شفقنا افغانستان (خبرگزاری شیعیان افغانستان)
موضعگیری پررسک رییسجمهور حامد کرزی در پیوند با موافقتنامه امنیتی، مورد قبول بسیاری از افغانها نیست. ایالات متحده امریکا- که از تجارب گذشته آموخته است- باید در این مورد صبر استراتژیک پیشه کند، در کنار مردم افغانستان بماند و با درک شرایط حساس کنونی این کشور جنگ زده، زیرکانه گام بردارد.
ناظران اظهارات کرزی را غیرقابل پیشبینی، گستاخانه و نسجیده توصیف کردهاند. عدهای هم پیشنهاد میکنند که باید از او گذشت و نادیدهاش گرفت. اما این دو دیدگاه در مورد انگیزههای مانور سیاسی کرزی توضیح کافی نمیدهد. از نظر بسیاریها، اظهارات اخیر کرزی نشانهی زوال و بیخردی است، اما او احساس میکند که در شرایطی قرار دارد که میتواند رسک بزرگ کند و امتیازهای کلان بهدست بیاورد.
او میخواهد پس از پایان دوره دوم ماموریتش در سال ۲۰۱۴، موقف نیرومند داشته باشد، نفوذ و اقتدارش تداوم یابد و منافع سیاسی و مالی خانوادهاش حفظ شود. این امر یکی از انگیزههای چانهزنی او با ایالات متحده امریکا است.
کرزی در دوازده سال حاکمیتش، از متحدان غربیاش نیز دلزده شده است. متحدانی که به روش ماکیاولیستی با او برخورد کردند و خواستهایش را نادیده گرفتند.
اما افغانها نگران سرنوشتشان پس از سال ۲۰۱۴ هستند و دیگر تحمل این بازی مسخره را ندارند.
ماموریت جنگی نیروهای بینالمللی در آن سال به پایان میرسد و نیروهای امنیتی افغان باید تواناییشان را در جنگ فرسایشی نیابتی، به اثبات برسانند، همزمان با خروج نظامی، کمکهای مالی جهانی کم میشود. افغانها تنها نگران آیندهشان نیستد، آنان نگران حفظ دستآوردهای دهه گذشته در حوزههای صحت، آموزش، حقوق زنان، رسانهها و اقتصاد و آزادیهای سیاسی نیز هستند.
واشنگتن باید به نوبه خود، در مورد وضعیت اندیشناک باشد و در دام کرزی نیفتد. اعمال فشار از سوی واشنگتن در شرایطی که افغانها خود بر رییسجمهورشان فشار میآورند تا در موضعش تجدید نظر کند، موثر و مفید نیست و چنین چیزی را توصیه نمیکنیم.
موضعگیریهای لرزان و متضاد کرزی، گیچی و سردرگمی را در داخل دامن زده است. رقبای منطقهای هم منتظر لحظهای هستند که نیروهای بینالمللی بهصورت کامل خارج شوند و قرارداد امنیتی به امضا نرسد.
تحقق این سناریو، زمینه را برای سپاهیان ترور فراهم میکند تا خلا امنیتیای را که نیروهای نوپای افغان، توان جلوگیری از آن را بدون حمایت لوژستیکی و مالی غرب ندارند، پر کنند.
مشورهدهی، آموزش و پشتیبانی از نیروهای افغان در یک دهه آینده، عنصر مهمی است که ثبات را در درازمدت تضمین میکند و افراطیها و تروریستها را عقب میزند.
ناکامی دو طرف در امضای موافقتنامه امنیتی دوجانبه و کاهش تعهدات بینالمللی، تجارت را ضربه میزند و دشواریهای بزرگ اقتصادی را در افغانستان بهوجود میآورد.
اما این همه به این معنا نیست که افغانها بهشمول کرزی چشم بسته به خواستهای غرب لبیک بگویند. ناامیدی کرزی از غرب تاحد زیادی در ناتوانی و شاید هم بیمیلی نیروهای غربی در مبارزه با پایگاههای تروریزم ریشه دارد که خارج از افغانستان است. غرب به غیر از القاعده و شبکه بدنام حقانی، در خارج از مرزهای افغانستان با تروریزم مبارزه نکرد.
