دوشنبه 28 ثور 1405

آخرین اخبار

دهه اول ذی‌الحجه؛ فضیلت‌ها و اعمال مستحب

شفقنا افغانستان - در فضیلت این ماه همین بس...

هشدار هواشناسی؛ احتمال سرازیر شدن سیلاب در ۱۳ ولایت افغانستان

شفقنا افغانستان – اداره هواشناسی افغانستان اعلام کرده است...

حزب وحدت: برخورد طالبان با عالم شیعه در کابل «نشانه تبعیض ساختاری» است

شفقنا افغانستان - «حزب وحدت اسلامی افغانستان» به رهبری...

رهبر طالبان: از علما خواست برای کشته‌شدگان طالبان کتاب بنویسند

شفقنا افغانستان - هبت‌الله آخوندزاده، رهبر طالبان، در دیدار...

آغاز کمپاین سراسری واکسین پولیو در ۱۶ ولایت افغانستان

شفقنا افغانستان - سازمان «افغانستان عاری از پولیو» اعلام...

گلچینی از ۱۰ حدیث اخلاقی و پندآموز امام جواد (ع)

شفقنا افغانستان - سخنان اخلاقی گرانبهایی از امام جواد...

هوش مصنوعی به کمک بیماران سرطانی آمد؛ کاهش اضطراب با آواتار دیجیتال

شفقنا افغانستان – پژوهشی جدید که در کنگره انجمن...

آیا این تراشه کف‌دستی آینده مأموریت‌های فضایی را تغییر می‌دهد؟

شفقنا افغانستان – ناسا تراشه پیشرفته جدیدی ساخته است...

آیا مغز سالم می‌تواند اثرات اولیه آلزایمر را خنثی کند؟

شفقنا – پژوهشگران دانشگاه مورداک استرالیا دریافتند افرادی که...

روایت دیلی‌میل از زندگی یک زن افغان؛ از شکنجه در گذشته تا بازگشت دوباره طالبان

شفقنا افغانستان - رسانه بریتانیایی «دیلی‌میل» در گزارشی اختصاصی،...

علی بلال در رقابت‌های پرورش‌اندام «پتسبورگ پرو» نایب‌قهرمان شد

شفقنا افغانستان - علی بلال، ورزشکار پرورش‌اندام اهل افغانستان،...

ذکیه خدادادی پس از قهرمانی در پاراتکواندو اروپا: «این یک افتخار بزرگ است»

شفقنا افغانستان - ذکیه خدادادی، ورزشکار افغانستانی-فرانسوی، با غلبه...

آغاز استخراج بیروج در پنجشیر؛ طالبان از توسعه فعالیت‌های معدنی خبر داد

شفقنا افغانستان - مقام‌های محلی طالبان در پنجشیر اعلام...

اخراج اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی به کشور در ۲۴ ساعت گذشته

شفقنا افغانستان- طالبان اعلام کرد روز گذشته یک‌هزار و...

هزاره‌ها در حاکمیت طالبان؛ بازگشت تدریجی به عصر عبدالرحمن

شفقنا افغانستان - وضعیت کنونی هزاره‌ها در حاکمیت طالبان،...

بحران رهبری در بریتانیا: فشار برای استعفای استارمر پس از خروج وزیر بهداشت و سقوط محبوبیت

شفقنا افغانستان– در بحبوحه آشفتگی سیاسی در بریتانیا، نخست‌وزیر...

شیوع هانتاویروس در کشتی هوندیوس؛ کانادا مورد جدید را تأیید کرد

شفقنا افغانستان – بانی هنری، مسئول بهداشت بریتیش کلمبیا،...

سازمان جهانی بهداشت: شیوع ابولا در آفریقا وضعیت اضطراری بین‌المللی دارد

شفقنا افغانستان – سازمان بهداشت جهانی (WHO) به دلیل...

میراث حکمت امام جواد(ع)؛ گنجینه‌ای از توصیه‌های اخلاقی که هنوز راهگشاست

شفقنا افغانستان– چنان ‌که ‌لقب ‌جواد حاکی ‌از آن‌...

