زمان انتشار : ۶ عقرب ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۳:۱۲ | کد خبر : 296841 | چاپ

از گلشهر تا شلمچه؛ از شلمچه تا کربلا، روایت زائران افغانستانی اربعین

شفقنا افغانستان- پرده اول/تلویزیون را روشن می کنم، کسی مشغول سخنرانی است، می گوید : چه بسا کسانی که سالها در کنار پیامبر(ص) و امام علی(ع) بودند اما در روز عاشورا روبروی لشکر حسین(ع) قرار گرفتند، شمر بن ذی الجوشن در صفین کنار علی (ع)بود، حتی یکی از فرماندهان لشکر امام علی(ع) بود، اما در روز عاشورا همین شمر روبروی حسین(ع) شمشیر می زند و سر از بدن مبارکش جدا می کند.
به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان، مردم کوفه نامه های فراوان به حسین ابن علی(ع) نوشتند و اظهار کردند که ما منتظر تو هستیم تا بیایی و در کوفه حکومت کنی، هزاران نفر نامه امضا کردند و قول دادند، اما در روز عاشورا تنها ۷۲ تن کنار حسین ابن علی علیه السلام ماندند، بقیه مردم کوفه ترسیدند، در خانه ها پنهان شدند و از بیعتشان برگشتند، اما در مکتب عاشورا پنهان شدن و منکر شدن کافی نیست، یا باید با حسین(ع) شهید شوی، یا در کنار یزید قرار بگیری، هیچ راه وسطی وجود ندارد، همانطور که یزید مردم کوفه را مجبور کرد روبروی حسین(ع) فرزند رسول خدا شمشیر بزنند، هیچ راه گریزی از این مبارزه نیست.
در روز عاشورا امام حسین(ع) روبروی لشکر یزید قرار گرفت و فریاد زد : هل من ناصر ینصرنی؟ آیا کسی هست مرا یاری کند؟ هیچ پاسخی نشنید، دوباره پرسید، اما بار هم پاسخی نشنید، آیا حسین(ع) نمی دانست که روبروی او چه کسانی قرار دارند؟ 
حسین(ع) می دانست، اما این سوال او از تاریخ است، از تمام انسانهایی است که بعد از گذشت هزار سال به ندای او لبیک می گویند.

پرده دوم
چند سالی است که مسلمانان و آزادگان جهان از سرتاسر عالم برای شرکت در همایش عظیم اربعین حسینی در روزهای نزدیک به اربعین یک قرار عاشقانه می گذارند و به ندای هل من ناصر حسینی لبیک می گویند. سیاه، سفید، زرد و سرخ در کنار هم از نجف تا کربلا پیاده راه می افتند تا به قرار عاشقانه شان در کربلا برسند.
چه بسا دلهایی که پشت مرزها جا می ماند و چه بسا زائرانی که کربلا نرفته کربلایی می شوند، مثل قربانعلی که از دایکندی افغانستان هزینه سفر ندارد و یک نفر از خانواده به نیابت از یک ایل راهی کربلا می شود.


زائران افغانستانی اربعین از نقاط مختلف افغانستان وارد مشهد می شوند، یک روز اقامت می کنند و به زیارت امام رئوف می روند و دوباره بسوی عراق رهسپار می شوند، هر چند هزینه ها زیاد است و تسهیل چندانی برای این زائران اربعین در نظر گرفته نشده اما رسانه ها اعلام می کنند که بیش از ده هزار نفر وارد خراسان رضوی شده اند تاا در همایش اربعین شرکت کنند.
کربلایی حسین یکی از آنهاست، می گوید سال دوم است که می آیم، تمام سال کشاورزی می کنم تا بتوانم اربعین را در کربلا باشم، شرکت در اربعین آنقدر لذت بخش است که حاضرم همه چیزم را فدایش کنم. برسم روبروی گنبد امیرالمومنین علیه السلام در نجف و بگویم : یا مولا دلم تنگ آمده، شیشه دلم ای خدا زیر سنگ آمده! و همانطور که بغض سنگینش می شکند شروع می کند به آواز خواندن وطنی!
دوربین در دستانم سست می شود، قلبم همراه زائران افغانستانی پر می کشد بسوی نجف، بسوی کربلا و عطر دل انگیز پیاده روی در ذهنم تداعی می شود.

دختر کوچکی که زهرا نام دارد بهمراه پدر و مادرش راهی شده تا به کربلا برود، موهایش قرمز است و شانه نخورده است، نزدیک می روم و نامش را سوال می کنم، پاسخی نمی دهد، گویا تا هنوز به شهر نیامده و این اولین مواجهه او با شهر است، مادرش می گوید دخترم شرم می کند نامش را به مرد غریبه ای بگوید. 


کبری که گویا دختر شهر است جلو می آید، نامش را با صدای بلند روبروی دوربین اعلام می کند و با شهامت میگوید اهل افغانستان است و می خواهد به کربلا برود. 


محمدحسین که گویا با کبری نسبت فامیلی دارد هم جلو می آید، او هم نامش را می گوید و اعلام می کند که می خواهد به کربلا برود، اما بار اولش است و نمی داند آنجا کجاست و این سفر چه سفری است، از او می پرسم وقتی به کربلا رسیدی از امام حسین(ع) چه می خواهی؟ سکوت می کند و گویا هرگز روبروی این سوال قرار نگرفته است، کسی از پشت سرش می گوید : بگو از امام می خواهم که صلح را به افغانستان بیاورد، محمدحسین گیج می شود و می گوید : همان چیزی که بکله ام(پدربزرگ) گفت را می خواهم!

