شفقنا افغانستان- یونس محمدی جوان توانای هزاره که بعد از سال ها مهاجرت به یونان تصمیم به کاندید شدن در پارلمان اروپا را گرفت.
به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان؛ یونس محمدی ۱۸ سال است که در یونان بسر میبرد و تنها ۴ ماه است که تابعیت این کشور را اخذ کرده است.
محمدی که به لحاظ حزبی مورد حمایت حزب حاکم یونان می باشد چند روز پیش رسما کاندیدا توری اش از سوی نخست وزیر یونان اعلام شد.
از جاغوری تا بروکسل روایتی خواندنی از رضا ادیب دوست یونس محمدی است که به صورت کوتاه به زندگی پرفراز و نشیب این نخبه هزاره می پردازد.
رفیقِ دوست داشتنی و پرتلاش ام جناب آقای دکتر یونس محمدی که من او را حضرت استاد محمدی خطاب میکنم میخواهد شانس خود را در انتخابات پارلمان اروپا محک بزند. او به گفته مولانان نیمی ز ترکستان و نیمی دیگر ز جاغوری است.
پارلمان اروپا به عنوان بالاترین مظهر دموکراسی در حال حاضر در میان کشورهای عضواتحادیه اروپا شناخته می شود زیرا اعضای آن با رآی مستقیم مردم انتخاب می شوند.
حزبی که جناب دکتر یونس بدان متعلق هستند حزب حاکم در دولت فعلی یونان می باشد و به همین دلیل خیلی زیاد خوشبین هستم که ایشان یکی از ۷۵۱ شخصیتی باشد که در انتخابات پیش رو سد بی اعتمادی میان خویش و مردم را می شکند و به پارلمان اتحادیه اروپا راه میابد.
به یاد داشته باشیم که انتخاب اعضای پارلمان اتحادیه اروپا شبیه به انتخابات پارلمان یا به گفته ملالی جویا طویله افغانستان نیست که بتوان با توسل به شاخص هایی مانند پول، قدرت، سلاح، میزان سرخیِ لب سیرین و یا طرح مسایل عوام گرایانه احساسات مردم را برانگیخت و رای آنان را گرفت درحالیکه حتی نسبت به وظیفه و حیطه مسوولیتهای ابتدایی یک عضو پارلمان آشنا نباشی.
به گفته ی من حضرت استاد محمدی سالها قبل از اینکه این حزب نسبتا چپگرا اما ترقی خواه قدرت را در یونان بدست آورد در کنار این حزب بود و در بسیاری از مسایل مهم حضور جدی و فیزیکی داشت. همواره از حقوق پناهجویان دفاع کرده است و حتی موسسه نسبتا بزرگی را تاسیس و برای سالهای زیادی باز هم از طریق انتخابات همان موسسه را مدیریت و رهبری میکند. در نشست های جهانی و کنفرانس های پناهجویی همواره با استفاده از تجربه و تخصصی که دارد با طرحی جدید وارد شده است و تا حدی توانسته که سقف هایی را با موفقیت بشکافد.
برعکس آنجه بسیاری از دوستان لوده و دشمنانِ رِند یونس را به قومی خاص متعلق و افتخار میدانند اما وی هرگز اندیشه های قومی ندارد و حتی من که در بسیاری ساعات با وی به گفتگو،تفریح و پَرَّه پرداخته ام، نشانی کوچک از قوم گرایی در ایشان ندیدم، نه تنها ندیدم بلکه همواره از قوم گرایی به عنوان یکی از آفت هایی که دامن پناهجویان یونان را هم گرفته سخت غمناک و اندوهگین بود.
برای این دوستِ گرانقدر، پرتلاش، فرهیخته، مدبر و صادق موفقیت در انتخابات پیش رو و دیگر مراحل زندگی را از پروردگار بی همتا آرزومندم.
یا هو . . .
رضا ادیب