نخست‌وزیر ایتالیا: تنگه هرمز باید بدون محدودیت بازگشایی شود

شفقنا افغانستان - نخست وزیر ایتالیا خواستار بازگشایی تنگه...

ناگفته‌های شنیدنی یک عکاس مهاجر در گفت و گو با شفقنا

شفقناافغانستان-۱۹ آگوست در بسیاری از کشورهای دنیا به‌عنوان روز جهانی عکاسی شناخته می‌شود و زمان مناسبی است برای بزرگداشت کسانی که در این عرصه با دیدی متفاوت، هنرمندانه پیام‌های انسانی را منتقل می‌کنند.

در جامعه افغانستان و به خصوص جامعه مهاجرین مقیم ایران عکاسانی هستند که با تلاش‌های زیادی توانسته‌اند پله‌های ترقی را در حوزه‌های تخصصی خود و به ویژه هنر عکاسی طی کنند . بهمین مناسبت خبرنگار شفقنا افغانستان با یکی از عکاسان مهاجر گفت‌وگویی انجام داده که در ادامه می‌خوانید:

زهرا ابراهیمی یکی از مهاجرین افغانستانی مقیم ایران است، که در عرصه هنر عکاسی با تلاش فراوان و تحمل مشکلات مهاجرت در کشور ایران به موفقیت‌هایی دست یافته و همچنان در حال پیشرفت می‌باشد. وی عکاس افغانستانی است که در ایران متولد شده و از 17سالگی دوره‌های عکاسی را در کلاس‌های اساتید بنام و معروف گذرانده در حال حاضر در حال تدریس عکاسی به مهاجرین افغانستانی است و در این زمینه افتخارات بسیاری کسب کرده است.

وی دارای مدرک عکاسی دیجیتال، نورپردازی و عکاسی حرفه‌ای می‌باشد و در جشنواره‌های متعددی حائز مقام و رتبه شده است و مقام عکاس برگزیده جشنواره ملل خوارزمی را در کارنامه دارد، همچنین در نمایشگاه عکس انفرادی در چهارمین همایش نخبگان مهاجر و نمایشگاه عکس گروهی عکاسان برتر افغانستان در تهران و سوئد و چندین نمایشگاه دیگر حضور داشته و از دیگر فعالیت‌های وی می‌توان به لیدری فتوواک ۲۰۱۹ تهران، مدرس عکاسی در مؤسسه امداد بین ملل جهان و مدرسه سفیران مهر آسمان و مؤسسه سراج البرز و مؤسسه پیشرو و انجمن دانشجویان دانشگاه خوارزمی وعکاس خبری سفارت جمهوری اسلامی افغانستان اشاره کرد.

ابراهیمی در گفتگو با شفقنا گفت: عکاسی از دید من مانند هنرهای دیگر، راهی است برای اینکه دنیا را بهتر ببینیم و حتی دنیا را به جایی بهتری برای زندگی کردن تبدیل بکنیم.
آرتیست‌ها می‌توانند برای فعالیت‌هایی که می‌کنند دلایل مختلفی داشته باشند ولی من همیشه سعی کردم هر کاری که انجام می‌دهم، چه هنری باشد چه هنری نباشد، نگاه جدیدی به دنیا و موضوعاتی که همیشه در پیرامونمان وجود دارد داشته باشم و سعی می‌کنم که آنها را با نگاه جدید به مردم عرضه بکنم و بوسیله‌ی آنها بتوانم حتی اگر هم شده تغییر خیلی خیلی کوچکی در دنیای اطراف خودم بوجود بیاورم و این دنیا را جای بهتری برای زندگی‌کردن تبدیل کنم.
سبکی که از همان ابتدا به آن علاقه‌مند بودم و در آن فعالیت کردم، سبک مستند اجتماعی بود بواسطه‌ی یک‌سری دلایل این سبک بیشتر از همه‌ی سبک‌ها به روحیات و خصوصیات من نزدیک است، همانطور که می‌دانید هنرمندان و بخصوص عکاسها با توجه به جهان‌بینی و روحیات شخصیتی و ضمیر ناخودآگاهی که دارند به سمت سبک و ژانری جذب می‌شوند که بتواند بیشتر حرف‌هایشان را بیان کند و احساسات و تفکرات‌شان را در آثار هنری‌ بتواند بیان بکنند. سبک و ژانری که خیلی می‌توانست احساسات و افکار و جهان‌بینی من را به خوبی و وضوح نشان بدهد، سبک مستند اجتماعی بود یکی از دلایلش ارتباط بی‌وقفه با هموطنان افغانستانی بود، شما وقتی که وارد سبک مستند اجتماعی می‌شوید با آدم‌های زیادی در ارتباط هستید و مردم را در سطح‌های مختلف می‌بینید و با غم‌ها و شادی‌ها و مشکلات و خیلی مسائل روبرو می‌شوید و این برای من خیلی جذاب بود.

