شفقناافغانستان- ارزشمندترین صفحههای تاریخ، به سرگذشت ارزشمندترین شخصیتهای تاریخی اختصاص دارند؛ زیرا زندگی این افراد فراز و نشیبهای بسیاری داشته و سرشار از حوادث و تجربههای تلخ و شیرینی است که هر جنبهای از زندگی آنها برای اهل خرد، پندآموز و هشداردهنده است. در میان شخصیتهای تاریخی، نام پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد بن عبدالله(ص) جلوه و جذابیتی ویژه دارد.
«حجتالاسلام والمسلمین دکتر سید رشید صمیمی» عضو هیأت علمی جامعة المصطفی العالمیه و استاد حوزه علمیه قم، در این ارتباط در گفتوگو با خبرنگار شفقنا افغانستان اظهار داشت: در طول تاریخ، زندگی هیچکس به اندازه زندگی حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) پرفراز و نشیب و پرحادثه نبوده است و هیچ یک از بزرگان نتوانستهاند در زمانی کوتاه، نه تنها در جامعه خود، بلکه در سراسر جهان همانند آن حضرت، به سرعت؛ محبوبیت، نفوذ و اقتداری معنوی کسب کنند. پیامبر خدا توانست با راهیابی به فرهنگهای گوناگون و اندیشههای جستوجوگر و حقیقتطلب، ندای الهی خود را به گوش جهانیان برساند. آن حضرت در طول 23 سال رسالت جهانی خویش، تمدنی را پایهگذاری کرد که اصول و شاخصههای آن، پاسخگوی اساسیترین نیازهای زندگی مادی و معنوی انسانهاست، به گونهای که در پرتو آن میتوانند هم به خوشبختی دنیا و هم به سعادت آخرت دست یابند.
ضرورت و اهداف تمدن نبوی
استاد سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم در ابتدا با تشریح تمدن به ضرورت و اهداف تمدن نبوی برای جوامع اسلامی اشاره کرد و گفت: تمدن، مجموعه دستاوردها و اندوختههای مادی و معنوی بشر است، یعنی انسان در آغاز حرکت به سوی رشد و تعالی، هم به نیازهای زندگی مادی و جسمانی خویش و هم به نیازهای معنویاش توجه داشته و تا حد توان کوشیده است به طور جدی، پاسخگوی هر دو نیاز باشد و آنها را برطرف سازد که حاصل این کوشش، دستاوردها و اندوختههای مادی و معنوی به نام «تمدن» بوده است.
پاسخگویی به نیازهای مادی انسان را که یکی از جنبههای مهم تمدن است، میتوان حاصل دستاوردها و کوششهای تجربی و عقلی خود وی دانست. در مقابل، رفع نیازهای معنوی که زیربنای زندگی و اساسیترین بُعد وجودی انسان است، از توان و اندیشه محدود او خارج است.
بسیاری از جامعهشناسان و باستانشناسان به نشانههایی از اندیشههای دینی در وجود انسانهای نخستین برخورده و بر این اساس، زندگی فردی و اجتماعی آنها را تجزیه وتحلیل کردهاند. آنها با بررسیهای خویش در یافتهاند: دین و اندیشههای دینی، اساس زندگی انسان و موجب بقای وی است و جامعه بشری بدون پایبندی به آموزههای دینی دچار انحطاط و تزلزل میشود.
پس دین، از عوامل به وجود آورنده تمدن بوده و در پیدایش و گسترش و حتی در دوام و بقای تمدنها نقش اثرگذاری داشته است. بنابراین دین حتی در رشد جنبه مادی تمدن نیز نقش اثرگذاری دارد؛ زیرا تمدن شامل باورها، قوانین، سازمانهای اجتماعی، اخلاق، فلسفه، فن، ادبیات، فرهنگ و شیوه تعامل انسان با محیط پیرامون اوست و دین در همه این امور نقش بسیار اساسی دارد. پس تمدن، هم منشأ بشری دارد و اندیشه خلاق انسان عامل شکوفایی آن است و هم دارای منشأ الهی است و آموزههای وحیانی و باورهای دینی موجب پیدایش، گسترش، شکوفایی و استمرار آن است.
