شفقناافغانستان-در پی وقوع حادثه تروریستی در بامیان بسیاری از مقامات و فعالان اجتماعی واکنش نشان دادند و آن را محکوم کردند. محمدظریف اسحاقزاده یکی از فعالان مدنی مهاجرین افغانستانی در قم نیز در یادداشتی چنین میگوید:
خواستم بنویسم
بسم الله الرحمن الرحیم
چنانچه بارها نوشتیم، بارها نوشتند کودکان و نوجوانان مکتب کوثر دانش، دانشجویان دانشگاه کابل و جوانان بامیان و دیگر نقاط افغانستان و به خط خون نیز نوشتند، نوشتند از رحمانیت و رحمییت که نشان اسلام است و آغازگر سوره سوره قرآن، تا بگویند اسلام خونریزی نیست، انتحار نیست، خشونت و تجاوز و تعرض نیست!
اما ننوشتم!!
ننوشتم چرا که اینک هنگامه برائت است و برائت با سخن از رحمت آغاز نمی شود
بس کنید!!
بس کنید بازی صلح و توافق و سازش را!
صلح و سازش و توافق با برادران ناراضی روسای جمهور، همان قابیل هایی که هر روزه هابیلیان را به مسلخ خون و شهادت می برند و هنوز رخت عزای جوانان وطن از تن در نیاورده، وطن را به عزای جدیدی می نشانند.
رهبران هزاره کجایند!؟؟
آنان که جهاد و دفاع از حقوق ما را خط قرمز خود می دانستند!
همان ها که اگر کرسی های قدرتشان به خطر بیفتند انقلابی از حق خواهی به پا می کنند وگرنه خاموشند حتی اگر در زیر پاهایشان رودی از خون ده ها جوان هزاره جاری باشد!
امروز و اینک هنگامه برائت است از کسانی که در دادخواهی تبسم وارد ارگ شدند و با خط خون گلوی تبسم معامله منفعت خویش کردند،
برائت از کسانی که در حق طلبی روشنایی خط خودشان را از خط مردم جدا کردند و….
اتمام حجت باید کرد، برائت باید جست از آنان که بر کوهی از اجسادمان مهمانی سیاسی می گیرند و به دیپلماسی و خنده و خوشگذرانی در ترکیه و ایران و… مشغولند!
بیدار باید کرد آنان را که هنوز در خواب اند یا خود را به خواب زده اند و بی کفایتی و بی لیاقتی سران احزاب به اصطلاح رهبرشان را می بینند و بازهم سنگ شان را به سینه می کوبند و برای خودشیرینی و منفعت طلبی شخصی فرش قرمز پهن میکنند و هزینه های خوش گذرانی و دیدارهای جاه طلبی شان را می پردازند.
اینان و سران حزب و قدرت هرگز نمی فهمند گرد و غبار برچی را، صدای انفجارهای همیشگی، بدن های پاره پاره، صدای شکستن پدران، ناله های جانسوز مادران هزاره را …
کسانی که به نام این مردم ثروت می اندوزند و هر روز در معامله ی قدرت می فروشند، مذهب شیعه را، استقلال را، حق و حقوق هزاره را !!
بیایید یکبار هم که شده برائت بجوییم از آنان که هیچ از تعلق شیعی، درد و بیماری و بیکاری و کرونا و فقر و نداری و انفجار و انتحار و رخت عزای همیشگی هزاره نمی فهمند و از هزاره بودن، جز نامش را ندارند.
محمد ظریف اسحاق زاده
فعال مدنی مهاجرین افغانستانی قم