تأثیر مهاجرت بر عکاسی
خانم ابراهیمی در ادامه سخنانش گفت: مهاجرت مقوله‌ی سخت و پیچیده‌ای است و ابعاد مختلفی دارد. زمانی که بعنوان یک عکاس مهاجر شروع به فعالیت می‌کنید، خب قاعدتاً با سختی‌های بیشتری روبرو هستید، چون از آن مهاجر بودن تبدیل می‌شوید به مهاجری که تلاش می‌کند برای آرزوهایش بجنگد و برای رسیدن به آنها قدمی بردارد.
وقتی در قالب یک مهاجر به دنیا می‌آییم، ناخودآگاه تمام فعالیت‌هایی که در زندگی انجام می‌دهیم تا حدودی تحت تأثیر آن مهاجرت قرار می‌گیرد؛ حالا این مهاجرت خواسته باشد یا ناخواسته. وقتی وارد هنر عکاسی شدم ناخواسته تا حدود زیادی فعالیتم تحت‌شعاع این مهاجرت قرار گرفت و این کاملاً یک امر ناخودآگاهی است و ما بعنوان یک مهاجر به دنیا آمدیم و تمام مفاهیمی که در زندگی‌مان قرار می‌گیرد تا حدودی تحت تأثیر سایه‌ی مهاجرت متوجهش می‌شویم و آنها را می‌پذیریم. وقتی من خودم را بعنوان یک هنرمند شناختم، مهاجر بودن و مهاجرت در فعالیت‌هایم تأثیر گذاشت و من رو به سمتی سوق داد تا در کارها و عکسهایم درباره مهاجرین، دغدغه‌ها، مشکلات و اتفاقات مختلف صحبت کنم.
اولین سختی عکاس مهاجر بودن این است که شما تلاش می‌کنید به جامعه، بازار کار و هنری که شما را خیلی باور ندارد، خودتان را ثابت کنید و نشان بدهید که شما هم می‌توانید و توانایی انجام این کار را دارید و سختی‌های دیگری مانند مجوزها و محدودیت‌های قانونی در یک‌سری از فعالیت‌های عکاسی در عالم مهاجرت هم وجود دارد.

پزشکی علاقه داشتم ولی عکاس شدم

زهرا ابراهیمی در بخش دیگر سخنانش گفت: من در اوج نامیدی و افسردگی وارد رشته عکاسی شدم و عکاسی مانند یک راه نجات، زندگی من را تغییر داد. در سالهایی که عکاسی کردم هر چیزی که به دست آوردم و دارم، هر شخصیتی که الان دارم و هستم را مدیون عکاسی هستم.
زمانی که داشتم برای کنکور پزشکی می‌خواندم، با اخبار و شرایطی روبرو شدم مبنی بر اینکه اگر بتوانم با رتبه‌ی خوبی در رشته‌ی پزشکی یا یکی از زیر شاخه‌های پزشکی قبول بشوم و حتی اگر دانشگاه دولتی هم قبولی بگیرم، باید هزینه‌های سرسام‌آوری که به دلار محاسبه می‌شود را بپردازم. این اخبار منفی در روند درس خواندنم تأثیر بسزایی داشت و باعث میشد که نسبت به ادامه تحصیل دلسرد بشوم، با تمام امواج منفی و مشکلات تحصیلی در پیش رو، در رشته‌ی پرستاری دانشگاه آزاد قبول شدم ولی بخاطر هزینه‌های بسیار بسیار بالای دانشگاه، همان نیمه‌های ترم اول انصراف دادم.
اتفاقی با خانواده‌ای هنرمند آشنا شدم که باعث شد که زندگی من تغییر بکند و به عکاسی علاقه‌مند شدم وبعنوان شغل اصلی آن را ادامه دادم. در حال حاضر دانشجوی کارشناسی حسابداری در دانشگاه آزاد هم هستم و اما بیشتر فعالیتم در زمینه ی عکاسی است.

