شفقنا افغانستان-حرکت و جابهجایی انسانها از یک مکان به مکانهای دیگر، ریشه در قدمت تاریخ بشر دارد و این روند را مهاجرت میگویند. انسانها برای دست یازیدن به امکانات بهتر، از وطن اصلی به سوی سرزمینهای دیگر بساط سفر برمیچیدند. چنانچه انسانهای بدوی، مهاجرت را فرصتی برای فراهم ساختن آذوقه و نیامندیهای اولیه و حیاتی خویش میدانستند. به عبارت دیگر، میتوان نوشت که برای تلاش در پیوند با حفظ و بقا و رسیدن به محیط زیست مساعدتر، دست به ترک زادگاه خویش میزدند و به سوی مرز و دیار دیگر بار سفر میبستند که شرایط اجتماعی، محیطی و اقتصادی بهتری را از وطنشان داشته باشد.
با پیچیدهتر شدن اوضاع محیطی و معیشتی؛ مانند جنگ یا ازدیاد نفوس یا سلطهرانیهای دیگران، کتلههای عظیم بشری با تأسی از فرایند تفکرگرایی و رشد فنآوریهای تسهیل کنندهی زندگی، مخصوصا در دهههای اخیر، دست به ترک وطن زدند و عزم کانونهای نوین زندگی را نمودند.
در این میان، روستاییان به عنوان فقیرترین اقشار جامعه، بهویژه در کشورهای در حال توسعه که به دلایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و همچنان وجود نابرابریهای فضای حاکم بر عرصههای زندگیشان و با رشد ارتباطات فزاینده بین روستا و شهر و مقایسهی شرایط زندگی خویش با دیگران، مخصوصا جامعهی شهرنشین، در تلاش تغییر این وضعیت برآمدند که در قدم نخست، رفتن در عمق کانون زندگی شهری، برای برخورداری از امتیازات شهرنشینی درخاطرشان برق زده است.
چنانچه میبینم که حرکت سیستماتیک مهاجرت از روستاها به سوی شهرها شروع میشود و در بسا موارد شهرها را دور میزند و به شهرهای بزرگی که وضعیت زندگی مناسبتر نسبت به شهر پایهیشان دارند، میکوچند. اگر یک نگاه گذرا به تاریخ مهاجرت بشر داشته باشیم، میبینم که تمام متون مقدس و غیرمقدس بشری مهاجرت را عامل پیشرفت و از ارکان اساسی شکلگیری تمدنهای بزرگ میدانند، تا جایی که تمدن و هجرت را ملازم هم میدانند.
مهاجرت به عنوان یک پدیدهی اجتماعی در سطح جهان قبول شده است و برای انجام ایدهآل آن، مجامع بینالمللی یک سری رویکردهایی را تعریف کردهاند که برای جلوگیری از تهدیدها و آسیبهای احتمالی، در ساختار سازمان ملل کنوانسیونها و کمیساریهایی در امور پناهندگان وجود دارند که براساس منشور حقوق بشر، به امور مهاجران رسیدگی میکنند.
تداوم بیش از سه دهه جنگ در افعانستان، تمام امکانات رفاهی و بِهزیستی را از هم پاشیده است و موجودیت فضاهای سیاسی بهشدت فاشیستی قدرت، مجال هرگونه پیشرفت و ترقی را از مردم سلب کرده است. لذاست که مردم برای فرار از چنین موقعیت تباهکن، آهنگ شهر دیگر و مرز نو را برای رسیدن به زندگی ایدهآل و پایهریزی آنچه که در دغدغههای انسانیشان ریشه دارد و در این جغرافیا تحققپذیر نیست، کردهاند و مینمایند و در این راستا قیمت گزافی را نیز میپردازند. چنانچه سالانه تعداد زیادی از پناهجویان افغانی در آبهای مالیزیا و استرالیا طعمهی کوسهها میشوند یا در مسیر ایران، ترکیه و یونان توسط مرزبانان کشته میشوند یا در صورت رسیدن در خاک کشورهای هدف، مدت زمان زیادی در سرگردانی ناشی از عدم قانونی بودنشان، علاف میگردند.
