دوشنبه 28 ثور 1405

آخرین اخبار

دهه اول ذی‌الحجه؛ فضیلت‌ها و اعمال مستحب

شفقنا افغانستان - در فضیلت این ماه همین بس...

هشدار هواشناسی؛ احتمال سرازیر شدن سیلاب در ۱۳ ولایت افغانستان

شفقنا افغانستان – اداره هواشناسی افغانستان اعلام کرده است...

حزب وحدت: برخورد طالبان با عالم شیعه در کابل «نشانه تبعیض ساختاری» است

شفقنا افغانستان - «حزب وحدت اسلامی افغانستان» به رهبری...

رهبر طالبان: از علما خواست برای کشته‌شدگان طالبان کتاب بنویسند

شفقنا افغانستان - هبت‌الله آخوندزاده، رهبر طالبان، در دیدار...

آغاز کمپاین سراسری واکسین پولیو در ۱۶ ولایت افغانستان

شفقنا افغانستان - سازمان «افغانستان عاری از پولیو» اعلام...

گلچینی از ۱۰ حدیث اخلاقی و پندآموز امام جواد (ع)

شفقنا افغانستان - سخنان اخلاقی گرانبهایی از امام جواد...

هوش مصنوعی به کمک بیماران سرطانی آمد؛ کاهش اضطراب با آواتار دیجیتال

شفقنا افغانستان – پژوهشی جدید که در کنگره انجمن...

آیا این تراشه کف‌دستی آینده مأموریت‌های فضایی را تغییر می‌دهد؟

شفقنا افغانستان – ناسا تراشه پیشرفته جدیدی ساخته است...

آیا مغز سالم می‌تواند اثرات اولیه آلزایمر را خنثی کند؟

شفقنا – پژوهشگران دانشگاه مورداک استرالیا دریافتند افرادی که...

روایت دیلی‌میل از زندگی یک زن افغان؛ از شکنجه در گذشته تا بازگشت دوباره طالبان

شفقنا افغانستان - رسانه بریتانیایی «دیلی‌میل» در گزارشی اختصاصی،...

علی بلال در رقابت‌های پرورش‌اندام «پتسبورگ پرو» نایب‌قهرمان شد

شفقنا افغانستان - علی بلال، ورزشکار پرورش‌اندام اهل افغانستان،...

ذکیه خدادادی پس از قهرمانی در پاراتکواندو اروپا: «این یک افتخار بزرگ است»

شفقنا افغانستان - ذکیه خدادادی، ورزشکار افغانستانی-فرانسوی، با غلبه...

آغاز استخراج بیروج در پنجشیر؛ طالبان از توسعه فعالیت‌های معدنی خبر داد

شفقنا افغانستان - مقام‌های محلی طالبان در پنجشیر اعلام...

اخراج اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی به کشور در ۲۴ ساعت گذشته

شفقنا افغانستان- طالبان اعلام کرد روز گذشته یک‌هزار و...

هزاره‌ها در حاکمیت طالبان؛ بازگشت تدریجی به عصر عبدالرحمن

شفقنا افغانستان - وضعیت کنونی هزاره‌ها در حاکمیت طالبان،...

بحران رهبری در بریتانیا: فشار برای استعفای استارمر پس از خروج وزیر بهداشت و سقوط محبوبیت

شفقنا افغانستان– در بحبوحه آشفتگی سیاسی در بریتانیا، نخست‌وزیر...

شیوع هانتاویروس در کشتی هوندیوس؛ کانادا مورد جدید را تأیید کرد

شفقنا افغانستان – بانی هنری، مسئول بهداشت بریتیش کلمبیا،...

سازمان جهانی بهداشت: شیوع ابولا در آفریقا وضعیت اضطراری بین‌المللی دارد

شفقنا افغانستان – سازمان بهداشت جهانی (WHO) به دلیل...