نگاه جنسیتی، محدودیت‌ها در عکاسی زنان

 

این عکاس جوان گفت: حقیقتاً‌ در جامعه‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم، جنسیت تا حد زیادی تأثیرگذار هست، در کاری که انجام می‌دهیم و در رشته‌ی عکاسی می‌شود گفت جنسیت تا حدودی باعث یک‌سری محدودیت‌هایی برای ما خانم‌ها می‌شود. ترکیب یک خانوم عکاس افغانستانی می‌شود گفت یک ترکیب سختی برای فعالیت‌کردن هست. اما خب خدا را شاکرم هم جامعه تغییر کرده و فرهنگ بهتر شده دیدگاه مردم تغییر کرده و از طرفی قطعاً جنگندگی و تلاش و توانایی خانوم‌ها در فعالیت‌شان تأثیرگذار است و باعث می‌شود که آنها به اهدافشان برسند. جنسیت تأثیرگذار بوده و برای من تا جایی اتفاق افتاده و یادم هست تأثیرات منفی گذاشته ولی خب من تلاش خودم را کرده بودم که در مقابل آنها بایستم و نگذارم که من را ناامید بکند و یا من را از هدفم دور شوم.
مهمترین مطلبی که در عکاسی دنبال آن هستم این است که دغدغه‌ها و دردها و فکرهایی که دارم را به تصویر در بیاورم. یک زمانی حس می‌کردم عکاسی مستند چیزی است که باعث می‌شود من دغدغه‌هایم را به تصویر بکشم و الان فکر می‌کنم باید این مسیر را تغییر بدهم و بروم به سمت عکاسی فاین آرت یا استیج تا بتوانم مسائلی و دغدغه‌های بیشتری را به تصویر در بیاورم تا بتوانم تأثیری در دنیای اطرافم بگذارم.
چندین پروژه درباره زندگی، معضلات و مشکلات مهاجرین افغانستانی در ایران کار کردم و در این پروژه‌ها به مطالب جالبی برمی‌خوردم؛ یکی از خوبیها و زیبایی‌های عکاسی مستند همین هست که شما وقتی وارد عکاسی مستند می‌شوید باید با سوژه‌تان ارتباط خیلی قوی برقرار بکنید و آنها بتوانند به شما اعتماد بکنند و بتوانند برای شما داستان‌های زندگی‌شان را تعریف کنند، این قصه تعریف کردن و ارتباط کلامی خیلی می‌تواند به قوی شدن عکس‌ها کمک بکند. داستانهای گاهی غم‌انگیز و گاهی شگفت‌انگیز از مهاجرین افغانستانی شنیدم و دردها و اتفاقات و مسائلی که مهاجرین افغانستانی با آن درگیر هستند را عکاسی کردم.
جالب است بدانید که بهترین عکس‌هایم را دقیقاً زمانی گرفتم که تلاشم آن نبود که در آن لحظه عکس‌ها از نظر کادری و بصری یا تکنیکال و… خیلی عالی و خوب باشند. زمانی بهترین عکسهایم را گرفتم که آن لحظه غرق در ارتباط با مخاطبم بودم و در حال لذت‌بردن از لحظه‌ی حال و جریان پیش آمده و اتفاقاتی که داشت می‌افتاد.

 

إنَّ لِكُلِّ شَيءٍ زَكاةً ، وزَكاةُ العِلمِ أن يُعَلِّمَهُ أهلَهُ 
هرچيزى زكاتى دارد و زكات دانش، آموختن آن است به اهلش

 

 

خانم ابراهیمی یادآور شد: من در کنار کارها و پروژه‌هایی که در عکاسی انجام می‌دادم تصمیم گرفتم که بیایم چیزهایی که در طول این سالها یاد گرفتم و تجربه‌هایی که آموخته‌ام هر چند اندک در احتیار نسل مهاجر خودمان هم قرار بدهم و شروع کردم به آموزش دادن و اولین آموزشم هم با بنیاد بین المللی امداد جهان بود که بصورت رایگان به هنرجویان افغانستانی کلاس عکاسی برگزار کردم.


