شفقنا افغانستان-“با روی کار آمدن رئیس جمهوری جدید در مصر و پشتیبانی قاطع پادشاه عربستان سعودی از وی، هم اکنون در آستانه تشکیل ائتلاف جديدی در منطقه خاور میانه به رهبری این دو کشور و با عضویت کشورهای امارات متحده عربی، اردن، بحرين، كويت و شاید هم مراکش قرار گرفته ایم و می شود پیش بینی کرد که کشورهای تركيه و قطر و همچنین گروه اخوان المسلمين در طرف مقابل این ائتلاف قرار دارند، با این حال شواهد موجود نشان می دهند که کشورهای ایران و سوریه جایی در میان دشمنان ائتلاف جديد ندارند و این ائتلاف آنها را مورد هدف قرار نمی دهد.”
“عبدالباری عطوان”، نویسنده، روزنامه نگار و تحلیلگر فلسطینی و رئیس و سردبیر روزنامه فرا منطقه ای “رای الیوم”، در مقاله ای تحلیلی که تحت عنوان “پادشاه عربستان سعودی با میلیاردها دلار از رئیس جمهوری جدید مصر پشتیبانی کرده و ائتلاف جدیدی خود را برای اعلام جنگ بر علیه گروه اخوان المسلمین، قطر و ترکیه و بی طرفی در قبال ایران آماده می کند” روی پایگاه اینترنتی این روزنامه قرار گرفته، با اشاره به حمایت های گسترده خاندان حاکم در عربستان سعودی از نظام کنونی حاکم بر مصر، از تشکیل ائتلافی جدید به رهبری این دو کشور جهت مقابله با گروه “اخوان المسلمین” و کشورهای حامی این گروه خبر داده و پیش بینی کرده که این ائتلاف بیشتر کشورهای عرب منطقه را در بر بگیرد و مواضع خصمانه ای در قبال جمهوری اسلامی ایران و نظام حاکم بر سوریه اتخاذ نکند، جایی که در مقاله خود آورده است:
«جای هیچ گونه تعجب و شگفتی نداشت که ملک “عبدالله بن عبدالعزيز آل سعود”، پادشاه عربستان سعودی نخستین رهبری باشد که به ارتشبد “عبدالفتاح السيسی”، رئیس جمهوری جدید مصر تبریک بگوید و طی پیامی طولانی و بی سابقه به وی، خواهان برگزاری کنفرانس کمک کنندگان مالی با شرکت “دوستان مصر” شود، کاری که یک “طرح مارشال” جهت کمک به مصر در پشت سر گذاشتن بحران اقتصادی به شمار می آید همانند آنچه آمریکا پس از جنگ جهانی دوم جهت نجات اقتصاد کشورهای اروپای غربی ارائه داد.
در واقع پادشاه عربستان سعودی پیش از این نیز نخستین رهبری بود که پس از کودتای نظامی سپهبد “عبدالفتاح السيسی”، وزير دفاع وقت مصر بر علیه “محمد مرسی”، رئيس جمهوری منتخب این کشور، به وی تبریک گفت و پس از آن بود که “عبدالفتاح السيسی” تحصن مخالفان انقلاب در ميدان “رابعه العدويه” در شهر “القاهره” را به زور متفرق ساخت، گروه “اخوان المسلمين” را در فهرست گروه های تروریستی قرار داد و تمامی رهبران درجه اول، دوم و سوم این گروه را بازداشت کرد.
پیام اخیر ملک “عبدالله بن عبدالعزيز آل سعود” به “عبدالفتاح السيسی” یک “طرح کاری” بلکه یک “نقشه راه” به شمار می آید جهت تحکیم حكمرانی رئیس جمهوری جدید مصر، از بین بردن تمامی موانع پیش روی وی و تمركز بر چگونگی بهبود وضعیت اقتصاد این کشور از طریق طرح های عظیمی که برای بیش از 20 میلیون شهروند بیکار در مصر که بیشتر آنها جوانان زیر 35 سال هستند، فرصت شغلی فراهم می کند.
از مسائل قابل توجه دیگر در این پیام اینکه پادشاه عربستان سعودی بر ملت مصر تمرکز کرده و انقلاب آنها در 25 ژانویه سال 2011 میلادی که به سرنگونی نظام “حسنی مبارک”، رئیس جمهوری مخلوع این کشور منجر شد را “هرج و مرج گمراهی” و “سرنوشت مبهم” توصیف کرد که “وقت آن رسیده بدون هیچ گونه ترحمی آنها را چید”، وی همچنین با ذکر آیه شریفه “الفتنة أشد من القتل”، رئيس جمهوری جدید مصر را به “توكل بر خدا” و کنترل و مهار افراد خارج از قانون تشویق کرد، اقدامی که درخواست واضحی برای به کار گیری سياست مشت آهنین به شمار می آید.
