شفقناافغانستان- حضور زنان و مشارکت آن در عرصه های مختلف اجتماعی، سیاسی در افغانستان یکی از بحث های مهمی بود که بعد از تشکیل حکومت جدید در افغانستان شکل گرفت و در حال حاضر این امر با فراز و نشیب های فراوان مواجه است.
با روی کارآمدن اشرف غنی در قالب حکومت وحدت ملی و شروع موج تازه ای از جنگ ناامنی و قطع شدن کمک های خارجی حضور زنان به عنوان نیم دیگری از جامعه رفته رفته کم رنگ تر شده است و در حال حاضر نیز این رویه همچنان ادامه دارد.

بر همین اساس خانم دکتر مهری رضایی استاد دانشگاه و یکی از فعالین جامعه زنان که در پست های مختلفی در دوره کرزی و غنی کار کرده است به موضوع حضور زنان و مقایسه این حضور در دوره کرزی و غنی در گفت و گو با خبرگزاری شفقناافغانستان پرداخته که مشروح آن به شرح زیر می باشد:
شفقنا: روند حضور زنان را در سیاست گذاری، تعلیم و تربیت و مشارکت در ساختارهای مختلف کشور در چند سال اخیر چگونه ارزیابی می کنید؟
بعد از کنفرانس بُن طبق شروطی که کشورها گذاشتند افغانستان متعهد بود که سهم و نقش زنان را در سیاست گذاری، مشارکت و فعالیت در همه ابعاد جامعه بیشتر کنند.
وقتی دولت موقت کرزی روی کار آمد قرار بر این شد دولت مشارکت زنان را فراهم کند. با وجود این که با بیم و امیدهایی همراه بود اما می توان گفت حضور زنان خیلی خوب بود. زنان در عرصه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی خیلی فعال بودند و وارد بازار کار شده و در ادارات نیز مشغول شدند.
در قانون اساسی و قانون انتخابات ما تبدیل قوانین خیلی خوبی در خصوص مشارکت زنان و لزوم آن در سیاست گذاری ها و امور جامعه حتی در بعد رهبری به گونه ای که بعد از قانون جدید ما وزیر زن داشتیم.
طبق قانون انتخابات باید 27 درصد کرسیهای پارلمان در هر ولایت به زنان اختصاص داده شود و سهمیهای که در نظر گرفته شده به این صورت است که اگر ۵ نماینده در یک ولایت داشته باشیم، دو نفر از آنها باید زن باشد. این موضوع در ادارات نیز به همین منوال است در ادارات نیز زنان سهم دارند.
در ارتباط با مشارکت، حمایت و حقوق زنان قوانین خیلی خوبی داریم. مانند قانون منع خشونت علیه زنان که جدیدا تصویب شده است. در سطح بین المللی، کنوانسیون های بینالمللی زیادی داریم که افغانستان به آن متعهد هست و در پارلمان نیز تصویب شده است.بنابراین به لحاظ قانونی در بها دادن به زن در افغانستان و یا مشارکت زنان مشکلی نداریم.
اگر بخواهیم سیر مشارکت زنان را از دوران آقای کرزی به سمت حکومت آقای غنی بررسی کنیم، زمان کرزی، امنیت هم به لحاظ نسبی تأمین بود. به دلیل وجود امنیت زنان موقعیت این را یافتند که در جامعه حضور داشته باشند. حتی ممانعت از طرف خانواده ها هم کمتر شد چون یک فضایی آماده بود که زنان از آن میتوانستند به هر نحوی بهرهمند شوند.
از دوران دوم آقای کرزی به بعد کمکم حضور طالبان و تهدیدهایشان بیشتر شد که یکی از نیتها و اهدافشان به عقب و حاشیه راندن زنان بود. از زمان شروع تهدیدها مکاتب آتش زده شد، بعضی از زنان از جمله کسانی که در ان جی اوها کار میکردند ترور شدند. وقتی جامعه به لحاظ امنیتی برای حضور زن خطرناک شد، خانوادهها ممنوعیتهایی را ایجاد کردند.
