شفقنا افغانستان-انتخابات عنصر مهم و هویتساز نظام دموکراتیک است. دموکراسی با نقش و سهمگیری عملی مردم در امور رهبری و ساماندهی زندگی اجتماعی و سیاسی معنا مییابد. وقتی از دموکراسی به معنای حکومت مردم به واسطهی مردم تعریف میشود، چنین وانمود میشود که مردم در تمامی امور ساماندهی و رهبری زندگی اجتماعی حق سهمگیری و اجرایی دارند.
انتخابات یگانه اصول هنجارمندی است که مردم میتوانند در رهبری سیاسی و نظامبخشی به مسایل عمومی جامعه نقش بگیرند. از این نظر، گفته میتوانیم، تنها شرکت نمادین مردم در پای صندوقهای رایدهی، بدون داشتن نگاه آگاهانه و سنجشگرایانه، نمیتواند کارکرد انتخابات را در خصوص اصلاح و تغییر مؤثر سازد.
بارها تجربه شده است که مردم در انتخابات شرکت نمودهاند. اما نتیجهی برایند رایشان در انتخابات، چیز دیگری بوده است و نه تنها اینکه بانی تغییر و اصلاح نشده است، بلکه در بسا موارد، رای ناآگاهانه در انتخابات به تداوم وضعیت نامطلوب در جامعه کمک نموده است. مهمترین چیزی که میتواند بعد کارکردی انتخابات را قوت بخشد،
این است که هدف از شرکت در انتخابات باید پیش از اعمال رای به طور دقیق مورد تعریف و شناسایی قرار گیرد. به تأسی از این فرضیه، گزینههای زیر بایستی در انتخاب رییس جمهور به عنوان عالیترین مقام رهبری ملت در دور دوم انتخابات مد نظر گرفته شوند:
تقویهی حکومتداری مدرن
یکی از مشکلات اساسی جامعهی افغانستان، ضعف نظام حکومتداری مدرن و فراگیر میباشد. این مشکل از آغاز شکلگیری کشور به نام افغانستان به طور برجسته در تاریخ و جامعهی افغانستان خودنمایی کرده است. با توجه به ساختار سنتی و قبیلهای جامعهی افغانستان که اکثریت مردم این جامعه با زندگی شهری ناآشنا هستند، به خاطر این عوامل روحیهستیز با نظام رسمی (دولت) و ارزشهای جدید بهگونهی برجسته در ذهنیت فرهنگی انسان این سرزمین زنده است و گرایش قبیلهگرایی و ایجاد قدرتهای سیاسی قبیلهای یکی از شاخصههای برجستهی نظام حکومتداری در افغانستان میباشد. به همین خاطر، نظام مدرن سیاسی، به عنوان مهمترین دستآورد عصر مدرنیته در افغانستان پا نگرفته است. هنوز نظام حکومتداری قبیلهای در کشور ما از قوت و قدرت بالایی برخوردار میباشد و در تمامی حوزههای زندگی اجتماعی و سیاسی جامعه نقش تعیین کننده دارد.
در راستای امور اجرایی و رهبری اجتماعی بر معیارها و هنجارهای سنتی توسط ملکها و ملاها پیش برده میشوند و این افراد با میکانیزم حکومتداری قبیلهای، چالش بزرگی فراراه نظام رسمی مدرن (دولت) میباشند که در نظام رسمی مدرن تمامی امور سازمانی و رهبری در آن بر بنیاد هنجارهای تعریف شده استوار است و صلاحیتهای رهبری و اجرایی در آن براساس ضوابط تعریف شدهی حقوقی طرح و بنا یافتهاند؛ اما در نظام حکومتداری قبیلهای چنین نیست.
حکومتداری قبیلهای نمیگذارد که نظام رسمی مدرن در جامعه قدرت یابد. همچنین حکومتهای قبیلهای روحیهی ستیز با نظام سیاسی مدرن (دولت) را که عامل قوی برای مقابله با اندیشههای جدید و روند نوگرایی در جامعهی افغانستان است، تولید میکنند. بر همین اساس، باید گفت که یکی از گزینههای مهمی که باید در انتخابات دور دوم مدنظر گرفته شود، تقویت دولتداری مدرن و فراگیر است. در صفگیریهای انتخاباتی بهخوبی میتوان این نکته را تشخیص داد که پیروزی کدام نامزد انتخاباتی پیامآور تقویت حکومتداری مدرن در کشور میباشد و قدرت یافتن کدام تیم انتخاباتی زمینهساز تقویت هرچه بیشتر حکومتهای قبیلهای و شکل نگرفتن نظام مدرن در کشورخواهد شد.
اندیشهی نو و نوگرایی
از اولین جریان و گفتمان رسمی نوگرایانه از زمان امانالله خان تا کنون، نزدیک به صدسال میگذرد. بعد از سرکوب جنبش نوگرایی دورهی امانی، نوگرایی و آشنایی جامعه با ارزشها و دستآوردهای عصر جدید و فراوردههای دانش مدرن به گونهی ضعیف زنده نگه داشته شده است. اما به علت رویکرد محافظهکارانهی حاکمیتها و نبود موضع روشن و منطقی حمایت از تجدد، جریان نوگرایی در کشور به صورت بسیار کند تا زمان ما ادامه یافته است.