امروزه فرهنگ لیبرالیستی غرب، داعیه جهانیسازی در همه جنبههای زندگی انسان را دارد. این فرهنگ میکوشد با بهرهگیری از تکنولوژی مدرن به گسترش اندیشههای نادرست و فاسد بپردازد و هر روز جوانان جوامع ستمدیده علیالخصوص جوامع بحران زده مثل جامعه افغانستان را اسیر دیدگاههای باطل خویش کند و اندیشه آنها را گمراه سازد. از این رو بایسته است که مسلمانان متعهد به معرفی و گسترش فرهنگ ناب نبوی و ائمه اطهار(ع) باشند.
معرفی اصول و شاخصههای تمدن نبوی، با هدف نشاندادن نادرستی شاخصههای تمدن مادی غرب از جمله وظایف اصلی همه مسلمانان است که آنها را به شناخت اصالت اسلام و قرآن رهنمون میشود. همچنین توطئههای فرهنگی غرب را آشکار و زمینه بازگشت و گرایش اندیشهها به سوی آموزههای الهی را فراهم میسازد.
مهمترین و جامعترین اصول و شاخصههای تمدن نبوی در چهار عرصه فرهنگ، سیاست، اقتصاد و اجتماع بر اساس سنّت نبوی قابل بررسی است.
در حقیقت همه آموزههای والا و ارزنده که در تمدن و فرهنگ مسلمانان وجود دارد، ار رفتار و گفتار پیامبر خدا سرچشمه گرفته و اساس فعالیتهای فرهنگساز مسلمانان، در طول 23 سال رسالت آن حضرت طراحی و پیریزی شده است که جانشینان حقیقی آن حضرت این اصول را شکوفا کرده و گسترش دادهاند. که در این مجال به بررسی اصول و شاخصههای اجتماعی آن میپردازیم.
اصول و شاخصههای اجتماعی تمدن نبوی
دکتر صمیمی با نگرش اجتماعی به اصول و شاخصههای تمدن نبوی، اظهار داشت: بعد اجتماعی از اصولیترین جنبههای تمدن پیامبر اعظم(ص) است، به گونهای که بسیاری از آموزههای عبادی اسلام، رویکردی اجتماعی دارد؛ یعنی اگر این آموزهها به جماعت صورت گیرد، فضیلت و ثواب بیشتری دارد و حتی برخی عبادتها صد در صد اجتماعی است. در این رویکرد، حکمتهای فراوانی نهفته است که یکی از آنها پرورش روحیه جمعی افراد و پیدایش همبستگی و وفاق اجتماعی است. مقررات فراوان اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی و جزایی اسلام از این ویژگی سرچشمه میگیرد. برای مثال: فرایضی مانند جهاد و امر به معروف و نهی از منکر، نوعی مسئولیت اجتماعی به شمار میرود.
با توجه به این ویژگی مهم آموزههای نبوی، مهمترین اصول و شاخصههای اجتماعی تمدن آن بزرگوار عبارتند از:
• تحکیم روابط اجتماعی بر محور ایمان
معاون پژوهش مرکز تخصصی شیعه شناسی، در تشریح تحکیم روابط اجتماعی بر محور ایمان یکی از مهمترین اصول و شاخصههای اجتماعی تمدن نبوی، گفت: دوستی، محبت و تعامل اجتماعی باید بر اساس اعتقاد شکل گیرد، به گونهای که اگر میان دوستی و اعتقاد تضاد به وجود آید، بایسته است فرد حفظ اعتقاد را بر دوستی ترجیح دهد، یعنی دوستی و دشمنی برای خدا باشد.
خداوند در آیهای از قرآن در اینباره میفرماید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید! دشمن من و دشمن خودتان را به دوستی نگیرید» (ممتحنه -1)
یکی از اهداف پیامبر گرامی اسلام، برقراری پیوند برادری بر اساس ایمان و تقوا بود. خداوند متعال بر وحدت و برادری بر اساس ایمان اینگونه تأکید میکند: «همگی به ریسمان محکم الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت بزرگ خدا بر خود را به یاد آورید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و پروردگار میان شما الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او برادر شدید. شما بر لب حفرهای از آتش بودید و خدا شما را از آن رهانید. اینچنین خداوند آیات خود را بر شما آشکار میسازد، شاید هدایت شوید» (آل عمران – 103)
بر این اساس پیامبر اکرم(ص) چندین بار میان مسلمانان، پیمان برادری برقرار کرد. آن حضرت همواره مسلمانان را به رعایت حق برادری سفارش میکرد و حفظ وحدت و انسجام اسلامی را از مهمترین وظایف مسلمانان میدانست. هر چند امت رسول خدا(ص) در آغاز از نظر تعداد اندک بود، ولی از نظر تشکل و همسویی و اتحاد در اوج کمال قرار داشت و با همین اتحاد و انسجام، بر سختترین مشکلات پیروز شد.
