شفقنا افغانستان- بیست و سه سال قبل در سی ام اسد(مرداد) سال 1376 درست زمانی که پس از چند دوره مذاکرات فشرده، جبهه متحد ضد طالبان بسوی تشکیل کابینه پیش می رفت، هواپیمای حامل صدراعظم و تعدادی از اعضای کابینه در بامیان به طرز مشکوکی سقوط کرد و تعدادی از نخبگان جامعه افغانستان به شمول صدراعظم جبهه متحد و هیات بلندپایه همراهش شهید شدند.
به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان، جبهه متحد در سال 1376 شهر مزارشریف را بعنوان پایتخت و مرکز تصمیم گیری انتخاب کرده بود، شهید عبدالرحیم غفورزی، صدراعظم بهمراه تعدادی از اعضای کابینه پس از یک دوره مذاکرات فشرده با رهبران و گروهها و تنظیم های سیاسی در جبل السراج به دعوت کریم خلیلی، رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان عازم بامیان می شود، در این طیاره در کنار شهید غفورزی چهره های شاخصی مانند شهید پاکروان، شهید دانشیار، شهید عبدالعزیز مراد و همچنین هیات بلندپایه حزب وحدت اسلامی شامل متفکر شهید سیدمحمدامین سجادی، شهید عبدالحسین مقصودی و شهید یزدانشناس هاشمی حضور داشتند که همگی در جریان سقوط طیاره در بامیان شهید شدند.
غفورزی بعنوان صدراعظم وظیفه داشت برای تکمیل کابینه دولت اقداماتی انجام دهد که انتخاب وزرا و شور و مشورت با سران جبهه متحد در راستای همین امر صورت می گرفت. اجلاس جبل السراج به میزبانی احمدشاه مسعود و نشست بامیان در ادامه این سلسله نشستها قرار داشت. بر اساس فیصله هایی که انجام شده بود، قرار بود احمدشاه مسعود بعنوان وزیر دفاع، جنرال عبدالملک بعنوان وزیر خارجه و یک نفر از حزب وحدت بعنوان وزیر داخله تعیین شود و هیات دولت برای همین منظور راهی بامیان شده بود. اما متاسفانه در غروب سی اسد طیاره در میدان هوایی بامیان از باند فرود خارج شد و تمامی سرنشینانش بجز دو تن شهید شدند.
عبدالعلیم برهانی یک تن از شاهدان عینی این حادثه در این باره می نویسد: صبح حادثه با طلبههای حوزهی علمیه رهبر شهید، سر سفرهی صبحانه نشسته بودیم. هر گز از یادم نمیرود، گفتم دوستان امشب خواب دیدهام که طیارهای پشت مسجد جامع تولواره سقوط کرده است. در طول عمرم این یکی از خوابهای بود که در کمترین زمان تعبیر شد. البته طبیعی بود که در فضای آشفته و جنگی آن روزها نباید کسی به این نوع خوابهای پریشان اهمیت میداد. بعد از ظهر حادثه در صحن مسجد “تَیبُتی” با جمعی از دوستان نشسته بودیم که هواپیما از سمت سرخدر بر فضای بامیان ظاهر شد. خوابی که شب دیده بودم، دوباره در ذهنم جرقه زد. هواپیما از سمت غرب بامیان به سمت شرق مسیرش را پیمود، پس از چند لحظه دوباره از پشت شهر غلغله ظاهر شد. در این فاصله ذهن من درگیر خوابی بود که شب دیده بودم. تا دامنهی میدانهوایی که قابل دید بود، هواپیما را تعقیب کردم. گویا ذهنم از حادثهی پیشبینی نشده خبر میداد. چند لحظهی نگذشته بود که صدای از سمت میدان هوایی شنیده شد و تودهای از گرد و خاک در فضای میدان