شنبه 26 ثور 1405

آخرین اخبار

نگرانی بریتانیا و سازمان ملل از بازداشت خبرنگاران در افغانستان

شفقنا افغانستان _ هم‌زمان با افزایش فشارها بر رسانه‌ها...

جوانی در کابل کشته و موترش ربوده شد

شفقنا افغانستان _ منابع در کابل می‌گویند یک جوان...

۵ میلیون قربانی سوءتغذیه در افغانستان؛ هشدار تازه برنامه جهانی غذا

شفقنا افغانستان _ برنامه جهانی غذا (WFP) هشدار داده...

کاهش بودجه‌های بشردوستانه؛ زنگ خطر برای آینده زنان در کشورهای بحران‌زده

شفقنا افغانستان _ سازمان بشردوستانه هالندی «CARE» هشدار داده...

کشته شدن ۳ نفر در پی حادثه ترافیکی در سمنگان

شفقنا افغانستان- یک حادثه رانندگی در ولایت سمنگان شمال...

اخراج اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز از کشورهای همسایه

شفقنا افغانستان- طالبان اعلام کرد روز گذشته یک‌هزار و...

نتیجه مطالعه در بریتانیا: رشد نگران‌کننده استفاده از چت‌بات‌های هوش مصنوعی برای مشاوره پزشکی

شفقنا افغانستان- پزشکان می‌گویند نظرسنجی «بسیار نگران‌کننده» خطر مراجعه...

ندا محمد ندیم: طالبان تحت فرمان هیچ کشوری نیستند

شفقنا افغانستان _ در حالی‌ که نزدیک به پنج...

اداره مبارزه با حوادث از خطر سیلاب و گرمای شدید در افغانستان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ اداره آمادگی مبارزه با حوادث افغانستان...

کشف اجساد دو دختر در کابل؛ افزایش نگرانی‌ها از ناامنی در پایتخت

شفقنا افغانستان- منابع محلی از کشف اجساد دو دختر...

قانون جدید طالبان؛ مشروعیت‌بخشی به ازدواج کودکان

شفقنا افغانستان _ وزارت عدلیه طالبان با نشر مقررات...

استخبارات طالبان در جست‌وجوی اطلاعات مخالفان؛ بازرسی تلفن مهاجران در مرز هرات

شفقنا افغانستان _ منابع محلی می‌گویند نیروهای استخبارات طالبان...

کاخ سفید: ترامپ و شی بر جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران و باز ماندن تنگه هرمز توافق کردند

شفقنا افغانستان- کاخ سفید دیدار روسای‌جمهوری آمریکا و چین...

اسلام و اخلاق شناسی کاربردی در جنگ

شفقنا افغانستان-اسلام به‌خصوص با نگاه شیعی، قوانین و آموزه‌های اخلاقی فراوانی در مورد جنگ و جهاد اسلامی دارد و همین مسائل است‌که جهاد اسلامی را از جنگ‌های دیگر و بینش‌های مکاتب دیگر در مورد جنگ، متمایز می‌سازد.
چکیده

یکی از شاخه‌های اخلاق کاربردی، اخلاق جنگ است. این پژوهش کوشیده است عمده‌ترین آموزه‌های اخلاقی اسلام درباره جنگ را با هدف ارائه و تبیین اخلاق کاربردی جنگ در اسلام در چهار محور روابط اخلاقی مسلمانان با خود و خدای خود در جنگ، روابط اخلاقی مسلمانان با یکدیگر در جنگ، روابط اخلاقی مسلمانان با دشمن در جنگ و روابط اخلاقی مسلمانان در رابطه با محیط زیست در جنگ، به‌صورت نظام‌مند، منسجم و مستدل از منابع اصیل اسلامی ارائه کند.

واژگان کلیدی: اخلاق، جنگ، جهاد، اخلاق جنگ، دفاع اسلامی، محیط زیست.

طرح مسئله

اسلام به عنوان یکی از ادیان توحیدی و کامل‌ترین آنها، در همه ابعاد فردی و اجتماعی انسان‌ها آموزه‌های اخلاقی و فقهی دارد. جنگ و جهاد از مهم‌ترین مسائلی است‌که انسان‌ها با آن مواجه بوده یا امکان روبرو شدن با آن وجود دارد. یکی از مباحث مهم اخلاق و فقه اسلامی نیز مسائل اخلاقی، فقهی و حقوقی جنگ و جهاد است.

درباره تاریخ و مقررات فقهی و حقوقی جهاد در اسلام، کتب و مقالات مختلفی نوشته شده؛ در مقاله حاضر کوشش بر این است که نظام اخلاقی اسلام در حوزه‌ آموزه‌های اخلاقی مورد بررسی قرار گیرد؛ ازاین‌رو پژوهش پیش‌رو می‌کوشد به این پرسش بپردازد که آموزه‌های اخلاقی جنگ در اسلام (اخلاق کاربردی جنگ از منظر اسلام) در متون و منابع اصلی دین و اندیشه‌های دانشمندان اسلامی چیست؟

الف) مفهوم‌شناسی واژه‌های مرتبط با اخلاق جنگ در اسلام

یک. اخلاق

اخلاق جمع خُلق می‌باشد که از مجموع کلمات لغویین و مفسرین می‌توان معنای خلق را چنین جمع‌بندی کرد: خُلق صفت و سجیه‌ای نفسانی است‌که قابل تغییر، شدت و ضعف بوده و جمع آن اخلاق به‌معنای مجموعه‌ای از صفات نفسانی می‌باشد. (راغب اصفهانی، 1412: 297؛ ابن‌منظور، 1414: 10 / 87؛ طریحی، 1375: 5 / 157؛ مصطفوی، 1360: 3 / 115) در اصطلاح علم اخلاق، بسیاری از دانشمندان اسلامی معتقدند که اخلاق، ملکه‌ای نفسانی است‌که دارنده آن بدون اینکه فکر کند یا برایش دشوار باشد، فعل اخلاقی را انجام می‌دهد. (بنگرید به: ابن‌مسکویه، 1381: 221؛ طوسی، 1364: 48؛ غزالی، بی‌تا: 3 / 53)

مشهور دانشمندان اسلامی به افعالی که به آسانی از ملکه نفسانی نشئت نگرفته باشد فعل اخلاقی نمی‌گویند و تنها افعالی را اخلاقی می‌دانند که انسان با انگیزه درونی و منشأ باطنی آن فعل را به آسانی انجام داده باشد. درحقیقت، ملکات باطنی باعث بروز چنین افعال و رفتارهایی از انسان می‌شود.

