شفقنا افغانستان- هر ساله با گرم شدن هوا حمله گروه تروریستی طالبان تحت عنوان کوچی ها بر مناطق هزاره نشین آغاز می شود؛ این حملات هر ساله خسارات مالی و جانی زیادی در پی دارد ، متاسفانه دولت حامی طالبان بر روی این جنایات چشم پوشی و سکوت می کند، عباس دلجو در یاداشت که تحت عنوان لحظاتی با تاریخ، تصرف زمین های هزاره ها را از عبدالرحمن تا امروز بررسی کرده است، که در اختیار شما قرار می دهیم.
لحظاتی با تاریخ
نقل از کتاب «هزارهها و حاکمیتهای استبدادی صدسال اخیر»، جلد اول
«تصرف عدوانی» زمینهای مزروعی هزارهها توسط پشتونهای کوچی

اسناد و مدارک معتبر تاریخی گواهی میدهند که در زمان امیر عبدالرحمان جابر زمینهای مزروعی هزارهها توسط پشتونهای کوچی آنهم با زور و جبر که خود مصداق عینی «تصرف عدوانی» میباشد، اشغال شده است.
در مورد تصرف عدوانی زمینهای هزارهها توسط پشتونها، در بخشی از کتاب «DISAPPEARING PEOPLES» چنین نوشته شده است: ” … از سال ۱۸۸۰ میلادی به این سو بخشهای وسیعی از هزارهجات به زور از هزارهها گرفته و به پشتونهای کوچی واگذار شده است. این پروسه {غصب زمینهای هزارهها}به صورت تدریجی و دوامدار اعمال شده و در نتیجه هزارهها زمینهای وسیعی از هزارهجات را از دست دادند. …”
Barbara Brower, Barbara Rose Johnston، DISAPPEARING PEOPLES- The Hazara of central Afghanistan Pg 162
امیر عبدالرحمان خان گذشته از کشتار بیرحمانهینصف از جمعیت هزارهها و کوچ اجباری آنان، فرمان داد تا زمینها و املاک آنان را به قبایل مسلح پشتون به عنوان پاداش جنگ داده شود.
در این رابطه آقای «کلاوس فردیناند Klaus Ferdinand»در بخشی از کتاب « Nomad Expansion and Commerce in Central Afghanistan » چنین نوشته است: “….. از سوی امیر عبدالرحمان، قاضی یعقوب علی مسئول توزیع {زمینها} و چراگاههای هزارهها در بین کوچیها، مقررشد.
او {قاضی یعقوب علی} تمام مَلکها و خانان کوچیها را خواسته و اکثریت املاک و چراگاههای خوب و مهم هزارهها را به مومندها و احمدزاییها داد.
آنان{مَلکهای کوچی} هر اندازه زمینهای زراعتی و چراگاههای مرغوب هزارهها را که میخواستند، تصاحب کردند. ….. در حقیقت چیزی که واقع شد این بود که زمینهای هزارهها در بین قبایل گوناگون پشتونها به عنوان پاداش شرکت در جنگ، تقسیم شد. ….”
Ferdinand, Klaus. Nomad Expansion and Commerce in Central Afghanistan : A Sketch of Some Modern Trends. København: Dansk Etnografisk Forening, 1962 – Pg 128
پروفیسور «ویلیم میلی William Maley »
افغانستانشناس و استاد دانشگاه ملی آسترالیا، نیز در رابطه با غصب زمینهای هزارهها توسط پشتونها و کوچیها چنین نوشته است: ” حاکم افغانستان {امیر عبدالرحمان} از سال ۱۸۸۰ – ۱۸۹۰م هزارهها را توسط نیروی نظامی پشتون مقهور خویش گردانیده و بهترین زمینهای زراعتی و علفچرهای آنان را به خوانین و بزرگان قبایل پشتون اعطا نمود. از آن زمان تا سال ۱۹۷۸م پشتونها به عنوان فرماندار و حاکم محل، تجار، قرضدهندگان {سودخواران}، مالکان زمین و کوچیها، داخل هزارهجات شدند. …. ”
William Maley, Fundamentalism Reborn ? Afghanistan and the Taliban; London Hurst and Company. Pg 171
در بخشی از کتاب«The Battle over Pastures: The Hidden War in Afghanistan»حتا از ظلم و بیداد و غصب زمین هزارهها توسط امیر حبیب الله خان پسر عبدالرحمان نیز پرده برداشته و چنین نوشته شده است: ” تحت حاکمیت امیر حبیبالله (۱۹۰۱- ۱۹۱۹) پسر امیر عبدالرحمان خان که نقش وحشیانهی کمتر نسبت به پدرش داشت، نیز هزارهها حتا از داشتن اسپ و سلاح محروم شدند.{ همچنان امیر حبیبالله خان}هزارهها را که صاحب ملک و زمین بودند اخراج کرده و مزارع آنان را به کوچیها توزیع کرد. … {اما} کوچیها {به آن بسنده نکرده} با استفاده از فقر و سادهلوحی هزارهها و از طریق قرض سرسود آنهم با شرایط نامطلوب، اغلبا آنان را مجبور به واگذاری و فروش مزارع و زمینهای {باقیمانده} شان کردند. در نتیجهی تصرف زمینهای کشاورزی هزارهها، هژمونی {و اشتیاق} کوچی را برای تصرف مراتع و چراگاهای هزارهجات بیشتر کرد. …”{}