هوایی پدیدار شد. من با دو سه نفر از رفقا فاصلهی بین مسجد تیبتی تا میدان هوایی را پیاده دویدیم. از میان کشتزارها و دریاچه گذشته و از تپههای مقابل میرهاشم به سرعت بالا رفتیم. نزدیک قریهی سرآسیاب رسیدیم، لاشهی هواپیما پدیدار شد. وقتی به میدان هوایی رسیدیم، با لاشهی دو نیم هواپیما برخوردیم و انبوهی از جمعیت و موترهای که در خط میدان هوایی صف کشیدهاند. تعدادی از مسئولین و اعضای شورای مرکزی نیز حضور داشتند. هواپیما از خط خارج شده و به پایین میدان پرت شده بود. هنوز کمکم دود از لاشهی هواپیما بلند بود و بوی سوختگی فضا را آکنده ساخته بود. تکههای از پولهای سفیدک نیز در کنار لاشه هواپیما روی زمین پخش شده بود. نزدیکتر رفتیم، غم و اندوه در سیمای مسئولین و افراد حاضر آشکار بود. جنازهها پیش از رسیدن ما بیرون کشیده شده بود. زمزمهها به گوش رسید که هواپیما حامل شخصیتهای مهمی بوده است. نام سید یزدانشناس هاشمی، سید محمد سجادی و عبدالحسین مقصودی بر سر زبانها آمد. پس از چند لحظه روشن شد که تمام هیئت عالیرتبهی جبههی متحد، به ریاست عبدالرحیم غفورزی، به شمول سید یزدانشناس هاشمی، قوماندان قولاردوی حزب وحدت، سید محمد سجادی، عضو شورای عالی نظارت حزب وحدت و عبدالحسین مقصودی، سرپرست کمیتهی سیاسی حزب وحدت به شهادت رسیدهاند. شام غمانگیزی فضای بامیان را فرا گرفت. فردای آن، تمام پیکرها را در صحن مسجد تولواره دیدم. همهی آنها را کنار جوی آبی که از صحن مسجد میگذشت، در یک ردیف چیده بودند. غفورزی صورتش سالم بود، گردنبدی بر گردن داشت، عزیز مراد صورتش کوبیده شده بود. پیکر شهید سجادی کوچکتر از همه و…
آنروزها پس از شکست اولیهی طالبان در مزار شریف، حزب وحدت هم در مزار و هم در بامیان در اوج اقتدار خویش قرار داشت. وضعیت جبهههای شیخعلی و سیاهخاک نیز بهتر از هر زمان بود. جبههی متحد، با عبرت و عبور از گذشته در حال وفاق و انسجام و تشکیل یک دولت فراگیر بود. اما با سقوط این هواپیما، تشکیل دولت غفورزی نیز پیش از آغاز فرو پاشید.
شاحسین مرتضوی، مشاور ارشد رییس جمهور امروز به یادبود سالروز شهادت شهدای وفاق ملی نوشت: در میان شهدای وفاق ملی میتوان از شهید غفور زی، شهید سید یزدانشناس هاشمی، شهید سید محمد سجادی و شهید مقصودی نامبرد.
آقای غفورزی مسوولیت گرفته بود تا در نقش صدر اعظم وقت گره از مشکل را باز کرده و فصل جدیدی را در سیاست افغانستان خلق کند.
شهیدان هاشمی، سجادی و مقصودی از ستونهای اصلی فکری، سیاسی و نظامی دوران مقاومت در کابل و بامیان بودند. آنان صادقانه همراه با تعهد و باورمندی به عدالت مبارزه کردند.
رهبران سیاسی و شاخههای مختلف حزب وحدت مدیون فداکاریها و مبارزات همه شهدا خصوصا شهدای سانحه هوایی بامیان میباشند.
با تاسف امروز یادی از این شهدا حتا در حد یک اعلامیه نمیشود.
پرسش اصلی این است که چرا رهبران امروز با نسل گذشته و همرزمان، هم فکران و هم سنگران دیروز خود مقاطعه کرده و آنان را از یاد برده اند؟