برخی از دانشمندان معاصر، افعالی را که انسان به سبب باور درونی انجام می‌دهد؛ اما انجام آن به آسانی و بدون فکر نیست؛ بلکه با زحمت و سختی همراه است و هنوز از ملکه نفسانی نشئت نگرفته، فعل اخلاقی دانسته‌اند؛ زیرا باور دارند که آن افعال برای رسیدن به مقصد (قرب الهی) تأثیرگذارند. (بنگرید به: مکارم شیرازی، 1379: 1 / 24؛ مصباح، 1386: 16) آموزه‌های اخلاقی در این مقاله، مطابق نظر اخیر مطرح می‌شوند.

تفاوت فقه با اخلاق

اگر اشکال شود که طبق این مبنا، مسائل فقه و اخلاق با یکدیگر در می‌آمیزند، پاسخ این است‌که اگرچه در برخی موارد، مباحث اخلاقی با مباحث فقهی یکی می‌شوند؛ اما جهات آنها متفاوت است؛ به این بیان که علم فقه به موضوع فعل اختیاری از بُعد حرمت، حلیت، وجوب و مانند آن می‌نگرد و علم اخلاق از منظر شایستگی و ناشایستگی به فعل اختیاری می‌نگرد؛ افزون بر اینکه علم فقه، اعمال و رفتارهای انسان‌های مکلف را از دو جهت برمی‌رسد: نخست از جهت آثار اخروی آن؛ یعنی ثواب و عقاب که با عناوینی مانند وجوب و حرمت بیان می‌گردد و دیگری از جهت آثار و وضعیت دنیوی آن، که با عناوینی مانند صحت و بطلان بیان می‌گردد.

بررسی‌ها و احکام نوع اول فقه، ماهیت اخلاقی دارند؛ بنابراین بخش مهمی از متون و منابع اخلاق اسلامی را تشکیل می‌دهد و بررسی‌ها و احکام نوع دوم فقه، از قلمرو علم اخلاق خارج است و ماهیت اخلاقی ندارد. (بنگرید به: دیلمی و آذربایجانی، 1387: 18)

دو. جهاد

جهاد در لغت از ماده جهد می‌باشد. اصل معنای این ماده کوشش با همه توانایی و تلاش کامل می‌باشد تا اینکه به نهایت امکان چیزی منتهی گردد. (راغب اصفهانی، 1412: 208؛ ابن‌منظور، 1414: 3 / 133) جِهاد (به کسر اول) مصدر باب مفاعله (سعدی، بی‌تا: 71) به‌معنای تلاش با همه توانایی است و چون از باب مفاعله است معمولاً در جایی به‌کار می‌رود که نوعی تقابل همراه با تلاش دو طرف، برای دستیابی به پیروزی و غلبه بر دیگری باشد.

در اصطلاح، جهاد را به بذل جان و مال با هدف بالا بردن و اعتلای کلمه اسلام و اقامه شعائر دینی (عاملی، 1414: 1 / 470) یا کوشش در جنگ با مشرکان یا اهل بغی، به شکل مخصوص با جان و آنچه که متوقف بر آن است (مال و ثروت) تعریف کرده‌اند. (عاملی، 1413: 3 / 7؛ طباطبایی، 1418: 8 / 8؛ نجفی، بی‌تا، 3 / 21)

سه. جنگ

جنگ در لغت یعنی نبرد، پیکار، کارزار و کشتار (دهخدا، بی‌تا: 15 / 125؛ عمید، 1364: 472) که معادل انگلیسی آن war, battle, fightمی‌باشد. (خداپرستی، 1385: 253) در اصطلاح، آن را به نبرد مسلحانه بین دولت‌ها تعریف کرده‌اند. (روسو، 1369: 9) بعضی نیز گفته‌اند که جنگ برخورد خشونت‌بار تأسیسات عمومی دولت‌های متخاصم می‌باشد. (Oxford Advanced Learner’s Dictionary, 2004: 91, 470, 1456)

از تعاریف جنگ به‌معنای نبرد مسلحانه روشن می‌شود که جنگ در اصطلاح، غیر از جهاد اسلامی است و جهاد در اسلام تعریفی غیر از این نوع تعاریف دارد؛ زیرا واژه جنگ، بار ارزشی ندارد و هر نوع درگیری و نزاع با هر هدف و انگیزه‌ای را شامل می‌شود؛ اما جهاد در اسلام «فی سبیل الله» است؛ زیرا در آیات بسیاری عبارت فی سبیل الله قید شده است، (بقره / 72 و 218؛ نساء / 76؛ انفال / 74؛ توبه / 20، 24 و 41؛ حجرات / 15؛ ممتحنه / 1) و دارای اهداف و شرایط ویژه می‌باشد؛ لذا شامل هرنوع جنگی نمی‌شود؛ ازاین‌رو جهاد قرآنی در انگلیسی به جنگ مقدس  تعبیر شده است. (خداپرستی، 1385: 257) مراد از جنگ در این پژوهش، جهاد فی سبیل الله است؛ نه مطلق جنگ و کارزار با هر هدف و انگیزه‌ای؛ چراکه اسلام چنین آموزه‌ای ندارد.

ب) ارتباط با خداوند محور اخلاق در جنگ

اسلام در مورد رابطه مسلمانان با خدای خود در جنگ آموزه‌هایی دارد از جمله: یک. مجاهد فی سبیل الله برای رسیدن به اجر اخروی، باید قصد تقرب الی‌الله بکند و هدفی جز تقرب الی الله نداشته باشد. قرآن می‌فرماید: مَنْ کَانَ یر‌ِیدُ ثَوَابَ الدُّنْیا فَعِنْدَ اللَّهِ ثَوَابُ الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ وَکَانَ اللَّهُ سَمِیعًا بَصِیرًا. (نسا / 134) کسی که بخواهد پاداش دنیا را، نزد خداست پاداش دنیا و آخرت و خداوند شنونده بیناست.

