زمان انتشار : ۱۹ سرطان ,۱۳۹۸ | ساعت : ۰۷:۲۲ | کد خبر : 336524 | چاپ

پناهجویان اخراج شده از آلمان در افغانستان چه وضعیتی دارند

شفقنا افغانستان – سردار یکی از پناهجویانی بود که آلمانی صحبت می کرد و قرارداد یک دوره آموزشی را به دست آورده بود.

به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان؛ سردار در ماه جنوری از مونشن به افغانستان پس فرستاده شد. اکنون وضعیت او و ده ها پناهجوی اخراج شده دیگر در این کشور چگونه است؟.

حدود یک سال پیش وزیر داخله آلمان از حزب اتحاد سوسیال مسیحی بایرن «سی اس یو» با ابراز خشنودی از پرواز هواپیمای حامل پناهجویان اخراجی به افغانستان خبر داد. زیهوفر به تاریخ ۱۰ جولای سال ۲۰۱۸ گفته بود: «همزمان در ۶۹ امین سالروز تولدم ۶۹ نفر – که به خواهش من نبوده – به افغانستان فرستاده شدند. این بسیار فراتر از آن چیزی بود که تا کنون معمول بوده است.»

یک روز بعد اعلام شد که یکی از این مردان پناهجوی جوان بعد از رسیدن به کابل در هوتلی خود را حلق آویز کرد و جان باخت. زیهوفر به این خبر با اندوه واکنش نشان داد. اما بر سر متاثر شدگان چه آمد؟  چگونه اخراج شدگان به افغانستان راه خود را یافتند؟ و آیا واقعا در زمان وزارت زیهوفر انسان های زیادی نسبت به گذشته به افغانستان اخراج شده اند؟ 

سردار جعفری در باغچه خانه یی در غرب کابل ایستاده است و به آهستگی مخزن پلاستیکی نارنجی رنگ را از آب پر می کند. یک پرنده تقریبا سبز و زرد رنگ در نزدیک صورتش  پرواز می کند و بر روی یکی از ده ها گلدان در یک قفس پرندگان می نشیند. در اطراف او تقریبا ۴۰ پرنده  سفید، سبز، آبی و نارنجی دیده می شوند که گاهی هم آواز می خوانند. او می خندد. این جوان ۲۰ ساله در واقع همیشه لبخند بر لب دارد. اما انسان فکر می کند که او دیگر دلش شاد نیست.

جعفری در ماه جنوری از مونشن به کابل پس فرستاده شد. او آلمانی صحبت می کرد و خوب در جامعه ادغام شده بود. چنانچه او می گوید، هیچ مشکلی با پولیس و قرارداد دوره آموزشی به عنوان نانوا نداشت.

جعفری می گوید که روز اخراجش را هیچگاهی فراموش نخواهد کرد. پیش از چاشت او هنوز در مکتب بود، اما ساعتی بعدتر پولیس او را دستبند زد. او به آنها گفت: «این غیرانسانی است.» و افزود: «من گوسفند نیستم.» چندین ساعت بعد او از هواپیما در کابل پایین شد، شهری که او از هنگامی که چهار ساله بود دیگر ندیده بود و نمی خواست که هرگز به آنجا دوباره برگشت کند. 

شروع دوباره

در دو هفته اول، او در سرپناهی که در آن زمان برای هر پناهجوی اخراج شده از سوی سازمان بین المللی مهاجرت «آی او ام» پیشکش می شد، زندگی می کرد. بعدا او یک اتاق کرایه گرفت. گاهی دوستانش از آلمان به او زنگ می زدند و می گفتند که او می تواند در غرب کابل با یک فعال جامعه مدنی زندگی کند که همواره پناهجویان اخراج شده از آلمان را جای می دهد. از آن زمان به بعد او با یک پیرمرد که با ریش بزرگش مانند کارل مارکس دیده می شود، زندگی می کند. هر روز جعفری ساعت شش صبح بیدار می شود و مستقیم به سراغ پرندگان می آید. 

بعد از آن ساعت هشت به کورس زبان آلمانی می رود. او نمی خواهد که این زبان را فراموش کند. سردار نمی داند که چه چیز بیشتری او می خواهد بیاموزد و یا چه کاری می تواند بکند. در کابل شمار زیادی از مردم بیکارند. نه تنها بیکاری، بلکه همه چیز به نوعی مشکل است. او می گوید: «من چیزهای زیادی را از دست داده ام.» یک شروع دوباره برای او دشوار است. 

اخراج بحث برانگیز

اخراج پناهجویان به افغانستان در آلمان بحث برانگیز است. به خصوص سازمان های حامی پناهجویان، حزب سبزها و چپ ها آن را مورد انتقاد قرار می دهند. یک سخنگوی وزارت داخله آلمان گفته است تفاوت های قوی منطقه یی در اوضاع امنیتی افغانستان وجود داشته است. او گفته است که وضعیت تهدیدهای فردی با توجه به واقعیت های منطقه ای و محلی مورد ارزیابی قرار می گیرند.