علاوه بر نبود امنیت، نگاه مردسالارانه که در هیاهوی بعد از دوران کرزی گم شده بود دوباره به میدان آمد. مثلا اگر زنی در ادارهای کار میکند با وجودی که حق اوست اما یک مرد هرگز نمیتواند حضور یک خانم را در کنار خود بپذیرد.
در نتیجه این چالشها، زنان از جانب همکاران و خانواده خود تحت فشار قرار گرفتند و ترجیح دادند اگر مجبور نباشند در خانه بمانند از افغانستان بروند.
به عقیده من حضور زنان حتی در دوره قبل حکومت آقای غنی به شکل سمبلیک بوده است. زمانی که خانمی در یک اداره در سمت معین مشغول به کار است بدون حضور وزیر عملا نمی تواند کاری کند و برگه ای را امضا کند.
اگرچه در دوران دوم آقای کرزی حضور زنان فوقالعاده بود. اما در زمان آقای غنی دچار افت شد. زنی که با علاقه و امید در دوران کرزی وارد سیاست، رهبری، کارهای اجتماعی شد و فکر میکرد جامعه او را میپذیرد بعدها با فشار ناامنی و تحقیر جنسیتی روبهرو شد.
شفقنا: این تحقیر جنسیتی که داخل افغانستان وجود دارد در زمان آقای کرزی هم بوده؟ چرا در آن زمان این بازدارندگی را نداشت؟
تجربیات آن زمان باعث شد که همه به عقب برگردند. چون وقتی فردی وارد کار میشود، اوایل به خاطر ذوق و علاقهای که دارد مشکلات، تهدید، ترور، فشار همکاران و خانواده و جامعه را تحمل میکند. اما چقدر میتوان اینها را تحمل کرد؟ این فرد به جایی میرسد که میگوید دیگر مبارزه نمیکنم.
در دوران اول حکومت کرزی امنیت، پذیرش و امتیازهایی که خارجیها به خاطر حضور زنان به دولت میداد برای زنان وجود داشت. اما در دوران اشرف غنی شاهد ناامنی، فشارها و کم شدن این امتیازها و ان جی اوها هستیم در حالی که هنوز حقوق زنان به لحاظ قانونی رعایت میشود.
شفقنا: بانگاهی به نفوذ و قدرت زنان شاغل در پست های مختلف مدیریتی، آیا تصور نمی کنید این حضور سمبلیک باشد؟
برای مثال زمانی که شهرزاد اکبر به جای سیما ثمر وارد کمیسیون حقوق بشر شد ما عملا چیزی به عنوان رئیس سازمان حقوق بشر از ایشان ندیدیم یا وزیری داریم به اسم وزیر زنان و ساختاری که وزارت زنان نام دارد که در واقع غیرفعال است.
من نمیتوانم بگویم که سطح مدیریت یا اعمال نفوذ یک زن در سطح رهبری زمان کرزی بهتر بوده است و در حال حاضر در زمان اشرف غنی، این گونه نیست. ممکن است در آن زمان هم حضورش سمبلیک بوده باشد.
بله درسته ما وزارتی برای زنان داریم در حالی که هیچ کاری در این خصوص انجام نمیدهد و استدلالشان هم این است که وزارت زنان پالیسیساز است. پالیسی میسازد و ادارات آن را اجرا میکنند.
پالیسیای که راجع به کارکرد ادارات در ارتباط با احقاق حقوق زنان یا نقش آنان باشد را این وزارت میسازد و دیگر ادارات آن را اجرا میکند. البته استدلالشان به این شکل است.
