شفقنا افغانستان-یکی از مراکز مطالعات بینالمللی، گزارشی با نام «رسانههای اجتماعی و آزادی بیان در جهان عرب» را چند ماه پیش از انقلابها و خیزشهای مردمی در کشورهای منطقه – که کمابیش در همه آنها ارتباطات و بسیج مردم از طریق رسانههای اجتماعی نقش ایفا کرده است- در دست تهیه داشت، که متن آن پس از این خیزشها منتشر شد. تهیهکنندگان این گزارش معتقدند که این متن میتواند راهنمای خوبی برای تبیین موقعیت منطقه پیش از وقوع اعتراضها باشد.
در این گزارش پس از ارایه یافتههای کلیدی و مقدمه نویسندگان به ارتباط آزادی بیان و وضعیت رسانههای اجتماعی در کشورهای عربی پرداخته شده است. گزارش با نتیجهگیری درباره اثر اصلی این رسانهها بر تعریف آزادی بیان در ذهن افراد به پایان رسیده است. این گزارش همچنین حاوی نیمرخ آماری وضعیت فضای مجازی به تفکیک هر یک از کشورهای عربی منطقه است. اما نباید فراموش کرد که بر این پژوهش، نگاهی از بیرون از مرزهای کشورهای عربی حاکم است. متن زیر خلاصهای از این گزارش است:
مقدمه
دنیای عرب از مراکش تا بحرین شاهد خیزش رسانههای اجتماعی مستقل و فعالی بوده است که انتظار میرود میزان مشارکت شهروندی در آنها به جذب صد میلیون از اعراب در سال 2015 بینجامد.(1) اما عدهای معتقدند که با وجود افزایش مداوم کاربران اینترنت در میان اعراب، دولتها درباره تعداد کاربران اغراق میکنند. در پیمایشی که در سال 2009 انجام شد بین 40 تا 45 میلیون کاربر در شانزده کشور عربی وجود داشت. (2) در واقع، پیشرفتهای موجود هیچ گاه بدون محدودیتهای قابل توجه از سوی دولتهای اقتدارگرا وجود نداشته و چالشهای ایجاد شده از سوی دولتها و نیز دیگر موانع که از جمله مهمترین آنها نرخ پایین ضریب نفوذ اینترنت و پهنای باند است، در مسیر گسترش این رسانهها قرار گرفته است. بر طبق گزارش «گروه مشاوران عرب»[1] در سال 2009 سه کشور با بیشترین میزان ضریب نفوذ اینترنت به جمعیت کشور عبارت بودند از امارات (14 درصد)، بحرین (12 درصد) و قطر (8درصد).
البته رسانههای دیجیتال در بازار عربی رشد فزایندهای خواهند داشت؛ چرا که این منطقه یک گروه جمعیت شناختی وفادار و وابسته به فناوری دارد :جوانان عرب! که این گروه هم با فناوری احساس قرابت دارند و هم هر روز در حال تطبیق دادن و سازگار کردن فناوری با نیازهای خودشان هستند.
به نظر میرسد دوران رسانههای دولتی یا روزنامههای متحد سیاسی و دارای انحصار رسانهای، با ظهور رسانههای اجتماعی به سر آمده است. این مساله به ویژه در کشورهایی مثل مصر، به عنوان پیشروی فعالیت در رسانههای اجتماعی، سپس اردن که بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات رو به رشدی دارد، امارات متحده عربی که رسانههای اجتماعی به قوت جزیی از تجارت و بازار سرمایه شدهاند و در آخر لبنان که به دلیل فضای رسانهای لیبرالش عضوی خارج از دنیای عرب برشمرده میشود بیش از همه نمایان است. آن چنان که یک وبلاگنویس مصری (Mona Eltahawy ) میگوید : «حتی شبکهای مثل الجزیره که امیدهای فراوان مردم به آن بسته شده است، آن قدر آزاد نیست که بتواند چشماندازهای مختلفی را که رسانههای اجتماعی مجازی به آن میپردازند بازنمایی کند» موضوعاتی چون جنس، جنسیت، حقوق اقلیتها و مانند آن.»