بسیاری از مفسران گفته‌اند که این آیه در مذمت کسانی است‌که در میدان‌های جهاد شرکت می‌کنند و دستور اسلام را به‌کار می‌بندند بدون اینکه هدف الهی داشته باشند؛ بلکه منظورشان به‌دست آوردن نتایج مادی آن است. (طوسی، بی‌تا: 3 / 353؛ طبرسی، 1372: 3 / 187)

چنان‌که پیامبر اسلام(ص) فرمود:ارزش اعمال بستگی به نیت‌ها دارد و بهره هر کس از عملش مطابق نیت اوست. (نوری، 1408: 1 / 90)مرحله بالاتر از قصد اجر و پاداش اخروی، انجام‌دادن کارها به قصد خشنودی و رضای خداوند متعال است و یکی از مهم‌ترین این امور، جهاد است. آیه می‌فرماید:وَمِنَ النَّاس‌ِ مَنْ یشْر‌ِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَات‌ِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَئُوفٌ بالْعِبَاد‌ِ. (بقره / 207)و از مردم است آن که می‌فروشد نفس خود را در پی جلب خشنودی خدا و خداوند مهربان به بندگان است. دلالت عبارت «یشری نفسه» بر جهاد و دفاع روشن است. (طوسی، بی‌تا: 2 / 184؛ آلوسی، 1415: 1 / 492)

دو. از دیگر آموزه‌های اخلاقی در جنگ و جهاد اسلامی، تقوا و پرهیزکاری است؛ یعنی مجاهد فی سبیل‌الله برای خداوند، خود را از گناهان حفظ کند و دستورهای الهی را انجام دهد و حتی در صحنه جنگ نیز مرتکب گناهی نشود. (بنگرید به: طوسی، 1373: 39؛ موسوی خمینی، بی‌تا: 206)

آیه می‌فرماید:فَمَن‌ِ اعْتَدَى عَلَیکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیهِ بمثْل‌ِ مَا اعْتَدَى عَلَیکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أ‌َنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ. (بقره / 194)هر کس بر شما تعدی و تجاوز کرد، به او به همان اندازه تجاوزش، مجازات و تجاوز کنید و تقوای الهی پیشه کنید و بدانید خداوند با متقین است. «اتقوا الله» در این آیه یعنی در مقابله به مثل، از خدا بترسید و مرتکب حرام الهی نشوید. (زمخشری، 1407: 1 / 237؛ طبرسی، 1377: 1 / 109)

سه. از دو آموزه اخلاقی بالا به‌دست می‌آید که نباید مجاهد در راه خدا برای تعصب قومی، ملیتی و نژادی، غضب، کینه، کبر، عجب، ریا، طمع، حرص، حب جاه و مانند آن به میدان جهاد برود؛ چراکه در این‌صورت علاوه بر اینکه عملش را فاسد کرده،   گرفتار عقاب اخروی خواهد شد. (بنگرید به: کلینی، 1365: 2 / 293، 309، 313 و 320؛ فیض کاشانی، 1417: 6 / 289 و 7 / 106؛ نراقی، بی‌تا: 1 / 347 و 402)

چهار. از دیگر آموزه‌های اسلام برای مجاهدین در راه خدا، توصیه به دعا و عبادت و راز و نیاز در میدان جنگ است تا هم ارتباط معنوی خود را با خدا بیشتر کنند هم نیرو و قوت معنوی کسب کنند و گرفتار انگیزه‌های باطل نگردند. آیه می‌فرماید: یا أ‌َیهَا الَّذ‌ِینَ آمَنُوا إ‌ِذَا لَقِیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَ اذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ. (انفال / 45) ای کسانی که ایمان‌ آورده‌اید اگر گروهی را (در جنگ) ملاقات کردید پس پایداری کنید و یاد خدا را فراوان بجا آورید شاید رستگار شوید. چنان‌که امیرالمومنین علی(ع) فرمود:در میدان جنگ که با دشمن روبرو می‌شوید کمتر سخن بگویید و بسیار یاد خدا کنید … (کلینی، 1365: 2 / 749)

پنج. یکی از این اخلاقیات، روحیه صبر و بردباری است. امام حسین(ع) در یکی از منازل میان راه کوفه با توجه دادن همراهان به سختی مسیر و استقبال از نیزه‌ها و شمشیرها و نیاز میدان عاشورا به دلیرمردانی مقاوم و شکیبا بر زخم و مرگ و شهادت، فرمود:ای مردم! هرکدام از شما که صبر و تحمل تیزی شمشیر و ضربت نیزه‌ها را دارد با ما بماند؛ و گرنه برگردد. (قندوزی، 1384: 406)

ج) روابط اخلاقی مسلمانان با یکدیگر در جنگ

یک. یکی از آموزه‌های اخلاقی اسلام در جنگ، تبیین اهداف نبرد برای نیروهای خودی است تا نیروها نیت و انگیزه خود را اصلاح کنند و دچار بد اخلاقی‌های نظامی نگردند؛ چنان‌که سیره پیامبر اکرم(ص) (واقدی، 1409: 1 / 58، 221، 223 و 2 / 757) و امیرالمؤمنین علی(ع) (ابن ابی‌الحدید، 1404: 6 / 228) چنین بود. دو. از دیگر آموزه‌های اخلاقی دراین‌باره، اتحاد و عدم ایجاد اختلاف و تفرقه بین صفوف است. آیه می‌فرماید: وَاعْتَصِمُوا بحَبْل‌ِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا. (آل‌عمران / 103)به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرق نشوید.

مثل این آیات (آل‌عمران / 105) و روایاتی که بر اتحاد و وحدت دلالت می‌کنند (نهج‌البلاغه: خ 121؛ مجلسی، 1404: 58 / 150) مطلقند و شامل میدان جنگ نیز می‌شوند؛ بلکه چون در زمان جنگ، نیاز به اتحاد و عدم تفرقه بیشتر از دیگر زمان‌هاست به طریق اولی این آیات، شامل میدان جهاد فی سبیل‌الله هم خواهد شد؛ چنان‌که یاران امام علی(ع) در جنگ صفین، به‌علت اختلاف و تفرقه بین خود، امام را به حکمیت مجبور کردند و جریان حکمیت، باعث پیدایش خوارج شد. (بنگرید به: طبری، 1375: 6 / 2563؛ ابن‌طباطبا، 1360: 127)

سه. اصل مشاوره یکی از آموزه‌های اسلام می‌باشد که آیات (آل‌عمران / 159؛ شوری / 38) و روایات (برقی، 1371: 2 / 601؛ حر عاملی، 1409: 12 / 44) بر آن دلالت دارند. در مسئله جنگ و مسائل جهاد، مشورت فرمانده با سربازان و همچنین مشورت سربازان با فرمانده و سربازان با یکدیگر از آموزه‌های اخلاقی اسلام است. چنان‌که درباره مشاوره، جریان غزوه خندق و مشاوره پیامبر با مسلمانان و پیشنهاد سلمان فارسی معروف است. (بنگرید به: واقدی، 1409: 333)

چهار. همیاری از دیگر اموری است‌که مسلمانان باید در میدان جنگ به آن توجه داشته باشند. امام علی(ع) فرمود: در میدان جنگ … چون دیدید از برادران شما کسی زخمی شده یا وامانده یا دشمن در او طمع بسته است با از خود گذشتگی به او نیرو بخشید. (مجلسی، 1404: 10/ 95)

