خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا افغانستان)
محمد سرورجوادی عضو پیشین مجلس نمایندگان و کارشناس مسائل سیاسی در گفتگوی اختصاصی با شفقنا تجاوز شوروی سابق به افغانستان را ضعف حکومت و اداره نا موفق آن زمان دانست. وی گفت: زمینه های تجاوز شوروی سابق درافغانستان نتیجه سیاست های غلط و ناسنجیده حکومت های داخلی بود
*مهمترین عامل دخیل در زمینه سازی تجاوز شوروی به افغانستان چه بود؟
جوادی: زمینه های تجاوز شوروی سابق درافغانستان نتیجه سیاست های غلط و ناسنجیده حکومت های داخلی بود زیرا حکومت ها در افغانستان بر اساس روابط فامیلی و یا براساس غلبه و قدرت قبیله ای شکل می گرفتند که متاسفانه ماهیت استبدادی و هژمونیک داشت. بر این اساس بستر، شرایط و زمینه هایی که ازطریق گفتگو ، مذاکرات و یک طرح ملی بتواند این وضعیت را پایان بخشد، فراهم نشد.
بیشتر زمینه ها برای تشکیل گروههای مختلف ساخته شد و آنها در روابط با کشورهای همسایه و پرقدرت چه از نظر روابط سیاسی، مالی، ایدئولوژیکی و نظامی بوده تا در نهایت اقدام به کودتا نمایند. مخصوصاً زمانی این وضعیت سرعت یافت که سردارمحمد داود به یک روابط متناقض خارجی دست زد. ازیک طرف پیشینه ی روابط سنتی افغانستان با روسیه مطرح بود، ازسوی دیگر سردار داود خان به گونه ای تند و احساساتی گسستگی با روسیه را مطرح ساخت.
این چرخش موقف سیاسی درروابط خارجی افغانستان سبب شد که به حرکت گروه های که دردوره حکومت های استبدادی و در نتیجه سیاست های غلط داخلی و درونی دولت های مختلف افغانستان به وجود آمده بود، سرعت ببخشد که منجر به کودتای مارکسیستی هفت ثور 1357 شد و پس از آن زمینه ها برای تجاوز و حضور فیزیکی شوروی سابق در کشور فراهم گردید.
*عوامل شکست شوروی در افغانستان که نهایتا منجر به فروپاشی نظام شوروی شد، چه بودند؟ نقش مردم افغانستان در خلق این حماسه تا چه اندازه موثر بود؟
جوادی: زمانیکه مردم افغانستان بر اساس باورهای ایدئولوژیکی و دینی و روحیه بیگانه ستیزی شان و همینطور به دلیل ظلم و برخورد تند حزب خلق و پرچم با مردم ، جناحها ، گروپ ها و اصناف مختلف دست به قیام زدند ، شوروی نسبت به سقوط گروههایی که آنها را تاسیس و سال ها پرورده بود، احساس خطر کرد و آنها دیگر نتوانند در افغانستان به ادامه فعالیت بپردازند لذا دست به اشغال و تجاوز نظامی به افغانستان زدند. اما طی ده سال اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی و در مجموع بلاک شرق ( که جهان درجنگ سرد به دو بلاک شرق وغرب تقسیم شده بود)، مردم افغانستان سرسختانه مقاومت کردند و نشان دادند که دربرابر اشغال گری و زورگویی های بیگانگان تسلیم نمیشوند.
شرایط داخلی اتحاد جماهیر شوروی هم روزبه روز بد ترشده و گسست ها، تجزیه طلبی ها و وخامت وضعیت اقتصادی به وجود آمد ، از طرفی دیگر فشارجهانی بر شوروی و درمجموع یک تغییرکلی و مهم درسطح جهان و تغییر دید گاه های جامعه جهانی نسبت به برخورد قدرت ها با دولتهای کوچک و ضعیف تر، باعث شد که ارتش سرخ شوروی نتواند بیشتر از10 سال درافغانستان بماند وبا پرداخت هزینه ها و تلفات بسیارسنگینی مجبور به ترک افغانستان شدند.
* شکست و خروج ارتش سرخ از افغانستان چه تاثیراتی بر سیاست های شوروی در منطقه و افغانستان داشت؟ آیا آنها پس از این شکست به فعالیت های خود در کشور ادامه دادند؟
جوادی: رفتن نیروهای ارتش سرخ شوروی یک بحث است و ادامه یافتن یا نیافتن حضورشان بحث دیگری؛ درست است که سربازان و ماشین جنگی شان از افغانستان خارج شد اما حضورسیاسی، اقتصادی و حمایت های وسیع و گسترده شوروی از حکومت ها ادامه پیدا کرد. ولی طبیعی بود که بنا به دلایل و عواملی که پیشتر اشاره کردم ، رژیم برجای مانده از اتحاد جماهیر شوروی نمیتوانست مقاومت بکند.