وبلاگها و وبسایتهای خبری، نقش نگهبانی بر در مطبوعات رسمی عرب را بازی میکنند. برای مثال، وقتی روزنامه دولتی الاهرام در سپتامبر 2010 تصویر جلسهای از سران کشورها در واشنگتن را منتشر کرد که در آن حسنی مبارک پیشاپیش دیگر سران تصویر شده بود، این وائل خلیل وبلاگنویس بود که دستکاری بودن تصویر را کشف و آن را در وبلاگ خود منتشر کرد و پس از آن، قدرت رسانههای اجتماعی مجازی را در نظارت بر روزنامههای دولتی به رخ همه اعراب کشید.
چالشهای رسانههای اجتماعی و آزادی بیان
فناوریهای نوین ارتباطی ابزارهای لازم برای تمرین آزادی بیان را فراهم آوردهاند و اعراب نیز میدانی جدید برای بیان نظرها پیدا کردهاند و فضایی را تجربه میکنند که تا حد زیادی بدون این تکنولوژیها امکانپذیر نبود. با این وجود، در حالی که کاربران عرب اینترنت، ظرفیتهای لازم فناورانه برای استفاده از شبکههای اجتماعی در راستای تحرک اجتماعی را به دست آوردهاند، اما اثر واقعی شاید برای سالها احساس نشود.
حتی در کشورهایی که وبسایتها را مسدود نمیکنند، آزادی اینترنت رو به کاهش است. در منطقه اعراب بسترهای نرمافزاری اینترنت محور برای انتشار اطلاعات، آثار مثبتی داشته است، اما فضای رسانهای به طور کلی با قانونهای خشن که افترا و تهمت، توهین به پادشاه و شخصیتهای بزرگ و … از جمله آنها هستند محدود شده است.(4)
برای نمونه در بحرین فعالان وبسایتهای اجتماعی در سال 2010 به یکباره خود را در خط مقدم نزاع دیدند؛ تا آنجا که مقامهای مسوول، 23 نفر را به اتهام تروریسم و توطئه علیه دولت بازداشت کردند و پس از آن، دولت 230 نفر دیگر را نیز دستگیر کرد. برای وضعیت محاکمه آنان، وبلاگنویسی همچون علی عبدالامام نمونه خوبی است و البته عبدالامام در این مساله نمونه منحصر به فردی نیست و این روند در بسیاری دیگر از کشورهای منطقه وجود دارد.
دستگیری فعالان رسانهای نمادی از کنترل تصاعدی در فضای دیجیتال است. گویا نقض حریم آزادی بیان جزیی جدانشدنی از چشمانداز و عرصه رسانههای جدید است. اما در عین حال زیربناها و زیرساختهایی از ارتباطات دور در حال گسترشند که هر روز تعداد بیشتری از کاربران تلفنهای همراه و اینترنت را به ویژه در بین جوانان جذب میکنند. در الجزایر، بحرین، اردن، کویت، عربستان سعودی و تونس، فناوری وایمکس[2] از سال 2009 در سطح تجاری در دسترس قرار گرفته است.(5) اینترنت پر سرعت با پهنای باند بالا نیز به طور گستردهای در الجزایر، مصر، مراکش و تونس استفاده میشود. خدمات نسل سوم تلفن همراه 3G نیز در مصر، لیبی، مراکش، سودان، سوریه و تونس وجود دارد. در یازده کشور منطقه، فناوری فیبر نوری، خدمات و کاربردهایی را که نیاز به پهنای باند بالا دارند امکانپذیر ساخته و در دسترس عموم بوده و مورد استفادههای خانگی قرار گرفته است (6)
در کنار این توسعه در ظرفیتهای فناوری، دولتها نیز در حال به کار بستن کنترل بیشتر از طریق قوانین و مقررات هستند. قانون جرم اینترتی در بحرین را میتوان مثالی برای قوانینی دانست که به طور مشخص به فضای اینترنت میپردازد. با این حال، پس از تهیه پیشنویس این قانون که در دولت بحرین نیز به تصویب رسید، متن آن توسط وبسایتهای خبری و نیز فعالان عرصه فضای مجازی به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. آنان معتقد بودند که این قانون، آزادی رسانهای را محدود میسازد؛ لذا دولت در اگوست 2012 با فرمان سلطنتی آن را اصلاح کرد و بخشی از آن را که برای انتشار افترا و مطالب توهینآمیز جریمه تعیین کرده بود حذف کرد(7) همچنین بندهایی که جرم سایبری را تعریف میکرد و شرطهای ورود به وبسایت متخلف را تعیین میکرد اصلاح شدند.(8)
