شفقناافغانستان-جزء هفتم قران از آیه ۸۳ سوره مائده تا ۱۱۰ سوره انعام ادامه دارد.
به گزارش خبرگزاری شفقناافغانستان، آیات مربوط به سوره مائده در این جز اشاره به جریمه شکستن سوگند، ممنوعیت شکار در حال احرام،مخالفت با جهالت وخرافه، نکوهش عیب جویی است.
وآیات مربوط به سوره انعام مربوط به روش برخورد با بهانه جویان در دین و روش برخورد حضرت ابراهیم (ع) با مخالفان وامید به امدادهای الهی است.
در ادامه تفسیر برخی از آیات مهم این جز را میخوانید:
جریمه شکستن سوگند
لا یُؤاخِذُکُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمانِکُمْ وَ لکِنْ یُؤاخِذُکُمْ بِما عَقَّدْتُمُ الْأَیْمانَ فَکَفّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَهِ مَساکِینَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَهٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَهِ أَیّامٍ ذلِکَ کَفّارَهُ أَیْمانِکُمْ إِذا حَلَفْتُمْ وَ احْفَظُوا أَیْمانَکُمْ کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ«۸۹»
خداوند، شمارا به خاطر سوگندهای لغو وبیهوده بازخواست نمی کند،لیکن برای شکستن سوگندهایی که(از روی اراده)بسته اید،مؤاخذه می کند،پس کفاره آن (شکستن سوگند) طعام دادن به ده بینواست،از نوع متوسط آنچه به خانواده ی خود می خورانید،یا پوشاندن ده فقیر است،یا آزاد کردن برده ای.پس کسی که (غذا و لباس برای ده فقیر نداشت و برده ای) نیافت، سه روز روزه بگیرد.این کفاره ی سوگندهای شماست،هرگاه که سوگند خوردید،(و آن را شکستید)و سوگندهایتان را مراقبت کنید،این گونه خداوند آیات خود را برای شما بیان می کند،تا او را شکر کنید.
پیام ها:
۱-برداشتن جریمه از سوگندهای بی هدف،یک تفضّل و لطف الهی است.
لا یُؤاخِذُکُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ …(ما نیز برای جسارت هایی که مردم در حال عصبانیّت به ما می کنند،حساب باز نکنیم)
۲-اسلام،دین آسان است و برای سوگندهای غیر جدّی،کفّاره قرار نداده است.
لا یُؤاخِذُکُمُ …(ملاک در گفته ها و کردارها قصد و نیّت است)
۳-در اسلام،جریمه ی مالی هم وجود دارد. إِطْعامُ … أَوْ کِسْوَتُهُمْ …
۴-قوانین اسلام در مسیر فقرزدایی است و احکام فردی اسلام با مصالح جامعه هماهنگ است.(اطعام یا پوشاندن یا برده آزاد کردن)فکفّارته اطعام عشره مسکین…
۵-میانه روی و عدالت،در همه جا حتّی در نوع جریمه،یک ارزش است. مِنْ أَوْسَطِ …(بنابر اینکه مراد از «أَوْسَطِ» متوسط باشد نه بهترین)
۶-جریمه باید با وضع مالی افراد متناسب باشد. «ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ»
۷-انجام تکلیف منوط به توان و قدرت است. فَمَنْ لَمْ یَجِدْ …
۸-در جریمه و کفاره،باید حد وسط زندگی روزمرّه و معمولی افراد را به حساب آورد،نه روزهای استثنایی. «مِنْ أَوْسَطِ» (بنابر اینکه مراد از «أَوْسَطِ» متوسّط باشد)
۹-در پرداخت کفّاره،روحیّه و شخصیّت فقرا را نشکنیم و آنان را مانند خانواده ی خود حساب کنیم. «تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ»
۱۰-جرأت سوگند شکنی خود را با سختی روزه یا پرداخت جریمه،جبران کنید.
(پرداخت جریمه وکفّاره در اسلام،یک برنامه خودسازی است.) فَکَفّارَتُهُ …
۱۱-اسلام از هر فرصتی برای آزادی بردگان استفاده کرده است. «تَحْرِیرُ رَقَبَهٍ» (حتّی برای جبران و کفّاره ی برخی اعمال،دستور به آزادی برده داده است.)
۱۲-برای نام مقدّس خداوند،حریم قائل شویم.یا سوگند نخوریم،یا حتماً عمل کنیم یا با پرداخت کفّاره جبران کنیم. «وَ احْفَظُوا أَیْمانَکُمْ»
۱۳-بعضی خیال نکنند که حقّ دارند هر لحظه قسم بخورند و جریمه بپردازند.
«وَ احْفَظُوا أَیْمانَکُمْ» (ما در برابر سوگندهایمان مسئولیم)
۱۴-کسی که توان مالی ندارد،باید از توانایی جسمی خود مایه بگذارد. «فَصِیامُ ثَلاثَهِ أَیّامٍ»
۱۵-باز بودن راه جبران کوتاهی ها،نعمتی الهی و شایسته سپاسگزاری است.
ذلِکَ کَفّارَهُ أَیْمانِکُمْ … یُبَیِّنُ اللّهُ … لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ
۱۶-عمل کردن به احکام،بهترین شکر است. «لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ» (از این که به جای «یبیّن اللّه لکم آیاته لعلّکم تعملون»فرمود: «لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ» ،استفاده می شود که عمل کردن بهترین شکر است.)
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ«۹۰»
ای کسانی که ایمان آورده اید! همانا شراب و قمار و بت ها و تیرهای قرعه، پلید و ازکارهای شیطان است،پس از آنها بپرهیزید،تا رستگار شوید.
نکته ها:
* عرب،به شعر و شراب،علاقه ی شدید داشت،به همین جهت تحریم شراب به صورت تدریجی انجام گرفت.در ابتدا آیه آمد که از خرما و انگور می توان هم رزق خوب تهیه کرد، هم شرابی مست کننده،در آیه ای دیگر به منافع قمار و شراب و بیشتر بودن گناهش از منافعش اشاره کرده است.بعد از مدتی آیه آمد که در حال مستی نماز نخوانیدسپس آیه ی فوق نازل شد و آن را پلید و عمل شیطانی دانست و دستور اجتناب از آن را صادر کرد.
پیام ها:
۱-ایمان،با شراب خواری و قماربازی سازگاری ندارد. یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ … فَاجْتَنِبُوهُ …
۲-شراب و قمار،در ردیف بت پرستی است. «الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ» (بنابر این که مراد از انصاب،بت ها باشد)
۳-اسلام از پلیدی ها نهی می کند. رِجْسٌ … فَاجْتَنِبُوهُ
۴-خوردن لقمه ی حلال و پرهیز از حرام خواری،در سعادت و رستگاری انسان مؤثّر است. «فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»
_________________________
ممنوعیت شکار در حال احرام
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ هَدْیاً بالِغَ الْکَعْبَهِ أَوْ کَفّارَهٌ طَعامُ مَساکِینَ أَوْ عَدْلُ ذلِکَ صِیاماً لِیَذُوقَ وَبالَ أَمْرِهِ عَفَا اللّهُ عَمّا سَلَفَ وَ مَنْ عادَ فَیَنْتَقِمُ اللّهُ مِنْهُ وَ اللّهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقامٍ«۹۵»
ای کسانی که ایمان آورده اید! در حال احرام،شکار را نکشید،و هر کس از شما به عمد، شکاری را بکشد،کیفر و کفّاره اش کشتن نظیر آن حیوان از چهارپایان است که(به این نظیر بودن) دو شاهد عادل از میان خودتان حکم کنند.(این حیوان قربانی)هدیه ای است که به کعبه برسد(وآنجا ذبح شود)یا(به جای قربانی)برای جبران آن(به شصت)فقیر طعام بدهد یا برابر آن روزه بگیرد.(این کفّاره های سه گانه)برای آن است که جزای کار خود را بچشد.خداوند از گذشته ی شما (که قانون کفّاره نیامده بود) گذشت و هر کس این کار را تکرار کند،خداوند از او انتقام می گیرد،و خداوند،شکست ناپذیر و انتقام گیرنده است.