همچنین اطلاق روایاتی که مؤمنان را به یاری مؤمنان دیگر تشویق می‌کند میدان جنگ را نیز شامل می‌شود؛ بلکه چون مؤمن در میدان جهاد و در مقابل دشمن نیاز بیشتری به کمک دیگران دارد، این‌گونه روایات به طریق اولی شامل زمان جنگ نیز می‌شوند. پیامبر اکرم(ص) در روایتی فرمود:یاری کردن مسلمان، بهتر و پاداشش بزرگ‌تر از روزه و اعتکاف یک ماه در مسجدالحرام است. (کلینی، 1365: 8 / 9)

پنج. بالاتر از کمک و یاری به هم‌رزمان، ایثار و از خودگذشتگی است‌که نمونه‌های بارز آن را در جریان کربلا می‌یابیم. هنگام نماز ظهر عاشورا، دشمن لحظه‌ای تیراندازی را قطع نکرد. سعید بن عبدالله حنفی مقابل امام حسین(ع) ایستاد. جسمش را هدف تیرهای دشمنان کرد و هر تیری از چپ و راست می‌آمد آن را تحمل می‌کرد تا اینکه به زمین افتاد. (مجلسی، 1404: 45 / 21) این واقعه از جهت تقریر معصوم، می‌تواند برای ما دلیل باشد. جریان آب نخوردن ابوالفضل العباس نیز به‌علت یادآوری تشنگی امام حسین(ع) و سایر اهل حرم، معروف است. (بنگرید به: همان: 41)

د) روابط اخلاقی مسلمانان با دشمن در جنگ

یک. از مجموع آیات و روایات جهاد استفاده می‌شود که یکی از آموزه‌های اسلام درباره جهاد، آغاز نکردن آن از طرف مسلمانان است. اگر چه جهاد ـ در ابتدای نظر ـ به ابتدایی و دفاعی تقسیم می‌شود، وجوب جهاد ابتدایی در فقه شیعه شرط مهمی دارد که از نظریه اهل سنت در باب جهاد متفاوت است. شرط این است‌که جهاد ابتدایی جز با حضور و اذن امام معصوم جایز نیست.

بیشتر بزرگان شیعه از جمله شیخ طوسی، محقق حلی، علامه حلی، شهید ثانی و سید علی طباطبایی صاحب ریاض و صاحب جواهر بر این رأی تأکید داشته‌اند؛ حتی بزرگانی که دایره اختیارات ولی فقیه را به‌صورت مطلق اثبات کرده‌اند جهاد ابتدایی را استثنا کرده‌اند. (بنگرید به: موسوی خمینی، بی‌تا: 1 / 482)مستند این حکم، روایات امامان شیعه است که شیخ حرعاملی آنها را در باب دوازدهم و سیزدهم از ابواب جهاد العدو در کتاب وسائل الشیعه جمع کرده است. (حر عاملی، 1409: 15 / 45)

در سیره علمای شیعه نیز تاکنون هیچ حکمی بر جهاد ابتدایی در دوره غیبت دیده نشده است؛ لذا در نظر شیعه به‌تعبیر شیخ طوسی، جنگ با دشمن جز در شرایط دفاع از اسلام و نفس (خویشتن) مشروع نیست. (طوسی، 1387: 2 / 8) البته برخی از دانشمندان معاصر ماهیت جهاد در اسلام را ماهیتی صرفاً دفاعی دانسته‌اند و در استدلال به این مسئله از قاعده حمل مطلق بر مقید استفاده می‌کنند و معتقد‌ند برخی از آیات جهاد در اسلام مطلق و برخی دیگر مقیدند و باید آیات مطلق بر آیات مقید حمل شوند. مضاف بر اینکه از امامان معصوم نیز جهاد ابتدایی مشاهده نشده و آنان نیز به صلح و عدم آغازگری جنگ توصیه کرده‌اند.

برای نمونه امیرالمؤمنین(ع) در نامه‌ای به یکی از فرماندهان خود به نام معقل بن قیس ریاحی می‌فرماید:جز با کسی که با تو بجنگد، جنگ مکن. (نهج‌البلاغه: نامه 12) ایشان به فرزندش امام حسن(ع) نیز فرمود: کسی را به پیکار دعوت مکن؛ اما اگر تو را به نبرد خواندند بپذیر؛ زیرا آغازگر جنگ، تجاوزکار و تجاوزکار شکست خورده است. (نهج‌البلاغه: ح 233)

در نامه‌ای به مالک اشتر، که از فرماندهان امام در جنگ «صفین» بود، او را به همین اصل توصیه می‌کند و می‌فرماید:  لحی که خداوند، تو و دشمنانت را بدان فراخوانده است و رضای خدا در آن است، از خود دور مکن. (مجلسی، 1404: 97 / 47) پیش از جنگ صفین نیز می‌فرماید: جنگ با آنها را شروع نکنید تا آنها شروع کننده باشند. شما بحمدالله دارای حجت و دلیل هستید و پیش‌دستی نکردن شما در جنگ، خود دلیل و حجت دیگری است. (نهج‌البلاغه: نامه 14)همچنین از امام حسین نقل شده که فرمود: من سیره و روشم این نیست که آغازگر جنگ باشم. (مجلسی، 1404: 44 / 380)

دو. از دیگر آموزه‌های اخلاقی اسلام در جنگ، منع از دشنام به دشمن است؛ چنان‌که از اطلاق آیه «وَلَا تَسُبُّوا الَّذ‌ِینَ یدْعُونَ مِنْ دُون‌ِ اللَّهِ فَیسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بغَیر‌ِ عِلْم ٍ» (انعام / 108) استفاده می‌شود.

علی(ع) وقتی دانست که برخی از یارانش دشمنان را در میدان جنگ دشنام می‌دهند فرمود: من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید … خوب بود به جای دشنام می‌گفتید: خدایا خون ما و آنها را حفظ کن، بین ما و آنها اصلاح فرما و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت کن! تا آنان‌که جاهلند حق را بشناسند و آنان که با حق می‌ستیزند پشیمان شده به حق بازگردند. (نهج‌البلاغه: خ 206) سه. نهی از استفاده کردن از سلاح‌های کشتار جمعی یکی دیگر از آموزه‌های اخلاقی جنگ است. در کتب اسلامی از ریختن سم (زهر) به سرزمین‌های مشرکان نهی شده است.

