شفقنا افغانستان-گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی افغانستان از طرفدارانش خواسته تا در انتخابات پیش رو شرکت کنند. این که در پس چنین فرمانی چه اهدافی نهفته است و آقای حکمتیار چه خوابی دیده که پس از ۱۳ سال به یکبارگی فیل اش هوای هندوستان کرده و هوس اشتراک در انتخابات به سرش آمده؛ تا هنوز بدرستی معلوم نیست. اما اگر به سابقه کاری آقای حکمتیار توجه کنیم باید با احتیاط با این قضیه برخورد کرد!
از لحاظ شخصیتی ایشان یک فرد مغرور، خود پسند، متعصب و تمامیت خواه است. کارنامه چهل ساله شان اگر درست بررسی شود، جز نقطه های سیاه چیزی دیگری در آن دیده نمی شود. از همان ابتدای تشکیل نهضت اسلامی، ایشان همواره بر طبل اختلاف کوبیده و در راه پیشرفت آن سنگ اندازی کرده است. در دوران اشغال افغانستان که احزاب هفت گانه جهادی در پشاور پاکستان مستقر بودند؛ چندین بار گروه های فوق تصمیم به اتحاد گرفتند؛ اما حزب ایشان که خواب رهبری بر کل افغانستان را می دید؛ همواره بدنبال کسب بیشترین امتیاز بود و چون گروهای دیگر در برابر خواسته های غیر منطقی ایشان تمکین نمی کردند؛ از ائتلاف آنان خارج شده و راه تفرقه می پیمود.
با پیروزی مجاهدین در سال ۱۳۷۱ و سقوط دولت کمونیستی کابل، می رفت که مجاهدین پیروزی را در آغوش بکشند و مزه شیرین غلبه بر بزرگترین قدرت نظامی جهان را مزمزه کنند. ولی هنوز شیرینی این پیروزی را احساس نکرده بودند که جناب شان به بهانه حضور شبه نظامیان مربوط به ژنرال دوستم که به گفته ی وی، بقایای رژیم سابق شمرده می شد، کابل را به موشک بست وهزاران نفر از زن و مرد و پیر و جوان این سرزمین را به دیار عدم فرستاد و کابل را به تلی از خاکستر تبدیل کرد. جالب آنکه بعد از چندی دوباره با همین بقایای رژیم کمونیستی یکجا شده و به جنگ دولت افغانستان که خود نخست وزیری آن را بعهده داشت، شتافت؛ که حاصل این ائتلاف قربانی کردن آقای مزاری یکی از هم پیمانان وی بود.
با این همه پس از اینکه از پیروزی در میدان جنگ کاملا ناامید شد و از طرفی طالبان هم به دروازه های کابل رسیدند؛ با دولت افغانستان یکجا شد و آن را از درون متلاشی کرد. در سال های پس از طالبان بارها ایشان تلاش کردند تا اعتماد سران طالب را به خود جلب کند تا از این نمد شاید بتواند برای خودش کلاهی درست کند. اما طالبان نیز که به ماهیت وی پی برده بودند، از پذیرش ایشان در جمع خودشان ابا ورزیده و دست رد بر سینه شان زدند.
پیام ها و موضع گیری ها و سر و صداهایی که طی این سال ها از ایشان هر از چند گاهی در رسانه ها بلند می شود؛ بیشتر از سر استیصال است و چنین پنداشته می شود که دیگر ایشان از رسیدن به پله های بالای قدرت که روزگاری خواب کنفدراسیون مشترک افغانستان – پاکستان را می دید، کاملا نا امید شده است.
اکنون این سئوال پیش می آید که جناب انجنیر صاحب به چه خیالی از طرفدارانش خواسته است تا در انتخابات شرکت کنند؟
مردم هر اقدامی که از ایشان صورت بگیرد؛ بدلیل سابقه بدی که از دوران حضور چهل ساله ی جناب شان در عرصه ی سیاسی و نظامی کشور در ذهن دارند؛ به دیده شک می نگرند. مشکل است باور کنیم ایشان بعد از این همه سال به اشتباه خود پی برده باشد و به نظام های مردم سالار باورمند شده و خواسته باشد از این طریق در روند دیموکراسی سازی مردمی سهیم شود.
ممکن است ایشان به این نتیجه رسیده باشند که با جایگزینی افراد مربوط حزبش در رده های بالای حاکمیت که در درون دولت فعلی کم هم نیستند؛ این بار دست به کودتایی درون دولتی بزند و از این طریق به رویاهای دور و درازش جامه ی عمل بپوشند.
منبع جمهور
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