حلمی نعمان که درباره موضوع قوانین و مقررات حاکم بر فضای مجازی عربی صاحب نظر است میگوید که کنترل دسترسی در خاورمیانه و شمال آفریقا موضوعی چندلایه است: دولتها و حاکمان از سنجههای متفاوتی برای تنظیم دسترسی به اینترنت و نیز فعالیتهای آنلاین استفاده میکنند. آنها از قوانین مطبوعات و انتشارات، قانون مجازات، قوانین ضد تروریسم، ضوابط تولیدکنندگان خدمات اینترنتی و نیز احکام ارتباطات راه دور استفاده میکنند.(9) دولتهای عربی همچنین به اعلام قوانین محدودکننده روز افزون ادامه میدهند. این دولتها به طور گستردهای در زیرساختهایی هزینه میکنند که از طریق کاربرد اینترنت به توسعه اقتصادی بینجامد و در عین حال، در حال صرف هزینه در فناوریهای مربوط به سانسور هستند که لااقل بخشی از آنها توسط شرکتهای آمریکایی تولید میشوند.(10) سانسور در این منطقه تلاشهای گوناگونی را در برمیگیرد: استفاده از فیلترینگ تکنیکال برای کنترل محتواهای سیاسی، قوانین و مقررات ویژه، محدودیتهای فیزیکی و بازداشتها و ایذائات فراقانونی(11). نعمان میگوید : « اغلب کشورها به پنهان نگه داشتن نحوه عملکرد فیلترینگ سیاسی خود از چشم کاربران ادامه میدهند. آنها حتی انواعی از خدمات آنلاین را که اساساً به لحاظ سیاسی خنثی هستند مثل خدمات ترجمه آنلاین را از بیم اینکه این خدمات بتوانند گریزگاهها و گذرگاههایی برای عبور از شبکههای فیلترینگ باشند، فیلتر میکنند.» این سانسورها همچنین وبسایتها و خدماتی همچون شبکههای اجتماعی و سایتهای به اشتراکگذاری عکس و ویدئو را به دلیل احتمال وجود محتوای خلاف اخلاق یا مجرمانه در بر میگیرد.(12) مثلاً در زمان بن علی در کشور تونس وبسایتهای به اشتراکگذاری ویدئو همچون یوتیوب[3]، وایمو[4] و بلیپ.تی وی[5] مسدود بودند.(13)
بر اساس گزارش برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) که در سال 2009 منتشر شده است، کشورهای عربی به طور کلی پیشرفت محسوسی در ارتباط با آزادی اندیشه و بیان نداشتهاند.(14) به جز ازدیاد کانالهای ماهوارهای عربی و وبلاگهای اینترنتی که سوپاپ اطمینانی را برای تضمین نرخ رو به افزایش فعالیت جوانان منطقه فراهم آورده است، چشمانداز آزادی اندیشه و بیان همچنان مبهم و تیره است. بعضی از دولتهای عربی محدودیتهایی را بر پخش ماهوارهای عربی اعمال کردهاند. قانونها و مقررات جدید رسانهای وضع شدهاند که کنترل دولتها را بر همه رسانهها، مطبوعات، روزنامهنگاران، وبلاگهای اینترنتی و وبلاگنویسان و همچنین عموم روشنفکران شدیدتر میکند. مهم این که اغلب سازوکارهای انتشار دانش و محتواهای رسانهای همچنان از نوع مالکیت دولتی باقی ماندهاند و از طریق تعداد محدودی از شرکتهای رسانهای و صنایع سرگرمی محتواها را از کشورهای منطقه خلیج فارس یا خارج از آن به این کشورها منتقل میکنند.(15)
رسانههای اجتماعی و ناآرامیها و آشوبها
اگرچه درباره تاثیر رسانههای مجازی به اغراق سخن گفته شده است، اما تونسیها اعتراضات اتفاق افتاده در کشورشان را یک «انقلاب توییتری» نمینامیدند! البته هیچکس نمیتوانست نقش مهم وبلاگها یا نقشی را که رسانههای اجتماعی همچنان در تونس، مصر و سایر کشورهای دنیای عرب بازی میکنند انکار کند. یک فعال اینترنتی تونسی در مصاحبه با رادیو بینالمللی فرانسه این اتفاقها را با عنوان کیمیاگری خطاب کرد؛ «ترکیبی از رسانههای جدید، کانالهای ماهوارهای عربی و نیز رسانههای سنتی که به آگاهیبخشی و بسیج معترضان کمک کرد».(16) او گفت: « به نظر من اگر این رسانههای جدید به تنهایی قادر به ایجاد چنین انقلابی بودند، این انقلاب خیلی پیشتر اتفاق افتاده بود.» (17)