پرده سوم
شلمچه شلمچه شلمچه یک نفر فوری! شلمچه شلمچه یک نفر! صدای راننده های گلشهر فضای فلکه را پر کرده است و زائران از این راننده به آن راننده رجوع می کنند تا با کرایه مناسب تری پیدا کردند و راهی شوند.
دولت جمهوری اسلامی مرز شلمچه را برای عبور و مرور زائران افغانستانی تعیین کرده است و از مرزهای چزابه و مهران حتی با گذرنامه امکان خروج اتباع افغانستانی نیست.


راننده ها می گویند از یک هفته قبل اربعین کارشان شروع می شود و در طول این مدت بیش از پنج بار مسیر گلشهر به شلمچه را طی می کنند و هر بار چهار نفر زائر را به مرز می رسانند.
کرایه ها از ۲۰۰ هزارتومان شروع می شود و بنا به اتوموبیل مورد نظر بالاتر می رود و اگر شانس بیاوری شاید بتوانی با قیمت پایین تر هم پیدا کنی.
چند اتوبوس هم در نقاط مختلف گلشهر دیده می شود که بصورت کاروانی زائران را مستقیم به مرز می رسانند.
اما بسیاری از مهاجرین از وضعیت صدور روادید شکایت دارند، با اینکه از ده روز قبل پروازها و قطارها بسوی مرز باز شده است اما مهاجرین افغانستانی یک روز مانده به اربعین هنوز روادید دریافت نکرده اند و چشمشان منتظر لیست اسامی روادیدهاست تا شاید نامشان را در میان صدها نام دیگر پیدا کنند و راه بیفتند.


اتفاقا دوسه خبرنگار دیگر در طی این روزها خواستار رسیدگی به این مساله شدند و از همینجا اگر صدای ما به گوش مسئولین می رسد تاکید می کنیم که حداقل در این مورد به خصوص همکاری کنند، همایش اربعین مربوط به هیچ ملیت و نژاد خاصی نیست، بلکه همه ما باید تلاش کنیم تا این همایش عظیم انسانی که بزرگترین اجتماع انسانی در طول تاریخ است، بهتر برگزار شود.
رضا یکی از زائران می گوید : من یک هفته است که منتظر روادید هستم و با اینکه تمام امور محوله را مو به مو انجام داده ام، اما تا امروز که یک روز به اربعین مانده پاسپورت به دستم نرسیده است، خانواده ما یک هفته است که منتظر پاسپورت هستند و هیچ زجری به اندازه این انتظار آدم را آزار نمی دهد.


جواد یکی دیگر از زائران که روادیدش را گرفته می گوید : باید امام حسین بطلبد، البته قبلش باید پاسپورت داشته باشی، امام حسین بدون روادید کسی را نمی طلبد! از او می پرسم پس تکلیف بی مدرکها چه می شود؟ آنها دل ندارند؟ می گوید : آنها باید برای خودشان مدرک جور کنند، اگر عاشق واقعی باشند می توانند این مسیر اداری صعب العبور را طی کنند و به عراق سفر کنند.
یک پیرمرد افغانستانی که نام خودش را گم کرده است می گوید : فدای نام امام حسین(ع) شوم، کی می شود که من هم بتوانم به اربعین بروم، سنش را می پرسم و می گوید من خبر ندارم سنم چقدر است، نامم را گم کرده ام، اما فقط یک آرزو به دلم مانده و آن هم دیدن بین الحرمین و نجف اشرف است.
اشک از چشمانش سرازیر می شود و رویش را بر می گرداند.

پرده آخر
صدای راننده ها بلند و بلندتر می شود، آفتاب در حال غروب است و بسیاری از کوچه های گلشهر پر است از عبور و مرور کسانی که دارند وسایلشان را برای عزیمت به عراق جمع می کنند.
امسال با اینکه خیلی دوست داشتم در این همایش عظیم بعنوان یک زائر از میلیونها زائر شرکت کنم اما شرایط مهیا نشد، اگر شما زائر اباعبدالله الحسین هستید، در میانه راه برای تمام جامانده ها دعا کنید و سلام ما را هم به مولایمان حسین برسانید.
همایش اربعین میعادگاه عاشقان اباعبدالله است، خدای نکرده باعث نشویم مهر مردم به امامشان کم شود، امروز اگر ما بعنوان اصحاب رسانه یا هر کسی در هر پست و مقامی با زائرین اباعبدالله الحسین (ع) خوب برخورد نکردیم، فردا باید پاسخگوی سقای کربلا و فرمانده لشکر حسین ابالفضل العباس باشیم، این را به آندسته از مسئولانی می گویم که در کار زائران اربعین کم کاری یا خدای نکرده برخورد ناشایست می کنند. زائران امام حسین(ع) از هر تیره و نژادی که باشند مهمانان حسین هستند، ما چه کاره ایم که بخواهیم کسی را از رفتن دلسرد یا خدای نکرده ممانعت کنی؟
لبیک یا حسین

عکس و گزارش : سیدجمال الدین سجادی
#حسین_محور_وحدت

           

انتهای پیام

af.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | فیسبوک | تلگرام