برخی از علما در کتب خود تصریح کرده‌اند که این کار جایز نیست؛ (طوسی، 1400 ب: 293؛ حلی، 1410: 2 / 7) زیرا امام صادق(ع) فرمود: پیامبر اسلام از ریختن سم در سرزمین‌های مشرکان نهی کرد. (کلینی، 1365: 5 / 28؛ طوسی، 1365: 6 / 143) همچنین روایاتی هست که در آن، از کشتن زنان، کودکان، سالخوردگان و … نهی شده است. (بنگرید به: حر عاملی، 1409: 15 / 64) دانشمندان اسلامی با توجه به این روایات تصریح کرده‌اند که ریختن سم موجب هلاک زنان و کودکان و غیر نظامیان می‌شود. چون این کار جایز نیست ریختن سم نیز جایز نخواهد بود. (عاملی، 1413: 3 / 25؛ تجلیل تبریزی، بی‌تا: 388)

با استفاده از این قاعده کلی (کشتن غیر نظامیان مانند زنان و کودکان و سالخوردگان و … جایز نیست) و الغای خصوصیت از روایت ریختن سم در سرزمین مشرکان به این نتیجه می‌رسیم که هر نوع سلاح کشتار جمعی که موجب هلاک غیر نظامیان در جنگ باشد مورد توصیه اسلام نبوده و اسلام از آن نهی کرده است و تفاوتی بین بمب‌های شیمیای، میکروبی، اتمی و مانند آن نیست و استفاده کردن از این وسایل، خلاف اخلاق جنگ در اسلام است.

چهار. از آموزه‌های اسلام در اخلاق جنگ، عدم تعرض و آسیب‌رساندن به زنان، کودکان، سالخوردگان، ناتوانان، ضعیفان و دیوانگان است.

دانشمندان اسلامی در کتب خود بر این مطلب تصریح کرده‌اند و حتی برخی تصریح داشته‌اند که در صورت شرکت زنان و کودکان در جنگ و یاری رساندن به مردان باز هم نباید آنان را مورد تعرض قرار داد. (طوسی، 1387: 2 / 13؛ حلی، 1410: 2 / 6؛ حلی، 1418: 1 / 112؛ عاملی (شهید اول)، 1410: 82؛ کرکی، 1414: 3 / 385) به‌جز در موارد اضطرار و ضرورت.

امام صادق(ع) فرمود:پیامبر نهی فرمود از کشتن زنان و کودکان در میدان جنگ؛ مگر اینکه آنها نیز بجنگند و اگر آنها نیز جنگیدند تا حد امکان کاری با آنها نداشته باش … . (کلینی، 1365: 5 / 29) همچنین پیامبر اکرم(ص) فرمود:با مشرکان بجنگید و از سالخوردگان و کودکانشان حیا کنید (با آنها کاری نداشته باشید). (طوسی، 1365: 6 / 142)

امام علی(ع) پیش از جنگ صفین فرمود: اگر به اذن خدا شکست خوردند و گریختند آن‌کس را که پشت کرده نکشید و آن را که قدرت دفاع ندارد آسیب نرسانید و مجروحان را به قتل نرسانید. زنان را با آزار دادن تحریک نکنید؛ هرچند آبروی شما را بریزند یا امیران شما را دشنام دهند. (نهج‌البلاغه: نامه 14)

پنج. از آموزه‌های اخلاقی جنگ در اسلام، نیکی، مدارا و تأمین آب و غذای اسیران جنگی است. (طوسی، 1387: 2 / 13؛ حلی، 1408: 1 / 279؛ عاملی، 1414: 1 / 487) و اگر اسرا، زن یا پسر غیر بالغ یا سالخورده باشند، کشتن آنها جایز نیست.

برخی از علما، به‌صورت مطلق، کشتن اسیر را بدون اذن امام نهی کرده‌اند. (احمدی میانجی، 1411: 234) و در روایت وارد شده که غذای اسیر برعهده اسیرگیرنده است؛ اگرچه بخواهد فردا او را به قتل برساند؛ پس سزاوار است‌که طعام اسیر داده شود، سیراب گردد، زیر سایه باشد (تا نور شدید آفتاب یا باران و مانند آن اذیتش نکند)، با نرمی با او برخورد شود، خواه کافر باشد یا غیر کافر. (طوسی، 1365: 6 / 153) و نیز پیامبر اکرم(ص) مسلمانان را به خوش‌رفتاری با اسیران سفارش می‌کردند. (ابن‌اثیر، 1409: 5 / 214؛ طبری، 1387: 2 / 460)

شش. از دیگر مسائل اخلاقی در مورد اسیر این است‌که به مقتضای احسان و نیکی، اگر اسیری مجروح یا مریض بود، مداوا گردد؛ به‌ویژه اگر مسلمان و از اهل بغی (شورشی) باشد؛ چنان‌که از خوارج چهل نفر مجروح بودند که امام علی(ع)، دستور داد آنها را به کوفه برده مداوا کنند؛ سپس به آنها فرمود: به هر شهری خواستید بروید. (احمدی میانجی، 1411: 234)

هفت. از دیگر آموزه‌ها، منع رفتارهای غیر انسانی مانند بستن آب به روی دشمن است. در جنگ صفین، یاران معاویه شریعه فرات را به تصرف خود درآوردند و آب را به روی یاران امام بستند. حضرت به سپاهیان خود دستور داد حمله کرده، آب را از تصرف آنان خارج کنند. بعد از تصرف آب، یاران امام گفتند الان نوبت ما است‌که آب را بر سپاه دشمن ببندیم؛ ولی امام فرمود: به اندازه نیاز خود آب بردارید؛ سپس آب را آزاد بگذارید.

هشت. از جمله آموزه‌های نظامی اسلام، نهی از تعرض به اجساد دشمن می‌باشد؛ بدین‌معنا که قسمتی از بدن دشمن را قطع کنند که در اصطلاح مثله گفته می‌شود. همه دانشمندان مسلمان این کار را منع کرده‌اند (طوسی، 1387: 2 / 19؛ حلی، 1408: 1 / 283؛ عاملی، 1417: 2 / 33) اگرچه دشمن دست به این کار بزند. (عاملی، 1413: 3 / 26)

پیامبر اکرم(ص) هر موقع مسلمانان را به جنگی می‌فرستاد به آنها توصیه‌هایی می‌کرد؛ ازجمله می‌فرمود: «کسی را مثله نکنید». (طوسی، 1365: 6 / 138) امیرالمؤمنین(ع) نیز در هر جنگی می‌فرمود: «عورتی را اظهار و کشته‌ای را مثله نکنید». (کلینی، 1365: 5 / 39)