میراث حکمت امام جواد(ع)؛ گنجینه‌ای از توصیه‌های اخلاقی که هنوز راهگشاست

شفقنا افغانستان– چنان ‌که ‌لقب ‌جواد حاکی ‌از آن‌...

نخست‌وزیر ایتالیا: تنگه هرمز باید بدون محدودیت بازگشایی شود

شفقنا افغانستان - نخست وزیر ایتالیا خواستار بازگشایی تنگه...

تفسیر آیات مهم جزء هجدهم قرآن کریم

شفقناافغانستان-جزء هجدهم از جزء از آیه ۱ سوره المؤمنون آغاز و تا آیه ۲۰ سوره فرقان ادامه دارد.

به گزارش خبرگزاری شفقناافغانستان، سوره مومنون به نشانه های ایمان و افراد مومن پرداخته است

در سوره نور احکام مجازات مردان و زنان زناکار و کسانی که به زنان پاکدامن تهمت زنا بزنند،همچنین ماجرای معروفِ«افک»،حکم حجاب و رعایت پاکدامنی برای جلوگیری از انحرافات،دیگر موضوعاتی است که این سوره به آنها می پردازد.

سوره فرقان شامل آیاتی درباره ی بهانه های مشرکان و پاسخ آنان،سرگذشت اقوام پیشین همچون اصحاب رسّ،حسرت مردم در قیامت،نشانه های توحید و عظمت خداوند در طبیعت و مقایسه ی مؤمنان با کافران می باشد.

در ادامه تفسیر برخی از آیات این جرء را میخوانیم:

سوره مومنون

این سوره که یکصد وهجده آیه دارد،در مکّه نازل شده است.

با توجّه به بیان سیمای مؤمنان و آثار و نشانه های ایمان در آیات ابتدایی این سوره،نام«مؤمنون»برای آن انتخاب گردیده است.البتّه سرگذشت پیامبرانی چون حضرت نوح،هود،موسی و عیسی علیهم السلام و پاسخ اقوام مختلف به دعوت آنان در ادامه آمده است.

در فضیلت تلاوت این سوره،امام صادق علیه السلام می فرماید:تداوم بر تلاوت این سوره خصوصاً در روزهای جمعه،مایه ی سعادت دنیا و آخرت و همنشینی با پیامبران الهی در فردوس برین می گردد.

________________________

دوری از لغو،به اندازه ای مهم است که بین نماز و زکات ذکر شده است

وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ«۳» وَ الَّذِینَ هُمْ لِلزَّکاهِ فاعِلُونَ«۴»

و آنان که از بیهوده روی گردانند.و همان کسانی که زکات می پردازند.

وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ«۵» إِلاّ عَلی أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ«۶»

و آنان که دامان خود را(از گناه)حفظ می کنند.مگر در مورد همسرانشان یا کنیزانی که به دست آورده اند،پس آنان(در آمیزش با این دو گروه) ملامت نمی شوند.

فَمَنِ ابْتَغی وَراءَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ العادُونَ«۷»

پس هر کس فراتر از این(همسر و کنیز)طلب کند،پس آنانند که متجاوزند.

پیام ها:

۱- نشانه ی ایمان،دوری از لغو است. «وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ» (مؤمن باید در تمام کارها و سخنان خود هدف صحیح داشته باشد)

۲- دوری از لغو،به اندازه ای مهم است که بین نماز و زکات ذکر شده است.