پیام ها:
۱-امنیّت در حال احرام،حتّی برای حیوانات نیز باید حفظ شود. «لا تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ»
۲-فلسفه ی حلال و حرام بودن،همیشه ذاتی و مربوط به خود موارد نیست،بلکه گاهی به اقتضای شرایط زمانی و مکانی است،پس زمان و مکان،تاریخ و جغرافیا،در حکم الهی تأثیر دارد. «وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ»
۳-اسلام برای حالات خاص،دستورات ویژه ای دارد. «وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ»
۴-قوانین اسلام برای همه است. «وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ»
۵-خطرناکتر از خود تخلّف(عمل خلاف)،انگیزه و هدف و سوء قصد آگاهانه است. «مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّداً»
۶-کیفر،باید عادلانه باشد. «مِثْلُ ما قَتَلَ»
۷-اسلام به هر مناسبتی به مسئله ی گرسنگان و فقرزدایی توجّه دارد. «طَعامُ مِسْکِینٍ»
۸-حیواناتی که در مکّه ذبح می شوند،هدیه هستند. «هَدْیاً بالِغَ الْکَعْبَهِ»
۹-دست مجرم را در انتخاب نوع جریمه(قربانی،اطعام،روزه)باز بگذاریم و شرایط مالی و توان جسمی او را نادیده نگیریم. فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ … أَوْ عَدْلُ ذلِکَ صِیاماً
۱۰-کیفر قانون شکنی به قدری سنگین است که اطعام شصت فقیر یا گرفتن شصت روزه تنها گوشه ای از آن است،نه تمام آن. «لِیَذُوقَ»
۱۱-اجرای قوانین،پس از ابلاغ رسمی آنهاست. «عَفَا اللّهُ عَمّا سَلَفَ» قانون موارد قبلی را شامل نمی شود.
۱۲-در تکرار شکار،علاوه بر جریمه،انتقام و قهر الهی نیز وجود دارد. «وَ مَنْ عادَ فَیَنْتَقِمُ اللّهُ»
۱۳-اصرار بر گناه و تکرار آن،بسیار خطرناک وعقوبت سختی در پی دارد. «وَ مَنْ عادَ فَیَنْتَقِمُ اللّهُ مِنْهُ وَ اللّهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقامٍ»
۱۴-تهدیدات الهی را جدّی بگیریم. فَیَنْتَقِمُ اللّهُ … عَزِیزٌ ذُو انْتِقامٍ
______________________________—
ملاک در ارزش ها،حقّ وباطل است،نه کثرت و قلّت
قُلْ لا یَسْتَوِی الْخَبِیثُ وَ الطَّیِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَهُ الْخَبِیثِ فَاتَّقُوا اللّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ«۱۰۰»
(به مردم)بگو:پلید و پاک،یکسان نیست،گرچه عدد ناپاکان تو را به تعجّب وادارد.پس ای صاحبان خرد! از خدا پروا کنید،باشد که شما رستگار شوید.
نکته ها:
* طیّب و خبیث، شامل هر نوع پاکی و پلیدی در انسان ها،اموال،درآمدها،غذاها و اشیای گوناگون می شود.
پیام ها:
۱-ملاک در ارزش ها،حقّ وباطل است،نه کثرت و قلّت. «وَ لَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَهُ الْخَبِیثِ»
۲-«اکثریّت»و فراوانی،فریب دهنده است،مواظب باشیم. «أَعْجَبَکَ» (اکثریّت،نه نشانه ی حقّانیّت است و نه نشانه ی برتری)
۳-منطقِ«خواهی نشوی رسوا،همرنگ جماعت شو»قرآنی نیست. «وَ لَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَهُ الْخَبِیثِ»
۴-بی تقوایی،نشانه ی بی خردی است. «فَاتَّقُوا اللّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ»
۵-شناخت پاک از ناپاک و تقوا داشتن وتسلیم موج و هیاهوی جمعیّت نشدن، تنها کار خردمندان است. «فَاتَّقُوا اللّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ»
۶-رستگاری علاوه بر عقل و خرد،به تقوای الهی نیاز دارد. «فَاتَّقُوا اللّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»
_____________________________________
مخالفت با جهالت وخرافه
ما جَعَلَ اللّهُ مِنْ بَحِیرَهٍ وَ لا سائِبَهٍ وَ لا وَصِیلَهٍ وَ لا حامٍ وَ لکِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یَفْتَرُونَ عَلَی اللّهِ الْکَذِبَ وَ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْقِلُونَ«۱۰۳»
خداوند،درباره ی هیچ بحیره(حیوان گوش شکافته)و هیچ سائبه(حیوانی که به خاطر زاد و ولد زیاد او را آزاد کرده اند)و هیچ وصیله(حیوان نری که متّصل به ماده،دو قلو به دنیا آمده باشد)و هیچ حام(شتر نری که ده بار برای جفت گیری از آن استفاده شده باشد)حکمی نکرده است(و شما را از استفاده ی گوشت و بارکشی آن منع نفرموده و این ممنوعیّت ها خرافات زمان جاهلی است)،ولی کافران بر خدا دروغ می بندند و بیشتر آنان اهل تعقّل نیستند.
نکته ها:
* قرب به خداوند باید از راه های صحیح و معقول باشد.با هر نذری یا از هر راهی نمی توان به خدا نزدیک شد.
مردم جاهلی می پنداشتند با رها کردن حیوانات یاد شده،به خدا یا بتان نزدیک می شوند.
نظیر این احترام به حیوانات را هنوز در کشور هند درباره ی گاو مشاهده می کنیم.
* رها کردن و بلا استفاده گذاردن حیوان جایز نیست،چه رسد به رها شدن انسان.
* در روایت آمده است:«بحیره»به شتری می گویند که پنج شکم زاییده باشد،اگر پنجمی ماده بود،گوشش را چاک می زدند و خوردن گوشت آن را حرام می دانستند.[۶۹]
* امام صادق علیه السلام فرمود:«در زمان جاهلیت اگر شتر دو قلو می زایید می گفتند: «وصیله» و ذبح و خوردن گوشت آن شتر را حرام می دانستند و اگر شتر ده شکم می زایید می گفتند:
«سائبه»است و در این صورت سوار شدن و خوردنش را حرام می دانستند و«حام»،شتری بود که به عنوان«فحل»از آن استفاده می کردند که ذبح آن را نیز حلال نمی دانستند».
پیام ها:
۱-دین را باید از خرافات و بدعت ها پاک نمود. «ما جَعَلَ اللّهُ»
۲-تا از سوی خدا،قانونی نسبت به تحریم حیوانات وضع نشده،اصل حلال بودن آنهاست. «ما جَعَلَ اللّهُ»
۳-انتساب اتلاف مال و رها کردن حیوان نوعی افترا به خدا و حرام است.