در واقع پیام اخیر پادشاه عربستان سعودی به رئیس جمهوری جدید مصر در راستای تحکیم سياست “هویج و چماق” می باشد، جایی که در آن از یک سو وعده کمک های به احتمال زیاد ده ها میليارد دلاری به اقتصاد مصر را می دهد و از سوی دیگر، به بریدن سرهای فتنه و برخورد با فتنه گران بدون هیچ گونه ترحم و بخششی تحریک می کند.
در همین حال، برخورد شدید و قاطع همان گونه که به صورت کاملا روشنی در این پیام ذکر شد، تنها افرادی را در بر نگرفت که می خواهند امنیت مصر را دچار اختلال و مشکل کنند، بلکه در اشاره واضح به قطر، آن دسته از کشورهای عربی را نیز در بر خواهد گرفت که توانایی ارائه کمک های مالی به مصر را دارند اما در این راستا کم کاری می کنند، جایی که ملک “عبدالله بن عبدالعزيز آل سعود” در پیام خود به صراحت تهدید کرد: تمامی کشورهای عربی آگاه باشد که در صورت داشتن توان مالی و کم کاری در قبال مصر، در آینده جایی میان ما ندارند.
پادشاه عربستان سعودی در این پیام فراتر از این رفته و ضمن درخواست از تمامی کشورها جهت عدم دخالت در امور داخلی مصر (عدم حمایت از گروه اخوان المسلمین)، تاکید کرد: تعدی به مصر به معنای تعدی به اسلام و اعراب بوده و همزمان تعدی به پادشاهی عربستان سعودی نیز می باشد، این در حالی است که ما در هیچ شرایطی معامله و مذاکره بر سر این اصل را نمی پذیریم.
در واقع این پیام نه تنها تمامی تخم مرغ های عربستان سعودی را در سبد مصر و رئیس جمهوری جدید این کشور قرار می دهد، بلکه یک اعلام جنگ بر علیه تمامی کشورها و به ویژه کشورهای عربی است که از مخالفان “عبدالفتاح السیسی” و به ویژه گروه “اخوان المسلمين” حمایت می کنند و یا اینکه به حمایت از آنها می اندیشند.
هر چند که پادشاه عربستان سعودی در پیام خود به رئیس جمهوری جدید مصر توصیه کرد که از سعه صدر برخوردار باشد و در چارچوب گفت و گوی ملی با تمامی گروه هایی که دست آنها به ریختن خون و ارعاب افراد بی گناه آلوده نشده، سینه گشاد و بزرگی جهت پذیرش دیدگاه مقابل داشته باشد، با این حال ما بر این باور نیستیم که ملک “عبدالله بن عبدالعزيز آل سعود” خواهان گفت و گو با گروه “اخوان المسلمین” باشد، چرا که پیشتر با صدور فرمانی نام این گروه را در صدر فهرست گروه های تروریستی قرار داده و آن را عامل اصلی بلا و مصیبت خوانده بود.
بنابراین باید گفت که ما در حال حاضر در آستانه تشکیل یک ائتلاف جديد در منطقه به رهبری عربستان سعودی و مصر و با عضویت کشورهای امارات متحده عربی، اردن، بحرين، كويت و شاید هم مراکش قرار گرفته ایم.
هر چند که تاکنون دست کم برای ما روشن نیست که در سوی مقابل این ائتلاف منطقه ای جدید و در طرف دیگر چه کشورهایی قرار دارند، اما می توانیم پیش بینی کنیم که طرف مقابل تركيه، قطر و گروه “اخوان المسلمين” و سایر گروه های نزدیک به آن را در بر داشته باشد، جایی که احضار سفير تركيه در “القاهره” در روز سه شنبه هفته جاری از سوی وزارت امور خارجه مصر جهت اعتراض به انتقاد دولت “آنکارا” از فرآیند انتخابات ریاست جمهوری اخیر در مصر و زیر سوال بردن درستی و شفافیت آن، اقدامی قابل توجه بوده و نشانه جديدی بر وخامت روزافزون روابط میان این دو کشور می باشد.
در همین چارچوب، هیچ گونه شاخص روشنی مبنی بر مورد هدف قرار دادن ايران و گذاشتن این کشور در خندق دشمنان این ائتلاف منطقه ای جديد وجود ندارد، جایی که این مسئله نیز قابل توجه می باشد که “عدلی منصور”، رئیس جمهوری موقت مصر دعوتنامه ای رسمی برای “حسن روحانی”، رئيس جمهوری ايران جهت حضور در مراسم تحلیف “عبدالفتاح السيسی” فرستاده و رسانه های مصری نیز خبر ارسال این دعوتنامه را برجسته ساخته اند.
