شفقنا افغانستان-عواملی از قبیل عدم نامزدی حامد کرزای و ناکامی وی در عملی کردن وعده هایش، نزدیک بودن به احمد شاه مسعود، داشتن پدر پشتون و مادر تاجیک، محبوبیت در میان رای دهندگان، شهرت مناسب در محافل سیاسی بین المللی، رقابت با جنگ سالاران و شخصيت های غیر قابل اعتماد و مورد خشم افغان ها، داشتن پشتوانه پارلمانی و سیاسی و معرفی معاونان خود از دو اقلیت سنی مذهب تاجیک و شیعه مذهب هزاره می توانند به عبدالله عبدالله کمک کنند تا وی به رویای خود جامه عمل بپوشاند و رئیس جمهوری افغانستان شود.”
به گزارش شفقنا، دکتر “عبدالله مدنی”، استاد دانشگاه بحرینی و تحلیلگر مسائل مربوط به کشورهای آسیایی در مقاله ای تحلیلی که تحت عنوان “عبدالله عبدالله بار دیگر در کانون توجه قرار می گیرد” در شماره اخیر روزنامه اماراتی “الاتحاد” منتشر شده، با اشاره به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در ماه آوریل سال آینده میلادی و مشخص شدن 11 نامزد نهایی این انتخابات از جمله “عبدالله عبدالله”، وزير پیشین امور خارجه افغانستان که در انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 میلادی نیز بیش از 30 درصد آرا را به دست آورد و پس از “حامد کرزای”، رئیس جمهوری کنونی این کشور در جایگاه دوم قرار گرفت، با برشمردن عوامل مختلفی، امید زیاد وی برای پیروزی در انتخابات پیش رو و نشستن بر مسند قدرت در افغانستان را مورد تاکید قرار داده، جایی که در مقاله خود آورده است:
«پس از شکست در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در سال 2009 میلادی در برابر “حامد كرزای”، رئیس جمهوری کنونی این کشور، دكتر “عبدالله عبدالله”، که چشم پزشک بوده و پیشتر بین سال های 2001 و 2006 میلادی در دولت “حامد کرزای” به عنوان وزير امور خارجه افغانستان فعالیت کرده، بار دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری این کشور شده که قرار است در ماه آوریل سال 2014 میلادی برگزار شود، اما این بار وی از عوامل مختلفی بهره می برد که مهمترین آنها عبارتند از:
1- “حامد كرزای” این بار نمی تواند نامزد انتخابات ریاست جمهوری افغانستان شود، چرا که بر اساس قانون اساسی این کشور، هیچ فردی نمی تواند برای سه دوره متوالی در منصب رئیس جمهوری فعالیت کند.
2- رئیس جمهوری کنونی افغانستان طی سال های زمامداری خود نتوانست به وعده هایش به رای دهندگان جامه عمل بپوشاند، جایی که این کشور نه تنها از امنیت، ثبات و توسعه برخوردار نشد، بلکه شماری از اعضای کابینه “حامد کرزای” نیز در رابطه با فساد مالی در معرض اتهام قرار گرفتند.
3- “عبدالله عبدالله” از دوستان نزدیک و قدیمی “احمد شاه مسعود”، قهرمان ملی افغانستان و ملقب به “شیر دره پنج شیر” که از سوی نظام حاکم “طالبان” با همکاری گروه تروریستی “القاعده” در نهم ماه سپتامبر سال 2011 میلادی و به فاصله اندکی از سرنگونی “طالبان” بر اثر حمله هوایی آمریکا، ترور شد، به شمار می آید و در دوران نبرد با “طالبان” به عنوان سخنگوی جبهه تحت رهبری “احمد شاه مسعود” و پل ارتباطی آن با جهان شناخته می شد.
4- “عبدالله عبدالله” از دو نژاد تاثیرگذار در افغانستان یعنی “پشتون” و “تاجیک” می باشد که هر یک از آنها از بزرگترین نژادهای تشکیل دهنده ملت افغان به شمار می آیند، جایی که مادر وی “تاجيک” بوده و سال های زیادی در شهرهای “كابل و “قندهار” اقامت داشته، اما پدرش یعنی “غلام محی الدين خان” یک “پشتون” بوده که در شهر “قندهار” به دنیا آمده و پس از فعالیت در مشاغل دولتی زیادی در شهر “کابل”، در نهایت به دستور “محمد ظاهرشاه”، آخرین پادشاه افغانستان به عضویت مجلس سنای این کشور درآمد.
5- “عبدالله عبدالله” از محبوبیت زیادی در میان رای دهندگان افغانی برخوردار است، جایی که وی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 میلادی نیز بیش از 30 درصد آرا را به دست آورد و پس از “حامد کرزای” در جایگاه دوم قرار گرفت.
