک مواجهه جدیدی با دنیای جدید داشته باشند.
*آیا این مواجه جدید منجر به تغییر برخی فتواها می شود؟
صادقی: قطعا اینطور است. این موضوع اجتناب ناپذیر است. موضوع می تواند حکم را عوض کند. طبیعی است که موضوعات عوض می شود و احکام تغییر می کنند.
*در مواردی بیان می شود که در بین روشنفکران بحث اخلاق خیلی پررنگ تر مطرح می شود و سعی می کنند از زاویه اخلاقی به تجزیه و تحلیل بپردازند. در حوزه ها بیشتر به فقه توجه می شود و شاید مبحث اخلاق کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد و اگر در گذشته بود، امروز چندان صدای بلندی از حوزه شنیده نمی شود. این فاصله گرفتن در حوزه ها ناشی از چیست و اکنون طلاب جوان چگونه به دو مبحث فقاهت و اخلاق نگاه می کنند؟
صادقی: نکته ای که نباید از آن غافل شویم این است که به هر طلبه حوزه بگویید که چرا در حوزه اخلاق نیست، پاسخ خواهد داد، اخلاق هست و همه متفق هستند که اخلاق هست. الان در حوزه های علمیه مساله آداب المتعلمین که یکی از کتاب های جامع المقدمات است و به صورت مقدمی در حوزه مطرح است، درس رسمی است و طلبه هایی که درس می خوانند باید این کتاب را بخوانند و وقتی با آنها صحبت کنید، می گویند که اخلاق در حوزه مطرح است. مساله این است که چیزی که به عنوان اخلاق در حوزه مطرح است و چیزی که روشنفکران مطرح می کنند یا در جامعه جهانی مطرح است، دو تعریف متفاوت از اخلاق است. حوزویان اخلاق را یک جور تعریف می کنند و روشنفکران طور دیگری. روشنفکران ما می گویند که در حوزه، اخلاق از بین رفته و کاملا نگاه فقهی حاکم شده و در مقابل حوزویان معتقدند که ما اخلاق داریم و خوب هم رعایت می کنیم. به نظر من در این زمینه نخست باید وحدت تعریف پیدا کنیم. ما حوزوی ها در این زمینه باید با مردم در تعریف اخلاق به وحدت برسیم و یک بار دیگر اخلاق را تعریف کنیم و ببینیم که آیا در تعریف اخلاق، حوزه با جامعه پیش می رود یا خیر.
*آیا طلاب جوان که تکنولوژی کمکشان کرده، بیشتر به سمت اخلاق و ضرورت تعریف جامع، تعریف مشترک تئوری پردازی، تئوریزه کردن حرکت می کند یا نه بیشتر به اخلاق فقهی توجه دارند؟
صادقی: شبکه های اجتماعی تاثیر خیلی زیادی گذاشته اند. طلبه ها وقتی می آیند داخل این شبکه ها و با اخلاقی که در دنیا مطرح است مواجه می شوند، طبیعی است که بخواهند بازتعریفی از اخلاق را در درون خود داشته باشند. البته ممکن است یک نوع دوگانگی رفتاری نیز مشاهده شود. ممکن است که زمانی کسی پشت مانیتور و در محیط شخصی خود، چیزی را خلاف واقع مطرح کند و چیزی را که در خودش نیست یا آنگونه فکر نمی کند، بیان کند و همین هم مثبت هست. این، تاثیر جامعه بر فرد هست. جامعه آن تعریفی که خودش از اخلاق دارد را تحمیل می کند و البته الزاما می تواند مخالف آموزه های دینی هم نباشد.
*یکی از مباحثی که درباره تعامل حوزه و جامعه مطرح می شود این است که منبر به عنوان رسانه طلاب، روحانیون و مرشدان دینی، رسانه ای مونولوگ تعریف می شود درحالی که اکنون جامعه می طلبد که به دیالوگ برسد. آیا این فرآیند تغییر می کند؟ آیا از مونولوگ به سمت دیالوگ حرکت می کنیم و حضور در شبکه های اجتماعی نشانی از آن است؟
صادقی: منبر هم در طول تاریخ دستخوش تغییرات شده است. منبر به این شکل در گذشته نبود. زمانی که میکروفونی در کار نبود، وقتی روحانی بالای منبر بود افرادی که پای منبر نشسته بودند در پای منبر نظر مخالف یا موافقشان را مطرح می کردند یا سوال می پرسیدند. برای خود من این اتفاق افتاده است که مستمعین قدیمی تر که 70-80 سال سن داشتند، همانجا پای منبر سوال می کردند. اکنون هم خیلی برای من پیش آمده که وقتی از منبر پایین می آیم دقایقی فضای پرسش و پاسخ است. اخیرا که به تبلیغ رفته بودم مساله ای را در روزهای اول مطرح کردم که به نظر می رسید تازگی داشت. تا پایان دهه محرم بحث بعد از منبر ما همین مساله بود و من دلایلم را می آوردم. به نظر بستگی به روحیات افراد دارد. منبر درطول تاریخ دستخوش تغییر شده است. وقتی میکروفون و بلندگوها آمد این جریان، به صورت تک صدایی مقداری رواج پیدا کرد و مونولوگ شد. برخی از دوستان طلبه ما خوش منبر و خوش صدا بودند و حرف های خوب می زدند و یک شب مجبور بودند 3جا بروند و فضا برایشان نبود که بعد از منبر به بحث بنشینند و این انتقاد به آنها وارد بود که برای آنکه به جای دیگر برسند، از پای منبر رفتند و فضای ایجاد سوال را فراهم نکردند.
