شفقناافغانستان – شیوع ویروس کرونا که همهی جهانیان را سراسیمه ساخت و جهان قرن ۲۱ به رغم پیشرفتهای علمی شگفتیانگیز از مهار این همهگیری خانمانسوز عاجز ماند، تمام اقشار اعم از کسبهکار، دانشآموز و دانشجو را متضرر ساخت. کرونا در افغانستان نیز از چهار ماه بدین سو قربانی میگیرد و کسبوکار را تعطیل ساخته و در این میان دانشجویان بیشتر از هر قشری متضرر شدهاند.
به گزارش خبرگزاری شفقناافغانستان؛ تحصیل و کسب علم در هر کشوری از جایگاه ویژه ای برخوردار است. رشد و انکشاف در همهی ابعاد اعم از فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مرهون افراد باسواد و تحصیلکرده دانسته میشود. طی دو دهه اخیر تعداد دانشجویان در کشور به صورت روزافزون رو به گسترش است و بارها از افزایش آمار دانشجویان به عنوان دستآورد یاد شده است. تقریباً در تمام ولایات کشور دانشگاه و یا موسسات تحصیلات عالی وجود دارد. نظر به ارقامی که وزارت تحصیلات عالی ارایه کرده است، ۱۶۶ دانشگاه و موسسه تحصیلات عالی اعم از خصوصی و دولتی در کشور فعالیت دارند که با شیوع ویروس کرونا هیچکدام نتوانست در آغاز سال، درهایش را به روی دانشجویان بگشاید.
چهار ماه برای یک دانشجو زمان زیادی است، این را بیشتر آنانی میدانند که دانشجو بودهاند. این مدت زمان برابر است با یک ترم/سمستر دانشجویی که وقتی یک دانشجو به دلیل سهلانگاری از ترم میافتد و یا به اصطلاح عام «دراپ» میشود، یک سال منتظر میماند تا دوباره به ترم/سمستری از دست دادهاش رسیدهگی کند. پس با این حساب دانشجویان کشور ما که هیچ دانشگاهی نتوانست حتا به صورت خطی/آنلاین دروسش را برگزار کند، زمان یک ترم را از دست دادند.
در کنار این، دانشگاههای ما با چالشهای دیگری از جمله نبود منابع درسی بهروز، کمبود کادرهای تخصصی و… نیز روبهرو اند.
از بحران کرونا تا نبود منابع درس و کادرهای تخصصی
با تاسف اکثریت دانشگاههای ما با کمبود منابع درسی و کادرهای علمی متخصص مواجهاند، در حالی که در عصر کنونی که دانشگاههای جهان از بهروزترین مواد درسی استفاده میکنند، جزوههای درسی استادان در دانشگاههای ما از چندین دهه قبل است. در همین بحران کرونا شاهد بودم که استادان به دانشجویان توصیه میکردند کتب و منابع درسی را از دانشجویان قبلی دریافت کرده و در خانههایشان مطالعه کنند. حفظ طوطیوار جزوههای درسی و توجه دانشجویان صرف به نمره و امتیازی که استادان مد نظر میگیرند، خلاقیت را از دانشجویان زدوده است. اکنون ما با فارغان «کارشناسی» گیچ و منگ مواجهایم که اصلاً مهارت زندهگی در دنیای مدرن را نمیدانند.
«فرید زکریا» تحلیلگر معروف امریکایی در کتاب «جهان پساامریکایی» که در سال ۲۰۰۸ در امریکا منتشر کرد، نظام آموزش عالی امریکا را اصلیترین عامل برتری آن کشور در جهان میداند و مینویسد: «آموزش عالی بهترین صنعت امریکا در جهان است. امریکا با پنج درصد جمعیت دنیا در صحنه آموزش عالی برتری مطلق دارد و ۶۸ درصد از پنجاه دانشگاه برتر جهان متعلق به این کشور است. مزیت امریکا در هیچ حوزه دیگری تا این حد قاطع نیست. امریکا ۶/۲ (دو ممیز شش) درصد از تولید ناخالص خود را صرف سرمایهگذاری روی آموزش عالی میکند. این در حالی است که اروپا ۲/۱ (یک ممیز دو) درصد و جاپان ۱/۱ (یک ممیز یک) درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف آموزش عالی میکند.»
از سوی دیگر امریکا جذابترین مقصد برای دانشجویان خارجی است تا جایی که ۳۰ درصد کل دانشجویان خارجی در جهان در امریکا تحصیل میکنند. این برتری نظام تحصیلی امریکا از آنجا مایه میگیرد که نظام آموزشی آن کشور تاکید بر حفظ کردن جزوههای درسی ندارد، بلکه در پرورش قابلیتهای نقادی ذهن که لازمه موفقیت در زندهگی است، عملکرد برجسته دارد. سایر نظامهای آموزش امتحان پس دادن یاد میدهند، اما سیستم آموزشی امریکا فکر کردن را میآموزد. در اینگونه سیستم است که دانشجویان امکان جسارت ورزیدن، ماجراجو بودن و خطرپذیر بودن را میآموزند.
گرایش به رشتههای دانشگاهی بر مبنای درآمد
در کنار این همه، بیتوجهی به علوم انسانی در نظام تحصیلی و در میان مردم به این علوم آسیب جدی وارد کرده و سبب شده است تا پرداختن به تحصیل علوم انسانی اندک بازدهی نداشته باشد.
متاسفانه در کشور ما دانش و تحصیلات با داکتر/پزشک و مهندس تعریف میشود. با چنین تعریفهایی افراد صاحب تخصصهای فنی و تجربی در همه حوزهها میشوند و ادارات کلیدی را اشغال میکنند. سخن گفتن از هنر و فرهنگ، فلسفه و جامعهشناسی، گزاف و بیهوده است. رشته علوم انسانی با رشته حقوق و شغل «قاضی» و «وکیل» گره خورده و «حقوق» یکی از پرطرفدارترین رشتههای علوم انسانی محسوب میشود. ارزش دانش، تحصیلات و مطالعه با میزان پولی که قرار است از آن کسب شود، تعریف میشود و آموزگاران و استادان کمترین حقوق ماهانه را دریافت میکنند.
در عین حال، دانشگاهها و موسسات تحصیلات عالی خصوصی به پاشنه آشیل نظام تحصیلی کشور مبدل شدهاند. اکثریت این دانشگاهها، دانشکدههای رشته علوم انسانی نظیر «حقوق» و «روزنامهنگاری» را تاسیس کردهاند و عدم نظارت درست از این دانشگاهها سبب شده تا از چندین جهت به نظام تحصیلی کشور صدمه وارد کند. در بسیاری از این دانشگاهها مدارک تحصیلی در بدل پول به فروش میرسد و رشتههای تحصیلی بر مبنای درآمدشان ارزش دارند.
هشت صبح