6- “عبدالله عبدالله” به عنوان یک سياستمدار فرهیخته و دارای تجربه دیپلماتیک و یک سخنران سخنور از شهرت مناسبی در محافل سیاسی بین المللی برخوردار است، جایی که وی در نخستین دوره ریاست جمهوری “حامد کرزای” مسئولیت وزارت امور خارجه افغانستان را بر عهده داشته و پیشتر از آن نیز، در پی تجاوز نیروهای ارتش اتحاد جماهیر شوروی به خاک افغانستان و اشغال این کشور، به عنوان پزشک در اردوگاه های پناهندگان افغانی در شهر “پيشاور” پاكستان فعالیت کرده و پس از آن نیز، در اوایل سال 2001 میلادی جهت سخنرانی در پارلمان اروپا و توضیح وضعیت وخیم افغانستان در سایه حکمرانی “طالبان”، به عنوان مشاور “احمد شاه مسعود”، وی را در سفر به شهر “بروکسل”، پایتخت بلژک همراهی کرد.
7- “عبدالله عبدالله” در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو در افغانستان با برخی جنگ سالاران که شهروندان افغان دیگر از آنها خسته شده و همچنین برخی شخصيت های ضعيف که به دلیل داشتن روابط مرموز با آمریکا دیگر مورد اعتماد افغان ها نمی باشند، رقابت می کند.
8- “عبدالله عبدالله” در سال 2011 میلادی “ائتلاف برای تغيير و امید” را رهبری کرد که در انتخابات مجلس نمایندگان افغانستان 90 کرسی از مجموع 249 کرسی مجلس را به دست آورد و پس از آن به ائتلاف گسترده تری تحت عنوان “ائتلاف ملی افغانستان” تغییر نام داد که این ائتلاف جدید هم اکنون از حمایت بسیاری از احزاب سياسی افغانستان و شمار زیادی از نمایندگان پارلمان به ستوه آمده از روش اداره کشور توسط “حامد كرزای”، برخوردار بوده و این در حالی است که “عبدالله عبدالله” در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو مورد حمایت مارشال “محمد قسیم فهیم”، معاون کنونی رئیس جمهوری افغانستان نیز می باشد.
9- در حالی که بر اساس قانون اساسی افغانستان، نامزدهای ریاست جمهوری می توانند دو نامزد معاون اول و دوم خود را معرفی کنند، “عبدالله عبدالله” نیز برای انتخابات ریاست جمهوری در سال 2014 میلادی دو شخصيت قبیله ای شناخته شده را به عنوان نامزدهای دو معاونت رئیس جمهوری معرفی کرد، جایی که در تلاشی برای تقسيم مناصب عالی رتبه اجرایی میان اقليت های سنی مدهب “تاجيک” و شيعه مذهب “هزاره”، مهندس “محمد خان”، فعال سیاسی سنی مذهب و معاون رئیس “حزب اسلامی اسلامی” را به عنوان معاون اول و “محمد محقق”، سیاستمدار شیعه مذهب و رهبر “حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان” را به عنوان معاون دوم خود معرفی نمود.
بنابراین احتمال دارد که تمامی عوامل ذکره شده و عوامل دیگری نیز به “عبدالله عبدالله” که در سال 1960 میلادی متولد شده، کمک کنند تا به رویای خود جامه عمل بپوشاند و رئیس جمهوری کشوری شود که در تمامی زمینه ها ناکام و بحران زده می باشد و به اعمال حاکمیت قانون و اجرای اصلاحات اساسی فوری جهت تضمین عدالت، برابری، توسعه، روشنگری، اشتغال زایی برای افراد بیکار، مبارزه با فساد و مقاومت در برابر اختلافات قبیله ای، فرقه ای و منطقه ای و همچنین رویکرد افراطی مبتنی بر اسطوره ها و افسانه ها، به شدت نیاز دارد.
در همین حال، رقبای اصلی “عبدالله عبدالله” در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در سال 2014 میلادی عبارتند از: “عبدالرب رسول سياف”، رهبر “تنظیم دعوت اسلامی افغانستان” و نماینده “کابل” در پارلمان این کشور که به عنوان یک فرد تندرو و دارای روابط با گروه “القاعده” و همچنین مربی و آموزگار “خالد شيخ محمد”، از اعضای ارشد “القاعده” و مغز متفکر و متهم اصلی حمله به برج های دوقلوی سازمان تجارت جهانی در شهر نیویورک آمریکا در ۱۱ سپتامبر سال 2001 میلادی شناخته می شود؛ “عبدالقيوم كرزای”، برادر بزرگتر “حامد کرزای” که بیشتر فعالیت اقتصادی انجام داده و هیچ گونه تجربه سیاسی را ندارد؛ “زلمی رسول”، وزير امور خارجه افغانستان که به دلیل نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری از سمت خود استعفا داد و همچنین “اشرف غنی احمدزی”، وزير پیشین دارایی افغانستان و فرد مورد حمایت رئیس جمهوری کنونی این کشور که در آمریکا اقامت دارد و در انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 میلادی نیز نامزد بود، اما با کسب کمتر از سه درصد آرا در جایگاه چهارم قرار گرفت.
