دوشنبه 28 ثور 1405

آخرین اخبار

دهه اول ذی‌الحجه؛ فضیلت‌ها و اعمال مستحب

شفقنا افغانستان - در فضیلت این ماه همین بس...

هشدار هواشناسی؛ احتمال سرازیر شدن سیلاب در ۱۳ ولایت افغانستان

شفقنا افغانستان – اداره هواشناسی افغانستان اعلام کرده است...

حزب وحدت: برخورد طالبان با عالم شیعه در کابل «نشانه تبعیض ساختاری» است

شفقنا افغانستان - «حزب وحدت اسلامی افغانستان» به رهبری...

رهبر طالبان: از علما خواست برای کشته‌شدگان طالبان کتاب بنویسند

شفقنا افغانستان - هبت‌الله آخوندزاده، رهبر طالبان، در دیدار...

آغاز کمپاین سراسری واکسین پولیو در ۱۶ ولایت افغانستان

شفقنا افغانستان - سازمان «افغانستان عاری از پولیو» اعلام...

گلچینی از ۱۰ حدیث اخلاقی و پندآموز امام جواد (ع)

شفقنا افغانستان - سخنان اخلاقی گرانبهایی از امام جواد...

هوش مصنوعی به کمک بیماران سرطانی آمد؛ کاهش اضطراب با آواتار دیجیتال

شفقنا افغانستان – پژوهشی جدید که در کنگره انجمن...

آیا این تراشه کف‌دستی آینده مأموریت‌های فضایی را تغییر می‌دهد؟

شفقنا افغانستان – ناسا تراشه پیشرفته جدیدی ساخته است...

آیا مغز سالم می‌تواند اثرات اولیه آلزایمر را خنثی کند؟

شفقنا – پژوهشگران دانشگاه مورداک استرالیا دریافتند افرادی که...

روایت دیلی‌میل از زندگی یک زن افغان؛ از شکنجه در گذشته تا بازگشت دوباره طالبان

شفقنا افغانستان - رسانه بریتانیایی «دیلی‌میل» در گزارشی اختصاصی،...

علی بلال در رقابت‌های پرورش‌اندام «پتسبورگ پرو» نایب‌قهرمان شد

شفقنا افغانستان - علی بلال، ورزشکار پرورش‌اندام اهل افغانستان،...

ذکیه خدادادی پس از قهرمانی در پاراتکواندو اروپا: «این یک افتخار بزرگ است»

شفقنا افغانستان - ذکیه خدادادی، ورزشکار افغانستانی-فرانسوی، با غلبه...

آغاز استخراج بیروج در پنجشیر؛ طالبان از توسعه فعالیت‌های معدنی خبر داد

شفقنا افغانستان - مقام‌های محلی طالبان در پنجشیر اعلام...

اخراج اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی به کشور در ۲۴ ساعت گذشته

شفقنا افغانستان- طالبان اعلام کرد روز گذشته یک‌هزار و...

هزاره‌ها در حاکمیت طالبان؛ بازگشت تدریجی به عصر عبدالرحمن

شفقنا افغانستان - وضعیت کنونی هزاره‌ها در حاکمیت طالبان،...

بحران رهبری در بریتانیا: فشار برای استعفای استارمر پس از خروج وزیر بهداشت و سقوط محبوبیت

شفقنا افغانستان– در بحبوحه آشفتگی سیاسی در بریتانیا، نخست‌وزیر...

شیوع هانتاویروس در کشتی هوندیوس؛ کانادا مورد جدید را تأیید کرد

شفقنا افغانستان – بانی هنری، مسئول بهداشت بریتیش کلمبیا،...

سازمان جهانی بهداشت: شیوع ابولا در آفریقا وضعیت اضطراری بین‌المللی دارد

شفقنا افغانستان – سازمان بهداشت جهانی (WHO) به دلیل...

میراث حکمت امام جواد(ع)؛ گنجینه‌ای از توصیه‌های اخلاقی که هنوز راهگشاست

شفقنا افغانستان– چنان ‌که ‌لقب ‌جواد حاکی ‌از آن‌...

نخست‌وزیر ایتالیا: تنگه هرمز باید بدون محدودیت بازگشایی شود

شفقنا افغانستان - نخست وزیر ایتالیا خواستار بازگشایی تنگه...

درد زایمان، نوزادم و صدای شلیک گلوله

سفقناافغانستان-سلام وطندار: کودکم را پس از یک ساعت جنجال و گریه‌های پیاپی بالاخره آرام می‌کنم و می‌خوابانم. عادت همیشه‌گی‌اش است که حداقل یک ساعت قبل از خوابش جنجال می‌کند، گاهی با نازدادن، گاهی با شیردادن و گاهی هم که حوصله‌ام سر می‌رود قهر می‌شوم، اما به زودی به خود می‌آیم و خود را کنترل می‌کنم. کودک 5 ماهه مگر قهر را می‌فهمد؟ با خودم می‌گویم اگر چیزی می‌دانست خودش را این‌قدر زجر نمی‌داد و با گفتن چند کلمه هم خودش و هم دیگران را راحت می‌کرد.