در جنگ بدر یکی از اصحاب از رسول اکرم(ص) اجازه خواست دندان‌های سهیل بن عمر (خطیب مکه) را بکَند و زبانش را بیرون آورد تا سهیل قادر نباشد علیه پیامبر خطبه ایراد کند. حضرت جواب داد:  من کسی را مثله نمی‌کنم؛ زیرا در آن‌صورت خداوند مرا مثله می‌کند؛ اگرچه پیغمبر باشم. (ابن‌هشام، بی‌تا: 1 / 649؛ واقدی، 1409: 1 / 107؛ ابن‌کثیر، 1407: 3 / 310)

نه. یکی از شرایط مشروعیت جنگ در اسلام، دعوت دشمن به اسلام و اتمام حجت قبل از کارزار است؛ به‌طوری‌که جنگ بدون دعوت مشروع نیست. (طوسی، 1400، الف: 313؛ عاملی، 1417: 2 / 31) شاید یکی از حکمت‌های این آموزه این باشد که دشمن پس از اعلام جنگ از سوی مسلمانان و دعوت به اسلام، خواسته‌های آنان را برآورد و احتمال وقوع جنگ منتفی گردد. امام علی(ع) فرمود: زمانی که پیامبر مرا به یمن می‌فرستاد فرمود: یا علی! با کسی جنگ مکن؛ مگر اینکه قبل از آن، او را به اسلام دعوت کنی. (کلینی، 1365: 5 / 36؛ حر عاملی، 1409: 15 / 43)

ده. از دیگر آموزه‌ها اینکه اگر پس از شروع جنگ کسی ادعا کند که پیام اسلام را نشنیده و تقاضای مهلت و امنیت نماید تا دعوت را بشنود بر مسلمانان لازم است‌ او را پناه داده و اصول دعوت را به وی تفهیم کنند و بعد او را به پناهگاهش برگردانند. (طوسی، 1387: 2 / 14) حتی اگر دشمن به اشتباه، گمان کند امان داده شده و داخل جبهه مسلمانان شود، نباید مورد تعرض واقع گردد؛ بلکه او را به پناهگاهش سالم بر می‌گردانند.

(حلی، 1408: 1 / 285) آیه می‌فرماید: وَ إ‌ِنْ أ‌َحَدٌ مِنَ الْمُشْر‌ِکِینَ اسْتَجَارَکَ فَأ‌َجرْهُ حَتَّى یسْمَعَ کَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أ‌َبْلِغْهُ مَأ‌ْمَنَهُ ذَلِکَ بأ‌َنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یعْلَمُونَ. (توبه / 6) و اگر یکی از مشرکین به تو پناهنده شد، پناهش بده تا کلام خدا را بشنود سپس او را به جای امنش برسان زیرا که آنها گروهی هستند که نمی‌دانند.

پیامبر اکرم(ص) هنگامی که مجاهدان را به جبهه اعزام می‌کرد به آنها می‌فرمود: هرکس از مسلمانان به یکی از کفار امان داد تا کلام خدا را بشنود، امان او را محترم بشمارید؛ پس اگر اسلام را پذیرفت برادر دینی شماست و گرنه او را به محل خویش بازگردانید و از خدا یاری جویید. (طوسی، 1365: 6 / 139؛ حر عاملی، 1409: 15 / 58)

یازده. از دیگر آموزه‌ها، منع سرقت از اموال دشمن می‌باشد. همه دانشمندان اسلامی تأکید داشته‌اند که غُلول در جنگ جایز نیست. (طوسی، 1400 الف: 299؛ نجفی، بی‌تا: 21 / 81) و برای آن تفاسیر مختلفی ارائه کرده‌اند که یکی از آنها سرقت از اموال دشمن می‌باشد. (عاملی (شهید ثانی)، 1410: 3 / 388) امام صادق(ع) می‌فرماید: پیامبر هنگامی که می‌خواست مسلمانان را به جنگ بفرستد می‌فرمود: غلول نکنید … (کلینی، 1409: 5 / 27؛ طوسی، 1365: 6 / 138؛ حر عاملی، 1365: 15 / 58؛ نوری، 1408: 11 / 39)

دوازده. یکی از آموزه‌های اسلام در جنگ، تلاش برای بازگشت صلح می‌باشد؛ به‌طوری‌که حتی اگر دشمن آغازگر کارزار باشد؛ سپس تمایل به صلح نشان دهد اسلام دست رد به سینه آنها نمی‌زند و تقاضایشان را می‌پذیرد. آیه می‌فرماید: وَ إ‌ِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْم ِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إ‌ِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیم و اگر تقاضای صلح کردند بپذیر و بر خداوند توکل کن همانا خداوند شنونده داناست.

به تصریح دانشمندان، معنای سلم در این آیه، صلح، مصالحه و ترک جنگ می‌باشد. (طوسی، بی‌تا: 5 / 149؛ فیض کاشانی، 1418: 1 / 446؛ زمخشری، 1407: 2 / 233) و اگر این آیه را با ماهیت دفاعی جهاد از منظر شیعه لحاظ کنیم نتیجه می‌گیریم که اسلام همواره برای دستیابی به صلح دستورالعمل‌هایی داده است؛ به‌طوری‌که در کارزاری که دشمن، آتش آن را افروخته نیز راهکار صلح ارائه می‌کند.

سیزده. نهی از توجه به انگیزه باطنی دشمن هنگام اظهار ایمان و درخواست امان از دیگر آموزه‌ها می‌باشد و به مسلمانان سفارش شده است‌که حال ظاهری افراد را ملاک خود قرار داده تا به این بهانه، قتل و تعرضی صورت نگیرد. به تعبیر دیگر اگر دشمنی هنگام جنگ، خود را در خطر ببیند و شهادتین را بر زبان آورد، در امان خواهد بود؛ اگرچه این کار را از روی انگیزه غیر الهی کرده باشد.

آیه می‌فرماید: یا أ‌َیهَا الَّذ‌ِینَ آمَنُوا إ‌ِذَا ضَرَبْتُمْ فِی سَبیل‌ِ اللَّهِ فَتَبَینُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أ‌َلْقَى إ‌ِلَیکُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیاةِ الدُّنْیا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ کَثِیرَةٌ. (نساء / 94) ای کسانی که ایمان آورده‌اید هنگامی که در راه خدا برای جهاد سفر می‌کنید و با افرادی روبه‌رو می‌شوید، خوب بررسی کنید تا مؤمنان را از کافران بازشناسید تا مبادا مؤمنی را به تصور آنکه کافر است بکشید؛ و به کسی که به رسم مسلمانان به شما سلام می‌کند نگویید مؤمن نیستی و او را بدون تحقیق به قتل برسانید که با این کار خواهان متاع ناپایدار زندگی دنیا به‌شمار می‌آیید. بدانید که غنیمت‌های بسیاری نزد خداست.