«یَفْتَرُونَ عَلَی اللّهِ الْکَذِبَ»
۴-ریشه ی احکام الهی مصالح واقعی است،امّا خرافات،ریشه در جهل و بی عقلی دارد. «لا یَعْقِلُونَ»
۵-اگر اکثریّت جامعه اهل تعقّل باشند،بدعت ها رشد نمی کند. «أَکْثَرُهُمْ لا یَعْقِلُونَ»
_______________________
در پی کشف و افشای عیوب دیگران نباشیم
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ إِلَی اللّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ«۱۰۵»
ای کسانی که ایمان آورده اید! بر شما باد(حفظ)خودتان.چون شما هدایت یافتید،آن که گمراه شد زیانی به شما نمی رساند.بازگشت همه ی شما به سوی خداست،و او شمارا به آنچه می کردید،آگاه می سازد.
نکته ها:
* بعضی این آیه را دستاویز قرار داده و می گویند:وظیفه ی هر کس تنها حفظ خود است،و ما
مسئول گناه دیگران و امر و نهی آنان نیستیم!
در پاسخ آنان می گوییم:با وجود آیات و روایات متعدّدی که همه نشان از وجوب امر به معروف و نهی از منکر دارد،باید گفت:مراد این آیه رها کردن این دو وظیفه نیست،بلکه مراد آن است که اگر امر و نهی صورت گرفت،ولی اثر نکرد شما دیگر وظیفه ای جز حفظ خود ندارید. علاوه بر آنکه حفظ جامعه از گناه به وسیله ی امر به معروف و نهی از منکر، یکی از مصادیق «حفظ خویشتن»است.
پیام ها:
۱-در راه حقّ،از تنهایی نترسیم. «عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لا یَضُرُّکُمْ»
۲-اگر حریف دیگران نمی شویم،حریف نفس خود باشیم. عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ …
۳-انحراف جامعه،مجوز گناه کردن افراد نیست. عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لا یَضُرُّکُمْ …
۴-در قیامت،هر کس مسئول کار خویش است. «عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ»
۵-در پی کشف و افشای عیوب دیگران نباشیم. «عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ»
۶-اهل ایمان بر رفتار و کردار ناروای گمراهان و عقائد باطل آنان مؤاخذه نخواهند شد. «عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ»
۷-در راه نجات دیگران،خودتان غرق نشوید. «عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لا یَضُرُّکُمْ»
۸-چنان باید تربیت شویم که فساد محیط وجامعه در ما تأثیر نگذارد. «لا یَضُرُّکُمْ»
۹-روحیّه ی خود را به خاطر انحراف دیگران از دست ندهیم. «عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ»
۱۰-گرچه منحرفان در کمین هستند،امّا راه مصونیّت یافتن،هدایت پذیری است. «لا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ»
۱۱-ایمان به معاد،عامل خودسازی است. «إِلَی اللّهِ مَرْجِعُکُمْ»
۱۲-پیروی از نیاکان و تقلید کورکورانه از دیگران،در قیامت نجات بخش انسان نیست،بلکه هر کس باید پاسخگوی راه و عمل خویش باشد. عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ … فَیُنَبِّئُکُمْ
۱۳-رفتار و کردار انسان در دنیا،فرجام او را در قیامت روشن می کند. «فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»
_________________________________
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهادَهُ بَیْنِکُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّهِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَأَصابَتْکُمْ مُصِیبَهُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُما مِنْ بَعْدِ الصَّلاهِ فَیُقْسِمانِ بِاللّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لا نَشْتَرِی بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ کانَ ذا قُرْبی وَ لا نَکْتُمُ شَهادَهَ اللّهِ إِنّا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِینَ«۱۰۶»
ای کسانی که ایمان آورده اید! هرگاه(نشانه های)مرگ یکی از شما فرا رسد،از میان خود دو نفر عادل را هنگام وصیّت به شهادت و گواهی فرا خوانید.و اگر در مسافرت بودید و مصیبت مرگ به سراغ شما آمد(و شاهد مسلمانی نبود)دو تن از غیر(همکیشان)تان را به گواهی بطلبید و اگر(در صداقت آنان)شک کردید،پس از نماز آن دو را نگاهدارید تا به خداوند قسم یاد کنند که ما حاضر نیستیم حقّ را به هیچ قیمتی بفروشیم، هر چند در مورد فامیل باشد و هرگز شهادت الهی را پنهان نمی کنیم،که در این صورت از گنهکارانیم.
یام ها:
۱-آستانه ی مرگ،آخرین فرصت برای وصیّت کردن است. «إِذا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّهِ»
۲-هنگام وصیّت،مؤمن باید دقّت های لازم را به کار بندد. «حِینَ الْوَصِیَّهِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ»
۳-برای ادای حقّ مردم،دو شاهد عادل بگیرید. «اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ»
۴-برای ادای حقّ مردم،اگر مسلمان حضور نداشت،با غیر مسلمان کار را محکم کنید. «غَیْرِکُمْ» (لکن غیر مسلمانی که خداوند را قبول داشته باشد تا بتواند به نام مقدّس او سوگند یاد کند) «فَیُقْسِمانِ بِاللّهِ»
۵-مراعات حقوق مردم همه جا مهم است ومکان بردار نیست. «ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ»
۶-برای پرداخت حقّ،هرگونه شک را دفع کنید. تَحْبِسُونَهُما … إِنِ ارْتَبْتُمْ
۷-سوگند،یکی از راه های شک زدایی است. «فَیُقْسِمانِ»
۸-تنها سوگند به نام«اللّه»ارزشمند و معتبر است. «فَیُقْسِمانِ بِاللّهِ»
۹-برای ادای حقّ از صحنه های مذهبی و ملکوتی و مکان ها و زمان های مقدّس کمک بگیریم.
«مِنْ بَعْدِ الصَّلاهِ فَیُقْسِمانِ بِاللّهِ»
۱۰-یکی از عوامل انحراف،رسیدن به پول است. «لا نَشْتَرِی بِهِ ثَمَناً»
۱۱-یکی از عوامل انحراف،محبّت و علاقه های فامیلی است. «لا نَشْتَرِی بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ کانَ ذا قُرْبی»
۱۲-تنها موردی که متن«سوگندنامه»از طریق وحی،دیکته شده است،«حقّ الناس»است. لا نَشْتَرِی …
۱۳-کتمان حقّ و خیانت در گواهی،عادل را فاسق می کند و در همه ادیان الهی، حرام شمرده شده است.( «ذَوا عَدْلٍ» ،می شود «لَمِنَ الْآثِمِینَ» )
_____________________________________________
سیمای سوره ی انعام
این سوره،یکصد و شصت و پنج آیه دارد و همه ی آیات آن یکجا در مکّه و با تشریفات خاصّی نازل شده است.جبرئیل،این سوره را با بدرقه ی هفتاد هزار فرشته بر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نازل کرد.
پیام اصلی آیات این سوره،مبارزه با شرک و دعوت به توحید است.از آنجا که مشرکان جزیره العرب به اعتقاد خود،بعضی چهارپایان را حلال و بعضی را حرام می دانستند،قرآن در مقام مبارزه با این گونه خرافات و باورهای غلط،از آیه ی ۱۳۶ این سوره به بعد،احکامی را در مورد چهارپایان بیان می دارد که بدین جهت این سوره،«انعام»نام گرفته است.
