شفقنا افغانستان-طی سه سال و نیم پیش “محمد محیسن” عکاس آسوشیتدپرس به عکاسی از مهاجران افغان مشغول بوده است که سرپناهی موقت در زاغه نشین های بیرون اسلام آباد، پاکستان یافته اند. او به طور خاص به قوم پشتون، که یکی از بینواترین و آسیب پذیرترین اقوام در بین جامعه مهاجران در این منطقه است، پرداخته است. طبق گزارش اخیر “کمیسیون عالی پناهندگان سازمان ملل” در حال حاضر بیش از 1.6 میلیون پناهنده ثبت شده افغان در پاکستان وجود دارند.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا به نقل از وب سایت تایم، محمد محسین در پاسخ به سوال تایم درباره تصورش از این مادران مهاجر، می گوید که آنها مثل یک “ابر زن” هستند: “زندگی آنها بسیار دشوار است. هیچ قابل مقایسه با زندگی ما، یا حتی زندگی فقرای پاکستان نیست. آنها باید کاری بیشتر از کار سه نفر مرد انجام دهند. این مادران باید هر روز مایل ها و مایل ها راه بروند تا آب و چوب جمع آوری کنند. زن، هم مادر است هم پدر، چرا که باید از بچه ها مراقبت کند… بچه ها بسیار وابسته به مادر هستند. همیشه مادر و کودکانش را با هم می بینید. آنها هرجا می روند، با هم می روند.”
او می افزاید: “خانه های آنها، خانه های گلی موقتی شان بسیار بسیار کوچک است. آنجا باران های موسمی دارند که وقتی می بارد خانه هایشان را سیل بر می دارد.”
محمد محیسن درباره شرایط سلامت و زایمان در میان این زنان می گوید: “از هر زنی که عکس گرفتم، می گفت: “چون ما توانایی پرداخت هزینه کلینیک را نداریم، بچه هایمان در خانه به دنیا می آیند.” زنان پیر افغان بچه ها را به دنیا می آورند … نرخ مرگ و میر بالا است. بسیاری از کودکان و بسیاری از زنان به خاطر بهداشت پایین و همه جور مشکل از دنیا می روند.”
ترس از آوارگی مجدد، ترسی فراگیر در بین این زنان است: “آنها از این می ترسند که از پاکستان بیرونشان کنند. هروقت برای عکس گرفتن پیش می رفتم، از من می پرسیدند: “فکر نمی کنی این عکسها خطری برای ما داشته باشد؟ ممکن است به خاطر آن دولت ما را بیرون بیاندازد؟” من می گفتم: “نه این عکس ها صدای شما را منعکس می کند، بعد مردم می فهمند که شما با چه مشکلاتی روبرو هستید و دست و پنجه نرم می کنید.”
او در پاسخ به سوالی درباره محل زندگی آنها در زاغه نشین ها اظهار داشت: “سه زاغه نشین بزرگ در این منطقه وجود دارد که افغان ها و پاکستانی های بی خانمان از مناطق قبایلی در آن زندگی می کنند. زمین البته زمین دولتی است. بنابراین این مهاجران می آیند و خانه های موقتی، چادر یا سرپناه گلی، می سازند، و اگر خراب شود، مایملک اندکشان را بر می دارند و به زاغه نشین بعدی می روند. دولت تراکتور زنجیری کاترپیلار و چند پلیس می فرستد تا خانه هایشان را خراب کنند؛ این خانه ها خانه های گلی کوچک است که بسیار شکننده است. یک ضربه کوچک آن را فرو می ریزد. در بعضی عکسها می بینید که خانه ها خالی هستند. فقط یک فرش کوچک روی زمینی است که می خوابند با یک بالش، یک آشپزخانه کوچک محقر بیرون از خانه که غذا می پزند… خانه ها چیزی جز چند دیوار نیستند.”
محیسن در پایان درباره نسبت عکسهایش با زندگی این مادران مهاجر می گوید: “این عکسها یک تصویر لحظه ای است. من نهایت تلاشم را در تهیه جزئیات به کار بستم تا به شما نشان دهم که آنها چه جور زندگی دارند. امید داشتم که به شما سرنخ بسیار کوچکی بدهم از واقعیت زندگی آنها. می توانستم سالها و سالها تلاش کنم تا به شما نشان بدهم چقدر زندگی شان دشوار است، و باز هم نمی توانستم نشان بدهم چرا که من کسی نیستم که این زندگی را تجربه می کند. بنابراین یک عکس، این چیزی است که به نظر من، پنجره ای کوچک رو به زندگی آنهاست. فقط درآمدی کوتاه به این واقعیت که یک مادر مهاجر افغان بودن یعنی چه.”
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