اما در مورد خانم سیما ثمر و شهرزاد اکبر به نظرم مقایسه این دو درست نیست. چرا که شخصیت، نفوذ و اقتدار و قدرت بینالمللی خانم سیما ثمر قابل قیاس با شهرزاد اکبر نیست. کما اینکه اگر ایشان چیزی میگفتند قطعا انعکاس پیدا میکرد و شاید دولت زیر سؤال میرفت. در حالی که خانم شهرزاد این چهرهی جهانی را ندارد هرچند تحصیلات و شهرت خیلی خوبی دارند.
البته در بعضی موارد ممکن است انتخابها به گونهای باشد که خانمی با توانایی و تخصص کمتر انتخاب شود. زمانی که معیار پذیرش افراد بر اساس تخصص و مهارت و توانایی افراد نباشد، دور از انتظار نیست که شخص ناکارآمد انتخاب شود. این ممکن است برای مردان هم اتفاق بیفتد.
شفقنا: افشای قضایای خشونت های جنسی در ارگ و سایر دستگاه های دولتی چه تاثیری بر مشارکت زنان داشته است؟
قطعا نقش داشته اما فساد اخلاقی در ارگ یا در ادارات دولتی متعلق به دوران کرزی و اشرف غنی نیست. این نگاه جنسیتی به زن همیشه بوده است و با پررنگ شدن آن در دوران اشرف غنی و دامن زدن عدهای به این قضیه، مستقیماً ضررش را به قشر زنان وارد کرد. چنانچه اگر زنی موفقیتهایی بر اساس لیاقت و استعداد و توانایی خود داشته باشد، او هم زیر سؤال میرود. اگر بخواهیم تنها فساد را در نظر بگیریم این مقوله در همه حکومتها و جوامع وجود دارد اما در افغانستان بیشتر است. این مطلق نیست. در خصوص افزایش فساد این مسأله به مرور پیش آمده است. بنابراین دورهای ده، بیست ساله گذشته تا چنین ذهنیتی در جامعه پیدا شود. پس این یک پدیدهای که در دوران اشرف غنی ایجاد شده باشد، نیست. از ابتدا بوده و در یک روندی خودش را نمایان ساخته و عکسالعمل شدید جامعه را به همراه داشته است. باز مطلقگرایی درست نیست و نمیتوان این مسأله را به همه افراد (زنان) جامعه تعمیم داد.
شفقنا: آیا نگاه حاکمیت در سال های اخیر نسبت به زنان کاهش پیدا کرده است؟
بله موافقم که حمایت دولت هم در شعار و هم در عمل به لحاظ توجه و تمرکز بر حضور زنان کمتر شده است. در این دوره مهمترین علت آن امتیازاتی بوده که به این قضیه داده میشد و در حال حاضر داده نمیشود. برای جامعه جهانی تفاوتی ندارد که افغانستان چقدر زنانش مشارکت داشته باشند. به طور مثال در گفتگوهای صلح نقش زنان را تا چه اندازه پررنگ میبینید؟ که همین نگرانی زنان را به دنبال داشته که اگر ما در گفتگوهای صلح نقشی نداشته باشیم آینده ما چگونه خواهد بود؟ آیا دوباره به خانهها برمیگردیم، به همان دوران طالبان؟ هنوز برای این سؤالات جوابی داده نشده است و تضمینی وجود ندارد. در آینده بیشترین آسیب متوجه زنان خواهد بود و از نظر من آیندهی تاریکی در انتظارشان است مخصوصا قشری از زنان که خودشان به شکل مستقل کار میکنند.
شفقنا: جامعه جهانی به رهبری آمریکا به دنبال سهیم کردن طالبان در نظام سیاسی افغانستان می باشد. از آنجایی که نگاه طالبان به زنان تاکنون به هیچ جه تغییر نکرده در این صورت زنان افغان چه باید بکنند؟
یک سری حرکتهای اعتراضی شکل گرفته مبنی بر اینکه در گفتگوهای صلح چقدر به خواسته و حضور زن در جامعه توجه میشود. به طور مثال در دو جلسهای که در قطر برگزار شد نمایندگان زن داشتیم.