«خاشِعُونَ – مُعْرِضُونَ – لِلزَّکاهِ فاعِلُونَ»

۳- اهمیّت زکات مانند اهمیّت نماز است.(در ۲۸ آیه،نماز و زکات در کنار هم آمده است) «فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ ، لِلزَّکاهِ فاعِلُونَ»

۴- اعتقاد به تنهایی کافی نیست،عمل هم لازم است. اَلْمُؤْمِنُونَ … فاعِلُونَ

۵-حیا،شرط ایمان است. «لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ» (آلودگی جنسی،نشانه ی ضعف ایمان است)

۶- شهوت،طغیانگر است و به کنترل و حفاظت نیاز دارد. «حافِظُونَ»

۷- در ارضای غریزه ی جنسی،محدودیّت لازم است ولی ممنوعیّت خلاف فطرت است. «إِلاّ عَلی أَزْواجِهِمْ»

۸-حیای نابجا ممنوع.همین که اسلام،انجام کاری را اجازه داد،همه ی سنّت ها و عادت ها و سلیقه های شخصی و مخالف دین،محکوم است. «غَیْرُ مَلُومِینَ»

۹- قانون شکنی،تجاوز به حدودی که خداوند تعیین نموده می باشد. «العادُونَ»

۱۰- به سراغ گناه رفتن نیز گناه است. «ابْتَغی – اَلعادُونَ»

______________________________

در تبلیغ دین،مردم را با محبّت مورد خطاب قرار دهید

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلی قَوْمِهِ فَقالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ أَ فَلا تَتَّقُونَ«۲۳»

و همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم،پس(به آنها)گفت:ای قوم من! خداوند(یکتا)را بپرستید.جز او هیچ خدایی برای شما نیست،آیا پروا نمی کنید؟

نکته ها:

* خداوند در آیات قبل،از آفرینش انسان و آنچه در زمینه ی تأمین منافع مادّی اوست سخن گفت و در این آیات به تأمین غذای فکری و عقیدتی او می پردازد.

پیام ها:

۱- در تبلیغ دین،مردم را با محبّت مورد خطاب قرار دهید. «یا قَوْمِ»

۲- دعوت به توحید،اوّلین وظیفه ی انبیاست.(در تبلیغ،به مسائل اصلی توجّه کنید) «اعْبُدُوا اللّهَ»

۳- روح پرستش در باطن انسان وجود دارد،انبیا مورد پرستش را بیان می کنند.

«اعْبُدُوا اللّهَ – ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ»

۴- به سراغ غیر خدا رفتن،بی پروایی است. «أَ فَلا تَتَّقُونَ»

__________________________
در برابر منطق صحیح،به تاریخ و تقلید نیاکان و فرهنگ ملّی خود تکیه نکنید و مدافع وضع موجود نباشید

فَقالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما هذا إِلاّ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ وَ لَوْ شاءَ اللّهُ لَأَنْزَلَ مَلائِکَهً ما سَمِعْنا بِهذا فِی آبائِنَا الْأَوَّلِینَ«۲۴»

پس اشراف قوم او که کافر شدند،گفتند:این نوح جز انسانی همانند شما نیست،او می خواهد بر شما برتری جوید،اگر خداوند می خواست(برای ما پیامبری بفرستد)قطعاً فرشتگانی می فرستاد.ما این(دعوت نوح)را در میان(تاریخ)پدران قبلی خود نشنیده ایم.

پیام ها:

۱- اشراف،در خط مقدّم مخالفان انبیا بودند.«ملأ»

۲- حُبّ ذات،غریزه ای عمیق در انسان هاست.(انسان از این که کسی بر او برتری یابد نگران است) «یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ»

۳- تهمت برتری جویی،وسیله ی تبلیغات کفّار است. «یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ»

۴- انسان متکبّر،برای خدا هم تکلیف معیّن می کند. «لَوْ شاءَ اللّهُ لَأَنْزَلَ مَلائِکَهً»

۵-کافران کمال را نقص می پندارند. ما هذا إِلاّ بَشَرٌ … لَأَنْزَلَ مَلائِکَهً (انسان بودن انبیا برای راهنمایی بشر کمال است،امّا کفّار می گفتند:او نباید بشر باشد)

۶- در برابر منطق صحیح،به تاریخ و تقلید نیاکان و فرهنگ ملّی خود تکیه نکنید و مدافع وضع موجود نباشید. «ما سَمِعْنا بِهذا»