کشور ما به عنوان سرزمینی که در آن فقر و جنگ بیداد میکند، رقم درشتی از مهاجران دنیا را در سراسر جهان به خود اختصاص داده است، که اغلبا پناهندگان افغانستانی در کشور دوم از حقوقی که برایشان در کنوانسیون ژنیو و منشور حقوق بشر مد نظر گرفته شدهاند، محروم اند. چنانچه تازهها نشان میدهند که تعداد زیادی از مهاجران افغانی مقیم ترکیه در وضعیت خیلی بدی بهسر میبرند که بیشتر از یکماه میگردد که برای دادخواهی حقوقشان در ترکیه دست به اعتصاب غذا زدهاند و حتا بعضی به رسم اعتراض به رویکرد تبعیضآمیز کمیساریای عالی سازمان ملل در امور مهاجران و پناهجویان، لبانشان را دوختهاند.
اینکه اعتصاب کنندگان بر خواستهای مشروعشان پافشاری میکنند، ریشه در بیتوجهی سازمانهای جهانی که در حوزهی مهاجران فعالیت دارند، دارد. مثلا سالانه از ترکیه به تعداد ده هزار نفر به عنوان پناهندهی قانونی به کشورهای هدف فرستاده میشوند. در این میان سهم افغانها سه صد نفر مد نظر گرفته شده است؛ در حالی که گفته میشود، سی هزار پناهجوی افغانی در ترکیه برای تعیین بست کشوری منتظرند و این تبعیض آشکاری است که در حق مهاجران افغانی صورت میگیرد.
گذشته از این، موجودیت یک خانواده در یک کشور غیر از زادگاهشان، فرصت کار برای تأمین معیشت را میطلبد که اکثر مهاجران افغانی در شهرهای ترکیه اجازهی فعالیت و کار را ندارند که این خود وضعیت را پیچیده میسازد. افزون براین همه بیمهریهای انسانی که در حق شهروندان مهاجر افغانی مقیم ترکیه وجود دارند، مدت یک سال میشود که کمیساریای عالی در امور مهاجران، دست از بررسی درخواستیهای مهاجران افغانی برداشته است، که این خود نگرانیهای فزایندهای را در قبال وضعیت زندگی این مهاجران در پی دارد. از طرف دیگر، وزارت مهاجران کشور کمترین اقدم مؤثر برای بهبود وضعیت مهاجران در این کشور ننموده است، بلکه با وعدههای متعهد به رسیدگی به مشکلات مهاجران، یک نوع جو سازی کاذب بهراه انداخته است.
در مورد دیگر، براساس گزارشی که «وال استریت ژورنال» از زندگی مهاجران افغانی مقیم ایران به نشر رسانده است، سپاه پاسداران ایران از مهاجران سرخورده و بیکار افغانی که کمترین شرایط زندگی در شهرهای ایران برایشان میسر نیست، سربازگیری مینماید و در بدل حقوق ماهانهی حدود پنجصد دالر امریکایی و حق تابعیت به عنوان سپر دفاعی برای حفظ جان نیروهای حزبالله و ایرانی و سوری در جبهههای نبرد در جنگ سوریه علیه مخالفان دولت بشار اسد استفاده مینمایند که این خود تخطی آشکار و جفای بزرگی علیه حقوق مهاجران افغانی در این کشور است.
تاکنون مجامع بینالمللی مسئول در امور مهاجران و وزارت مهاجران و عودت کنندگان و وزارت خارجهی کشور در این راستا اقدام چشمگیری نکردهاند، که این خود نشان دهندهی وضعیت نابهسامان انسان مفلوک و آوارهی افغانی در قلمرو جهان است که روزبهروز تبدیل به یک دهکدهی ایدهآل انسانی میگردد.
منبع روزنامه اطلاعات روز
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
