شفقنا افغانستان-سی و پنج سال است که در کشور جنگ جریان دارد و این پدیدهی شوم، تأثیرات ناگواری بر تمامی عرصههای زندگی انسان این سرزمین وارد نموده است. مهمترین پیامد ناگوار این پدیده برسرنوشت مردم، این است که تمامی نهادهای اساسی جامعه را متأثر ساخت. دولت به عنوان ارگان رهبری کننده و ساماندهندهی مناسبات و نیازهای زندگی جمعی، از بین رفت و تا دورهی جدید و به وجود آمدن نظام سیاسی کنونی که بعد از کنفرانس بن، با حمایت سازمان ملل متحد و جامعهی جهانی به و جود آمد، انارشی، خودسریها و زورگویی در کشور ما حاکمیت میکرد. تا هنوز هم نظام سیاسی ما از نارساییهای کلی در عرصهی رهبری جامعه رنج میبرد.
نظام آموزش و پرورش در تمام جاهای کشور متضرر شد و زمینهی تعلیم و تحصیل از فرزندان جامعه گرفته شد و یک نسل از انسان این سرزمین از فراگیری دانش محروم شد. بانیان جنگ، از کودکان و نوجوانان به عنوان نیروی جنگی استفاده نمودند و بر اثر پیامدهای ناگوار این جنگ دوامدار، ملیونها انسان این سرزمین به کشورهای همسایه و سایر کشورهای جهان مهاجر شدند و کودکانشان به خاطر مجبوریت زندگی، فقر و نبودن زمینهی آموزش، نتوانستند تحصیل کنند و اکثریتشان در دورهی کودکی مجبور شدند که برای تأمین معیشیت خود و خانوادههایشان، کار کنند. هنوز هم این پدیده در کشور ما جریان دارد و از پیامدهای سوء آن کودکان به طور مستقیم و غیرمستقیم تاوان میپردازند. به طور مشخص، موارد ذیل آسیبهای جدی اند که جنگ بر کودکان افغانستان روا داشته است:
قربانی جنگ
براساس ارزیابی کمیسیون مستقل حقوق بشر، تلفات کودکان در جریان جنگ در سال 1392، در مقایسه به تلفات کودکان در سال 91، 14.9 درصد بالا رفته است.
ارزیابی هیأت معاونت سازمان ملل در کابل نشان میدهد که در سال 2013 به تعداد 549 کودک در جنگهای مسلحانه در افغانستان کشته شدهاند و به تعداد 1149 کودک زخمی شدهاند و قرار ارزیابیها، از کودکان به گونههای مختلفی چون خبررسانی، انتقال دادن موادهای جنگی، سوء استفادهی جنسی توسط سربازان و فرماندهان جنگی و انجام دادن حملات انفجاری و انتخاری سوء استفاده میشود. در تمام این موارد، از کودکان به عنوان یک و سیلهی کمبها برای هدفهای جنگی و مقاصد طرفهای جنگ استفاده صورت میگیرد. در این عملکردها به حیات کودکان و آیندهیشان هیچگونه توجه ارزشی نمیشود. به این صورت، کودکان قربانیان ناخواستهی جنگ میباشند که هدف جنگی ندارند و جنگآفرینان از مجبوریت و سادگی کودکان سوء استفاده میکنند و آنها را شامل صحنههای جنگی میسازند. این مسئله نشان دهندهی این است که نسبت به حق حیات و آیندهی کودکان در جنگ، توجهی صورت نمیگیرد.
محروم شدن از مزایای زندگی
اثر زیانبار جنگ بر سرنوشت کودکان ابعاد گسترده دارد. برعلاوهی اینکه در جنگها از کودگان به گونههای متفاوت استفادهی سوء میشود، دوام جنگ در کشور باعث شده است که بسیاری از کودکان پدران خویش را از دست دهند. به این صورت، این کودکان از مزایای لازم زندگی؛ مانند تغذیهی سالم، مصئونیت عاطفی و تعلیم و تربیهی شایسته محروم میباشند و در ادامهی زندگی خویش، در معرض آسیبپذیریهای جدی دیگری چون قرار گرفتن در دام قاچاقبران انسان، اعتیاد به مواد مخدر، سوء استفادههای جنسی و وادار شدن به کارهای شاقه روبهرو هستند که هرکدام این پیامدهای ناگوار، زندگی سالم و شایسته را برای کودکان آسیبدیده از جنگ، دشوارتر ساختهاند. در یک نگاه کلی، معلوم میشود که در تمامی جاهایی که میدان جنگی بودهاند،
کودکان این آسیبها را متقبل شدهاند؛ به طور مثال، تا هنوز در مناطق جنوب کشور دروازههایی مکاتب به روی کودکان باز نمیباشند و طالبان به خاطر مخالفتشان با دولت، اجازه نمیدهند که مکاتب در آنجا فعال باشند. در بعضی جاها که اجازهی باز شدن مکتبها را دادهاند، کودکان مجبورند که نصاب تعلیمی طالبان را فراگیرند که این امر باعث میشود که کودکان نتوانند از دانش جدید و مضامینی که طالبان اجازهی آموزش آن را نداده است، آگاه شوند. برعلاوهی این محدویت، در اکثر مناطق قلمرو طالبان در کشور، دروازههای مکتب به روی دختران بسته میباشند و به خاطر همین فضای جنگی بیش از سی و پنج سال در کشور بوده است که چندین نسل از کودکان این سرزمین از آموزش محروم شدهاند و این روند به گونهی باالقوه هنوز هم در کشور جریان دارد. کودکانی که در جریان جنگهای سه دهه قربانی پیامدههای ناگوار جنگ گردیدهاند،
به خاطر مشکل فقر و دشواریهای زندگی، مجبورند که کارهای شاقه را انجام دهند و در جادههای شهر «آبفروشی»، «پلاستیکفروشی» و «گدایی» نمایند. برای رسیدگی به این دشواریهای زندگی این کودکان، هیچگونه برنامهی حمایتی از طرف دولت طرح و اجرا نشده است. گهگاهی حرکتهای نمادینی برای طرح مشکل این کودکان مطرح شدهاند؛ به طور نمونه، دیروز رییس جمهور کرزی تمامی کودکان خیابانی را میزبانی نمود و برایشان غذا داد و با آنها یکجا روی یک صفره غذا خورد. گرچند این کار نمادین رییس جمهور کرزی ارزشمند است و در تاریخ کشور سابقه ندارد که زمامدار این سرزمین به کودکان خیابانی اینگونه برخورد کرده باشد، اما این کارهای نمادین نمیتوانند رنجهای کودکانی را که پدرهایشان را در جنگ و حملات انتحاری از دست دادهاند، مرهم گزارند. این کودکان از مزایای زندگی محروم میباشند و آیندهی مهم و تاریک زندگیشان را تهدید میکنند.
نیاز جدی این است که برنامههای بزرگ و گستردهای برای حمایت از کودکان محروم و آسیبدیده از جنگ از طرف دولت و نهادهای خیریه در سطح کشور روی دست گرفته شوند و رسانهها و نهادهای مدنی آگاهیدهی لازم را برای حمایت از کودکان و تقبیح سوء استفاده از کودکان به مردم بدهند.
منبع اطلاعات روز
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