این آیه دلالت دارد که مسلمانان باید به صرف امان‌خواهی دشمن یا اظهار شهادتین از سوی فردی، او را امان داده و به وی تعرض نکنند؛ اگرچه دشمن، از روی اجبار یا ترس از کشته شدن چنین کند. مؤید مطلب، شأن نزول‌هایی است‌که مفسران برای این آیه ذکر کرده‌اند. (بنگرید به: واحدی، 1411: 176)

چهارده. یکی دیگر از آموزه‌های اخلاقی اسلام، بخشیدن تقصیرات دشمن درصورت اظهار پشیمانی است؛ اگرچه مسلمانان را دچار مشکلات جبران‌ناپذیر کرده باشد. یکی از نمونه‌های بارز این آموزه اخلاقی، جریان حر بن یزید ریاحی است.

در منزل قصر بنی مقاتل یا شراف، راه را بر امام حسین(ع) بست و مانع حرکت امام به‌سوی کوفه شد. کاروان حسینی را همراهی کرد تا به کربلا رسیدند؛ اما صبح عاشورا پشیمان شد و توبه‌کنان کنار خیمه‌های امام آمد و اظهار ندامت کرد و امام(ع) او را بخشید و بعد از شهادت حر، به بالینش رفت و فرمود: تو همان‌گونه که مادرت نامت را حر گذاشته، حر و آزاده‌ای؛ آزاد در دنیا و آخرت. (مجلسی، 1404: 45 / 14)

1. ه‍) روابط اخلاقی مسلمانان درباره محیط زیست در جنگ

یکی از وظایف مسلمانان در موقعیت دفاعی یا جهادی حفظ و صیانت از محیط زیست (اکولوژی) است. دانشمندان اسلامی دراین‌باره به سه مورد، توجه ویژه داشته‌اند: یک. یکی از این آموزه‌ها، ممنوعیت آسیب رساندن به درختان، مزارع و مانند آن می‌باشد. در روایات اسلامی از آسیب رساندن به درختان به‌ویژه درختان میوه، مزارع و کشتزارها، قطع و آتش‌زدن آنها منع شده است. (بنگرید به: مجلسی، 1404: 19 / 179)

دانشمندان اسلامی نیز به تبعیت از روایات، این کار را تقبیح کرده‌اند؛ مگر در موارد اضطرار که چاره‌ای جز آسیب رساندن به درختان و منابع طبیعی نباشد که به قدر ضرورت اجازه داده شده است. (طوسی، 1400 الف: 299؛ ابن‌ادریس حلی، 1401: 2 / 21؛ نجفی، بی‌تا: 21 / 67)

ازجمله سفارش‌های پیامبر اکرم(ص) در هنگام جنگ با دشمنان اسلام این بود که «درختی را جز در موارد اضطرار قطع نکنید». (کلینی، 1365: 5 / 27؛ طوسی، 1365: 6 / 138؛ حر عاملی، 1409: 15 / 58) یا در جای دیگر پیامبر(ص) می‌فرماید: درخت خرمایی را آتش نزنید و آن را در آب غرق نکنید؛ درخت ثمردهی را قطع نکنید و زمین کشت شده را آتش نزنید. (همان: 59)

درخت و مزرعه به‌تنهایی خصوصیت ندارند؛ لذا با الغای خصوصیت از این‌گونه روایات می‌توان این حکم را در همه منابع و مناظر طبیعی جاری کرد و آسیب رساندنی، تخریب و آتش‌زدن جز در موارد اضطرار را کاری غیراخلاقی دانست.

دو. از دیگر آموزه‌ها، منع از تخریب بناها مانند مدارس، بیمارستان‌ها و آبادانی‌ها می‌باشد. علمای اسلامی نیز در کتب خود بر این مطلب تأکید داشته‌اند و آسیب رساندن به بناهای مردم را جز در موارد اضطراری پسندیده ندانسته‌اند و حتی برخی از دانشمندان بناهای نظامی را هم مشمول این حکم دانسته و پرهیز از تخریب آنها را جز در موارد نیاز، ناپسند ـ اگرچه جایز ـ دانسته‌اند. (طوسی، 1387: 2 / 11؛ ابن‌ادریس حلی، 1410: 2 / 7؛ حلی، بی‌تا الف: 1 / 135)

شیخ طوسی و ابن‌ادریس دراین‌باره معتقدند که جواز تخریب منازل و قلعه‌ها مشروط به ظن غالب در لزوم این اقدام نظامی می‌باشد؛ در غیر این‌صورت بهتر است این ‌کار ترک شود. (طوسی، 1387: 2 / 11؛ ابن‌ادریس حلی، 1410: 2 / 7) پیامبر(ص) در دستوری به نظامیان فرمود: «بناها را ویران نکنید». (مجلسی، 1404: 21 / 61)

جالب اینکه صاحب جواهر از برخی علما، نقل کرده است‌که صحابه هر جایی را به تصرف خود درآوردند کنیسه‌ها را ویران نکردند و عمر بن عبد العزیز به یاران خود دستور داد هیچ کنیسه و آتشکده‌ای را ویران نکنند. (نجفی، بی‌تا: 21 / 282)

سه. آموزه اخلاقی دیگر دراین‌باره منع از آسیب رساندن به حیواناتی است‌که در جنگ دخالتی ندارند و در خدمت دشمن نیستند یا به نفع دشمن تربیت نشده‌اند که جز در موارد ضرورت، اسلام از آن نهی کرده است. روایاتی موجود است‌که در آن، مثله کردن حیوانات نهی شده است؛ مانند اینکه رسول اکرم از مثله کردن نهی فرمود حتی اگر سگ دیوانه باشد. (نهج‌البلاغه: نامه 47؛ علم الهدی، بی‌تا: 166) این روایات مطلق بوده و شامل میدان جنگ و زمان زنده بودن حیوانات هم می‌شود. همچنین است فحوای روایاتی که آسیب رساندن به درختان و مزارع را نهی کرده است. (بنگرید به: مجلسی، 1404: 19 / 179).

2. نتیجه

اسلام به‌خصوص با نگاه شیعی، قوانین و آموزه‌های اخلاقی فراوانی در مورد جنگ و جهاد اسلامی دارد و همین مسائل است‌که جهاد اسلامی را از جنگ‌های دیگر و بینش‌های مکاتب دیگر در مورد جنگ، متمایز می‌سازد.

