شفقنا افغانستان-تاکنون کتابها و فیلمهای زیادی به تصویرکردن و ترسیم دنیای آینده پرداختهاند. این آثار البته دنیای آینده را از منظر تکنولوژی به بررسی نشستهاند و نتیجهای که ارائه دادهاند، متروپولیسهایی بیشباهت با امروز است.
بهگزارش سرویس ترجمه شفقنا بهنقل از پیو دنیای آینده اما تنها از منظر تکنولوژی نیست که کنجکاویبرانگیز بهنظر میرسد. بلکه در هر زمینهای پیشبینی روزهای آتی جذاب بهنظر میرسد و البته در بعضی جوانب، غیرقابل تصور. مثلا فرض کنید در روزهای جنگ اول جهانی آیندهپژوهی میآمد و پیشبینی میکرد که از اواسط قرن بیستم به بعد ایالات متحده آمریکا تبدیل به بزرگترین قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی دنیا خواهد شد. آیا او را دیوانه نمیخواندند؟ آیا حرفش را باور میکردند؟ آیا در حضور قدرتهای سنتی دنیا، انگلیس، فرانسه، اسپانیا، دولت عثمانی، روسیه و دیگر قدرتهای منطقهای و جهانی این پیشبینی معقل و منطقی بهنظر میرسید؟

اما دیدیم که آن اتفاق افتاد و آمریکا تبدیل به قویترین کشور دنیا شد. این درس بزرگی بود که به بشر آموخت پیشبینی با استفاده از مدارک و اسناد موجود و تحلیل آنها ربطی به امیال شخصی تحلیلگران ندارد و اگر شرایط حکایت از ظهور قدرتی جدید کنند، با رد و انکار آن شرایط نمیتوان جلوی وقوع اتفاق، یا تعبیر پیشبینی را گرفت.
از اینروست که در سالهای اخیر پیشبینیهایی که حکایت از ایجاد و رشد قدرتهای جدید جهانی در دهههای آتی میکنند، بهرغم دور از ذهن بودن، اما افسانه قلمداد نشدهاند. بالاخره درسهایی که بشر فراگرفته، او را واقعبینتر از همیشه کرده است.

در سالهای اخیر کارشناسان اقتصادی با تحلیل دادههای موجود به این نتیجه رسیدهاند که جهان در آستانه تغییراتی جدید و بزرگ است و به احتمال قریب به یقین ظرف چند دهه آتی ترکیب قدرتهای جهانی تغییرات بزرگی خواهد کرد. نتایجی که از این پژوهشها بهدست آمده؛ دنیایی یکسره متفاوت از امروز را نوید میدهد. دنیایی که در آن چین ابرقدرت بزرگ اقتصادی و نظامی دنیا خواهد بود و قدرتهای سنتی امروز، اغلبشان افول خواهند کرد.
نتایجی که تحلیلگران pw به دست آوردهاند، حکایت از این دارد که دنیای آینده، در حوالی سال ۲۰۵۰ دنیایی بهشدت مرفهتر و ثروتمندتر خواهد بود. آمار و اطلاعات نشان از این دارند که در حد فاصل سال ۲۰۱۶ تا سال ۲۰۵۰ تولید ناخالص کشورهای جهان در قیاس با امروز بیش از ۱۳۰ درصد رشد خواهد کرد و این خود توازن قدرت و ثروت را در جهان به هم خواهد زد. این گزارش که بر اساس تحلیل شرایط امروز و پیشبینی رشد محتمل اقتصادی آینده سیودو اقتصاد بزرگ دنیا تنظیم شده، نشان از این دارد که این اقتصادهای بزرگ که امروزه بالغ بر هشتادوپنج درصد از تولید ناخالص دنیا را دارند، در سه دهه آتی از تاثیرگذاری کمتری در قیاس با امروز بهرهمند خواهند بود. به عبارت بهتر توازن قدرتهای جهانی بههم خواهد خورد و سروکله کشورهای جدیدی در میاغن قدرتهای جهانی پیدا خواهد شد.


یکی از اولین نتایج بههم خوردن توازن قدرتهای جهان بالانشینی چین در بین کشورهای جهان خواهد بود. این کشور که شرایط جمعیتیاش باعث رشد سریع اقتصادی کشور در سالهای آغازین قرن بیستویکم شده، در سال ۲۰۵۰ بهتنهایی بیش از بیست درصد از تولید ناخالص دنیا را بهخود اختصاص خواهد داد.
دیگر قدرت نوظهور در سال ۲۰۵۰ هندوستان خواهد بود. این کشور که البته امروز نیز در بین پانزده کشور قدرتمند دنیا از نظر اقتصاد بهشمار میآید، در میانه قرن بیستویکم در جایگاه دوم تولید ناخالص ملی در بین دیگر کشورها- بعد از چین صدرنشین- خواهد نشست.
افول اروپا پیامد منطقی بالانشینی این دو کشور پرجمعیت آسیایی خواهد بود. پیشبینیها حکایت از این دارند که ۲۷ کور اتحادیه اروپا (که انگلستان را نیز شامل است) رویهم کمتر از نه درصد تولید ناخالص دنیا را در سال ۲۰۵۰ خواهند داشت. رقمی که امروز بالغ بر ببیست درصد است و این تغییر نشان از کمرنگ شدن نقش اتحادیه اروپا در مناسبات جهانی دارد.
دیگر نتایج تحلیلها و پیشبینیها را با هم مرور میکنیم:
اقتصاد دنیا در سال ۲۰۵۰ از نظر اندازه بیش از دو برابر بزرگتر خواهد شد؛ بسیار بیشتر از نرخ رشد جمعیتی دنیا. دو برابر شدن حجم اقتصاد دنیا را میشود معلول پیشرفتهای ادامهدار تکنولوژیک دنیا دانست.
رشد اقتصادی بازارهای تازه ظهور کرده حداقل دو برابر رشد اقتصادی کشورهای پیشرفته خواهد بود.
طبق پیشبینیهای اقتصاددانها در سال ۲۰۵۰ در جدول اقتصادهای بزرگ، در میان هفت اقتصاد بزرگ دنیا، شش اقتصاد بزرگ متعلق به کشورهایی خواهد بود که از آنها بهعنوان بازارهای تازه ظهور کرده نام میبرند. از این اقتصادهای بزرگ علاوه بر چین و هندوستان که در ردههای اول و دوم خواهند نشست، میتوان به اندونزی اشاره کرد که در سال ۲۰۵۰ چهارمین اقتصاد بزرگ دنیا خواهد بود.
آمریکا که امروزه بزرگترین قدرت اقتصادی دنیاست، در سال ۲۰۵۰ به جایگاه سوم نزول خواهد کرد.
اقتصاد انگلستان به جایگاه دهم نزول خواهد کرد، فرانسه از بین ده قدرت بزرگ اقتصادی و ایتالیا نیز از بین بیست قدرت بزرگ اقتصادی خارج خواهند شد و جای این کشورها را کشورهایی چون مکزیک، ترکیه و ویتنام خواهند گرفت که امروزه روز با رشدی سریع در عرصه قدرتهای بزرگ اقتصادی در حال ظهور هستند.