__________________________

نگذارید نسل حیوانات منقرض شود

فَأَوْحَیْنا إِلَیْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنا وَ وَحْیِنا فَإِذا جاءَ أَمْرُنا وَ فارَ التَّنُّورُ فَاسْلُکْ فِیها مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلاّ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ وَ لا تُخاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ«۲۷»

پس ما به نوح وحی کردیم:زیر نظر ما(مطابق دستور وآموزش)و وحی ما کشتی بساز.پس همین که فرمان(قهر)ما آمد و(آب از)تنور جوشید، از تمام حیوانات یک جفت(نر و ماده)و(نیز)اهل خود را در کشتی وارد کن،مگر کسی از آنان را که قبلاً درباره او سخن به میان آمده(و وعده هلاکتش داده شده)و درباره ستمگران با من سخن مگو(و نزد من از آنان شفاعت مکن)که قطعاً آنان غرق خواهند شد.

نکته ها:

* امام باقر علیه السلام فرمود:حضرت نوح علیه السلام ۹۵۰ سال مردم را پنهانی وآشکارا به توحید دعوت کرد،تا آنجا که خداوند با جمله ی «لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ إِلاّ مَنْ قَدْ آمَنَ»به او فرمود:جز آنها که به تو ایمان آورده اند،دیگر ایمان نخواهند آورد،پس نوح گفت:نسل آنان نیز قابل هدایت نیستند. «وَ لا یَلِدُوا إِلاّ فاجِراً کَفّاراً»سپس خداوند فرمان ساختن کشتی را داد.

پیام ها:

۱- دعای انبیا مستجاب می شود. «رَبِّ انْصُرْنِی – فَأَوْحَیْنا»

۲- صنعت کشتی سازی یک الهام الهی است. «فَأَوْحَیْنا – أَنِ اصْنَعِ»

۳- تقاضای نصرت الهی،با تلاش انسان منافاتی ندارد. «اصْنَعِ الْفُلْکَ» انبیا در کنار دعاهای خود کار هم می کردند.

۴- افراد تحقیر شده را حمایت کنیم.(مردم تو را مجنون می پندارند ولی تو زیر نظر ما هستی) «بِأَعْیُنِنا»

۵-اگر در تمام کارها مطابق وحی عمل کنیم،موفّق می شویم. «اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنا وَ وَحْیِنا»

۶- با اراده ی خدا از تنور آتش،آب می جوشد. «فارَ التَّنُّورُ» (شاید فوران آب از تنور،نشانه ی زمان حادثه باشد)

۷- نگذارید نسل حیوانات منقرض شود. «مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ»

۸-حتّی همسر و فرزند پیامبر هم اگر نااهل باشند،مورد قهر الهی قرار می گیرند.

«إِلاّ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ»

۹- شفاعت،همه جا کارساز نیست. «وَ لا تُخاطِبْنِی» شفاعت انبیا با اذن الهی است.

۱۰- مشرک،ظالم است. «فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا»

۱۱- عاقبت ظلم،هلاکت است. «ظَلَمُوا – مُغْرَقُونَ»

۱۲- گاهی،آبی که مایه ی حیات است،مایه ی هلاک می شود. «مُغْرَقُونَ»

___________________________

ابتدا خداوند را بر نعمت های گذشته شکر کنیم،سپس از او نعمت جدیدی بخواهیم

وَ قُلْ رَبِّ أَنْزِلْنِی مُنْزَلاً مُبارَکاً وَ أَنْتَ خَیْرُ الْمُنْزِلِینَ«۲۹» إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ وَ إِنْ کُنّا لَمُبْتَلِینَ«۳۰»

و بگو:پروردگارا! مرا با نزولی پر برکت فرودآور که تو بهترین فرود آورندگانی.

