شفقنا افغانستان-حامد کرزی دوازده سال رییس جمهور افغانستان بود و در این مدت سیاست این کشور را عمیقا دچار تغییر و تحول کرد. او پس از سقوط طالبان در پایان سال 2001 و در جریان کنفرانس بن به ریاست دولت انتقالی افغانستان رسید و پس از آن دوبار در سال 2004 با اکثریت قاطع آرا و در سال 2009 به مدد تقلب های انتخاباتی به ریاست جمهوری افغانستان برگزیده شد. این پشتون 56 ساله اما طبق قانون اساسی افغانستان نمی تواند برای سومین بار به این منصب برسد. از آن جایی که در افغانستان هیچ حاکمی به صورت داوطلبانه حاضر به کنار رفتن از قدرت نیست، تا آخرین دقایق قبل از انتخابات این شایعه وجود داشت که کرزی به هر وسیله ممکن به قدرت چنگ می زند و کنار نخواهد رفت اما پرزیدنت کرزی همه مخالفان و منتقدان خود را ناکام گذاشت و پس از برگزاری دور دوم انتخابات در روز 14 ژوئن قدرت را به رییس جمهور جدید واگذار خواهد کرد و بدین صورت احترامی عمیق برای خود می خرد.
کرزی به وجهه خود اهمیت زیادی می دهد. او نه تنها یکی از خوش لباس ترین و خوش تیپ ترین روسای جمهوری جهان به شمار می آید بلکه همواره تلاش داشت که تصویری مثبت از خود در رسانه ها ارائه دهد. به گفته همکاران نزدیک کرزی او قصد دارد که نامش در کتاب های تاریخ به عنوان رییس جمهوری ثبت شود که برای نخستین بار در افغانستان جابجایی دمکراتیک قدرت را امکان پذیر ساخته است. کرزی بسیاری از ناظران امور افغانستان را شگفت زده کرد زیرا هرگز حاضر نشد که در آرای جانشین احتمالی خود دست ببرد و این در حالی بود که کاندیدای منتخب او برای ریاست جمهوری آینده “زلمای رسول” وزیر پیشین خارجه بود که با فاصله زیاد در انتخابات دور اول جایگاه سوم را به خود اختصاص داد و از ادامه رقابت بازماند. و دو کاندیدایی که در دور دوم انتخابات با یکدیگر رقابت می کنند یعنی “عبداله عبداله” و “اشرف غنی” از جمله حلقه یاران رییس جمهور فعلی به شمار نمی آیند.
کرزی به قبیله پرنفوذ و پشتون پوپالزای تعلق دارد. پدرش یکی از بزرگان قبیله ای و مورد احترام در قندهار بود و حامد جوان در کنار این پدر رمز و رموز مبانجی گری را آموخت و بعدها به استاد چیره دست تاکتیک بدل شد. بزرگ ترین دستاورد کرزی این است که توانست کشوری به شدت از هم گسسته آن هم پس از دهه ها جنگ را حفظ کند و به صورت نسبی آن را متحد نگه دارد. این که کرزی توانست بیش از یک دهه در قدرت بماند آن هم در کشوری که همواره از آن به عنوان سرزمین توطئه ها و دسیسه ها یاد می شود، یک معجزه به حساب می آید. این سیاستمدار مردمی و کاریزماتیک نه تنها جنگ سالاران متخاصم پشتون را پشت یک میز نشاند بلکه موفق شد که تاجیک ها و ازبک ها و هزاره های بانفوذ را نیز متحد کند. او حاکمان محلی را نیز آرام کرد و به آنها پست های استانی داد و همزمان موفق شد که اقلیت های تحصیلکرده و مرفه را به دولت خود جذب کند.
بی تردید افغانستان از زمان آغاز ریاست جمهوری حامد کرزی در سال 2001 شاهد تحولات زیاد و عمیقی بوده است. تا به حال در تاریخ این کشور این تعداد کودک به مدرسه نرفته اند و این تعداد دانشگاه وجود نداشته است. امروزه زنان افغانستان از حقوق و امکاناتی به مراتب بیشتر از دوران حکومت طالبان برخوردارند و برخی از زنان این کشور به مدیریت شرکت های بزرگ و برخی دیگر به پارلمان راه یافته اند. افزون بر آن در دوران کرزی صدها شبکه تلویزیونی و رادیویی در افغانستان تاسیس شد و وضعیت آزادی مطبوعات نیز در این دمکراسی جوان در حدی قابل قبول است.
