خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا افغانستان)
حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی در پاسخ به این سئوال که رسول خدا(ص) پیش از بعثت، پیرو چه آیینی بود؟، پاسخ داده اند که:
نظریات متعددی در پاسخ به این پرسش وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از:
1ـ پیامبر اسلام(ص) به هیچ شریعتی عمل نکرده و پیرو هیچ دینی نبوده است.
2ـ ایشان پیرو دین مسیحیت بوده است.
3ـ ایشان پیرو دین حضرت ابراهیم(ع) بوده است.
4ـ پیرو دین خود (اسلام) بوده است.[1]
اما نظریه نخست را نمیتوان پذیرفت، زیرا اولا حضرت پیش از بعثت به کارهای مختلفی از قبیل عبادات، معاملات و سایر کارها میپرداخته و هرگز نمیتوان پذیرفت که این اعمال تابع هیچ یک از شرایع و ادیان آسمانی نبوده است. علاوه بر این لازمۀ این قول این است که مردم عادی متدین به دینی باشند ولی پیامبر اسلام(ص) از هیچ دین وآیینی در کارهای روزمره خود پیروی نکند.
اما نظریۀ دوم نیز غیر قابل قبول است، زیرا اگر ایشان تابع دین مسیحیت بودند مسیحیان و دشمنان اسلام این مطلب را به رخ مسلمانان میکشیدند و میگفتند که پیامبر شما تا دیروز مسیحی بود و از دین ما پیروی میکرد، امروز آمده ادعای پیغمبری میکند واین سرزنش را آنقدر ادامه میدادند که به گوش ما نیز میرسید کما اینکه یهود به مسلمانان و پیامبر(ص) اعتراض میکرند و میگفتند: اگر تو پیغمبری پس چرا به قبلۀ ما (بیت المقدس) نماز میخوانی و آنقدر این سخن را تکرار کردند که موجب ناراحتی حضرت شدند، آنگاه به دستور الهی قبلۀ مسلمانان از بیت المقدس به سمت کعبه تغییر کرد.[2]
نبودن چنین اعتراض و سرزنشی از سوی مسیحیان میتواند شاهد خوبی بر عدم تابعیت پیامبر اسلام(ص) از دین مسیحیت باشد.
و ثانیاً: فرضیۀ مذکور فرع بر این است که جهانی و فرامنطقهای بودن دین مسیحیت ثابت شود تا اینکه بگوییم این دین شامل تمام اقوام از جمله عرب و سرزمین مکه واطراف آن بوده و در نتیجه پیامبر اسلام(ص) را تابع این دین بدانید، و اثبات چنین مطلبی کار آسانی نیست.[3]
و ثالثاً: عمل به شریعت مسیح(ع) در گرو آگاهی از احکام آن است و این آگاهی یا از طریق خواندن کتابهای مسیحیت (از جمله انجیل) امکان پذیر است و یا از طریق معاشرت با مسیحیان. فرض اول که با امّی بودن پیامبر و عدم قدرت بر خواندن و نوشتن ایشان باطل است. و اما فرض دوم نیز صحت ندارد چون حضرت در طول زندگی خود با مسیحیان معاشرتی نداشته و در مکه نیز احبار و راهبانی وجود نداشتند که پیامبر بطور مستمر احکام ودستورات دین مسیحیت را از آنها فرا بگیرد.
و رابعاً: تابع هر دینی ـ به حکم عقل ـ مقامش کمتر و پایینتر از مقام صاحب آن دین است، و اگر فرض شود پیامبر اسلام(ص) تابع دین مسیح(ع) بوده لازمهاش برتری عیسی(ع) بر پیامبر اسلام(ص) خواهد بود و حال اینکه این مطلب خلاف ضروریات اسلام و مسلمین است؛ زیرا ما معتقدیم که پیغمبر ما از تمامی انبیاء برتر و مقامش والاتر است.
اما نظریۀ سوم را نیز نمیتوان پذیرفت زیرا قائلین به این نظریه به برخی از آیات قرآن تمسک کردهاند که دلالت آنها بر مدعای مذکور نا تمام است. آیاتی مانند:
{ثُمَّ أوْحَیْنَا إِلَیْکَ أنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَ مَا کاَنَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ} (نحل/123)؛
«سپس به تو وحی فرستادیم که از آیین ابراهیم که خالی از هرگونه انحراف بود واز مشرکان نبود، پیروی کن».
و آیه {قُلْ إِنَّنىِ هَدَئنىِ رَبىِّ إِلىَ صرَِاطٍ مُّسْتَقِیمٍ دِینًا قِیَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَ مَا کاَنَ مِنَ الْمُشرِْکِینَ} (انعام/161)؛
«بگو پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرده، آیین پابرجا (وضامن سعادت دین ودنیا) آیین ابراهیم همان کسی که از آیینهای خرافی محیط خود روی گردانید و از مشرکان نبود».