البتّه در این داستان نشانه هایی است،و همانا ما آزمایش کنندگانیم.(قوم نوح و دیگران را بارها آزمایش کردیم تا زمینه ی توبه ورشد خود را نشان دهند)

نکته ها:

* در حدیث می خوانیم:رسول خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود:هرگاه وارد منزلی شدی آیه(۲۹) را تلاوت کن تا خداوند از خیر آن جا کامیابت کند و شرّش را از تو دور سازد.

* حضرت نوح و یاد خدا در هر حال:

*در دعوت به توحید. «اعْبُدُوا اللّهَ

*در ساختن کشتی با الهام خداوند. «اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنا وَ وَحْیِنا

*در سوار شدن،با حمد الهی. فَإِذَا اسْتَوَیْتَ … فَقُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ

*در حرکت با نام خدا. «بِسْمِ اللّهِ مَجْراها وَ مُرْساها»

*در توقّف،با دعا به درگاه او. «رَبِّ أَنْزِلْنِی»

پیام ها:

۱- ابتدا خداوند را بر نعمت های گذشته شکر کنیم،سپس از او نعمت جدیدی بخواهیم. «الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی – رَبِّ أَنْزِلْنِی»

۲- در دعا و مناجات،خداوند را با آن نامی بخوانیم که با نیازمان تناسب داشته باشد. «أَنْزِلْنِی – خَیْرُ الْمُنْزِلِینَ»

۳- مطالب تاریخی قرآن،آیه ی هدایت و مایه ی رشد است.(نه سرگرمی و خاطره) «لَآیاتٍ»

۴- سنّت خداوند،بر آزمایش مردم در هر حال است،و ماجرای نوح نیز یکی از نمونه های آزمایش الهی است. «لَمُبْتَلِینَ»

________________________
توفیق عمل صالح،در سایه ی تغذیه حلال و طیب است

یا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّی بِما تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ«۵۱»

ای پیامبران! از غذاهای پاکیزه(و پسندیده)بخورید و کار نیکو انجام دهید،همانا من به آنچه انجام می دهید آگاهم.

نکته ها:

* در قرآن کریم،در کنار «کُلُوا» دستورات دیگری نیز ذکر شده است مانند:

الف: کُلُوا … وَ اشْکُرُوابخورید و خدا را شکر کنید.

ب: فَکُلُوا … وَ أَطْعِمُوابخورید و اطعام کنید.

ج: کُلُوا … وَ لا تُسْرِفُوابخورید و اسراف نکنید.

* امام صادق علیه السلام ذیل این آیه می فرماید:مراد از طیّب،حلال بودن است

* در حدیث آمده میخوانیم:«ان الله لا یقبل عباده من فی جوفه لقمه من حرام»کسی که یک لقمه مال حرام خورده باشد،خداوند عبادت او را نمی پذیرد.

*در حدیث آمده است: (العباده مع اکل الحرام کالبناء علی الرمل و قیل علی الماء) عبادت با لقمه حرام مثل ساختمان سازی روی شن یا آب است.

پیام ها:

۱- انبیا نیز از موادّ غذایی و مواهب طبیعی بهره مند می شوند.(توقّع نابجا از انبیا ممنوع) «کُلُوا»

۲- برای دعوت مردم به حقّ،اوّل به فکر زندگی مادّی آنان باشیم. کُلُوا … وَ اعْمَلُوا

۳- تمام ادیان الهی با رهبانیّت،انزوا وریاضت مخالفند. «کُلُوا» (شاید فرمان بخورید بعد از نام عیسی برای جلوگیری از رهبانیّتی باشد که در مسیحیّت مطرح است)

۴- در آنچه می خورید،دو اصل مهم را فراموش نکنید:الف:حلال بودن.