در چندین سال گذشته که مشغول آموزش عکاسی بودم تعداد خیلی زیادی شاگرد داشتم، هدفی که از آموزش داشتم، این بود که بتوانم اطلاعاتی را که خودم در فراگیری عکاسی برای بدست آوردنشان سختی کشیدم و هزینه‌های گزافی پرداخت کردم را بتوانم خیلی راحت‌تر در اختیار هموطنان خودم قرار بدهم؛ شاید خیلی از آنها از نظر اقتصادی نتوانند تمام کلاسهای عکاسی را شرکت کنند تلاشم این بوده که مطالبی را که یاد گرفتم را بتوانم به بقیه انتقال بدهم و در این چند سال آموزش بی‌نهایت تجربه کسب کردم خیلی مطالب از آنها یاد گرفتم. این تنها من نبودم سرکلاس صحبت می‌کردم و یاد می‌دادم این بچه‌ها بودند که خیلی درسها به من آموختند، درس‌های زندگی واخلاق.

 

درد مهاجرت دردی مشترک

 

این عکاس موفق کشورمان گفت: نکته‌ای که همیشه در کلاس‌ها دارم؛ ترجیح من این است که دوره‌های آموزشی عکاسی من پروژه محور باشند؛ یعنی هنرجویان در طول دوره حتماً یک پروژه‌ای برای خودشان تعریف کنند و آن پروژه را عکاسی کنند، صرفاً تکنیک‌های عکاسی را یاد نگیرند، با مفاهیم و کانسپت‌های عکاسی هم درگیر بشوند و بتوانند درباره‌ی آنها عکاسی کنند و جالب است که بدانید اولین موضوعی که هنرجویان عکاسی دوست دارند درباره‌اش صحبت و عکاسی بکنند و برایشان دغدغه است و گاهی اوقات باعث می‌شود که بغض و گریه بکنند، مسأله‌ی مهاجرت است.
مسأله‌ی مهاجرت را همه‌ی ما می‌بینیم، در نسل‌های مختلف واقعاً وجود دارد، چه بچه‌های دهه هفتادی، دهه هشتادی و حتی شاگرد دهه شصتی هم داشتم. همه با این مسأله درگیر و دست به گریبان بودند و هستند. دوست داشتند که بیشتر درباره‌ی مهاجرت صحبت کنند، و استیتمنت (Statement) یا بیانیه‌ی هنری مجموعه عکس‌هایشان را با بغض می‌خواندند و یا زمانی که شروع به عکاسی می‌کردند با سختی‌های عکاسی مواجه می‌شوند و یا خاطرات زندگی‌شان در عالم مهاجرت بازگو می‌شد و حس‌های مختلفی را تجربه می‌کردند.
یکی از زیباترین و در عین حال غم انگیزترین لحظات در زمینه‌ی آموزش عکاسی موقعی است که هنرجوها درگیر چالشی می‌شوند و تلاش می‌کنند که دغدغه‌هایشان را بصورت عکس به تصویر بکشند و در طول این مسیر حس‌های مختلفی را تجربه می‌کنند وبا چالش‌های مختلفی روبرو می‌شوند، جالب است که بدانید 90 درصد هنرجویان افغانستانی دغدغه‌‌ای که دارند و در همه مشترک هست، مسأله‌ی مهاجرت و دوگانگی شخصیتی و هویتی است که در ایران متولد شدند و از کشور خودشان دور بودند و خاطره‌ای از کشورشان ندارند و همیشه بعنوان یک مهاجر یک سری مشکلات همراه خود دارند.
نکته‌ی قابل توجه دیگر این است که نسل مهاجر افغانستانی در ایران بی‌نهایت استعداد دارند، من در هر دوره وقتی مجموعه عکس‌ها را می‌بینم و استیتمنت‌ها را می‌خوانم واقعاً شگفت‌زده می‌شوم و از این همه استعداد و توانایی لذت می‌برم.