• همکاری در امور خیر
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به آیهای از قرآن که خداوند متعال درباره همکاری در امور خیر میفرماید: «باید در راه نیکها و تقوا به یکدیگر دست اتحاد دهید، نه اینکه تجاوز کنید.» (مائده -2) بر این اساس، تعاون از جمله ویژگیهای برجسته تمدن رسول گرامی اسلام بود. آن حضرت دوشادوش دیگر مسلمانان و همانند انسان عادی کار میکرد و هرگز اجازه نمیداد دیگران کارهای ایشان را انجام دهند. این روحیه حتی پیش از بعثت نیز وجود داشت.
برای مثال: زمانی که عمویش ابوطالب به دلیل عایلهمندی با مشکل اقتصادی روبرو بود، حضرت خود داوطلبانه سرپرستی حضرت علی(ع) را به عهده گرفت و عمویش حضرت حمزه(ع) را نیز به این کار تشویق میکرد و حضرت حمزه(ع) نیز سرپرستی جعفر بن ابی طالب را به عهده گرفت.
همچنین نقل است که آن حضرت در یکی از سفرها هنگام توقف کاروان، مسئولیت جمعآوری هیزم را برای تهیه غذا به عهده گرفت و دوشادوش دیگران به کار و فعالیت پرداخت. آن حضرت مسلمانان را به رسیدگی درماندگان و بینوایان سفارش میکرد. اصحاب صفه که در تاریخ اسلام شهرت فراوان دارند از نمونه اقدامهای پیامبر گرامی اسلام برای رسیدگی به نیازمندان است. این افراد به برکت عنایت ویژه رسول گرامی اسلام، از بیتالمال تغذیه میشدند.
حضرت محمد(ص) درباره احسان، تعاون اجتماعی و کمک به نیازمندان چنین میفرماید: «خداوند بندگانی دارد که مردم برای رفع نیازمندیهای خود به آنها پناه میبرند. آنان همان کسانی هستند که از عذاب خدا در امانند.»
• مسجد، جایگاه تقویت روابط و فعالیتهای اجتماعی
صمیمی بیان داشت: از دیدگاه اسلام، مسجد افزون بر جایگاهی برای عبادت الهی و راز و نیاز با خدا، کانونی برای فعالیتهای سالم و مفید اجتماعی است. از زمان رسول خدا(ص) تاکنون، مساجد بعنوان پایگاهی مهم برای برقراری تعامل و روابط اجتماعی بوده و هست.
با ورود پیامبر گرامی اسلام و اصحابش به یثرب، وجود مسجد بعنوان مکانی برای ادای فرایض اسلامی و نیز پایگاهی برای اجتماع مسلمانان و مرکز تصمیمگیریهای سیاسی – اجتماعی لازم و ضروری به نظر میرسید. از این رو نخستین اقدام پیامبر در یثرب، ساخت مسجد بود که مسلمانان از آن استقبال گستردهای کردند.
در روایت آمده است پس از آنکه محل ساخت مسجد انتخاب شد، مسلمانان با اشتیاق و کوشش فراوان شروع به ساختن مسجد کردند. پیامبر اکرم(ص) نیز دوشادوش آنها کار میکرد و برای اینکار شور و اشتیاق فراوانی داشت و همین امر روحیه و شوق و شور مسلمانان این کار را افزایش میداد.
ساخت مسجد از مهمترین کارهای رسول خدا(ص) به منظور تحقق تمدن نبوی بود، زیرا مسجد کانونی برای انجام کارهای عبادی، آموزشی، پرورشی، سیاسی، اجتماعی و قضایی بود. ضرورت نیاز به احداث مسجد چندین دلیل داشت:
– مکانی برای عبادت و انجام فرایض الهی
مسجد، محل عبادت بود و مسلمانان باید پیش از همه چیز به عبادت و انجام فرایض اسلامی اهمیت میدادند که این امر در مسجد تحقق مییافت.
– نیاز به پایگاهی برای اجتماع مسلمانان و تصمیمگیری و مشورت برای اداره جامعه و مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصائی و نظامی
بعنوان مثال پیامبر بیشتر خطابههای خود را برای تهییج مردم به شرکت در جنگها در مسجد ایراد میکرد.