این در حالی است که “محمدشفیق گل آغا شيرزی”، والی پیشین ولایت “ننگرهار” که به دلیل گستاخی اش به وی لقب “بلدوزر” را داده اند؛ “قطب الدین هلال”، رئیس پیشین کمیته سیاسی “حزب اسلامی افغانستان” به رهبری “گلبدین حکمتیار”، نخست وزیر پیشین این کشور؛ سردار “محمد نادر نعیم”، نوه “محمد ظاهرشاه”؛ “محمد داوود سلطانزوی”، عضو پیشین مجلس نمایندگان افغانستان؛ “عبدالرحیم وردک”، وزیر پیشین دفاع این کشور و پروفسور “هدایت امین ارسلا”، معاون پیشین رئیس جمهوری افغانستان نیز دیگر نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری پیش رو در این کشور هستند.
در حالی که پاكستان “عبدالله عبدالله” را به دلیل رویکرد مستقل و روابط مستحکمش با هندوستان، تهدیدی برای اهداف خود در افغانستان می داند، در سوی مقابل، هندوستان بسیار خشنود خواهد شد اگر این بار شانس به وی روی بیاورد تا بتواند بر مسند ریاست جمهوری افغانستان تکیه بزند، جایی که در صورت رسیدن “عبدالله عبدالله” به قدرت، گمان نمی رود وی “دلهی نو” را که از زمان سرنگونی نظام “طالبان”، سرمایه ها و تجربیات زیادی در اختیار افغانستان قرار داده تا بتواند بر پای خود بایستد، ناراحت و خشمگین کند.
این در حالی است که چين نیز از پیروزی “عبدالله عبدالله” در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو در افغانستان خوشحال خواهد شد، چرا که دولتمردان “پکن” از اوضاع افغانستان چه در دوره حكمرانی “مجاهدين افغان” و “طالبان” و چه در دوره زمامداری “حامد كرزای” ناراضی هستند و دلیل این عدم رضایت نیز، حمایتی است که از داخل افغانستان به جدایی طلبان مسلمان ایالت مرزی “تركستان شرقی” چین می شود.
از سوی دیگر، دولت “باراک اوباما”، رئیس جمهوری آمریکا نیز که خود را برای پایان دادن به حضور نظامی اش در خاک افغانستان در پایان سال 2014 میلادی آمده می کند و تاکنون با “حامد کرزای” بر سر قرادادی جهت باقی ماندن شمار محدودی از نیروهای آمریکایی در خاک افغانستان برای مدت محدودی به توافق نرسیده، در قبال نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری پیش رو در این کشور، موضع مبهمی در پیش گرفته که همانند تمامی مواضع پیشین دولت کنونی آمریکا در قبال مسائل مهم منطقه ای و بین المللی، همراه با تردید و سردرگمی نیز هست.
در مورد موضع “عبدالله عبدالله” در قبال گروه “طالبان” نیز باید گفت که با موضع “حامد كرزای” متفاوت است، جایی که رئیس جمهوری کنونی افغانستان تلاش کرد تا با این گروه در مورد مشارکت در قدرت مذاکره کند، اما “عبدالله عبدالله” به صورت کاملا واضحی تاکید کرده که “طالبان” تا زمانی که از تروریسم و ارتباط با گروه های تروریستی دست نکشد، ایده تشکیل امارت اسلامی را کنار نگذارد و به مورد هدف قرار دادن غیر نظامیان بی گناه با انفجارهای انتحاری پایان ندهد، جایی در قدرت ندارد.
در پایان باید گفت که در کشوری همچون افغانستان که هر روزه شاهد کشتارها، نوسانات و تحولات گسترده ای است، بعید نیست که از هم اکنون تا زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در پنجم آوریل سال 2014 میلادی، تغییرات زیادی در صحنه انتخابات روی دهد و جنگ سالاران، رهبران قبایل و سیاستمداران بزرگ نیز برای بستن قراردادها و ائتلاف های ناگهانی و یا بر هم زدن آنها با یکدیگر رقابت کنند، اما تنها چیزی که نمی شود آن را تغییر داد همان افزودن اسامی جديدی به فهرست نامزدهای این انتخابات می باشد، چرا که ششم اكتبر سال جاری میلادی آخرین مهلت ثبت نام برای انتخابات ریاست جمهوری پیش رو بوده است.»
ترجمه از “شفقنا”
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