علاوه برعواملی که قبلا به آن اشاره کردم ، عوامل دیگری هم اضافه شد که به سقوط این رژیم سرعت بخشید: اول اینکه تنش درونی ازلحاظ جناح بندی حزبی بسیار بالا گرفت. دوم دامنه مسائل قومی در حکومت برجای مانده از شوروی بسیارگسترده شد تا جایی که بسیاری از مقامات بلند پایه حزب دموکراتیک خلق با رجوع به قوم شان در نهایت از بدنه دولت و حکومت جدا شده و به نیروهای مجاهدین که رهبری آن را جنرال دوستم و اشخاص بزرگ دیگر داشتند، پیوستند و زمینه فروپاشی آن حکومت فراهم گردید.
*چه اتفاقی افتاد تا پس از شکست و بیرون راندن شوروی از افغانستان، اتحادها و همکاری های افراد و گروههای مختلف داخلی شکسته شد و افغانستان دچار جنگ و نزاع های داخلی شد؟
جوادی: پس از خروج ارتش شوروی از افغانستان و سقوط حکومت به جا مانده از شوروی، نبود یک برنامه مشخص و کامل برای حکومت جایگزین دولت های سقوط کرده باقی مانده از شوروی موجب شد که نزاع ها و کشمکش های دهه ی هفتاد را شاهد باشیم.
جنگ داخلی دست کشورهای همسایه، استخبارات منطقوی و جهانی را بازکرد و فرایند این مداخلات استخباراتی، شکل گیری گروه های تندرو و تروریستی بود که بعدها تحت عنوان طالبان و القاعده درافغانستان ظاهرشدند و مجموعه گروه های تروریستی جهان پایگاه مناسبی را درافغانستان یافتند و کشور تبدیل شد به پایگاهی برای جنگهای داخلی، تنشهای منطقه ای و برهم زدن امنیت درسطح جهان شد که ما هنوز هم دچاراین مشکل هستیم.
*اشاره به فعالیت و نقش سازمانهای استخباراتی خارجی در ایجاد جنگ و نزاع داخلی در افغانستان اشاره کردید؛ در این باره توضیح بیشتری دهید.
جوادی: بعد از خروج قشون سرخ شوروی ، شبکه های استخباراتی چه آنهایی که تحت حمایت جماهیرشوروی قرار داشتند و چه آنهایی که نقش حمایت ازافغانستان در برابر شوروی داشتند ، حتی کشورهای دورتر و خارج ازحوزه ی بحران مانند انگلیس و امریکا ، همگی به شکلی از اشکال درحوادث پس از شکست و خروج شوروی دخیل هستند زیرا هرکدام برای خود نیروهایی و گروه ها، راهها و ابزارهایی برای حضور در منطقه و کنترل آن تدارک دیدند.
نقشس که استخبارات شوروی و کشورهای تحت حمایتش بازی میکردند این بود که به همان اعضای حزب دموکراتیک خلق که بر اساس گرایش های قومی به سمت و سوهای مختلفی پیوسته بودند ، جهت و هدایت سیاسی میداد یعنی کوشش میکردند با برخورد از زاویه قومی، گروههای جهادی را هم تحریک نمایند و به مسائل قومی بکشانند و درنتیجه تصادم وبرخورد ها را ایجاد نمایند. در واقع نقش آنها منافقانه بود.
اما استخبارات کشورهای همسایه ودیگر کشورها درصدد فراهم آوردن زمینه ها برای جایگزینی مجاهدین بعد از حکومت های به جا مانده از شوروی بودند اما در بحبوحه تلاش برای جایگزینی مجاهدین ،گروهی مثل طالبان را به وجود آوردند و با استفاده ازضعف مدیریتی مجاهدین، زمینه برای حضور گروه طالبان، القاعده و گروههای تروریستی بین المللی فراهم شد.
با حضور گروههای تروریستی نظیر طالبان و القاعده و تهدیدی که دنیا ازحضور آنها احساس کردند، فرصت برای حضور نظامی گسترده یک بلاک دیگرقدرت که ناتو است فراهم شد. در واقع طی یک دهه، جای گزین نظام ورشو در افغانستان ، ناتو شد که عین مشکلاتی را که ورشو برای خود شان و هم برای افغانستان به وجود آورد، ناتو هم برای خود و افغانستان بوجود آورده که نهایتش هم معلوم نیست.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