به‌تعبیر دیگر، گذشته از سیطره قوانین حقوقی اسلام بر عوامل و شرایط جنگ، قوانین و دستورهای اخلاقی بسیاری نیز وجود دارد؛ آموزه‌هایی که با قید فی سبیل‌الله آغاز می‌شود و امور مختلفی از جمله نیت اخروی داشتن، مراعات تقوای الهی، آغازگر جنگ نبودن، رفتارهای غیر انسانی نکردن را در بر می‌گیرد و با مراعات حقوق حیوانات، مزارع و درختان پایان می‌پذیرد. اگر این قوانین در جهاد اسلامی مراعات نگردد، علاوه بر اینکه آن جهاد مورد تأیید اسلام نیست، مبارزین آن گرفتار عقوبت الهی خواهند شد.

منابع و مآخذ

1. قرآن کریم.

2. نهج‌البلاغه.

3. آلوسی، سید محمود، 1415، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالکتب العلمیة.

4. ابن‌منظور، محمد بن مکرم، 1414، لسان العرب، بیروت، دار صادر، چ سوم.

5. ابن‌مسکویه، 1381، تهذیب الأخلاق و تطهیر الأعراق، تهران، اساطیر.

6. ابن‌هشام الحمیری المعافری، عبدالملک، بی‌تا، السیرة النبویة (سیره ابن‌هشام)، تحقیق مصطفی السقا و ابراهیم الأبیاری و عبدالحفیظ شلبی، بیروت، دارالمعرفة.

7. ابن‌کثیر، أبوالفداء اسماعیل بن عمر، 1407، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر.

8. ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید، 1404، شرح نهج‌البلاغة، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی.

9. ابن‌طباطبا، محمد بن علی (ابن‌الطقطقی)، 1418، الفخری فی الآداب السلطانیة و الدول الاسلامیة، تحقیق عبدالقادر محمد مایو، بیروت، دار القلم العربی.

10. احمدی میانجی، علی، 1411، الأسیر فی الإسلام، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

11. اسلامی، محمد جعفر، 1383، شأن نزول آیات، تهران، نشر نی.

12. برقی، احمد بن محمد بن خالد، 1371، المحاسن، قم، دارالکتب الاسلامیة، چ دوم.

13. تجلیل تبریزی، ابوطالب، بی‌تا، التعلیقة الاستدلالیة علی تحریرالوسیلة، بی‌جا، مؤسسة العروج.

14. حر عاملی، محمد بن حسن بن علی، 1409، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم، مؤسسه آل‌البیت (ع).

15. حلی، محمد بن منصور بن احمد (ابن‌ادریس)، 1410، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چ دوم.

16. حلی، نجم‌الدین جعفر بن حسن (محقق)، 1408، شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چ دوم.

17. حلی، حسن بن یوسف بن مطهر اسدی (علامه)، بی‌تا الف، تحریر الأحکام الشرعیة علی مذهب الإمامیة، بی‌جا.

18. بی‌تا ب، تذکرة الفقهاء، قم، مؤسسه آل‌البیت (ع).

19. خداپرستی، فرج‌الله، 1385، فرهنگ معارف، تهران، فرهنگ معاصر.

20. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، 1412، المفردات فی غریب القرآن، بیروت، دارالعلم.

21. زمخشری، محمود، 1407، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دارالکتاب العربی، چ سوم.

22. طبرسی، فضل بن حسن، 1377، تفسیر جوامع الجامع، تهران، دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم.

23. طریحی، فخرالدین، 1375، مجمع البحرین، تهران، کتابفروشی مرتضوی، چ سوم.

24. طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن (شیخ طوسی)، 1400 الف، الاقتصاد الهادی إلی طریق الرشاد، قم، مکتبة جامع چهل‌ستون.

25. 1387 ق، المبسوط فی فقه الإمامیة، تهران، المکتبة المرتضویة لإحیاء الآثار الجعفریة، چ سوم.

26. 1400 ب، النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی، بیروت، دارالکتاب العربی، چ دوم.

27. 1365، تهذیب‌الاحکام، تهران، دارالکتب الإسلامیة.

28.  بی‌تا، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی.

29. عاملی، محمد بن مکی (شهید اول)، 1417، الدروس الشرعیة فی فقه الإمامیة، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چ دوم.

30. 1410، اللمعة الدمشقیة فی فقه الإمامیة، بیروت، دار التراث الإسلامیة.

31. 1414، غایة المراد فی شرح نکت الارشاد، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.

32. عاملی، زین‌الدین بن علی بن احمد (شهید ثانی)، 1410، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، قم، کتابفروشی داوری، چ اول.

33. 1413، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة.

34. علم الهدی، سیدمرتضی، بی‌تا، تنزیه الانبیاء، قم، شریف رضی.

35. غزالی، ابوحامد، بی‌تا، إحیاء علوم الدین، بیروت، دارالکتاب العربی.

36. فیض کاشانی، ملامحسن، 1415، تفسیر الصافی، تهران، الصدر، چ دوم.

37.  1418، الأصفی فی تفسیرالقرآن، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.

38. 1417، المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چ چهارم.

39. قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، 1384 ق، ینابیع المودة، نجف، مکتبة الحیدریه.

40. کلینی، محمد بن یعقوب، 1365، الکافی، تهران، دار الکتب الإسلامیة.

41. مجلسی، محمدباقر، 1404 ق، بحارالأنوار، بیروت، مؤسسة الوفاء.

42. مصباح، مجتبی، 1386، فلسفه اخلاق، قم، مؤسسه آموزشی ـ پژوهشی امام خمینی.

43. مصطفوی، حسن، 1360، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

44. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، 1374، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة.

45. موسوی خمینی، سید روح‌الله (امام)، بی‌تا، تحریرالوسیلة، قم، مؤسسه دارالعلم.

46. نجفی، محمدحسن بن باقر، بی‌تا، جواهر الکلام فی شرح شرائع‌الإسلام، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چ هفتم.

47. نراقی، ملا مهدی، بی‌تا، جامع‌السعادات، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چ چهارم.

48. نوری، میرزاحسین، 1408، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل‌البیت (ع).

49. واحدی، علی بن احمد، 1411، اسباب نزول القرآن، بیروت، دارالکتب العلمیة.

50. الواقدی، محمد بن عمر، 1409، کتاب المغازی، بیروت، مؤسسة الأعلمی، چ دوم.

51. Oxford Advanced Learner’s Dictionary, 1383-2004, Edited by Sally Wehmeier, Marefat va zaban amoz, Tehran, ninth.

وحید واحدجوان/ دانش آموخته حوزه علمیه و کارشناس ارشد دانشگاه تهران.

ابوالفضل عابدینی/ استادیار دانشگاه تهران.

زهرا رضازاده/استادیار دانشگاه تهران.

منبع: فصلنامه پژوهشی در اخلاق شماره 7 و 8

انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com

 

اخبار مرتبط