روایاتی درباره ی فضیلت این سوره و نیز برآورده شدن حاجت به واسطه ی تلاوت این سوره آمده است.از جمله از امام صادق علیه السلام نقل شده که هر کس چهار رکعت نماز(با دو سلام) بخواند،آنگاه این سوره و سپس دعایی را قرائت کند،حاجاتش برآورده می شود.
در هیچ سوره ای به اندازه ی این سوره،کلمه ی«قل»نیامده است.تکرار ۴۴ بار این خطاب به پیامبر،شاید به خاطر آن است که در این سوره،عقائد باطل و انحراف ها و توقّعات بی جای مشرکان بیان شده و لازم است قاطعیّت در کار باشد.این مطلب بیانگر آن است که پیامبر صلی الله علیه و آله مأمور است متن وحی را بی کم و کاست بگوید.
__________________________
سرانجام مسخره کنندگان
وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِکَ فَحاقَ بِالَّذِینَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ«۱۰»
و قطعاً پیامبرانی پیش از تو هم استهزا شدند،پس عذابی که به استهزای آن می پرداختند بر مسخره کنندگان از ایشان فرود آمد.
نکته ها:
* این آیه،تسکینی برای پیامبر اسلام است که اوّلاً:پیامبران پیشین هم مورد استهزا قرار گرفته اند. ثانیاً:نه تنها عذاب اخروی؛بلکه قهر دنیوی هم دامنگیر استهزا کنندگان می شود.
پیام ها:
۱-یاد مشکلات دیگران،صبر انسان را زیاد می کند و مبلغ دین نباید از استهزای مخالفان دلتنگ شود. «لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِکَ»
۲-استهزا،یکی از جنگ های روانی دشمن و برای تضعیف روحیه ی رهبران است که باید در برابر آن مقاومت کرد. «اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِکَ»
۳-مسخره کنندگان،عاقبت ذلیل می شوند و استهزا،دامن خودشان را می گیرد.
«فَحاقَ بِالَّذِینَ سَخِرُوا»
۴-استهزای دین،یکی از گناهان کبیره است که وعده ی عذاب بر آن داده شده است. فَحاقَ بِالَّذِینَ سَخِرُوا …
۵-خداوند حامی انبیاست واستهزا کنندگان را هلاک می کند. فَحاقَ بِالَّذِینَ سَخِرُوا …
۶-استهزا شیوه دائمی کفّار است. «کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ»
___________________________________
انسان های لجوج
وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنا عَلی قُلُوبِهِمْ أَکِنَّهً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَهٍ لا یُؤْمِنُوا بِها حَتّی إِذا جاؤُکَ یُجادِلُونَکَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هذا إِلاّ أَساطِیرُ الْأَوَّلِینَ«۲۵»
بعضی از آنها کسانی هستند که(به ظاهر)به سخن تو گوش می دهند، ولی ما بر دلهایشان پرده هایی قرار داده ایم تا آن را نفهمند و در گوشهایشان(نسبت به شنیدن حقّ)سنگینی قرار دادیم و آنان به قدری لجوجند که اگر هر آیه و معجزه ای را ببینند،باز هم به آن ایمان نمی آورند تا آنجا که چون نزد تو آیند با تو جدال می کنند و کسانی که کافر شدند می گویند:این نیست جز افسانه های پیشینیان.
یام ها:
۱-پیامبران و رهبران الهی باید از روحیات کفّار و مخالفان و ترفندهای آنان آگاه باشند. «وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ»
۲-از همه ی کفّار مأیوس نباشید،بعضی از آنان لجوجند. «وَ مِنْهُمْ»
۳-شنیدن صوت قرآن،آنگاه ارزش دارد که در دل اثر کند. «أَکِنَّهً أَنْ یَفْقَهُوهُ»
۴-کفّار بر انکار خود اصرار دارند و پرده افکنی خداوند بر دل کفار،به خاطر همین عناد و اصرار خود آنان است. «إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَهٍ لا یُؤْمِنُوا»
۵-لجاجت،درد بی درمان است و مثل آینه ی موج دار،بهترین صورت ها را هم زشت نشان می دهد. «إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَهٍ لا یُؤْمِنُوا»
۶-اگر کسی به قصد جدال و با سوء ظن و روح منفی و موضعگیری قبلی،حتّی با پیامبر هم ملاقات کند،بهره ای نخواهد برد. جاؤُکَ یُجادِلُونَکَ …
۷-کفّار هیچ راه صحیح و منطقی برای مقابله با پیامبر اسلام نداشتند.(پناه به جدال و تهمت نشانه عجز آنان از منطق است) یُجادِلُونَکَ …
_______________________________
قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِلِقاءِ اللّهِ حَتّی إِذا جاءَتْهُمُ السّاعَهُ بَغْتَهً قالُوا یا حَسْرَتَنا عَلی ما فَرَّطْنا فِیها وَ هُمْ یَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ عَلی ظُهُورِهِمْ أَلا ساءَ ما یَزِرُونَ«۳۱»
قطعاً کسانی که دیدار خداوند(در قیامت)را تکذیب کردند زیانکار شدند،همین که ساعت موعود ناگهان به سراغشان آید،در حالی که بار سنگین گناهان خویش را بر پشتشان می کشند، گویند:دریغا از آن کوتاهی هایی که در دنیا کرده ایم،آگاه باشید که چه بد باری است آنچه به دوش می کشند.
پیام ها:
۱-کسی که قیامت را نپذیرد،هستی خود را با دنیای فانی معامله کرده و این بزرگ ترین خسارت است. «قَدْ خَسِرَ»
۲-قیامت،ناگهانی فرا می رسد و کسی از زمان آن آگاه نیست،پس باید همیشه آماده بود. «جاءَتْهُمُ السّاعَهُ بَغْتَهً»
۳-روز قیامت،روز حسرت است. «یا حَسْرَتَنا»
۴-اعتراف و حسرت،نشانه ی آزادی انسان در عمل است زیرا می توانست خوب عمل کند و نکرد. «یا حَسْرَتَنا»
۵-قیامت روز حسرت و افسوس خوردن است،امّا حسرت ها در آن روز بی نتیجه است. قالُوا یا حَسْرَتَنا … وَ هُمْ یَحْمِلُونَ …
۶-گناهان،در قیامت تجسّم یافته و بر انسان بار می شوند. «یَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ»
۷-تکذیب یا فراموشی قیامت،سبب ارتکاب گناهانی است که در قیامت،وزر و وبال انسان می گردد. «کَذَّبُوا أَوْزارَهُمْ»
__________________________________
صبر در برابر مشکلات ورسیدن یاری خداوند
وَ لَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ فَصَبَرُوا عَلی ما کُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتّی أَتاهُمْ نَصْرُنا وَ لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِ اللّهِ وَ لَقَدْ جاءَکَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِینَ«۳۴»
و همانا پیش از تو نیز پیامبرانی تکذیب شدند،لیکن در برابر آنچه تکذیب شدند و آزار دیدند صبر کردند، تا یاری ما به آنان رسید.(تو نیز چنین باش زیرا)برای کلمات(و سنّت های)خداوند،تغییر دهنده ای نیست.قطعاً از اخبار پیامبران برای تو آمده است(و با تاریخ آنان آشنا هستی).