ب:طیّب و پاکیزه بودن. «کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ»

۵-غذا خوردن نیز باید هدفدار باشد،نه بر اساس هوس. «کُلُوا – وَ اعْمَلُوا»

۶- عفّت در شکم و تقوا در عمل،مقارن هستند. «کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً»

۷- توفیق عمل صالح،در سایه ی تغذیه حلال و طیب است. «الطَّیِّباتِ – صالِحاً»

۸-تغذیه ی طیّب و سالم و عمل صالح،مورد توجّه تمام ادیان الهی است. «یا أَیُّهَا الرُّسُلُ – اَلطَّیِّباتِ – صالِحاً»

_________________________

نخستین عامل بدبختی مردم،تعطیل کردن اندیشه و تفکّر است

أَمْ لَمْ یَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنْکِرُونَ«۶۹» أَمْ یَقُولُونَ بِهِ جِنَّهٌ بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَ أَکْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ کارِهُونَ«۷۰»

یا این که پیامبرشان را نشناختند(و از سوابق او آگاه نیستند)پس برای همین او را انکار می کنند؟ یا می گویند:او جنون دارد؟(چنین نیست)بلکه او حقّ را برای آنان آورده امّا بیشترشان از پذیرش حقّ کراهت دارند.

پیام ها:

۱- نخستین عامل بدبختی مردم،تعطیل کردن اندیشه و تفکّر است. «أَ فَلَمْ یَدَّبَّرُوا»

۲- قرآن،کتاب تدبّر و اندیشه است.(نه فقط تلاوت وتجوید و…،و هرکس در آن تدبّر کند،حقّانیّت آن را می فهمد) «أَ فَلَمْ یَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ»

۳- خداوند در تمام دوران ها ندای خود را به مردم رسانده و اساس ادیان آسمانی یکی است. «أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ یَأْتِ»

۴- در تبلیغ و دعوت،تمام راه های بهانه جویی را برای مخالفان حقّ مسدود کنید. «أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ یَأْتِ» ، «أَمْ لَمْ یَعْرِفُوا»

۵-پیامبر باید در میان مردم(به خوبی)شناخته شده باشد تا بهانه ای برای انکار نباشد. «أَمْ لَمْ یَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ»

۶- گرچه انسان در برابر سخن تازه عکس العمل نشان می دهد،ولی نزول وحی تازگی ندارد. «أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ یَأْتِ آباءَهُمُ الْأَوَّلِینَ»

۷- دشمنان دین،برای حفظ مرام خود،شخصیّت مردان خدا را خدشه دار می کنند. «أَمْ یَقُولُونَ بِهِ جِنَّهٌ»

۸-حقّ باید مطرح شود،اگر چه اکثریّت ناراحت شوند. «بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَ أَکْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ کارِهُونَ»

۹- بعضی کفّار،فطرت سالم دارند و حقّ را می پذیرند. «أَکْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ کارِهُونَ»
______________________________
پناه بردن به خداوند باید مکرر و جدی باشد

اِدْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَهَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِما یَصِفُونَ«۹۶»

(ای پیامبر!)بدی را به بهترین روش دفع کن.(در مقام انتقام و مقابله به مثل مباش)ما به آنچه مخالفان توصیف می کنند آگاه تریم.(می دانیم که مشرکان مرا به گرفتن فرزند وشریک وتو را به سحر وجادو توصیف می کنند)

وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّیاطِینِ«۹۷» وَ أَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَنْ یَحْضُرُونِ«۹۸»

و بگو:پروردگارا! من از وسوسه های شیطان ها به تو پناه می برم.و پناه می برم به تو ای پروردگار! از این که آنان نزد من حاضر شوند.