– کانونی برای انجام فعالیتهای آموزشی و پرورشی
مسجد پایگاهی آموزشی تربیتی بود که مسلمانان با تجمع در آن مکان در زمینههای گوناگون دینی، تربیتی، اخلاقی، حقوقی و نظامی آموزش میدیدند.
– کانون ادبی
گاهی مسجد، کانون ادبی به شمار میرفت و سخنسرایان بزرگ عرب در آنجا گردهم میآمدند و سرودههای خود را که برگرفته از آموزههای دینی، اخلاقی و تربیتی اسلام بود، برای رسول خدا(ص) میخواندند.
– دادگاه اجرای احکام و حدود الهی – اسلامی و حل اختلاف و رفع مشکلات مسلمانان
در آن زمان هر کسی که به مشکلی برمیخورد یا حقی از وی ضایع میشد به مسجد و به حضور پیامبر خدا میآمد تا به شکایتش رسیدگی و مشکلش رفع شود.
رسول گرامی اسلام(ص) از تأسیس مسجد و قرار دادن آن بعنوان کانون علمی – تربیتی، هدفهای والایی داشت. به عقیده آن حضرت، دین و دانش همراه، مکمل و تعالیبخش یکدیگرند. از این رو، مسجد افزون بر محلی برای عبادت و انجام فرائض دینی، باید کانونی برای آموزش علوم گوناگون باشد. همواره در بیشتر کشورهای اسلامی به این هدف والای نبوی توجه بیشتری شده است و حتی از زمانی که مراکز آموزشی بصورت خاصی در آمدند، همواره مدارس و دانشگاهها در کنار مساجد جامع بنا میشد تا به جهانیان ثابت کند، خوشبختی و سعادت دنیوی و اخروی با هماهنگی دو عامل دین و دانش امکانپذیر است.
• استحکام پایههای خانواده و تأکید بر نقش محوری خانواده و حفظ حریم آن
استاد حوزه علمیه قم، نقش خانواده را در پرورش روحی و معنوی انسان مهم دانست و گفت: سرنوشت آینده انسان در خانواده رقم میخورد و شخصیت وی در این کانون مهم و سازنده شکل میگیرد. افزون بر آن، تشکیل خانواده در حفظ سلامت جامعه از انحراف و فساد و نیز رشد و بالندگی مادی، معنوی و اخلاقی افراد جامعه از انحراف و فساد و نیز رشد و بالندگی مادی، معنوی و اخلاقی افراد جامعه نقش اساسی دارد. بنابراین پیامبر اعظم(ص) هموار بر تشکیل خانواده تأکید و سفارش فراوان میکرد و آن را مایه خیر و برکت زندگی انسان میدانست. «مردان بدون همسر را زن دهید، زیرا با این کار، خداوند اخلاق آنان را نیکو و روزیهایشان را افزون میگرداند و بر جوانمردی آنان میافزاید» بیانات و فرمایشات حضرت درباره اهمیت تشکیل خانواده فراوان است.
رسول اکرم(ص) ایمان را مهمترین ملاک ازدواج و همتایی زن و مرد میدانست، داستان ذلفا و جویبر نمونهای از تجسم عملی ازدواج بر مبانی عقیده و ایمان است. آن حضرت افزون بر اهمیتی که به تشکیل خانواده میداد به تحکیم پایههای این کانون عشق و محبت نیز توجهی ویژه داشت.
پیامبر خدا همواره مسلمانان را به رفتار شایسته و انسانی – اسلامی با زنانشان تشویق و سفارش میکردند، زیرا تزلزل ارکان خانواده موجب تزلزل شخصیت اعضای خانواده و در نتیجه افراد جامعه میشود که این امر بر سرنوشت اجتماعی افراد اثر منفی میگذارد و بیشک، جامعه دچار بحران میشود و ثبات اجتماعی آن از بین میرود.
اسلام برای حفظ حریم خانواده، مردان و زنان مؤمن را به رعایت عفت فرا میخواند، چنانکه در قرآن کریم میخوانیم: «به مردان باایمان بگو چشمان خود را از آنچه دیدنش حرام است، فرو بندند و عورتهای خود را حفظ کنند. این برای آنها نیکوتر است، همانا خداوند از آنچه انجام میدهند، آگاه است.» (نور – 30) البته این آیه به مردان محدود نمیشود، بلکه زنان را نیز در بر میگیرد.