در همین حال، موضع این ائتلاف منطقه ای جديد در قبال سوريه و “بشار الاسد”، رئیس جمهوری این کشور نیز که برای بار سوم و به مدت هفت سال دیگر قدرت را در دست خواهد داشت، تاکنون مشخص و روشن نیست، چرا که رئیس جمهوری جدید مصر در اظهارات خود حتی به صورت تلویحی نیز، اصلا به اوضاع کنونی سوريه نپرداخته و رسانه های مصری طرفدار وی نیز در این باره موضع بی طرفانه تری نسبت به قبل اتخاذ کرده اند که می توان آن را تقریبا یک “موضع بی طرف مثبت” توصیف کرد، جایی که این مسئله در تغيير موضع اتحادیه عرب و “نبیل العربی”، دبیرکل آن در قبال سوریه، عقب نشینی این اتحادیه از اعطای کرسی این کشور به مخالفان نظام “بشار الاسد” تا این لحظه و همچنین دیدار دو هفته پیش “نبيل فهمی”، وزير امور خارجه مصر با شخصيت های مستقل مخالف “ائتلاف ملی نیروهای انقلابی و مخالف سوريه” در شهر “القاهره”، بازتاب یافت.
با این وجود، نمی توان تغيير در موضع مصر تحت تاثير فشارهای عربستان سعودی را دور از ذهن دانست و هنوز برای شتابزدگی و صدور حکم های قطعی در این زمینه زود به نظر می رسد، چرا که احتیاط لازم است.
با این حال، آنچه باعث می شود ما این نظريه مروبط به پرونده سوريه را مطرح کنیم، همان پشتیبانی بزرگ “ولاديمير پوتين”، رئيس جمهوری روسيه از رئیس جمهوری جدید مصر می باشد، جایی که وی نیز همانند پادشاه عربستان سعودی بی درنگ پیروزی “عبدالفتاح السیسی” در انتخابات ریاست جمهوری اخیر را تبریک گفت، اقدامی که در بر گیرنده نشانه ها و معانی زیادی است، چرا که روسيه هم پیمان و پشتیبان اصلی نظام های حاکم در سوريه و ايران بوده و از روابط مناسبی با تركيه، قطر و گروه “اخوان المسلمین” برخوردار نیست.
در واقع منطقه “خاور میانه” در آستانه مرحله نوینی است که شاخص ترین نشانه های آن تشکیل ائتلاف های جديد می باشد، مسئله ای که پس از نزدیک به یک سال توقف و به محض اعلام نتایج نهایی انتخابات ریاست جمهوری مصر شاهد آن بودیم، چرا که دوره انتظار تحلیف رسمی “عبدالفتاح السيسی” به پایان رسیده و مرحله کار و فعالیت فورا آغاز شده است.
با توجه به آنکه حمایت از نظام حاکم بر مصر به معنای اعلام جنگ بر علیه گروه “اخوان المسلمین” و حامیان آنها می باشد، باید انتظار دخالت های مستقیمی داشته باشیم جهت تغيير معادلات بر روی زمین در ليبی به نفع سرلشگر بازنشسته “خليفه حفتر”، افزایش انزوای نظام حاکم در سودان و احتمالا برافروختن دوباره بحران منطقه “حلايب” (منطقه مورد مناقشه مصر و سودان که هم اکنون به طور کامل تحت حاکمیت مصر می باشد)، در تنگنا قرار دادن هر چه بیشتر جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) در نوار “غزه” و همچنین اعمال تحریم های شدیدتری بر قطر در صورت ادامه تاکید بر موضع کنونی خود و عدم اجرای شرایط مندرج در “سند الرياض” که شاخص ترین آنها دست کشیدن از گروه “اخوان المسلمین” و کنترل شبکه ماهواره ای “الجزيره” می باشند.
در پایان باید پرسید که آیا برای موفقیت این ائتلاف جديد و طرح ها و برنامه های آن به ویژه آنکه با قدرت هایی روبرو است که ابزارها، حامیان و عناصر مسلح خود را روی زمین دارند، شرایط مهیا خواهد بود؟ در واقع روزها و ماه های آینده پاسخ سرنوشت ساز به این پرسش را با خود به همراه می آورند، حال این پاسخ منفی باشد یا مثبت.»
ترجمه از “شفقنا”
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