وضعیت هنر عکاسی در بین مهاجرین

خانم ابراهیمی با بیان اینکه عکاسی هنوز در میان جامعه ما امری جدید است، گفت: در ابتدا واکنش مردم افغانستان تعجب بود. واکنش‌ها زیاد جالب نبود، مخصوصاٌ زمانی که من شروع به عکاسی کردم، آن زمان به سمت هنر رفتن، بین مهاجران خیلی جا نیافته بود، اما در حال حاضر هم در جامعه‌ی ایران و هم در جامعه‌ی افغانستان این موضوع جا افتاده و همه پذیرفته‌اند و هنر را بعنوان یک رشته و حتی یک شغل قبول دارند.
در طی دو سه سال اخیر وضعیت عکاسی برای مهاجران در ایران بهتر شده و این رشته از طرف مهاجرین بها پیدا کرده و در حال عکاسی هستند. این اتفاق بسیار خوبی است که هنرمندان عکاس افغانستانی در عالم مهاجرت با تمام سختی‌هایی که رشته‌ی عکاسی در داخل ایران دارد، به خوبی در حال فعالیت هستند و در حال پیشرفت هستند و عکاسی جدی گرفته شده و ما عکاس‌های خیلی خوبی در عالم مهاجرت داریم چه در ایران چه در سایر کشورها.
اما نکاتی را باید عکاسان مهاجر به آن توجه کنند، اول اینکه که ما عکاسان مهاجر کار منسجم نداریم. زمانی ما می‌توانیم بگوییم که در عکاسی کاری انجام داده‌ایم که روی یک موضوع زمان زیادی صرف کنیم، تحقیق و مطالعه کنیم و عکس های زیادی در آن مورد گرفته باشیم و بتوانیم بوسیله‌ی آن عکس‌ها تأثیرگذاری بیشتری داشته باشیم.
نکته‌ی بعدی عدم اتحاد بین عکاسان مهاجر است. ما عکاسان باتجربه‌ی زیادی در شهرهای تهران، قم، مشهد داریم ولی متأسفانه ارتباط زیادی بین عکاسها نیست، چه در تهران، چه در شهرهای دیگر، البته عکاسهای مهاجر در مشهد یک مقداری بیشتر با هم در ارتباط هستند. ولی ارتباط بین عکاس‌ها در عالم مهاجرت خیلی کم هست، جلسات نقد و بررسی و امثال این برنامه‌ها جاش در بین عکاسن مهاجر افغانستانی خیلی خالیه.
اگر بشود یک فضا و بستری ایجاد بشود و عکس‌ها و پروژه‌هایشان را با هم به اشتراک بگذارند و راجب آنها صحبت بکنند، اینطوری هم به پیشرفت خودشان و هم به پیشرفت دیگران کمک می‌شود و هم انگیزه‌ای می‌شود برای کسانی که تازه عکاسی را شروع کرده‌اند.

 