وبلاگنویس معروف تونسی «سامی بن غریبه» مدیر وبلاگ «نواه» که یک وبلاگنویس مستقل و معروف تونسی است معتقد است که بسیاری از محتواهای انقلابی که در رسانههای سنتی پدیدار شد ریشه در فیسبوک داشت.(18) او میگوید که یک تیم از فعالان حوزه سایبر، محتواها را از فضای فیسبوک جمعآوری کرده و پس از ترجمه آنها را در توییتر (چون توییتر را فعالان روزنامهنگار برای تعقیب ماجراها دنبال میکردند) یا وبلاگ نواه برای روزنامهنگاران و دیگران بازنشر میکردند. اگر این پیامها و متون به طور محدود در فیسبوک باقی میماند مخاطبانش نیز محدود به افرادی میشد که در فضای فیسبوک و در گروههای خاص حضور داشتند.(19)
وی در مصاحبهای گفته است: «ما در درجه اول به شبکهای از فعالان در اکناف دنیای عرب اتکا میکنیم و آنها نیز از موریتانی تا عراق کسانی را میشناسند!» (20)
مصر نیز مسدود کردن توییتر و فیسبوک را در 25 ژانویه آغاز کرد تا فعالیت آنانی را که این دو سایت را برای هماهنگ کردن معترضان در روز اول اعتصابات و اعتراضات استفاده میکردند مختل کند.(21) حتی در یک اقدام غیر منتظره، حسنی مبارک در 28 ژانویه دسترسی به اینترنت در کشور را به طور کلی قطع کرد. عملی که منجر به اعتراض اوباما و درخواست برگرداندن حق دسترسی به اینترنت در کشور مصر شد.(22)
لاورنس پینتاک، مدیر سابق مرکز آموزش و تحقیقات روزنامهنگاری دانشگاه آمریکایی قاهره مینویسد :« حتی اگر دولتها بتوانند تا حدودی آن غول روزنامهنگارانه را دوباره به چراغ جادو بازگردانند، اما هنوز لشکری از فعالان رسانهای هستند که ابزارهایی همچون توییتر و فیسبوک و دیگر سلاحهای ارسال پیام فوری را – آن چه مصریها آن را «مسبوک» مینامند- در نبرد خود در برابر رژیمهای متجاوز در قبضه دارند.» پینتاک که اکنون رییس کالج ادوارد مورو در واشینگتن است میگوید: «روزنامهنگاران جهادی و فعالان مسلح به فضای دیجیتال. این یک ترکیب کشنده برای بن علی در تونس و حسنی مبارک در مصر بود. سرایت با سرعت نور انقلاب تونس به خیابانهای قاهره شاهدی است بر این که «انقلاب دیجیتال» در خاورمیانه به طور کلی معنایی جدید یافته است. این شواهد همچنین بر شکست رژیمهای عربی در انطباق خود با این واقعیت اطلاعاتی به وجود آمده تاکید میکند. دیگر برای کشوری با 80 میلیون نفر جمعیت، زندگی خارج از «شبکه» امکانپذیر نیست.»(23)
نتیجهگیری : تاثیر بلند مدت رسانههای اجتماعی
مسلماً وبلاگنویسی و شبکههای اجتماعی به تنهایی نمیتوانند تغییر سیاسی به بار آورند. اما مهم این است که شبکههای اجتماعی انتظارات نسبت به آزادی بیان را تحت تاثیر قرار دادهاند. بن غریبه قبل از انقلاب گفته بود که «شما نمیتوانید آن را از مردم جدا کنید. آنها به آزادی بیان معتاد شدهاند!»(24) تاثیر واقعی وبلاگنویسی سیاسی در تاثیر بلند مدت آن بر افراد است، آنجا که این افراد نگرشها، انتظارات و ارتباطات سیاسی جدیدی را برای خود به وجود میآورند. اثر بلند مدت فناوریهای جدید رسانهای را میتوان به بهترین نحو از طریق برآمدن این چنین شهروندان و شبکههای جدیدی در دهههای آتی ارزیابی و اندازهگیری کرد، نه از طریق تغییرات نهادی در ساختار سیاسی در یک بازه زمانی چند ماهه. (25)
پیش از اعتراضات به وجود آمده در تونس و مصر یک نمونه از به اشتراکگذاری خودجوش مطالب با دنیا، توسط اعراب را در موج توییتها به خاطر جشن و سرور پس از انتخاب دوحه به عنوان میزبان جام جهانی در سال 2012 مشاهده کردیم(26) گویا مدت زیادی است که این واقعیت آشکار شده است و شورشها در تونس و مصر فقط این واقعیت برآمده را تقویت نمودند: رسانههای اجتماعی ذات و تعریف آزادی بیان را تغییر دادهاند و صدایی بیسابقه به اعراب در همه کشورها و از همه طبقههای اجتماعی عطا کردهاند.