پیام ها:

۱- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تحت تربیت خداوند و مأمور برخورد به بهترین شیوه با بدی های دشمنان است. «ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»

۲- بدی را می توان با بدی پاسخ داد ولی این،برای رهبر شایسته نیست. «ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»

۳- ایمان ما به علم خداوند،عامل صبر وحلم در ماست. «نَحْنُ أَعْلَمُ»

۴- پناه دادن از شئون ربوبیّت است. «رَبِّ أَعُوذُ بِکَ»

۵-پیامبران نیز باید به خدا پناه ببرند. «قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِکَ»

۶- پناه بردن به خداوند باید مکرر و جدی باشد.(تکرار «أَعُوذُ» )

۷- تنها پناهگاه مطمئن خداست. «بِکَ»

۸-یکی از راه های نفوذ شیطان،اشاره ها و وسوسه های او نسبت به برخوردهای بد ما با دیگران است. «هَمَزاتِ»

۹- شیاطین،متعدّد و وسوسه های آنان نیز گوناگون است. «هَمَزاتِ الشَّیاطِینِ»

۱۰- شیطان ها در انبیا نیز طمع دارند. «هَمَزاتِ الشَّیاطِینِ»

۱۱- بالاتر از وسوسه،حضور شیطان هاست. «أَنْ یَحْضُرُونِ»

۱۲- حضور افراد فاسد ومفسد در جامعه،مقدّمه فساد دیگران است. «یَحْضُرُونِ»
_____________________________
خنده ی تحقیرآمیز از گناهان کبیره است

فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیًّا حَتّی أَنْسَوْکُمْ ذِکْرِی وَ کُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَکُونَ«۱۱۰»

(امّا)شما آنان را به مسخره گرفتید تا آن که(با این کار)یاد مرا از خاطرتان بردند و شما به آنان می خندیدید.

نکته ها:

بین «سِخْرِیًّا» و «سِخْرِیًّا» تفاوت بسیاری است.اگر در جامعه روابط انسان ها بر اساس همدلی،تعاون و خدمت باشد و همه ی افراد از هنر و ابتکار یکدیگر بهره مند شوند،جامعه رشد می یابد،تقویت می شود و همه ی کارها سامان می یابد که آیه ی شریفه ی «لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا» این پیام را دارد.امّا اگر روابط افراد بر اساس تحقیر،تضعیف و دشنام و دلسردی باشد،چنین جامعه ای فراموشی خدا و سقوط را در پی خواهد داشت و آیه ی مورد بحث این معنا را بازگو می کند. «فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیًّا»

اینکه مؤمنین وسیله ی غفلت کفّارقلمداد شده اند، «أَنْسَوْکُمْ ذِکْرِی» شاید به خاطر آن باشد که اگر مؤمنین نبودند،حقیقت حقّ ستیزی آنان آشکار نمی شد

پیام ها:

۱- کیفر توهین کردن،توهین شدن است.(خداوند از مؤمنین حمایت می کند و اهانت به آنان را پاسخ می دهد) «فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیًّا – اِخْسَؤُا فِیها»

۲- بی اعتنایی به مراسم دعا ونیایش بندگان خدا،بی اعتنایی خدا را به دنبال دارد.

«سِخْرِیًّا – وَ لا تُکَلِّمُونِ»

۳- مؤمنین همواره در معرض تمسخر کفّار هستند. «وَ کُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَکُونَ» ۴- کیفر مسخره کردن مؤمنان،فراموش کردن یاد خداست. «أَنْسَوْکُمْ ذِکْرِی»

۵-خنده ی تحقیرآمیز از گناهان کبیره است. «وَ کُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَکُونَ» (حساب خنده های معمولی از خنده های مستکبرانه جداست)

__________________

سیمای سوره ی نور

این سوره شصت و چهار آیه دارد و در مدینه نازل شده است.

علّت نام گذاری این سوره به«نور»،آیه ی سی وپنج آن است که خداوند را به عنوانِ نور آسمان ها و زمین معرّفی می کند.

از آنجا که در این سوره سفارش های بسیار در مورد رعایت عفّت و پاکدامنی صورت گرفته،در روایات نسبت به فراگیری و قرائت این سوره توسط زنان، تأکید شده است.

احکام مجازات مردان و زنان زناکار و کسانی که به زنان پاکدامن تهمت زنا بزنند،همچنین ماجرای معروفِ«افک»،حکم حجاب و رعایت پاکدامنی برای جلوگیری از انحرافات،دیگر موضوعاتی است که این سوره به آنها می پردازد.