پیام ها:
۱-راه حقّ،هیچگاه هموار نبوده و تحققّ آرمان انبیا همراه با تحمّل مشکلات بوده است. «فَصَبَرُوا عَلی ما کُذِّبُوا»
۲-یکی از بهترین اهرم های مقاومت در برابر شداید،بیان امدادهای الهی است.
فَصَبَرُوا … حَتّی أَتاهُمْ نَصْرُنا
۳-رهبران،انتظار اطاعت همه را نداشته باشند. «کُذِّبُوا»
۴-شرط اصلی پیروزی،صبر است. فَصَبَرُوا … حَتّی أَتاهُمْ نَصْرُنا (خداوند به صابران،نوید پیروزی می دهد)
۵-دشمنان از هیچ تلاشی علیه حق،کوتاهی نمی کنند،خواه تکذیب باشد و خواه آزار. «کُذِّبُوا ،أُوذُوا»
۶-صبر مستمر،زمینه ساز نزول نصرت و رحمت الهی است. فَصَبَرُوا … حَتّی أَتاهُمْ نَصْرُنا
۷-حقّ،پیروز است. «أَتاهُمْ نَصْرُنا»
۸-سنّت های الهی تغییر ناپذیر است و خداوند خلف وعده نمی کند. «لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِ اللّهِ»
۹-هر کس باید نمونه های مشابه خود را در تاریخ بشناسد.خداوند خطاب به پیامبر می فرماید: «وَ لَقَدْ جاءَکَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِینَ»
۱۰-از زحمات و رنج های پیشینیان باید یاد و قدردانی کرد. «وَ لَقَدْ جاءَکَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِینَ»
____________________________
ارضای خواسته بهانه جویان جهل است
وَ إِنْ کانَ کَبُرَ عَلَیْکَ إِعْراضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِیَ نَفَقاً فِی الْأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِی السَّماءِ فَتَأْتِیَهُمْ بِآیَهٍ وَ لَوْ شاءَ اللّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَی الْهُدی فَلا تَکُونَنَّ مِنَ الْجاهِلِینَ«۳۵»
و اگر اعراض و بی اعتنایی آنان(کافران)بر تو سنگین است(و می خواهی به هر وسیله آنان را به راه آوری،ببین) اگر بتوانی سوراخی در زمین یا نردبانی در آسمان بجویی تا آیه ای (دیگر)برایشان بیاوری(پس بیاور ولی بدان که باز هم ایمان نخواهند آورد)و اگر خدا خواسته بود همه ی آنان را بر هدایت گرد می آورد(ولی سنّت الهی بر هدایت اجباری نیست) پس هرگز از جاهلان مباش.
نکته ها:
* در شأن نزول آیه آمده است:کفّار به رسول خدا صلی الله علیه و آله می گفتند:ما هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد،مگر آنکه زمین را شکافته برایمان چشمه ای جاری سازی: «لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتّی تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْأَرْضِ یَنْبُوعاً»،یا به آسمان روی: «أَوْ تَرْقی فِی السَّماءِ»شاید آیه اشاره به نوع درخواست های نابجای آنان باشد که اگر زمین را بکاوی یا نردبان به آسمان بگذاری و خود را به آب و آتش بزنی،سودی ندارد.در دعوت تو نقصی نیست،اینان لجوجند،پس برای ارشادشان این همه دلسوزی نکن.
پیام ها:
۱-پیامبر،برای هدایت مردم،دلسوز و نسبت به اعراضشان غمگین بود. «وَ إِنْ کانَ کَبُرَ عَلَیْکَ إِعْراضُهُمْ»
۲-پیامبر باید روحیّات مخاطبان خود را بشناسد و بداند که گروهی از هر معجزه ای که برایشان آورده شود،روی گردانند. «إِعْراضُهُمْ»
۳-پیامبراکرم صلی الله علیه و آله می خواست به هر طریق مردم هدایت شوند،امّا اشکال در روحیّه ی لجوج کفّار است که خداوند هشدار می دهد. «تَبْتَغِیَ نَفَقاً فِی الْأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِی السَّماءِ»
۴-خداوند می تواند همه را هدایت کند؛ولی حکمت او اقتضا می کند که انسان آزاد باشد. «وَ لَوْ شاءَ اللّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَی الْهُدی»
۵-ارضای خواسته های بهانه جویان و بی صبری مبلّغان،جهل است. «فَلا تَکُونَنَّ مِنَ الْجاهِلِینَ» (ریشه ی بسیاری از توقّعات نابجا،جهل است)
_______________________________
هر رفاهی لطف نیست و هر رنجی قهر نیست
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلی أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ«۴۲»
و همانا به سوی امّت های پیش از تو(نیز پیامبرانی)فرستادیم،(و چون سرپیچی کردند)آنان را به تنگدستی وبیماری گرفتار کردیم.باشد که تضرّع کنند.
نکته ها:
* «بأساء»به معنای جنگ،فقر،قحطی،سیل،زلزله و امراض مُسری است و«ضراء»به معنای غم،غصّه،آبروریزی،جهل و ورشکستگی.
* حضرت علی علیه السلام فرمود:اگر هنگام ناگواری ها مردم صادقانه به درگاه خدا ناله کنند،مورد لطف خدا قرار می گیرند. مولوی در ترسیم این حقیقت می گوید:
پیش حقّ یک ناله از روی نیاز
به که عمری در سجود و در نماز
زور را بگذار و زاری را بگیر
رحم سوی زاری آید ای فقیر
پیام ها:
۱-بعثت انبیا در میان مردم،یکی از سنّت های الهی در طول تاریخ بوده است.
«لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلی أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ»
۲-تاریخ گذشتگان،عبرت آیندگان است. «قَبْلِکَ»
۳-در تربیت و ارشاد،گاهی فشار وسخت گیری هم لازم است. «فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ»
۴-مشکلات،راهی برای بیداری فطرت وتوجّه به خداوند است. «یَتَضَرَّعُونَ»
۵-هر رفاهی لطف نیست و هر رنجی قهر نیست. «لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ»
________________________________
رای افراد لجوج،نه تبلیغ مؤثّر است،نه تنبیه
فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لکِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ ما کانُوا یَعْمَلُونَ«۴۳»
پس چرا هنگامی که ناگواری های ما به آنان رسید،توبه و زاری نکردند؟ آری(حقیقت آن است که)دل های آنان سنگ و سخت شده و شیطان کارهایی را که می کردند،برایشان زیبا جلوه داده است.
پیام ها:
۱-تضرّع به درگاه خداوند،سبب رشد و قرب به او و ترک آن نشانه ی سنگدلی و فریفتگی است. فَلَوْ لا … تَضَرَّعُوا
۲-انسان فطرتاً زیبایی را دوست دارد تا آنجا که شیطان نیز از همین غریزه،او را اغفال می کند. «زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ»
۳-برای افراد لجوج،نه تبلیغ مؤثّر است،نه تنبیه. «قَسَتْ قُلُوبُهُمْ»
۴-ریشه ی غرور و ترک تضرّع،مفتون شدن به تزیینات شیطانی است. فَلَوْ لا … تَضَرَّعُوا … زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ
__________________________________
مهلت دادن به مجرمان و سرگرم شدن خلافکاران،یکی از سنّت های الهی است
فَلَمّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتّی إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَهً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ«۴۴»
پس چون اندرزهایی را که به آنان داده شده بود،فراموش کردند،درهای هرگونه نعمت را به رویشان گشودیم(و در رفاه و مادیات غرق شدند)تا آنگاه که به آنچه داده شدند دلخوش کردند،ناگهان آنان را(به عقوبت) گرفتیم پس یکباره محزون و نومید گردیدند.