نقش عکاسی در عالم مهاجرت


وی بیان داشت: عکاسی همیشه می تواند در روایت‌کردن داستان‌ها و روایت‌های مختلف بسیار تأثیرگذار باشد. در طول تاریخ می بینید خیلی از عکاس‌ها در مورد موضوعات مختلفی عکاسی کردند و توانسته‌اند بوسیله‌ی عکس‌ها و به نمایش‌گذاشتن عکس‌هایشان تأثیر زیادی در جامعه و حتی اصلاح فرهنگ‌ها داشته باشند.
درباره‌ی مهاجرت هم این اتفاق صدق می‌کند، عکاسان مهاجر می‌توانند در مورد سختی‌ها و مشکلاتی که در عالم مهاجرت و کشوری که در آن زندگی می‌کنند را بوسیله‌ی عکس‌هایشان به نمایش بگذارند. این به نمایش گذاشتن و نشان‌دادن مشکلات مهاجرت از زوایای مختلف علی الخصوص از دیدگاه یک مهاجر می‌تواند نگاه تازه‌ای به آدم‌های آن جامعه بدهد و می‌توانند درک بکنند که چقدر مهاجرت سخت است و چه اتفاقات و محدودیت‌هایی برای مهاجران افغانستانی وجود دارد، همین عکس‌ها می‌توانند روایتگر داستانهای خیلی زیادی باشد و از طرفی به جز سختی‌ها، می‌توانند بیانگر داستانهای خیلی خوبی درباره‌ی مهاجران باشد؛ اینکه مهاجران در اوج سختی‌هایی که داشتند توانستند قعالیت‌های خوبی انجام بدهند و خودشان را ثابت کنند و فعالیت‌های بسزایی انجام بدهند، در این جامعه‌ی مهاجرت از تأثیرگذاری عکاسی نمی‌شود چشم‌پوشی کرد.
عکاسان مهاجر می‌توانند از زوایای مختلفی به زندگی مهاجران بپردازند و داستان بگویند، قطعاً شما زمانی که بعنوان یک مهاجر هر فعالیتی را شروع می‌کنید این مهاجر بودن ناخودآگاه روی کارتان تأثیر دارد. بخصوص وقتی شما هنرمند باشید. قطعاً روی کارهای هنری این مهاجرت بصورت ناخودآگاه تأثیر می‌گذارد و باعث می‌شود که شما در کارهای هنری‌تان بخواهید در مورد این مهاجرت صحبت کنید. حالا چه خوب هست که ما بتوانیم از زوایای مختلفی در مورد نقاط مثبت منفی و اتفاقات خوب و بد مهاجرت توأمان با هم صحبت کنیم در کارهای هنر مان تا بتوانیم مهاجرت را از زوایای مختلف به جامعه نشان بدهیم حتی می شود گفت باعث اصلاحات فرهنگی می‌تواند بشود.

معضل بزرگی که بین مهاجرین افغانستانی وجود دارد، دوگانگی شخصیتی و هویت و عدم اعتماد بنفس است.
خانم ابراهیمی تصریح کرد: در چندسال اخیر هنرمندان و هنرجویان مهاجر افغانستانی در زمینه‌های عکاسی، هنر، تئاتر و… خیلی قوی در حال فعالیت هستند و خودشان به خودشان کمک می‌کنند و همدیگر را هدایت می‌کنند و باعث پیشرفت همدیگر می‌شوند و به جاهای خوبی رسیدند و همه اینها اتفاقات خوب و مثبتی است اما روی صحبت من با یک قشر از جامعه‌ی مهاجرین است که از نظر اقتصادی و فرهنگی ضعیف هستند، خیلی از بچه‌هایی که در این قشر زندگی می‌کنند هنوز اعتماد به نفس و خودباوری ندارند و فکر می‌کنند افغانستانی بودن مانع رسیدن به خیلی از آرزوها و دستاوردهایشان هست و مانع رسیدن به خیلی از خواسته‌هایشان است همینطور دچار دوگانگی هویت خیلی خیلی شدید هستند و بین کشوری که در آن زندگی مِکنند و همه چیزه آن را می‌دانند و با آدمهای آن کشور دارند نفس می‌کشند و کشوری که هرگز ندیدنش کاملاً معلق هستند . جالب در یکی از پروژه های عکاسیم با یک پسر بچه ی 12 ساله برخوردم که وقتی باهاش صحبت کردم ازش پرسیدم چرا این موقع روز داری کار میکنی چرا درس و مشقت را انجام نمی‌دهی، برگشت بهم گفت دیگه درس و مشق ندارم تا پنجم ابتدایی درس خوندم و دیگه نمیخوام ادامه بدم پرسیدم چرا؟ گفت پدرم گفته که ما افغانیها به هیچ جایی نمی‌رسیم پس باید کار کنیم من هم دارم کار می‌کنم که یک روزی پولدار بشم و این جمله برای من تکان دهنده‌ای بود که پسر بچه‌ی افغان از چنین سنی دست از آرزوهایش کشیده.