دیده می شود که شمار پناهجویان اخراجی به افغانستان در سال ۲۰۱۸ در مقایسه به دوره زمانی مشابه سال ۲۰۱۷ تقریبا دو برابر شده است. با این وجود در تابستان سال ۲۰۱۷ اخراج ها به دلیل وقوع حملات در نزدیکی سفارت آلمان در کابل به مدت چهار ماه متوقف شده بود.

اخیرا این وضعیت در مورد حمایت از پناهجویان اخراجی نیز تغییر کرده است. در گذشته هر پناهجوی اخراجی که سرپناهی نداشت و یا نمی توانست بلافاصله به ولایت محل سکونت خود سفر کند، برای او از سوی سازمان بین المللی مهاجرت یک سرپناه موقتی داده می شد. از ماه اپریل همه حدود ۱۵۰ یورو نقد و معلوماتی به دست می آورند که در کجا می توانند شب را سپری کنند. 

همچنان یک داکتر سازمان بین المللی مهاجرت در میدان هوایی مانند یک مشاور روانشناس مشوره می دهد. به اساس معلومات وزارت داخله آلمان آنها می توانند بعدا با این سازمان ارتباط برقرار کنند که در زمینه کاریابی، مسائل آموزشی و یا مراقبت های صحی مشوره و حمایت ارائه می کند. 

اِنگه میسمال، در مرکز روانی اجتماعی در قلب کابل نشسته است. مشاوران موسسه حمایت روانی – اجتماعی اپسو با این پناهجویان همکاری می کنند. آنها نخست با پناهجویان در میدان هوایی دیدار می کنند. هر کسی که بخواهد بعدا نیز می تواند با مشاوران تماس بگیرد.

میسمال می گوید حدود یک سوم پناهجویان این کار را می کنند. او افزود یکی از چیزهایی که عملا تمام اخراج شده ها بعد از برگشت به وطن می گویند، شرم از این است که از عهده کاری بر نیامده اند و در مهاجرت ناکام شده اند. علاوه بر آن آنها از اینکه احتمالا دوباره از سوی خانواده و جامعه مورد پذیرش قرار نگیرند، نگران اند.

ترک دوباره افغانستان

عبدل الغفور، مدیر سازمان غیر دولتی « Amaso» از مدت ها به این سو سرنوشت پناهجویان اخراجی از آلمان را دنبال می کند. او می گوید: «اکثرا نمی توانند دیگر در اینجا زندگی کنند.» شمار زیادی از آنها که او آنها را مشاهده کرده است، دوباره این کشور را ترک کرده اند. کسانی که در ایران خانواده دارند به آنجا می روند. بعضی ها هم راهی ترکیه می شوند و خود را تا یونان می رسانند. پناهجویان بعد از اینکه سال ها در خارج از کشور بوده اند در افغانستان روابط مهم اجتماعی را از دست داده اند.

این مشکل در چیزهای ابتدایی مانند یافتن سرپناه نیز دیده می شود. بدون ضمانت در کابل هیچ اتاقی به کرایه داده نمی شود. کار نیز اغلبا از سوی اقارب و دوستان داده می شود. اخراج شده ها خشونت را در زادگاهشان نیز تجربه می کنند.  بعضی ها هم حتی از ترس از اتاق شان بیرون نمی شوند.   

جواد (نام مستعار) در پرواز ماه جولای یک سال پیش اخراج شده بود. او بعد از رسیدن به همان هوتلی برده شد که یک پناهجوی اخراجی خودکشی کرد. جواد دیگر در کابل نیست و در ایران زندگی می کند. او در یک پیام صوتی از طریق وتس اپ گفته است: «من نتوانستم یک روز هم در کابل آرامش داشته باشم، چگونه می توانستم در آنجا زندگی کنم؟»

او می گوید که طالبان سال گذشته در قریه زادگاه او در یک ولایت جنوبی افغانستان حمله کردند و خانه ها را به آتش کشیدند. او گفت: «بعد از آن چگونه در آنجا می ماندم؟» او به این سوال که حالا زندگی اش در ایران چگونه می گذرد، در کشوری که خودش از بحران عظیم اقتصادی رنج می برد و همواره از تبعیض گسترده افغان ها گزارش می شود، هیچ پاسخی نداد.

جعفری در غرب کابل دوباره قفس پرندگان را بسته می کند. او همواره این رویا را در سر دارد که دوباره بتواند به آلمان برگردد. فرار اما راه چاره و تنها گزینه نیست. او تا هنوز اجساد مرده ها در بین راه را فراموش نکرده است. اما یک چیز همواره در ذهن او خطور می کند: «رئیس من (در آلمان) گفته است که جای کار من هنوز خالی است.»

انتهای پیام

af.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | فیسبوک | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here