شفقناافغانستان-در کابل ارگ با بوغ و کرنا برای جشن صدمین سالگرد استقلال افغانستان آمادگی میگیرد. در واشنگتن اما دیروز ترامپ و عمران خان بر سر افغانستان معامله کردند و در مورد سرنوشت ما تصمیم گرفتند.
ترامپ گفت: “اگر بخواهیم در جنگ افغانستان پیروز شویم، آن را در ده روز انجام می دهم و افغانستان از نقشه زمین حذف خواهد شد اما نمیخواهم ده میلیون نفر کشته شود.”
این سخنان حتی اگر حقیقت داشته باشد، با معیارهای اخلاقی سازگار نیست اما جالبتر از آن واکنش ارگ به این اظهارات است.
در بیانیه ارگ با اشاره به تاریخ کهن افغانستان، بر استقلال کشور ما و اینکه کشورهای خارجی حق تعیین سرنوشت افغانستان را ندارد تاکید و از دولت آمریکا در مورد سخنان ترامپ وضاحت خواسته شده است!!!
روشن است که آقای غنی به تاریخ کهن افغانستان بسیار علاقهمند است اما آنچه در روابط بین الملل تاثیرگذار است نه پیشینه تاریخی بلکه تواناییهای سیاسی، اقتصادی و نظامی است. آمریکا و پاکستان هردو کشورهای با عمر بسیار کوتاه و پیشینه تاریخی اندک اند اما چون به لحاظ نظامی، سیاسی و اقتصادی یکی ابرقدرت و دیگری مقتدرتر از افغانستان است، امروز روسای جمهور شان، در مورد سرنوشت کشور ما که به گفته آقای غنی دارای تاریخ کهن است، تصمیم میگیرند.
بیانیه ارگ برای خوراک داخلی با فرض سروکار داشتن حکومت با یک توده جاهل و نادان(مردم افغانستان) صادر شده است و گرنه چه کسی از نوع رابطه دولت ما و آمریکا آگاهی ندارد؟! چه کسی نمیداند که حکومت وحدت ملی با میانجیگری وزیرخارجه آمریکا به وجود آمد و افغانستان هجده سال است که متکی بر کمکهای اقتصادی، سیاسی و نظامی ایالات متحده است؟! چه کسی نمیداند که غنی علیرغم بازنده بودن در انتخابات ریاست جمهوری گذشته با فشار سیاسی آمریکا و انگلیس، ارگ را اشغال کرد؟! چه کسی نمیداند که بدمستیهای ارگ و لگدپراکنیهایش به چهار سو، با پشتوانه بیگانه صورت گرفته و میگیرد؟!
سخنان ترامپ، تحقیر مردم و حکومت افغانستان است اما شرمندگی آن برای حکومت خودکامهای است که کشور را به چنین باتلاقی سوق داده است. ارگ نمیتواند با صدور بیانیه در فضای مجازی که حتی جرئت ارسال رسمی آن به سفارت آمریکا را ندارد، از بار شناعت این شرمندگی شانه خالی کند.
واکنش ارگ به سخنان ترامپ و وضاحت خواستن از دولت آمریکا، حکایت فرد مفعول و لوطی در مثنوی معنوی را تداعی میکند. داستان از این قرار است که لوطی هنگام عمل… خنجری را بر کمر فرد مفعول میبیند و از او میپرسد که خنجر برای چیست؟ مخنث مفعول میگوید برای آنکه اگر کسی به سوی من نظر بد کرد با خنجر شکمش را بدرم. لوطی خندهکنان میگوید: خدا را شکر که من به تو نظر بد نداشتهام!
مولانا:
کندهای را لوطیی در خانه برد
سرنگون افکندش و در وی فشرد
بر میانش خنجری دید آن لعین
پس بگفتش بر میانت چیست این
گفت آنک با من ار یک بدمنش
بد بیندیشد بدرم اشکمش
گفت لوطی حمد لله را که من
بد نه اندیشیدهام با تو به فن
چون که مردی نیست خنجرها چه سود
چون نباشد دل ندارد سود خود…
نویسنده: محمد امین جوادی