Wael Ghonim, Google Marketing Manager Middle East and North Africa, speaking at the
first-ever organized Google Days event in Egypt on December 12, 2010, Arab Crunch , http://
arabcrunch.com/2010/12/google-mena-ad-spending-is-between-110-130-million-usd-in-2010-100-million-arab-users-will-be-online-in-2015.html (accessed December 12, 2010).
Jawad Abbassi, CEO Arab Advisors Group, “An Overview of the Arab Telecom and
Broadband Markets and the Broadcast Media Industry in addition to Insights into Usage
Patterns of New Media,” Georgetown University Center for Contemporary Arab Studies
Symposium, “Information Evolution in the Arab World,” March 22, 2010 and conversations
with the author.
Mona Eltahawy, interview with the author, August 16, 2010.
“Middle East and North Africa Map of Press Freedom,” Freedom House, http://www.freedomhouse.org/template.cfm?page=251&year=2010 (accessed December 3, 2010).
Helmi Noman, “Middle East and North Africa, 2006-2007” Open Net Initiative,http://opennet.net/research/regions/mena, (accessed December 12, 2010).
Abbassi, interview with the author
“Cyber Crimes Law Endorsed,” Jordan Times, September 23, 2010, http://www.jordantimes.com/?news=30279 (accessed December 5, 2010).
Ibid.
Helmi Noman, email interview with the author, October 20, 2010.
Jo Glanville, “The big business of net censorship,” November 17, 2008, The Guardian, http://www.guardian.co.uk/commentisfree/2008/nov/17/censorship-internet (accessed December 10, 2010).
Noman, interview with the author
Noman, Open Net Initiative. (accessed December 5, 2010)
Ben Gharbia, interview with the author, November 24, 2010.
“Arab Knowledge Report 2009, Towards Productive Intercommunication for Knowledge,”
Mohammed bin Rashid Al Maktoum Foundation and United Nations Development
Programme, http://www.mbrfoundation.ae/English/Documents/AKR-2009-En/AKR-English.
pdf, 22.
Ibid.
Female Tunisian activist interviewed by Tim Martin, “Tunisia’s Twitter revolution?” RFI,January 21, 2011, http://www.english.rfi.fr/africa/20110122-tunisias-twitter-revolution(accessed January 29, 2011).
Ben Gharbia, interview with Tim Martin, RFI.
Ben Gharbia, interview with Tim Martin, RFI.
Ibid.
Ibid.
Los Angeles Times, “Egypt may have turned off the Internet one phone call at a time,”
Ibid
Lawrence Pintak, “Arab media revolution spreading change,” CNN.com, January 31, 2011,http://www.cnn.com/2011/OPINION/01/29/pintak.arab.media/index.html?iref=allsearch(accessed January 31, 2011).
Ben Gharbia, interview with the author, November 24, 2010.
Marc Lynch, “Should We Support Internet Activists in the Middle East,” Abu Aardvark’s Middle East Blog, Foreign Policy, posted April 22, 2009, http://lynch.foreignpolicy.com/posts/2009/04/22/should_we_support_internet_activists_in_the_middle_east?hidecomments=yes (accessed December 1, 2010).
Shabina Khatri, “Qatar: Jeers, Cheers as Country is Awarded 2022 World Cup,” Global Voices, http://globalvoicesonline.org/2010/12/02/qatar-jeers-cheers-as-country-is-awarded-2022-world-cup/ (accessed December 3, 2010).
انتهای پیام