پیامبر گرامی اسلام نیز زنان و مردان را به حفظ عفت و فروبستن چشم از گناه سفارش میکند و میفرماید: «نگاهکردن به نامحرم از تیرهای زهرآلود شیطان است. هر که برای خدای عزوجل چشم خود را فرو بندد، خداوند در پی آن، ایمانی به او میبخشد که شیرینی آن را میچشد.» و یا در کلامی دیگر میفرماید: «نگاه اول ناخواسته است، نگاه دوم عمدی است و نگاه سوم ویران میکند.»
در اسلام و آموزههای نبوی به شیوه رفتار و برخورد با نامحرم توجه بسیاری شده است. خداوند در قرآن درباره چگونگی سخن گفتن زنان مؤمن با مردا نامحرم میفرماید: «… نرم و نازک سخن نگویند تا بیماردلان در آنها طمع نکنند …» (احزاب – 32) این آیه نحوه رفتار اجتماعی زنان مؤمن را بیان میکند که حتی زیباییهای لحن و گفتار خود را که مایه تحریک انسانهای مریض است، ظاهر نسازند، بلکه به طور عادی و رسمی با آنها برخورد کنند و این موجب مصونیت خود او است.
اباحیگری و آزادی بیقید و شرط در جوامع غربی، مفاسد و ناهنجاریهای بیشماری را به وجود آورده که اهمیت حفظ حجاب و عفاف را بیش از پیش ثابت کرده است. فشارهای عصبی و روحی و روانی ناشی از روابط جنسی نامشروع، تزلزل بنیاد خانواده و افزایش طلاق، افزایش فرزندان نامشروع و بیهویت در جامعه، پایمال شدن شخصیت انسانی زن و تنزل ارزش حقیقی وی از آثار و پیامدهای تمدن غربی و آزادی حاصل از آن است. در مقابل ، تمدن نبوی با ارج نهادن به کانون خانواده و تأکید بر حفظ آن، بشر را از انحطاط اخلاقی رهایی بخشیده است.
• گذشت و چشمپوشی، زمینه بهبود روابط اجتماعی
عضو هیأت علمی جامعه المصطفی العالمیه، «گذشت» را یکی از مهمترین اصول و شاخصههای اجتماعی تمدن نبوی دانست و گفت: گذشت و چشمپوشی از اشتباه دیگران، از ویژگیهای برجسته پیامبر اعظم(ص) است.
عبدالله بن عباس نقل میکند: رسول خدا(ص) هنگام فتح مکه خطاب به مکیان فرمود: «ای اهل مکه که مرا رنجانده و تکذیب کرده و از خانه و کاشانهام بیرون راندهاید! گمان میبرید که من با شما چه خواهم کرد؟» گفتند: «ما از تو انتظار بزرگواری و رحمت داریم» پس پیامبر آیات شریفه سوره یوسف درباره چگونگی برخورد آن حضرت با برادران خطاکارش را تلاوت و رفتار خود را رفتار سراسر رحمت و آمرزش اعلام کرد و فرمود: «بروید که شما آزادشدگان هستید.»
وجود رسول اعظم(ص) برای جهانیان رحمت و برکت بود. سعه صدر و رفتار بزرگوارانه با مردم جاهل آن زمان در سیره آن حضرت و در همه زمینهها جلوهگر است.
امام حسین(ع) به نقل از پدرش، امیرمؤمنان علی(ع) میفرماید: «خلقوخوی پیامبر اکرم(ص) چنان خوش و گشاده بود که مردم وی را چون پدری مهربان برای خود میدانستند. آن بزرگوار هرگز به خاطر خود بر کسی خشم نگرفت و زبان به سرزنش کسی نگشود. هیچگاه وقار، آرامش و متانت خود را از دست نداد و هرگز در برابر حق به سبب سختیها و مشکلاتش بیتابی نکرد. از خطاها و رفتارهای ناپسند دیگران با گذشت و بزرگواری چشم پوشید. نامردمیها را با خشونت و انتقام پاسخ نداد و هرگز در پی آشکار ساختن لغزشها و عیبهای مردم نبود.»