نکته ها:
* «مُبْلِسُونَ» از«ابلاس»،به معنای حزن و اندوه همراه با یأس است.حالتی که مجرمان، هنگام پاسخ نیافتن در دادگاه پیدا می کنند.
* در دو آیه ی قبل فرمود:ما افرادی را گرفتار می کنیم تا تضرّع کنند،در این آیه می فرماید:
برخی در لحظه های گرفتاری هم خدا را فراموش می کنند. نَسُوا ما ذُکِّرُوا …
* در قرآن می خوانیم: «وَ عَسی أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ»،چه بسا چیزی را دوست دارید،در حالی که برای شما شرّ است و حضرت علی علیه السلام می فرماید:«اذا رأیت سبحانه یتابع علیک نعمه و أنت تعصیه فاحذره»اگر دیدی خداوند نعمت هایش را بر تو مدام می دهد،ولی تو گناه می کنی،پس به هوش باش،چه بسا این لطفها عاقبت خوشی ندارد.
* دنیا وبهره هایش،هم می تواند برای انسان نعمت باشد،هم نقمت.در آیه مورد بحث،دنیا نقمت به حساب آمده است.امّا ایمان وتقوا،برکات آسمان وزمین را برای اهلش به دنبال دارد،چنانکه در آیه ی ۹۶ سوره ی اعراف آمده است: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» ،بنابراین غفلت،درهای خیر را بر روی انسان می بندد.
* پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:«اذا رأیت اللّه یعطی علی المعاصی فان ذلک استدراج منه»،اگر مشاهده کردی که دنیا به کام گنهکاران است خوشحال مباش،زیرا این استدراج الهی و به تدریج هلاکت کردن اوست. و آنگاه حضرت این آیه را تلاوت فرمودند.
امام باقر علیه السلام در تأویل آیه فرمودند:چون مردم ولایت علی بن ابی طالب علیهما السلام را ترک کردند و حال آنکه به آن امر شده بودند، فَلَمّا نَسُوا …،دولت آنان را در دنیا بسط دادیم، فَتَحْنا عَلَیْهِمْ …تا حضرت قائم علیه السلام قیام کند، حَتّی … أَخَذْناهُمْ بَغْتَهً .
پیام ها:
۱-همیشه رفاه زندگی،علامت رحمت نیست،گاهی زمینه ی عقوبت است.
«نَسُوا -فَتَحْنا»
۲-مهلت دادن به مجرمان و سرگرم شدن خلافکاران،یکی از سنّت های الهی است. فَلَمّا نَسُوا … فَتَحْنا
۳-قهر خداوند بعد از اتمام حجّت است. نَسُوا ما ذُکِّرُوا … أَخَذْناهُمْ
۴-تنگناها و گشایش ها به دست خداست. أَخَذْناهُمْ … فَتَحْنا
۵-مرگ و قهر الهی،ناگهانی می آید،پس باید همیشه آماده بود. «بَغْتَهً»
۶-شادی عیّاشان،ناگهان به ناله ی مأیوسانه تبدیل خواهد شد. «فَرِحُوا- مُبْلِسُونَ»
__________________________________________
سوال از وجدان مخالفان
قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللّهُ سَمْعَکُمْ وَ أَبْصارَکُمْ وَ خَتَمَ عَلی قُلُوبِکُمْ مَنْ إِلهٌ غَیْرُ اللّهِ یَأْتِیکُمْ بِهِ انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیاتِ ثُمَّ هُمْ یَصْدِفُونَ«۴۶»
بگو:چه فکر می کنید،اگر خداوند،شنوایی و بینایی شما را بگیرد و بر دل های شما مهر بزند،جز خداوند،کدام معبودی است که آنها را به شما باز دهد؟ببین که ما چگونه آیات را به گونه های مختلف بیان می کنیم،امّا آنان(به جای ایمان و تسلیم)روی بر می گردانند.
یام ها:
۱-یکی از روشهای تبلیغی و تربیتی قرآن،سؤال از وجدان هاست. أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللّهُ … مَنْ إِلهٌ
۲-برای خداوند،پس گرفتن نعمت هایی که داده آسان است،پس بهوش باشیم.
أَخَذَ اللّهُ سَمْعَکُمْ …
۳-هم آفرینش از آنِ خداوند است،هم کارآیی لحظه به لحظه ی آن نعمت پروردگار است. «أَخَذَ اللّهُ سَمْعَکُمْ»
۴-گوش وچشم و عقل،ابزار شناخت انسان و از مهم ترین نعمت های الهی است. سَمْعَکُمْ وَ أَبْصارَکُمْ … قُلُوبِکُمْ
۵-معبودهای خیالی،نه توان آفریدن و نه توان برگرداندن نعمت های از دست رفته را دارند «مَنْ إِلهٌ غَیْرُ اللّهِ یَأْتِیکُمْ» (آری،کسی لایق پرستش است که هم بتواند نعمتی را بدهد و هم بتواند بازستاند)
۶-با آن همه استدلال،توجّه مشرکان به غیر خداوند،شگفت آور است. اُنْظُرْ کَیْفَ …
۷-برای انسان های لجوج،هرنوع بیانی بی اثر است. «نُصَرِّفُ الْآیاتِ ثُمَّ هُمْ یَصْدِفُونَ»
قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتاکُمْ عَذابُ اللّهِ بَغْتَهً أَوْ جَهْرَهً هَلْ یُهْلَکُ إِلاَّ الْقَوْمُ الظّالِمُونَ«۴۷»
بگو:چه خواهید کرد اگر عذاب خداوند،به طور پنهان و ناگهانی یا آشکارا به سراغ شما آید،آیا جز گروه ستمگران هلاک خواهند شد؟
________________________________
–طرد پابرهنگان و محرومان مخلص،ظلم است
وَ لا تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداهِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ ما عَلَیْکَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ وَ ما مِنْ حِسابِکَ عَلَیْهِمْ مِنْ شَیْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظّالِمِینَ«۵۲»
و کسانی را که بامداد و شامگاه پروردگارشان را می خوانند،در حالی که رضای او را می طلبند، از خود مران.چیزی از حساب آنان بر عهده ی تو نیست و از حساب تو نیز چیزی بر عهده ی آنان نیست که طردشان کنی و در نتیجه از ستمگران شوی.
نکته ها:
* در شأن نزول این آیه آمده است:جمعی از کفّار پولدار،چون دیدند فقیرانی مانند:عمار و بلال و خباب و…دور پیامبر را گرفته اند،پیشنهاد کردند که آن حضرت،اینان را طرد کند تا آنان گرد او جمع آیند.به نقل«تفسیر المنار»خلیفه ی دوّم گفت:به عنوان آزمایش،طرح را بپذیریم،آیه ی فوق نازل شد.مشابه این مطلب در سوره ی کهف،آیه ی ۲۸ نیز آمده است.
* در تفسیر قُرطبی آمده است:پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پس از نزول این آیه،از مجلس فقرا بر نمی خاست تا آنکه اوّل فقیران برخیزند.
* منظور از خواندن خدا در صبح و شب،ممکن است نمازهای روزانه باشد.