*الان شما اشاره کردید که آمدن تریبون و میکروفون در مونولوگ شدن منبرها کمک کرد. به تعبیر یکی از طلاب، اگر هر پروفایل فیسبوک یا وبلاگ برای هر روحانی را یک منبر بدانیم این تغییرات چقدر تاثیر می گذارد؟
صادقی: در گذشته محدوده زمانی مشخصی برای تبلیغ مطرح بود که من یک ساعت زمان دارم و حرف بزنم و از این منبر پایین بیایم و قبل و بعدش هیچ گفت و گویی هم برقرار نمی شود و می روم. در نهایت من تنها یک دهه فرصت دارم و در روستایی می روم و فضا وجود دارد. این هم منقطع است. ارتباط من بعد از اینکه از آن روستا بیرون آمدم کاملا منقطع می شود؛ اما امروز اولا همه ایام سال برای یک روحانی ایام تبلیغ است برای کسی که وارد فضاهای اجتماعی می شود حالا منحصرا فیسبوک نیست. می تواند از همه ایام سال برای اینکار استفاده کند. زمانی که روحانیون به جایی می روند مستمعین جوان می فهمند که این روحانی ها در یکی از این شبکه های اجتماعی هستند. وقتی از محل تبلیغ بر می گردی همانجا بلافاصله می بینید که بسیاری از مستمعین درخواست دوستی می فرستند و خیلی از حرف هایی که شما بالای منبر می زنید، آنها خودشان منتشر می کنند. در این فضا دیالوگ مطرح می شود. سوالات مطرح می شود یا نسبت به چیزهایی که می نویسم عکس العمل نشان می دهد. این حصار کاملا شکسته شده است.
*این برای حوزه ها خوب است یا بد؟
صادقی: به نظر می آید که خوب است. حوزه ها نشان دادند که تا در موقعیت قرار نگیرند پاسخگو هم نیستند. منقدینی مثل آقای سروش که نسبت به حوزه نقدهایی را وارد کرده اند، برای حوزه تبدیل به فرصت شده اند. اصلا برای حوزه این نقدها بد نشد. شاید یک ناظر بیرونی که دانش زیادی نداشته باشد بگوید که حوزه با این حرف بهم ریخته است اما به نظر من حضور افراد این چنینی حوزه را به تکاپو وا می دارد که پاسخ دهد.
*جریان انتقادی به حوزه به تکاپوی حوزه ها کمک کرده است؟
صادقی: به نظر من اینگونه است. سوال است که افراد را به حرکت در می آورد. فضای اجتماعی با شکستن دیوارهایی که به دلایل مختلف در حوزه ها ایجاد شده بود، فضای جدیدی ایجاد کرده است. شاید اغراق نباشد که بگوییم جریانات سیاسی، دیواری را بین مردم و روحانیت کشیده بود که محیط های اجتماعی مجازی کاملا دیوارها را شکست. ما در محیط های اجتماعی در خیابان که راه می روم برخی از دوستان فضای مجازی را در خیابان می بینیم. یک بار خانمی در حرم حضرت معصومه آمد و خودش را معرفی کرد و گفت که اصلا نگاه من به حوزه با حضور برخی از روحانیون و طلبه ها در فضاهای اجتماعی عوض شده است. این موارد زیاد پیش می آید. تمام دیوارها و حصارها شکسته شده است.
*مصاحبه ما هم محصول همین شبکه اجتماعی است…
صادقی: بله! ممکن است من طلبه خصوصیات رفتاری داشته باشم که صحیح هم نباشد و در محیط اجتماعی جور دیگری جلوه کنم اما وقتی این دیوارها برداشته شود چیزی که فراموش کرده بودم که خداوند همیشه ناظر بر ماست، یادآوری می شود. اگر در گذشته دست به خطایی می زدم حالا دیگر نمی توانم این کار را انجام دهم چون خیلی از کسانی که به ظاهر نمی شناسم، بیرون هستند و مرا نگاه می کنند. من واقعا اگر غیر از این عمل کنم به تمام حرفهایی که تاحالا گفته ام پشت پا می زنم. منظورم این است که خیلی از فضاهای مجازی همه این دیوارهای موجود را از بین برده و شما نمی توانید به راحتی خطا کنید. از نظر اخلاقی این مساله به وجود آمده. از طرف دیگر هم یک محیط تبلیغی دائمی به وجود آمده که در تمام سال با آن درگیر هستید. بحث کلان تری هم وجود دارد که اگر مثلا طلبه ای مانند من یک سری علایق مطالعاتی خاص هم داشته باشد، در بین 2000نفر لیست دوستان در فضای مجازی، آدم های اهل فکر بسیار فاضلی وجود دارند که اصلا در ایران زندگی نمی کند یا در تهران هستند که من در حالت عادی هیچ وقت نمی توانستم به آنها دسترسی پیدا کنم. این مواردی است که برای من پیش می آید و من از آنها استفاده می کنم. بسیاری از مواردی که جزو علایق مطالعاتی خودم است، به صورت یک مطلبی توسط این افراد گذاشته می شود و باهم صحبت می کنیم و خیلی راه به من نشان می دهند و فضا برای مطالعه ایجاد می کنند و از طرفی هم به افزایش دانش کمک می کنند. این فضا به من کمک می کند که با مسایل روز آشنا شوم.
گفت وگو از زاگرس بهشتی- شفقنا
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