حضرت محمد(ص) نه تنها با مسلمانان به نیکی رفتار میکرد، بلکه با مشرکان و منافقان نیز رفتاری کریمانه داشت. آن حضرت همه سختیها، فشارها و شکنجههای مشرکان مکه را با صبر و سعه صدر تحمل کرد و آنگاه که مکه دیگر گنجایش وجود آن حضرت را نداشت به یثرب هجرت کرد.
رفتار و سیره رسول خدا(ص) الگویی کامل و شایسته برای رهبران جامعه اسلامی، علیالخصوص رهبران و دولتمردان جامعه اسلامی افغانستان است.
بیشتر مشکلات جوامع انسانی که به انحطاط جوامع میانجامد، پیامد زعامت کسانی است که صلاحیت رهبری و مدیریت جامعه را ندارند و در طول تاریخ به این دلیل، ضربههای جبرانناپذیری به جوامع وارد شده است. از اینرو رسول اکرم(ص) گذشت و چشمپوشی از اشتباه دیگران و رفتار کریمانه را از مهمترین اصول رفتاری خود برای پایهگذاری تمدن الهی میدانست و برآن تأکید داشت.
• پیشگیری از گسترش فساد و جرمهای اجتماعی و برخورد با عوامل آن
وی در ادامه اظهار داشت: پیامبر اعظم(ص) در امور فردی و شخصی، نرم، ملایم و باگذشت بود و رفتار کریمانه آن حضرت یکی از دلایل پیشرفت سریع آیین اسلام بود. با وجود این، آن حضرت در مسائل اصولی و عمومی که موجب انحراف مردم یا فساد اجتماعی میشد، هرگز نرمش و انعطاف نشان نمیداد. برای نمونه پس از فتح مکه و پیروزی بر قریش، از همه بدیهایی که قریش بر آن حضرت روا داشتند، گذشت؛ ولی در همان زمان از مجازات زنی که نقل است از اشراف قریش بود و از قبیله بنی مخزوم دزدی کرده بود، چشمپوشی نکرد.
پیامبر گرامی اسلام در حفظ بیتالمال نیز بسیار سختگیر بود و یارانش را به رعایت این امر سفارش میکرد. نقل است یکی از یاران آن حضرت در یکی از جنگها به شهادت رسید. مسلمانان بر پیکر او حاضر شدند و گفتند: بهشت گوارایت باد! پیامبر خشمگین شد و فرمود: «چنین نیست. سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، وی هماکنون در آتش این لباسی که بر تن دارد، میسوزد؛ زیرا آن را از بیتالمال مسلمانان برداشته است» بنابراین استفاده شخصی از امکانات دولتی و عمومی خیانت به بیتالمال است و عذاب الهی را در پی دارد. که باید مسئولین و دولتمردان جوامع اسلامی، علیالخصوص جامعه افغانستان باید به آن توجه داشته باشند.
• تحقق عدالت اجتماعی
دکتر صمیمی در تبیین عدالت از شاخصههای اجتماعی تمدن نبوی،گفت: عدالت اجتماعی از امور محوری در حکومت دینی و از ارکان رسالت پیامبران الهی است؛ زیرا در پرتو آن، دیگر ارزشهای معنوی دینی و اخلاقی جلوهگر میشود. خداوند در قرآن کریم یکی از اهداف مهم رسالت پیامبران را برقراری عدالت میداند و میفرماید: «ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و بر آنها کتاب آسمانی و میزان شناسایی حق از باطل و قوانین عادلانه را نازل کردیم تا مردم عدالت را برپا کنند.» (حدید – 25)
باتوجه به این آیه و دیگر آیات قرآن کریم، همه پیامبران الهی برای برقراری قسط و عدل برانگیخته شدهاند. البته رسولان الهی هنگامی میتوانند این هدف والا را با استفاده از دلایل روشن و کتابهای آسمانی که معیار سنجش حق از باطل و خوب از بد است، تحقق بخشند که از ضمانت اجرایی و قدرت لازم برخوردار باشند. رسول گرامی اسلام در موارد گوناگون به اجرای عدالت اجتماعی تأکید میکرد. برای مثال، در کلامی گهربار میفرماید: «بد مردمی هستند کسانی که برای خدا و به منظور اقامه عدل و داد قیام نمیکنند».