عوامل طرد شدن مهاجرین از هنر

این عکاس با استعداد کشورمان گفت: یکی از اولین سؤالاتی که باهاش مواجه شدم و خیلی برام جالب بود تعداد کم محصلین افغانستانی در شاخه‌های هنری بود، وقتی وارد رشته‌ی عکاسی شدم، تعداد مهاجرین افغانستانی که در این رشته فعالیت می‌کردند، خیلی کم بود و بعدها به این نتیجه رسیدم که دلایل مختلفی دارد که مهاجرین افغاستانی کمتر سراغ هنر می‌آمدند یکی از آن دلایل: عدم موافقت خانواده‌ها به حضور فرزندانشان در رشته‌های هنری، فرهنگ‌سازی‌های اشتباهی بود که بوجود آمده بود. همچنین گران بودن دوربین عکاسی و تجهیزات باعث میشد که مهاجرین افغانستانی علی رغم استعدادهای زیادی که داشتند، تحصیل و فعالیت در رشته‌ی عکاسی را ببوسند و بگذارند کنار.
اما دلیل بسیار مهمی که در عالم مهاجرت تا چند سال گذشته بسیار تأثیر داشت تا مهاجرین افغانستانی از هنر دور بمانند این بود که تحصیل اتباع افغانستانی در هنرستان‌های ایران ممنوع بود و افغانستانی‌ها فقط می‌توانستند در شاخه‌های نظری تحصیل بکنند و بنابراین تفکراتی برایشان به وجود آمده بود که هنر برای افغانی ممنوع است و از طرفی دیگر بچه‌های مهاجر افغانستانی ما بسیار سخت‌کوش هستند و با دیدن چنین برخوردهایی، روی پای خودشان می‌ایستادند و مستقل می‌شدند و به سر کار می‌رفتند و از ادامه‌ی تحصیل باز می‌ماندند.
بنابراین کارکردن و رسیدن به منابع اقتصادی و کسب درآمد، خیلی برایشان واجب‌تر و مهمتر از رسیدن به خواسته‌ها و آرزوهایشان بود، این نکته مسأله‌ای است که در حال حاضر هم با آن روبرو هستیم. خیلی وقتها می‌بینم که بچه‌های افغانستانی علی‌رغم استعدادهای خیلی زیادی که در خیلی از زمینه‌ها دارند، مجبور هستند که آن استعداد را زیر خاک مشکلاتشان گور کنند و بخاطر شرایط اقتصادی خودشان و تأمین هزینه‌های مالی خانواده‌هایشان مشغول کار و فعالیت‌های اقتصادی بشوند.
بخاطر گران‌بودن هزینه‌های کلاس‌های عکاسی، دوربین و تجهیزات عکاسی، از بدو ورودم به هنر عکاسی با خودم عهد کردم که آموزش دانسته‌های خودم از عکاسی به مهاجرین افغانستانی یکی از اهدافم در زندگی باشد؛ اگر من مطالبی را یاد گرفتم هر چند که برای یادگرفتنش سختی‌های زیادی کشیدم ولی آن را در اختیار سایر هموطنانم قرار بدهم. مخصوصاً وقتی می‌بینم ذوق و شوق و علاقه به هنر عکاسی در وجود بچه‌های افغانستانی زیاد است بیشتر انرژی می‌گیرم و از دیدن این همه استعداد لذت می‌برم.

خانم ابراهیمی در پایان پیامی که به خانم‌های عکاس افغانستانی گفت: هیچ وقت از شروع کردن نترسید، از موانع نترسید. سخت‌ترین قدم، قدم اول است. زمانی که قدم اول را محکم و استوار بردارید و با شروع تلاش قطعاً به نتیجه خواهید رسید.
همه‌ی ما در زندگی‌هایمان مشکلات مختلفی داریم حالا هر جایی که باشیم با توجه به موقعیت جغرافیایی، خانوادگی و اجتماعی یکسری مشکلاتی داریم، مخصوصاً برای ما خانوم‌ها کمی بیشتر است، نگذارید که این مشکلات باعث شوند که از اهدافتان دور بمانید و سعی کنید که این مشکلات را حل کنید و تلاش کنید تا بتوانید فعالیت کنید و به خواسته‌ها و آرزوهایتان برسید چون زندگی کوتاهتر از آن است که نخواهیم به رویاها و آرزوهایمان برسیم و یا برای ما در رویا و آرزو بماند.

اخبار مرتبط