اما بسیاری از ناظران امور افغانستان با توجه به کمک های میلیاردی که به این کشور سرازیر شده است، دستاوردهای موجود را بسیار اندک توصیف کرده و عقیده دارند کرزی که زمانی امیدهای زیادی به او می رفت چه در داخل و چه در خارج از افغانستان محبوبیت خود را تا اندازه زیادی از دست داده است. اگرچه که هنر او برای ایجاد توازن در قدرت را نمی توان انکار کرد اما از اقتصاد خویشاوندسالارانه و فساد گسترده در سال های اخیر نیز نمی توان چشم پوشید. در همان حال که اکثریت مردم افغانستان همچنان در فقر شدید بسر می برند، سیاستمداران و مدیران پرنفوذ پیرامون رییس جمهور با فراغ بال به ثروت اندوزی مشغولند.
علاوه بر آن در استان ها همچنان این جنگ سالاران سابق هستند که مانند سلاطین حکومت می کنند و به راحتی اصول و قواعد دولت قانون را زیر پا می گذارند. برخی از آنان در سال های گذشته از راه قاچاق مواد مخدر و اخاذی به ثروت های کلان دست یافته اند و گروهی دیگر از راه های غیرقانونی همه مناقصه ها و قراردادهای دولتی را به انحصار خود درآورده اند. برخی کارگزاران و نمایندگان دولتی از نظر رفتارهای گستاخانه حتی از طالبان نیز سبقت گرفته اند و وضعیت امنیت در بخش های بزرگی از شمال و شرق افغانستان همچنان فاجعه بار است.
منتقدان پرزیدنت کرزی بر این عقیده اند که غرب باید فشار بیشتری بر رئیس جمهور می آورد تا مجاهدین سابق و جنگ سالاران با گذشته تاریک را به حلقه خود راه ندهد اما کرزی این کار را نکرد و کشور را در اختیار این افراد قرار داد. واقعیت غم انگیز آن که حتی آمریکا و ناتو نیز در عملیات های خود تا اندازه زیادی بر این چهره های معلوم الحال تکیه داشتند.
کرزی سال های زیادی از عمر خود را به حال تبعید در آمریکا سپری کرده و زبان انگلیسی را به خوبی زبان پشتون و دری صحبت می کند. او مرد تحصیلکرده ای است که شوخ طبعی و جذابیت را همزمان داراست و بدین صورت بود که از همه شرایط لازم برای آن که چهره برگزیده غرب شود برخوردار بود. او که در دوران جورج بوش به قدرت رسید تا مدت ها باید با این اتهام که عروسک خیمه شب بازی آمریکاست مبارزه می کرد و البته در سال های نخست ریاست جمهوری کرزی دولت واشنگتن نفوذ زیادی در دولت کابل داشت اما در سال های اخیر این روابط به سردی گراییده است.
کرزی این احساس را داشت که آمریکا پس از آغاز جنگ عراق دیگر علاقه چندانی به افغانستان ندارد و شخص او را مورد بی توجهی قرار می دهد. او برای فاصله گرفتن هر چه بیشتر خود از این متحد نامحبوب روز به روز بیشتر لحن ناسیونالیستی به کار گرفت و البته سیاست هایش نیز لحظه ای و پیش بینی ناپذیرتر شد. پرزیدنت اوباما بیش از همه کرزی را متحدی ناسپاس و مسوولیت ناپذیر می داند اما زمانی که آمریکا در سال 2009 در جریان انتخابات ریاست جمهوری افغانستان به فکر جانشینی برای کرزی افتاد، سایه سنگین بحران بی اعتمادی در روابط دو کشور بیش از پیش نمایان گشت. ضربه سنگین بعدی برای کرزی در سال 2010 و زمانی بود که آمریکا علیرغم خواست وی تصمیم گرفت که نیروهای خود در افغانستان را تقویت کند و حمله ای به جنوب این کشور را تدارک ببیند. با این حال خشم کرزی بیش از این به این خاطر بود که آمریکا به پاکستان یعنی کشوری که آشکارا از طالبان افغانستان حمایت می کند کمک های میلیارددلاری می کرد.