تعریف دوگانه طالبان در اسلامآباد زیر نام «طالبان خوب» و «طالبان بد»، که اولی بهعنوان گروه نیابتی مورد حمایت قرار میگیرد و دومی سرکوب میشود، بیاعتمادی جدی را میان افغانستان و پاکستان بهوجود آورده است. سفر اخیر نوازشریف به کابل هم نمیتواند این بیاعتمادی را از میان بردارد.
اما در کنار سیاستهای منطقهای، تزلزل و سستی کرزی در امضای موافقتنامه امنیتی، ریشه در بازی سیاست در داخل افغانستان دارد. او در نظر دارد در انتخابات ریاستجمهوری اپریل سال آینده پادشاهساز باشد. همچنین او میخواهد که قهرمان پایان جنگ باشد وزیر نظر او یک توافق سیاسی میان عناصری از طالبان که به باور او صلح میخواهند، شکل گیرد.
تلاش پیگیر کابل برای رهایی ملاعبدالغنی برادر، فرد شماره دوم طالبان که دو سال است در پاکستان زندانی است، به همین منظور صورت میگیرد. شاید او یکی از چهرههایی است که کرزی میخواهد با آنان به توافق برسد.
برخی در مورد یک سناریوی دیگر سوءظن دارند. عدهای فکر میکنند که کرزی میخواهد از وضع نامطمین کنونی بهرهبرداری کند، انتخابات را به تعویق بیندازد و حالت اضطرار در کشور اعلام کند و به این ترتیب به ماموریتش ادامه دهد. چنین چیزی اگر واقع شود، میراث کرزی را نابود میکند، او را از همه جناحها تجرید میکند و منزوی میسازد، همچنان چنین چیزی کشور را در وضعیت آشفته قرار خواهد داد.
عدهای دیگر اما فکر میکنند که موضعگیری اخیر کرزی بیشتر سلیقهای است و اگر او بتواند جناح مورد نظرش را در انتخابات حمایت کند و از این نظر مطمین شود، راهی برای برگشت دوباره در خط امریکا پیدا میکند.
اما وضعیت کنونی قمار بزرگی است که امکان دارد نتیجه معکوس بدهد، امریکا را بیحوصله بسازد و به کشورهای منطقه فرصت دهد تا از طریق گروههای نیابتیشان، اعمال فشار کنند و حتا انتخابات را برهم بزنند.
ایالات متحده امریکا باید خط قرمزهایش را روشن کند، اما در مورد خواستهایی که تعاملات را برهم نمیزند، انعطافپذیر باشد.
افغانها همواره به رییسجمهورشان نمره قبولی دادهاند، در حالیکه کارنامه او در بهترین حالت، مجموعه از کامیابیها و ناکامیها است، اما محافل سیاسی ناراض، خواستار اصلاحاتاند و نگران استند که نکند حلقاتی که حمایت رییسجمهور را دارند، کشور را به گروگان بگیرند و انتخابات را مهندسی کنند.
جامعه جهانی باید در شرایط نگرانکننده کنونی، به افغانها اطمینان دهد که از آنان حمایت میکند و دست دوستی دراز کند، این امر سبب میشود تا افغانها از دوامدار حضور جامعه جهانی، حمایت بیشتر کنند. این مهم با حمایت از حکومتداری دموکراتیک، تقویت نیروهای دفاعی افغان، حراست از حقوق زنان و سرمایهگذاری برای حفظ دستآوردهای اخیر در بخشهای مختلف جامعه، بهدست میآید.
یادداشت:
عمر صمد، مسوول بخش آسیای میانه بنیاد امریکای جدید است. او از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴، سخنگوی وزارت خارجه افغانستان بود، از ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹، سمت سفارت افغانستان در کانادا را داشت و از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱، سفیر افغانستان در پاریس بود.
انتهای پیام
