شفقنا افغانستان-حامد کرزی؛ رئیس جمهور، در مصاحبه با روزنامه واشنگتن پست گفته که افغانها در جنگی کشته شدهاند، که از آنها نبوده است و امریکا برای تامین منافع خود و متحدان غربی این کشور به افغانستان آمده است.
آقای کرزی گفته که به نظر او القاعده بیشتر یک افسانه است؛ تا یک واقعیت.
او یکبار دیگر در مورد امضای موافقتنامه امنیتی گفته بهتر است این موافقتنامه را رئیس جمهور بعدی امضا کند.
او گفته که تنها از طریق انتقاد علنی از امریکا، توانسته خواستههایش را بر امریکایی ها تحمیل کند.
وی افزوده:”هیچ اسلحه دیگری نداشتم، جز اینکه انتقاد کنم تا توجه امریکایی ها را جلب کنم.”
در انتهای این مصاحبه، آقای کرزی به خبرنگاران واشنگتن پست گفته که برای مردم امریکا سلامهایش را برسانند؛ ولی برای دولت امریکا نهایت خشمش را.
رسانه های غربی و مقام های امریکایی دیگر کم کم عادت کرده اند به تماشای حملات لفظی و جنگ روانی رییس جمهور کرزی با امریکا.
آقای کرزی از بیش از یکسال پیش تاکنون رابطه سرد و تیره ای با واشنگتن دارد. او که از همان ابتدا می دانست پیروزی باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری امریکا بر متحدان جمهوری خواه او، وضعیت او در قصر گلخانه کابل را بدتر خواهد کرد، اکنون که روزهای آخر ریاست جمهوری اش را می گذراند، سعی می کند پاسخ تمامی تحقیرهای امریکا در طول این سال ها را یک به یک بدهد.
او درست می گوید که القاعده افسانه و سناریویی بوده که امریکایی ها در خلق آن و ترسیم چهره ها، کاراکترها، شخصیت ها و قهرمانان داستان از نزدیک، دخیل بوده اند؛ اما رییس جمهور کرزی نیز در این میان بی طرف نبوده است.
او در کمال تعجب بدون آنکه هیچ مسئولیتی را بپذیرد تمامی نقشه های زیرزمینی امریکا درباره ثبات و سیاست افغانستان را به چالش می کشد و تصور می کند که با این رویکرد می تواند خود را از معرض داوری بی رحمانه تاریخ و نسل های آینده برهاند و برکنار بدارد؛ اما واقعیت این است که رییس جمهور نیز در بخش مهمی از این سناریو حضور داشته و عملا بخشی از داستان توسط کلاه قره قل و چپن ابریشمین او کامل می شود.
او نباید با این حملات، این ایده انحرافی را به ذهن مردم افغانستان تزریق کند که آزادی بی رویه و بدون محاکمه هزاران زندانی تروریست ها، بخشی از این سناریو نبوده است.
کاری که اکنون هم به شدت مشغول آن است و حتی در همین مصاحبه اخیر نیز اذعان کرده است که آنها بی گناه بوده اند؛ در حالی که فرمانده منیب تنها یکی از مهره های خطرناکی است که از زندان بگرام حکم آزادی دریافت کرد و بار دیگر در قندهار، دست به تشکیل و بازسازی هسته های تروریستی زد.
از سوی دیگر، او می گوید که تنها از طریق افشاگری ها و حملات علنی و رسانه ای است که توانسته، امریکا را مهار کند و اکنون نیز پیام او به دولت امریکا، خشم و نارضایتی است؛ اما پرسش این است که آقای رییس جمهور، از سوی امریکا منصوب شده بود یا از جانب مردم افغانستان؟
اگر ۱۳ سال سکوت فقط و فقط به منظور حفظ کرسی قدرت نبوده است؛ پس چه چیزی او را وادار به سکوت در برابر یکه تازی ها و جنایات امریکایی ها در افغانستان کرده است؟
او بهتر از هر کس دیگری متوجه این معنا خواهد بود که رییس جمهوری مردم افغانستان است و افغانستان طی این مدت، دولتی داشته است که از سه ضلع مشخص تشکیل شده، احزاب سیاسی، اپوزیسیون، نهادهای مدنی و رسانه ها در سایه این دولت و براساس قوانین موجود فعال بوده اند؛ بنابراین همه امکاناتی که امروز در اختیار او قرار دارد؛ تا با استفاده از آنها علیه امریکا سخن بگوید در تمام طول مدت ۱۳ سال گذشته نیز بوده است؛ پس چه چیزی او را وادار به سکوت کرده است و آیا این سکوت، موجه و برای منافع ملی بوده است؟!
او اگر می دانست که القاعده افسانه ای بیش نیست و مردم افغانستان در جنگ امریکا کشته می شوند؛ چرا در همان زمان آن را به اطلاع مردم نرساند و با استفاده از دیگر قوای دولت مانند پارلمان، دستگاه قضا، قانون اساسی و مردم، در برابر این افسانه مرگبار نایستاد؟
بنابراین، او خود در این زمینه مسئول است و بخشی از سناریوی افسانه ای القاعده و مبارزه با تروریزم امریکایی محسوب می شود.
منبع خبرگزاری جمهور
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