راهکار این است که حکومت حمایت خیلی قوی از زنان داشته باشد. البته اگر قانون را هم مدنظر قرار بدهیم باید حقوق زنان به عنوان عضوی از جامعه رعایت شود و این یکی از شروط توافق باشد. وقتی حمایت دولت و جامعه جهانی را داشته باشیم قطعاً طالبان در این زمینه اگر عقبنشینی نکند، حالت اعتدال را رعایت میکند. در افغانستان زنان بسیاری هستند که سرپرست خانواده هستند و یا امرار معاش خانواده را برعهده دارند. این افراد نمیتوانند خانهنشین شوند و نباید از اقتصاد جامعه خارج شوند. این شرط باید به صورت جدی و جزو شروط اصلی باشد.
انتظاری که من از زنان دارم این است که اعتراضاتشان را بیشتر کنند و از دولت و جامعه جهانی خواستههایشان را مطالبه کنند. بعد از بیست سال مبارزه و فعالیت درست است که برگردیم به قبل از آن؟ این یک فاجعه بزرگ است. حتی شکستی است برای دولت. اگر این اتفاق رخ دهد سرنوشت بخش بزرگی از جامعه در هالهای از ابهام میرود و نامعلوم خواهد بود.
شفقنا: با نگاهی به حملات تروریستی اخیر چنین برداشت می شود که هدف طالبان بیشتر زنان می باشد. نظر شما چیست؟
به غیر از انتحاری شفاخانه برچی که طالبان انکار کردند از نظر من انتخاب انتحاریها با هدف زنان نبوده است. طبق چیزی که تحقیق کردم به دور از مسائل قومیتی، شفاخانه مختص زنان و کودکان که قشر بیدفاعی هستند بوده است. اگر زن را ملاک قرار دهیم در بحث شفاخانه همانند کارمندان تلویزیون به عنوان رسانهای که کارش افشاگری است میتوانیم بگوئیم که این بار طالبان زنان را هدف قرار دادند. این زنستیزی طالبان برای همه ما مسألهی اثبات شدهای است. قشری که خیلی موافق آن نیست و به نوعی دیدگاه خود را این گونه بازگو میکند و یا هشدار میدهد. اما از انتحاریهای دیگر برداشتم این نیست که هدف زنان باشند.
شفقنا: در پایان به عنوان کسی که به صورت مستقیم در ادارات مختلف کار کردید، چه پیامی برای حکومتداران دارید؟ و چه پیامی را برای جامعه زنان در برهه حساس کنونی داریدتا بحث حضور و مشارکت زنان روز به روز قوام بیشتری داشته باشد و به سطحی برسیم که جامعه واقعا یک زن را کنار مرد بپذیرد؟
ابتدا پیام من به دولتمردان این است که به زنان اعتماد کنند و بر اساس قانون حقی که در نظر گرفته شده است را به آنها بدهند. یعنی اینکه در استخدامهای ادارات دولتی نظارت داشته باشیم که آیا خانم تطبیق میشود یا خیر؟ و یا چه کسی تخلف میکند؟ در واقع در عمل و اجرا قانون رعایت شود. در انتخاب تخصصها و مهارتها، لیاقت و شایستگی افراد در نظر گرفته شود. زنان میتوانند در توسعه و شکوفایی جامعه نقش خیلی مؤثری داشته باشند.
خواستهای که از زنان دارم با توجه به اینکه در افغانستان ظلم زیادی در حق آنها میشود، و تحت فشار افکار عمومی یا افراد خانواده هستند، از این تهدیدها و چالشها واهمهای نداشته باشند و به مبارزات خود با روحیه قوی ادامه دهند. خودشان را محدود نکنند. نسل ما نسل مبارزه است. تا جایی که به حقوقشان برسند، دست از اعتراض برندارند. در رابطه با گفتگوی صلح عقیده دارم که زنها باید خیلی پررنگ حضور داشته باشند.