از زمانی که کرزی در پایان سال گذشته از امضای قرارداد همکاری نظامی بلند مدت با آمریکا خودداری کرد نیز گویی سکوتی مرگبار بر روابط کابل و واشنگتن حاکم شد. ظاهرا واشنگتن برای پایان دوران ریاست جمهوری کرزی و آغاز به کار جانشین وی لحظه شماری می کند. اما کرزی در آخرین نطق خود در پارلمان افغانستان لحنی مبارزه جویانه به خود گرفت و گفت که آمریکایی ها باید تا پایان سال جاری و در آرامش خاک افغانستان را ترک کنند. به گفته کرزی نیروهای امنیتی کشورش در موقعیتی قرار دارند که می توانند نظم و امنیت را برقرار سازند اما واقعیت این است که نیروهای ارتش و پلیس افغانستان بدون حمایت های مالی و لجستیکی توانایی چنین کاری را ندارند و افزون بر آن افغانستان در عرصه های دیگر نیز تا سال ها به کمک های خارجی نیاز خواهد داشت.
“مارتین فان بیلرت” از شبکه تحلیلگران افغانستان می گوید:” بسیاری از ناظران در غرب به خاطر لحن و سیستم فاسد کرزی ناامید نشان می دهند و عقیده دارند که هر کس جانشین او شود بهتر از وی خواهد بود. اما این افراد در واقع خودشان را فریب می دهند زیرا جانشین کرزی نیز باید با تکیه بر همین سیستم پدرسالارانه و کم و بیش با همان سبک کرزی حکومت کند. اگرچه که هم عبداله و هم غنی در جریان رقابت های انتخاباتی قول داده اند که فساد را ریشه کن کنند اما چنین کاری ممکن نیست. زیرا جانشین کرزی اگر بخواهد برای مدت طولانی در این پست بماند چاره ای جز آن ندارد که با قدرتمندان بانفوذ در کشور از در معامله درآید”.
یک کارمند جوان اهل کابل می گوید که نباید میراث کرزی را دست کم گرفت. او که یک ازبک است می گوید:” رئیس جمهور با چالش های وحشتناکی روبرو بود. البته من هرگز به کرزی رای نداده ام اما عقیده دارم هیچ کس نمی توانست بهتر از او این کشور را اداره کند. در حال حاضر اکثر مردم کابل نسبت به وی نظر مثبتی دارند و به ویژه کناره گیری داوطلبانه او را مورد تحسین قرار می دهند”.
با این حال کسی انتظار ندارد که کرزی به طور کامل از سیاست کنار بکشد. او ساختمانی مجلل درست در کنار کاخ ریاست جمهوری برای خود تدارک دیده و در آینده نیز چند متر بیشتر با جانشین خود فاصله ندارد. اگرچه دو کاندیدای موجود از این وضع راضی نشان نمی دهند و هر دو نفر وعده تغییر داده اند اما جانشین کرزی هر کس که باشد وظیفه سنگینی را بر عهده خواهد داشت. تا پایان سال 2014 غالب نیروهای نظامی غربی از خاک افغانستان خارج خواهند شد و به دنبال این خروج بخش بزرگی از کمک های خارجی نیز قطع می شود. و سرپا نگه داشتن کشور در چنین شرایطی به هیچ عنوان کار ساده ای نیست.
به هر ترتیب کرزی در نوع خود پدیده ای در افغانستان به شمار می آید و هیچ یک از جانشینان احتمالی او از حمایت هایی که وی از آن برخوردار بود ، سهمی نخواهد داشت. عبداله و غنی هرگز به خود اجازه نمی دهند که علیه شخص کرزی موضع گیری کنند و البته رئیس جمهور مستقر نیز تا به امروز به صورت علنی علیه هیچ کاندیدایی موضع نگرفته است. به گفته بیلرت این دوگانگی و رفتار چند پهلو یکی از ویژگی های عرصه سیاست افغانستان به شمار می آید و کرزی با این کار همه درها را برای خود باز خواهد گذاشت. اگرچه که کرزی از به قدرت رسیدن هیچ یک از دو کاندیدای حاضر در انتخابات خشنود نیست اما با وجود همه این خصومت ها امید دارد که راهی برای توافق و سازش پیدا کند.
یکی از مشاوران کرزی که از سال ها پیش با او کار می کند می گوید:” به نظر من این سیاستمرد کارکشته می خواهد در آینده نقشی مهم و در پشت پرده ایفا کند. افزون بر آن بی تردید کرزی قصد دارد که پروژه چند ساله خود یعنی صلح با طالبان را عملی کرده و مذاکرات را ادامه دهد”.
منبع: نویه تسورشر تسایتونگ (سوییس)
ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی- شفقنا
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqn.acom