روشن است که مراد از این آیات چیزی غیر از دیدگاه سوم است؛ زیرا اولاً: این آیات شریفه بعد از بعثت نازل شده و مربوط به دین حضرت، قبل از بعثت نیست. و ثانیاً: بر اساس معارف اسلامی در روایات و غیر آنها دین حضرت ابراهیم(ع) پس از آمدن تورات موسی(ع) ترک شده کما اینکه دین یهود پس از آمدن انجیل عیسی(ع) متروک ودین مسیحیت پس از آمدن قرآن محمد(ص) منقرض گشته است. پس حضرت نمیتوانند تابع دینی باشند که چند مرحله قبل توسط ادیان دیگر ترک شده است.[4] و ثالثاً: مفسران گفتهاند که مراد از تبعیت حضرت از دین و ملت ابراهیم(ع) حنیف این است که مشترکاتی در احکام میان این دو دین وجود دارد که منشأ ظهور آنها دین ابراهیم(ع) است و مراد از تبعیت پذیرفتن آن مشترکات در احکام است احکامی از قبیل: گرفتن شارب و گذاشتن ریش و غسل جنابت و طهارت گرفتن با آب و دیه مرد و…[5]
تفسیرهای دیگری در مورد آیات یادشده وجود دارد که مجالی برای ذکر آنها نیست.[6]
پس از ابطال سه نظریه مذکور مانعی برای پذیرفتن دیدگاه چهارم باقی نمیماند یعنی اینکه بگوییم قبل از بعثت از کاملترین دین یعنی دین اسلام پیروی میکرد اما احکام اسلام و وظایف خود را نه بصورت وحی آنچنان که از زمان بعثت به بعد دریافت میشد بلکه به صورتهای دیگر مانند الهامهای قلبی، تحدیث (سخن گفتن با فرشته) و رؤیاهای صادق دریافت میکرد.[7]
امیرالمؤمنین(ع) دراین رابطه میفرماید: «از روزی که پیامبر(ص) ازشیر گرفته شد خدا او را با بزرگترین فرشته قرین و همراه ساخت تا به وسیلۀ آن فرشته راه بزرگواریها را بپیماید و به نیکوترین اخلاق، آراسته گردد».[8]
بنابراین حضرت قبل از بعثت، مراحلی از نبوت را دارا بوده و با جهان غیب به گونهای ارتباط داشته است. همان طور که حضرت یحیی و حضرت عیسی(ع) در دوران کودکی به مقام نبوت رسیده و با جهان غیب ارتباط داشتهاند.[9] آنگاه پیامبر اسلام در سن چهل سالگی به مقام رسالت و ابلاغ پیام خدا به مردم بر انگیخته میشود.
روایات متعددی این دیدگاه را تأیید میکند: آن که حضرت میفرماید: «کنت نبیاً و آدم بین الماء و الطین[10]؛ من زمانی پیامبر بودم که آدم(ع) هنوز در میان آب وگل بود».
یهودیها به رسول خدا(ص) عرض کردند: آیا شما از اول پیغمبر نبودی؟
فرمود: بلی.
گفتند: پس چرا در گهواره سخن نگفتی و نطق نکردی همانگونه که عیسی(ع) چنان کرد؟
فرمود: خداوند متعال عیسی(ع) را بدون پدر آفرید و اگر او در گهواره سخن نمیگفت، عذری برای مریم نبود تا سرزنش دیگران را پاسخ دهد، اما من از پدر و مادر متولد شدهام.[11]
عدهای از بزرگان، نسبت به دیدگاه اخیر ادعای اجماع و اتفاق نظر شیعه را نمودهاند.[12]
[1]. برای آشنایی با دیدگاههای دیگر در این زمینه مراجعه شود به بحارالانوار(بیروت، الوفاء، 1403 ق) ج18، ص271، علامه مجلسی بحث مفصلی در این زمینه نموده است.
[2]. بقره/143 ـ 144.
[3]. برای مطالعۀ بیشتر پیرامون جهانی بودن رسالت حضرت عیسی مراجعه شود به: استاد جعفرسبحانی، مفاهیم القرآن (قم، مؤسسۀ امام صادق(ع)، چاپ 4، 1413 ق)، ج3، ص73 به بعد.
[4]. ر.ک. محمدبن یعقوب کلینی، اصول کافی(تهران، اسلامیه، چاپ 3، 1388ق) ج2، ص17.
[5]. ر.ک. آیة الله محمد مظفری، پرسشها وپاسخها، (قم، ام ابیها، چاپ اول، 1420ق) ص12.
[6]. مراجعه شود به بحارالانوار، ج8، ص278.
[7]. همان طور که در روایات آمده است مانند روایتی از امام باقر(ع) در بحارالانوار، ج18، ص266.
[8]. بحارالانوار، ج18، ص278.
[9]. مریم/ 12 و 13.
[10]. بحارالانوار، ج18، ص278.
[11]. بحارالانوار، ج18، ص200.
[12]. ر.ک. محمدحسین مظفر، کتاب علم امام(ع)، ترجمۀ محمد آصفی(تبریز، 1349) ص76 به بعد.
منبع پایگاه اطلاع رسانی معظم له
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