گاهی در محور مخالفتها و سرکوب شدید سنتگرایان مواجه بوده است. بهجز از شاه فقید، امانالله خان، تا زمامداری حامد کرزی هیچیکی از زمامداران کشور به طور رسمی از موضع روشن، نوگرایی و روند تجدد را در کشور حمایت رسمی نکردهاند. در این فصل از تاریخ جامعه، بهنحوی جریان نوگرایی در کشور تحت حمایت جامعهی جهانی و رویکرد معتدل رییس جمهور کرزی بهگونهی چشمگیر تقویت یافته است و جامعهی افغانستان به ارزشهای جدید،
الگوهای زیستی مدرن و فرآوردههای دانش جدید آشنایی یافتهاند. محصول این دستآورد تدوین قانون اساسی، به وجود آمدن رسانهها، احترام به آزادی بیان و طرح گفتمان شهروندی، حقوق بشر، تقویت جامعهی مدنی و فعالیت گستردهی نهادهای آموزشی و تحصیلی را میتوان اشاره کرد. در نتیجهی این دستآورد و رویکرد خردمندانه، روند نوگرایی در کشور اکنون بیشتر از هر مرحلهی دیگر به باروری و پختگی نزدیکتر شده است. بنابراین، یکی از گزینههای مهم انتخابات دور دوم برای مردم افغانستان و نسل جوان کشور، وجود باور نوگرایایی و حمایت رسمی رییس جمهور و دولت آینده از روند تجدد و زمینهسازی بیشتر و بهتر جامعه برای بهروز شدن ظرفیت تغییر و پویایی جامعه برای به وجود آمدن یک جامعهی مدرن میباشد. این مسئله یکی از موضوعات مهمی است که بایستی در گزینش رییس جمهور آینده در انتخابات دور دوم در نظر گرفته شود.
نگاه انسانی به سیاست و احترام به اصل شهروندی
یکی از دشواریهای بزرگ تاریخ و انسان این سرزمین، رویکرد تبعیضآمیز حاکمیتها و حاکمان به شهروندان براساس وابستگیهای قومی و زبانی است. اعمال تبعیض در نظامهای سیاسی کشور و طرح تبعیض اتنیکی به منظور خودبرتربینی و تحکیم اقتدار قومی، نگرش انسانمدارانه و احترام به اصل شهروندی را تحت شعاع قرار داده است و به همین خاطر، نگاه انسانی به سیاست و حکومتداری تا اکنون در جامعهی افغانستان شکل نگرفته است.
این مسئله یکی از موضوعات مهمی است که بایستی نامزدان مقام ریاست جمهوری را بر معیار طرز تفکر و عملکردشان در خصوص داشتن و نداشتن بینش انسانی به سیاست مورد سنجش قرار داد. داشتن نگرش سیاسی انسانمدارانهی حاکمان باعث میشود که گرایش و اعمال تبعیض در دورون نظام و حاکمیت ملی تضعیف شده و زمینههای قومگرایی و قومستیزی در نظام حکومتداری و خدمترسانی دولتی از بین رود. عدم رعایت عدالت اجتماعی و قومگرایی یکی از معضلات بزرگ جامعهی افغانستان است. این مشکل به نحوی توسط زمامداران و حاکمان سیاسی بزرگتر شده است و مانع اصلی شگل نگرفتن روحیهی ملی و شهروندی در جامعه میباشد.
همیشه حاکمان سیاسی زمانی که به قدرت رسیدهاند، به جای اینکه صلاحیتهای واگذار شدهی ملی را به عنوان فرصت خدمترسانی به وطن و هموطنانشان دانسته باشند، موقف سیاسی دولتی را فرصتی برای تصفیهسازیهای قومی خویش ساختهاند و دست به اعمال برنامهها و عملکردهای متعصبانه و قوممحور زدهاند که این مسئله تنشهای قومی و بیاعتمادی سیاسی را در جامعه بزرگتر ساخته و ذهنیت قومگرایی را عمومیت بیشتر داده است.
حفظ دستآوردهای دورهی جدید
افغانستان پس از کنفرانس بن با افغانستان پیش از آن تفاوت برجسته دارد. در دورهی کنونی جامعهی افغانستان شاهد دستآوردهای ارزشمند و مهم در زندگیشان میباشند. یکی از دستآوردهای مهم دورهی کنونی، وجود حاکمیت رسمی و مشارکت سیاسی فراگیر مردم در سرنوشت جمعیشان میباشد.
قانون اساسی کنونی دارای ویژگی خوب و بانی ارزشهای جدیدی چون حمایت از آزادی بیان، حقوق زنان و برابری حقوق شهروندی میباشد. در این دوره بر محور این قانون تمامی اقشار جامعه در امور سیاسیشان مشارکت دارند و نهاد قانونگذاری کشور فعال میباشد و مردم در سرتاسر کشور از طریق روند انتخابات نمایندگانشان را در نهادهای قانونگذاری و نظارتی کشور و هم رییس جمهور کشور را گزینش میکنند.
نهادهای آموزشی و تحصیلی کشور فعال گردیدهاند و ارگانهای امنیتی و دفاعی کشور (پولیس و ارتش) بازپروری شدهاند. اکنون صدها نهاد مدنی و رسانههای تصویری و چاپی در کشور فعالیت دارند. این دستآوردها برای حیات و پویایی جامعه ارزشمند اند. پاسداری از این دستآوردها و زمینهسازی هرچه بیشتر جامعه برای تغییر و پویایی، یکی از گزینههایی است که بایستی در گزینش نامزدان و تیمهای انتخاباتی مدنظر گرفت.
منبع روزنامه ماندگار
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