Liz Alden Wily – The Battle over Pastures: The Hidden War in Afghanistan
https://remmm.revues.org/8021?lang=en
تصرف عدوانی اما:

تصرف عدوانی به این معنا که کسی یا کسانی زمین یا ملکی را به زور و جبر و بدون رضایت مالک آن تصرف کند. ناگفته نماند که تصرف عدوانی دارای دورکن میباشد. اول، رکن مادی تصرف است که همان استیلای بر ملک غیر میباشد. دوم، رکن حقوقی آن که همانا عدوانی بودن تصرف (با زور و جبر و اکراه) است. با توجه به این دورکن، در نفس تصرف عدوانی رمینهای هزارهها توسط پشتونها، دوجرم، کاملا مشهود است:
جرم اول، تصرف ملکیت غیر بدون رضایت مالک. جرم دوم، اعمال زور و جبر برای تصرف آن. بناء این اعمال (تصرف عدوانی)، هم از نگاه حقوق مدنی و هم حقوق کیفری، جرم تلقی شده و برای مرتکبین آن در چوکات قوانین مدنی، کیفر و جزا در نظرگرفته شده است.
با توجه به ماهیت جرمی «تصرف عدوانی» است که باید قضیه غصب زمینهای هزارهها را در گذشته با رویكرد كیفری بررسی کرد. تا علاوه بر رفع تصرف عدوانی، به مجازات مجرم نیز از نگاه قانون جزاء پرداخته شود. زیرا در ارتباط تصرف عدوانی زمینها و املاک هزارهها، عناصر معنوی و مادی جرم را کاملا مشاهده میکنیم:
الف ) عنصر مادی جرم تصرف عدوانی:
۱- اقدام به تصرف املاك متعلق به دیگری بازور و عدوان
۲- تصرف اموال غیرمنقول
ب ) عنصر معنوی جرم تصرف عدوانی:
۱- غاصبین املاک هزارهها آگاه بر ماهیت عمل خلاف شان بودند.
۲- غاصبین املاک هزارهها به قصد تفریح و تفنن اقدام به تصرف زمینهای هزارهها نکردهاند. بلکه به قصد تصرف دایمی و مسکنگزین شدن به املاک هزارهها این عمل را انجام دادند. به همین لحاظ از قندهار و خوست و دیره اسماعیل خان و سوات و باجور و… آنهم به صورت دسته جمعی و گروهی به مناطق هزارهنشین حمله برده و بعد از کشتار و فراری دادن هزارهها با زور و جبر، زمینها و املاک آنان را متصرف شدند.
درست بر پایه حقوق مدنی، حقوق کیفری و حقوق اسلامی، میتوان مسئله غصب زمینها و املاک شخصی هزارهها را در زمان امیر عبدالرحمان خان به بحث کشید. بررسی ابعاد حقوقی و کیفری تصرف عدوانی زمینها و املاک هزارهها در زمان امیر عبدالرحمان بر عهدهای فرزانگان، دانشمندان و کارشناسان مسایل حقوقی، جامعهی ما میباشد که با طرح دعاوی حقوقی و کیفری بر ضد غاصبین و مجرمین، وارثین هزارههایی را که در حاکمیت استبدادی امیر عبدالرحمان خان و اخلافش، املاک شان به غارت رفته است، در این زمینه یاری رسانند. از سوی دیگر وظیفهی علمای اسلامی است که در قبال غصب و تصرف عدوانی املاک هزارهها توسط پشتونها، به کمک و یاری وارثین و جان باختگان دوره استبداد عبدالرحمان خانی، برخاسته و با بیان صریح احکام قرآن شریف و احادیث نبوی، اقدام عملی نمایند. مخصوصا حالا که قانون مدنی افغانستان نیز غاصب را مکلف به رد اموال غصب شده کرده و در بند اول ماده ۷۶۵ قانون مدنی چنین آمده است: ” غاصب، به رد آنچه غصب نموده، مکلف میباشد.”
اما این قلم با توجه به محدودیت بضاعت علمی، تخصصی و حوصله این کتاب، صرف به طرح بحث غصب زمینهای هزارهها به همین مقدار بسنده کردهام. امیدوارم این آغاز، مدخلی شود بر ادامه بحثهایی ازین قبیل تا در فرجام به اعادهی حقوق و بازپسگیری زمینها و مایملک از دست رفته مردم مظلوم هزاره، منجر گردد.