پیامبران الهی برای برقراری عدالت اجتماعی به مبارزه با استبداد، ستم و زروگویی میپرداختند؛ زیرا تحقق عدالت اجتماعی جز از طریق مبارزه بیامان و مفاسد اجتماعی و ستم امکانپذیر نیست. خداوند متعال در قرآن میفرماید: «ای اهل ایمان! برای برپایی عدالت قیام کنید و برای خدا گواهی دهید، اگر چه به زیان خود شما یا پدر و مادر یا نزدیکانتان باشد.» (نساء – 135) این آیه نشاندهندهی توجه و تأکید بسیار اسلام به تحقق امنیت و عدالت اجتماعی در همه زمینههاست و انواع تأکیدات لفظی و معنوی گویای توجه ویژه اسلام به این امر حیاتی است.
مفاسد و بحرانهای اجتماعی در نتیجه نبود عدالت در جامعه و رواج ستم به قشر ضعیف جامعه به وجود میآید. از اینرو، پیامبر اسلام برای اصلاح جامعه انسانی و برقراری امنیت اجتماعی، مسلمانان را به مبارزه با مفاسد اجتماعی مانند: رشوهخواری، تبعیض، بی عدالتی، رانتخواری و استفادههای شخصی از بیتالمال سفارش و با این مفاسد به شدت مبارزه میکرد. پس از آن حضرت نیز جانشینان بر حق ایشان، ائمه اطهار علیهمالسلام بر این امر تأکید فراوان داشتند، به گونهای که زندگی حضرت امیرالمؤمنان علی(ع) آکنده از مبارزه با مفاسد اجتماعی بود و سرانجام در راه تحقق این هدف والا به شهادت رسید.
• اعتماد عمومی
این عالم دینی، «اعتماد» را یکی دیگر از مهمترین اصول و شاخصههای اجتماعی تمدن نبوی برشمرد و گفت: اعتماد عمومی در جامعه را از دو جنبه میتوان بررسی کرد:
1- اعتماد مردم به مسئولان نظام
2- اعتماد مردم به همدیگر
اعتماد و اطمینان عمومی به مسئولان نظام، افزون بر اینکه پیامدهای سیاسی و اجتماعی بیشماری دارد، موجب تقویت ارتباط مردم با مسئولان میشود. با توجه به سنّت و سیره نبودی و شیوه برخورد آن حضرت با اقشار گوناگون جامعه و کوشش ایشان برای رفع مفاسد و جریام اجتماعی و برقراری امنیت روحی و روانی در جامعه، درسهای آموزندهای برای مسئولان جامعه اسلامی در بردارد.
شیوه نگرش افراد به شأن و منزلت اجتماعی یکدیگر، در میزان جلب اعتماد اجتماعی به هم مؤثر است. در جامعه اسلامی همه انسانها با یکدیگر برادرند و این پیوند برادری و اعتماد حاصل از آن که به برکت آموزههای نبوی برقرار شده به مراتب از برادری خونی مستحکمتر است.
جلب اعتماد عمومی از اهداف مهمی است که در تمدن نبوی جایگاهی ویژه دارد که به دنبال تحقق دیگر هدفها حاصل میشود. سول خدا(ص) به جلب اعتما د عمومی در جامعه توجه و تأکیدی ویژه داشت ولی پس از آن حضرت و با روی کار آمدن حکومتهای ناشایست، این اصل نه تنها محقق نشد بلکه به کلی فراموش شد و به بیاعتمادی مردم به خلفا دامن زد. این امر به جامعه اسلامی و وحدت و انسجام مسلمانان خسارتهای جبرانناپذیری وارد آورد که تاکنون نیز آثار منفی آن باقی است، که میتوان به جامعه اسلامی افغانستان اشاره کرد.
استاد سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم در پایان گفت: آنچه که مختصراً بیان شد نشاندهنده جامعیت شاخصههای تمدن نبوی و نقش آن در همه زمینههای مادی و معنوی زندگی انسان و مبیّن این حقیقت است که آموزههای الهی – نبوی برای هر دوره از تاریخ زندگی انسان، بر اساس مقتضیات زمان و مکان، اصول کلی و رهنمودهایی تعالیبخش و والا دارد که نه تنها با اصول علمی سازگار، بلکه پیشرو آن است. امید است در آینده شاهد گامهای اساسی و اصولی در زمینه شناخت و به کارگیری و گسترش آموزههای پیامبر اعظم(ص) در جوامع اسلامی به ویژه جامعهای مانند افغانستان باشیم. که تمام اقشار آن سالیان طولانی است که از تشنجات سیاسی و اجتماعی رنج میبرند.
خبرنگار: سید مرتضی حسینی
