شفقنا افغانستان (خبرگزاری شیعیان افغانستان)
کنترل زندگی شما دست کیست؟
دریافتیم که احساس مهم بودن و مورد پذیرش قرار گرفتن تجربه ای عالی است و اینطور یاد گرفتیم هرکاری از دستمان برمی آید انجام دهیم تا بقیه دوستمان داشته باشند. دلمان نمی خواست در بین اینهمه آدم بخاطر متفاوت بودن تنها بمانیم. به همین ترتیب، همدیگر را چک می کنیم.
«اکثر آدم ها خود واقعی شان نیستند. افکار آنها نظرات فردی دیگر است، زندگی شان تقلیدی از زندگی دیگران و علایقشان اعتقادات دیگران.» (اسکار وایلد)
از هر دو جنبه قابل بررسی است.
اول، ما از عدم پذیرش دیگران می ترسیم. آیا درست لباس پوشیده ام؟ مردم به لهجه ام نمی خندند؟ احمق به نظر نمی رسم؟ آیا ممکن است اشتباه کنم؟ وقتی احساس می کنیم دیگران فکر بدی در مورد ما می کنند، احساس بدی به ما می دهد و به همین دلیل همه تلاشمان را می کنیم که این اتفاق نیفتد.
دوم اینکه، همه ما دوست داریم احساس مهم بودن کنیم و به همین دلیل به دنبال توجه مثبت دیگران هستیم. این یکی از اصلی ترین نیازهای ماست. این احساس خوب برای ما مثل یک دارو می ماند که به آن اعتیاد پیدا می کنیم و تلاش می کنیم به هر طریقی که شده آن را به دست آوریم.
آنقدر درگیر پذیرش دیگران هستیم که زندگی هایی محدود و ناراحت کننده برای خودمان می سازیم و بخاطر اینکه نگران این هستیم که بقیه چه فکر می کنند، از انجام کارهایی که دوست داریم دوری می کنیم. درست مثل معتادین به مواد مخدر یا الکل که برای به دست آوردن مواد موردنیازشان زندگی بی خاصیتی را ادامه می دهند، ما هم برای گرفتن پذیرش دیگران که به آن معتاد شده ایم، زندگی و وجودمان را بی ارزش می کنیم.
این دارو آنقدر اعتیاد آور است که اکثر افراد نمی توانند آن را ترک کنند. اما در این مورد هم مثل هر داروی اعتیاد آور دیگر، باید هزینه ای پرداخت کنید. قیمت داروی پذیرش آزادی است آزادی اینکه خودتان باشید. دارویتان را می خواهید یا آزادی تان را؟ نمی توانید هر دو آنها را با هم داشته باشید. اگر می خواهید آزادی شخصی تان را داشته باشید، باید فراموش کنید دیگران چه فکری در موردتان می کنند.
حقیقت این است که این یک نوع توهم است شما به هیچ وجه نمی توانید فکر دیگران در مورد خودتان را کنترل کنید. مردم فکر و تصورات خودشان را دارند و مطمئناً خودشان را خیلی بیشتر از شما دوست دارند. در واقع، بیشتر به گذراندن صبح و ظهر و شب خودشان فکر می کنند تا به شما.
اگر سعی کنید با نظر دیگران زندگی کنید، زندگی تان را روی شن هایی که در حال فرو رفتن هستند ساخته اید. هر فردی طریقه خاصی برای فکر کردن دارد و افکارش مدام تغییر می کند. کسی که سعی می کند همه را راضی کند در آخر فقط خسته می شود و نمی تواند حتی یک نفر را راضی نگه دارد.
پس چطور می توان کنترل از دست رفته را دوباره به دست خودمان بگیریم؟ اگر واقعاً برای ترک داروی پذیرش دیگران آماده هستید، فقط یک راه برایتان وجود دارد: گرفتن یک تصمیم قاطع برای فکر نکردن به اینکه دیگران چه فکری در موردتان می کنند.
این به آن معنا نیست که از این به بعد باید با دیگران بدرفتاری کنید، آنها و نظراتشان را زیر پا بگذارید یا از آنها سوء استفاده کنید. جایی خواندم که نوشته بود اگر هیج کس برایش مهم نباشد که بقیه چه فکری می کنند، دنیا جای مزخرفی بود. اما چرا؟ همه ما می دانیم چه چیزی خوب است و چه چیزی بد. این خودتان هستید که با ارزش های درونی خودتان نه ارزش هایی که دیگران به شما تحمیل کرده اند باید زندگی تان را کنترل کنید.
اگر زندگی مان را با این ارزش ها هدایت کنیم نه سیستم عقیدتی و ارزشی دیگران، زندگی موثرتر، معقول تر، هدفمندتر و شادتر خواهیم داشت.
فقط یک سوال باقی می ماند واقعاً دوست دارید آزاد شوید؟
انتهای پیام