با وجود این که خودم و همۀ اعضای خانواده دو چشمی مراقبش هستیم، اما باز هم همین‌که لحظه‌یی کوتاه تنها بماند، چنان از ته دل گریه می‌کند انگار یک عمر درد تنهایی می‌کشده است.

در حالی که در بغلم گرفته‌ام و راه می‌روم تا آرام شود، به یاد کودکی می‌افتم که امروز میان دود و باروت متولد شد، کودکی که شاید هرگز چهرۀ مادرش را نبیند. به زنی فکر می‌کنم که با شلیک هر گلوله نفس‌اش را در سینه‌اش حبس می‌کرد و به کودکش که در راه بوده، فکر می‌کرد. چه مادر بیچاره‌یی که به جز دعا و گریه و زاری هیچ کاری از دستش برنیاید و چه کودک سیاه‌بختی که همزمان با شلیک گلوله پا به هستی گذارد.

با خودم فکر می‌کنم که اگر جای زنانی که امروز در شفاخانۀ صد بستر دشت‌برچی بستر بودند بودم، چه کار می‌کردم؟ خود را به جای قابله‌یی می‌گذارم که نه می‌تواند از جان خودش بگذرد و نه مریض‌اش را می‌تواند به حال خود رها کند. آه چه رنج جانکاهی، چه درد عجیبی سینه‌ام را می‌شکافد.

روزی را به یاد می‌آورم که در شفاخانه بستر بودم تا کودکم به دنیا بیاید. به شمول اعضای خانواده‌ام، دوستان و اقارب زیادی گوش به تلفن منتظر بودند تا خبر خوشی بشنوند. با وجود این که همه چیز عادی بود، اما پس از آن که به خانه رفتم، تک‌تک اعضای خانواده از نگرانی‌های‌شان گفتند. همه به نحوی نگران بودند تا خودم و بچه‌ام سلامت به خانه بازگردیم.

راستش را بگویم خودم هم با وجود آن که همه چیز روند عادی‌اش را می‌پیمود باز هم نگران بودم، نگران از این که عملیات شوم، نگران از این که به خون احتیاج پیدا کنم، نگران این که کودکم سالم باشد، اما هرگز به این فکر نمی‌کردم چه‍‌گونه جان کودک نوزادم و خودم را از شر شلیک مهاجمان مسلح نجات دهم. حتی این فکر به ذهنم هم خطور نمی‌کرد و تصورش در آن شرایط وحشتناک بود و است.

هر چه بگویم و بنویسم باز هم نمی‌توانم خودم را به جای مادری قرار دهم که در میان گلوله و باروت کودکش را به دنیا می‌آورد؛ نه ماه رنج بارداری و ساعت‌ها درد زایمان را تحمل می‌کند، اما کودکش را پیش از این که ببیند، جانش را از دست می‌دهد.

اما برای کودک نوزادی که امروز جانش را از دست داده خوش‌حالم. او رنج دنیا را ندی و از دنیا رفت. این کودکان معصوم در جای اشتباه و زمان اشتباه به دنیا آمدند و چه چیزی بهتر از این که نیامده، پس بروند. با این حال هر لحظه چهرۀ نوزادانی که بی‌سرپرست شده‌اند در مقابل چشمانم می‌آیند. به راستی چه چیزی در انتظار آنان است؟ در این سرزمین وحشت که هیچ کس به همدیگر رحم نمی‌کند، آن کودکان معصوم چه‌گونه به تنهایی زنده‌گی خواهند کرد؟ حتی اگر خانوادۀ‌های‌شان پیدا شوند باز هم بدون مادر چه‌گونه بزرگ خواهند شد؟

فیس‌بوک را باز می‌کنم و عکس زنی را می‌بینم که در شفاخانۀ اتاترک به یکی از نوزادان حادثۀ امروز که بی‌سرپرست است، شیر می‌دهد. آرزو می‌کنم ای کاش من هم می‌توانستم این کار را انجام دهم، اما ناممکن است؛ زیرا شکم کودک خودم را به سختی می‌توانم پر کنم. با خود می‌گویم انسانیت درست زمانی به اوج می‌رسد که وحشت و قصاوت به اوج رسد.

در حملۀ امروز بالای شفاخانۀ صد بستر دشت‌برچی 14 تن به شمول دو نوزاد کشته و 15 تن دیگر زخمی شدند.

طالبان دست‌داشتن در این حمله را رد می‌کنند، دولت می‌گوید، کار طالبان است. اما به نظر من چه فرقی می‌کند که کار چه کسی‌ست، دولت، طالب، داعش و همۀ خون‌خواران دست‌به‌دست هم داده‌اند و هر روز به بهانه‌یی جان انسان‌های بی‌گناه این سرزمین را می‌گیرند.

اخبار مرتبط