پیام ها:
۱-حفظ نیروهای مخلص و فقیر و مجاهد،مهم تر از جذب سرمایه داران کافر است. «لا تَطْرُدِ»
۲-هدف،وسیله را توجیه نمی کند.برای جذب سران کفر،نباید به مسلمانان موجود اهانت کرد. «لا تَطْرُدِ»
۳-اسلام،مکتب مبارزه با تبعیض،نژاد پرستی،امتیاز طلبی و باج خواهی است.
(با توجّه به شأن نزول)
۴-اغلب طرفداران انبیا،پابرهنگان بوده اند.(با توجّه به شأن نزول)
۵-بهانه گیران،اگر از رهبر و مکتب نتوانند عیب بگیرند،از پیروان و وضع اقتصادی آنان عیب جویی می کنند.(با توجّه به شأن نزول)
۶-هیچ امتیازی با«ایمان»برابری نمی کند. «یُرِیدُونَ وَجْهَهُ»
۷-میزان،حال فعلی اشخاص است.اگر مؤمنان فقیر،خلاف قبلی داشته باشند، حسابشان با خداست. «ما عَلَیْکَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ»
۸-حساب همه با خداست،حتّی رسول اکرم نیز مسئول انتخاب وعمل دیگران نیست، «ما عَلَیْکَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ» و خود نیز حساب و کتاب دارد. «وَ ما مِنْ حِسابِکَ عَلَیْهِمْ مِنْ شَیْءٍ»
۹-طرد پابرهنگان و محرومان مخلص،ظلم است. «فَتَکُونَ مِنَ الظّالِمِینَ»
________________________________
رعایت اهمّ و مهمّ در مسائل
وَ ما عَلَی الَّذِینَ یَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ وَ لکِنْ ذِکْری لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ«۶۹»
کسانی که پروا پیشه کردند،به گناه ستمکاران بازخواست نخواهند شد، ولی باید آنان را پند دهند تا شاید پرهیزکار شوند.
نکته ها:
* آیه ی تحریم که در باره همنشینی با یاوه گویان و مسخره کنندگان نازل شد،عدّه ای گفتند:
پس به مسجدالحرام هم نباید برویم و طواف نیز نکنیم،چون دامنه ی استهزاشان تا آنجا هم کشیده شده است.این آیه نازل شد که حساب مسلمانانِ با تقوا که به مقدار توان تذکّر می دهند جداست،آنها مسجدالحرام را ترک نکنند.
* شرکت در جلسه ی اهل گناه به قصد نهی از منکر وارشاد،مانعی ندارد،البتّه برای آنان که با
تقوا و نفوذ ناپذیرند،وگرنه بسیاری برای نجات غریق می روند و خود غرق می شوند.
پیام ها:
۱-رعایت اهمّ و مهمّ در مسائل،از اصول عقلی و اسلامی است.شنیدن موقّتی یاوه ها به قصد پاسخگویی یا نجات منحرفان،جایز است. «وَ ما عَلَی الَّذِینَ یَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ»
۲-تقوا وسیله ی حفاظت و بیمه ی انسان در مقابل گناه است.(مثل لباس ضد حریق،برای مأموران آتش نشانی) «وَ ما عَلَی الَّذِینَ یَتَّقُونَ»
۳-از همنشینی با یاوه سرایان پرهیز کنیم وسخنانشان را استماع نکنیم،ولی اگر به ناچار چیزی به گوش ما،رسید مانعی ندارد. ما عَلَی الَّذِینَ یَتَّقُونَ … مِنْ شَیْءٍ
۴-علاوه بر تقوای خود،باید به فکر متّقی کردن دیگران نیز باشیم. «وَ لکِنْ ذِکْری لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ»
_____________________________________
وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ«۷۵»
و این گونه ملکوت آسمان ها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم تا(یقین پیدا کند و)از اهل یقین باشد.
پیام ها:
۱-آنکه حقّ را شناخت و به آن دعوت کرد و از چیزی نهراسید،خداوند«دیدِ ملکوتی»به او می بخشد. (همچون حضرت ابراهیم،به مقتضای آیه قبل) وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ …آری،یک جوان هم می تواند با رشد معنوی،به دید ملکوتی دست یابد.چون طبق تفاسیر متعدّد، ابراهیم در آن زمان نوجوان بود.
۲-یقین،عالی ترین درجه ی ایمان است. «وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ»
۳-به یقین رسیدن،نیاز به امداد الهی دارد. نُرِی … اَلْمُوقِنِینَ
_______________________
روش هدایت حضرت ابراهیم
فَلَمّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأی کَوْکَباً قالَ هذا رَبِّی فَلَمّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِینَ«۷۶»
پیام ها:
۱-یکی از شیوه های احتجاج،اظهار همراهی با عقیده ی باطل و سپس ردّ کردن آن است. «هذا رَبِّی»
۲-بیدار کردن فطرت ها،فعال کردن اندیشه ها و توجّه به احساسات،یکی از شیوه های تبلیغ است. «لا أُحِبُّ الْآفِلِینَ»
۳-محبوب واقعی کسی است که محدود به مکان،زمان و موقّت نباشد. «لا أُحِبُّ الْآفِلِینَ»
۴-معبود،باید محبوب و عبادت باید عاشقانه باشد،روح دین،عشق است.
«لا أُحِبُّ الْآفِلِینَ»
فَلَمّا رَأَی الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّی فَلَمّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضّالِّینَ «۷۷»
پس(بار دیگر)چون ماه را در حال طلوع و درخشش دید،گفت:این پروردگار من است.پس چون غروب کرد،گفت:اگر پروردگارم مرا هدایت نکرده بود،قطعاً از گروه گمراهان می بودم.
پیام ها:
پیام های ۱ و ۲ و ۳ آیه ی قبل،در اینجا نیز موضوعیّت دارد.
۴-در انتقاد،باید از روش گام به گام بهره گرفت.در آیه ی قبل فرمود:من«آفلین» را دوست ندارم.ولی اینجا می فرماید:پرستش ماه،انحراف و ضلالت است.
۵-در راه شناخت،باید به فیض و هدایت الهی تکیه کرد و بدون آن،نمی توان به سرچشمه ی زلال معارف رسید. «لَئِنْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی»
۶-انبیا هم به هدایت الهی نیازمندند. «لَئِنْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی»
۷-هدایتگری از شئون ربوبیّت است. «یَهْدِنِی رَبِّی»
________________________________
ذریه حضرت ابراهیم(ع) از طریق مادر
وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ کُلاًّ هَدَیْنا وَ نُوحاً هَدَیْنا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ مُوسی وَ هارُونَ وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ«۸۴»
و ما به او(ابراهیم)،اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و یکایک آنان را هدایت کردیم و نوح را پیش از آنان هدایت کرده بودیم.و از نسل او(ابراهیم)، داود و سلیمان و ایّوب و یوسف و موسی و هارون را(نیز هدایت کردیم)و ما این گونه نیکوکاران را پاداش می دهیم.
نکته ها:
* در این آیه و دو آیه ی بعد،در مجموع نام ۷ نفر از پیامبران آمده است
* در ضمیر «ذُرِّیَّتِهِ» دو احتمال است:یکی آنکه ضمیر به حضرت ابراهیم برگردد،چون آیات پیش درباره ی اوست و اکثر این افراد از نسل اویند،روایت نیز همین را می فرماید.
دیگر آنکه به نوح علیه السلام برگردد،چون ضمیر به نام او نزدیکتر است و از نسل او پیامبرانی همچون لوط بوده اند.
پیام ها:
۱-فرزند صالح،هدیه و موهبت الهی است. «وَهَبْنا – نَجْزِی»
۲-سنّتِ هدایت و بعثت،همواره جریان داشته است. «وَ نُوحاً هَدَیْنا مِنْ قَبْلُ»
۳-الطاف الهی بی حساب و کتاب به کسی داده نمی شود. «کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ»
وَ زَکَرِیّا وَ یَحْیی وَ عِیسی وَ إِلْیاسَ کُلٌّ مِنَ الصّالِحِینَ«۸۵»
و زکریّا،یحیی،عیسی و الیاس را(نیز هدایت کردیم و)همه از شایستگانند.
وَ إِسْماعِیلَ وَ الْیَسَعَ وَ یُونُسَ وَ لُوطاً وَ کلاًّ فَضَّلْنا عَلَی الْعالَمِینَ«۸۶»
و اسماعیل و یَسَع و یونس و لوط را(نیز هدایت کردیم)و همه را بر جهانیان برتری دادیم.
وَ مِنْ آبائِهِمْ وَ ذُرِّیّاتِهِمْ وَ إِخْوانِهِمْ وَ اجْتَبَیْناهُمْ وَ هَدَیْناهُمْ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ«۸۷»
واز پدران وذرّیه وبرادرانشان،کسانی را(مورد لطف قرارداده وبه خاطر لیاقتشان آنان را به نبوّت)برگزیدیم و به راه راست هدایتشان کردیم.
نکته ها:
* برخی گمان کرده اند که ذریّه تنها به نوه های پسری گفته می شود،در حالی که حضرت عیسی که پدر نداشت و تنها از طرف مادر به ابراهیم علیه السلام منسوب بود،در این آیه از ذریّه حضرت ابراهیم به شمار آمده است. وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ … عِیسی امام صادق و امام کاظم علیهما السلام به استناد همین آیه،اهل بیت علیهم السلام را که از طرف مادر به پیامبر می رسند، ذرّیه رسول اللّه و ابناء رسول اللّه دانسته اند. فخررازی نیز در تفسیر خود،این نکته را پذیرفته است.در«تفسیر المنار»هم حدیثی از صحیح بخاری نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله کلمه ی ذریّه را درباره ی امام حسن علیه السلام به کار برده است.
* برخی خواسته اند از کلمه ی «مِنْ» در «مِنْ آبائِهِمْ» استفاده کنند که در میان پدران انبیا افراد منحرف هم بوده اند ولی لحن آیات،در مقام برگزیدگی پدران برای نبوت است.نه در مقام کفر و ایمان آنان.
__________________________
انبیا ضامنِ وظیفه اند نه نتیجه
وَ لَوْ شاءَ اللّهُ ما أَشْرَکُوا وَ ما جَعَلْناکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظاً وَ ما أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ«۱۰۷»
و اگر خداوند می خواست(همه به اجبار ایمان می آوردند و)شرک نمی ورزیدند(ولی سنّت الهی چنین نیست)و ما تورا بر آنان نگهبان قرار ندادیم و تو وکیل(ایمان آوردن)آنان نیستی.
نکته ها:
* مشیّت و خواستِ خداوند دو گونه است:خواست تشریعی و خواست تکوینی.خداوند از نظر تشریعی،هدایتِ همه ی مردم را خواسته است و لذا پیامبران و کتب آسمانی را فرستاده است،امّا از نظر تکوینی خواسته است که مردم بر اساس اراده و اختیار خود،راه را انتخاب کنند،نه آنکه مجبور به پذیرش دین باشند.
پیام ها:
۱-اراده وخواست خداوند،تخلّف ندارد. «لَوْ شاءَ اللّهُ ما أَشْرَکُوا»
۲-مشیّت و اراده ی الهی بر آزاد گذاشتن انسان هاست و وجود مشرکان،نشانه ای از این آزادی است. «وَ لَوْ شاءَ اللّهُ ما أَشْرَکُوا»
۳-پیامبران الهی،مربّی و معلّم مردمند نه زندانبانانی که با زور و تحمیل،دستور دهند. «ما جَعَلْناکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظاً»
۴-پیامبر،نه مسئول دفع بلا از مشرکان و نه مسئول جلب منفعت برای آنان است.
«ما جَعَلْناکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظاً وَ ما أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ»
۵-انبیا ضامنِ وظیفه اند نه نتیجه.با آن همه تلاش،گروه بسیاری مشرک ماندند.
«وَ ما أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ»
۶-پیامبر،برای هدایت مردم سوز و گداز داشت. «وَ ما أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ»
_________________________
از بددهنی نسبت به مخالفان بپرهیزیم
وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّوا اللّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذلِکَ زَیَّنّا لِکُلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلی رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ«۱۰۸»
و به(معبود)کسانی که غیر خدا را می خوانند ناسزا نگویید که آنان نیز از روی جهل و دشمنی به خداوند ناسزا می گویند.ما این گونه عمل هر امّتی را برایشان جلوه دادیم.سپس بازگشت آنان به سوی پروردگارشان است، پس خداوند آنان را به آنچه می کردند خبر می دهد.
پیام ها:
۱-احساسات خود را نسبت به مخالفان کنترل کنیم و از هرگونه بد دهنی و ناسزا بپرهیزیم. «لا تَسُبُّوا»
۲-به بازتاب برخوردهای خود توجّه کنیم. لا تَسُبُّوا … فَیَسُبُّوا اللّهَ
۳-با فحش و ناسزا،نمی توان مردم را از مسیر غلط باز داشت. «لا تَسُبُّوا»
۴-ناسزاگویی،عامل بروز دشمنی و کینه و ناسزا شنیدن است. لا تَسُبُّوا … فَیَسُبُّوا …
عَدْواً
۵-دشنام،نشانه ی نداشتن یا منطق است،یا ادب و یا صبر.(مسلمان با پرهیز از ناسزا،باید نشان دهد که صبر و منطق و ادب دارد.) «لا تَسُبُّوا»
۶-هر کاری که سبب توهین به مقدّسات شود،حرام است. «فَیَسُبُّوا اللّهَ»
۷-استفاده از حربه ی دشنام وناسزا،در نهی از منکر و تبلیغات ومناظرات ممنوع است. «لا تَسُبُّوا»
۸-کاری که سبب کشیده شدن دیگران به گناه وحرام می شود،حرام است.
لا تَسُبُّوا … فَیَسُبُّوا
۹-گاهی انسان ناخودآگاه در گناه دیگران شریک می شود،آنجا که مقدّمات گناه دیگران را فراهم کند. «فَیَسُبُّوا اللّهَ»
۱۰-از سنّت های الهی،زیبا جلوه کردن اعمال امّت ها در نظر آنان است. «زَیَّنّا لِکُلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ» (هر امّتی اعمال خود را هرچند ناحقّ باشد،زیبا می پندارد)
۱۱-جلوه نمایی و زیبادیدن،نشانه ی حقانیّت نیست. «زَیَّنّا لِکُلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»
۱۲-آگاه کردن مردم از کرده های خویش در قیامت،از شئون ربوبیّت الهی است.
إِلی رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُمْ …
انتخاب گزینشی شفقنا از تفسیر نور