_________________________
آزادی جنسی و روابط نامشروع،در اسلام ممنوع است

اَلزّانِیَهُ وَ الزّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَهَ جَلْدَهٍ وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَهٌ فِی دِینِ اللّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَهٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ«۲»

هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید.و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید،در اجرای حکم خدا نسبت به آن دو گرفتار دلسوزی نشوید و هنگام کیفر آن دو،گروهی از مؤمنان حاضر و ناظر باشند.

پیام ها:

۱- آزادی جنسی و روابط نامشروع،در اسلام ممنوع است. اَلزّانِیَهُ … فَاجْلِدُوا …

۲- نقش زنان در ایجاد روابط نامشروع و فراهم آوردن مقدّمات آن،از مردان بیشتر است،به همین دلیل کلمه زانیه قبل از کلمه زانی آمده است. «الزّانِیَهُ وَاَلزّانِی» بر خلاف دزدی که نقش مردان بیشتر است و لذا کلمه سارق،بر سارقه مقدم شده است. «السّارِقُ وَ السّارِقَهُ»

۳- تنبیه بدنی زانی،برای تأدیب او وحفظ عفت عمومی لازم است. «فَاجْلِدُوا»

۴- در روابط نامشروع هر دو طرف به یک میزان تنبیه می شوند.(مگر در مواردی که حکم خاصی دارد) «کُلَّ واحِدٍ»

۵-حدود کیفر باید از طرف خداوند معین شود. «مِائَهَ جَلْدَهٍ»

۶- در مجازات مجرمان،ترحم و تحت تأثیر عواطف قرار گرفتن،روا نیست. «لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَهٌ»

۷- محبّت و رأفت باید در مدار شرع باشد. «لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَهٌ»

۸-دین،تنها نماز و روزه نیست؛اجرای حدود الهی نیز از دین است. «فِی دِینِ اللّهِ»

۹- صلابت و قاطعیّت در اجرای حدود الهی،در سایه ی ایمان به مبدأ و معاد به دست می آید. «إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ»

۱۰- مجازات مجرم،باید مایه عبرت دیگران شود. «وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما»

۱۱- زناکار،علاوه بر شکنجه ی جسمی،از نظر روحی نیز باید زجر ببیند.

وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَهٌ …

۱۲- در مراسم اجرای حدّ الهی،گروهی از مؤمنان حضور داشته باشند. «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ»

________________________

دفاع از حریم زنان پاکدامن واجب است

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَهِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِینَ جَلْدَهً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَهً أَبَداً وَ أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ«۴»

و کسانی که به زنان پاکدامن وشوهردار نسبت زنا می دهند و چهار شاهد نمی آورند،پس هشتاد تازیانه به آنان بزنید و گواهی آنان را هرگز نپذیرید و آنان خود فاسقند.

پیام ها:

۱- تهمت،به منزله ی پرتاب تیر وهجوم به آبروی مردم است. «یَرْمُونَ»

۲- تهمت زدن به زنان همسردار و پاکدامن،کیفر سخت تری دارد. «الْمُحْصَناتِ»

۳- دفاع از حریم زنان پاکدامن واجب است. یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ … فَاجْلِدُوهُمْ

۴- برای حفظ آبروی مردم،گاهی افراد متعدّد شلاق می خورند. «فَاجْلِدُوهُمْ»

۵-تهمت،هم عقوبت بدنی دارد، «فَاجْلِدُوهُمْ» هم اجتماعی، «لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَهً أَبَداً» و هم اخروی. «أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ»

۶- در فسق کسانی که به زنان پاکدامن تهمت می زنند،شک نکنید. «هُمُ الْفاسِقُونَ»

۷- شرط گواه شدن،عدالت است وگواهی فاسق قبول نیست. لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَهً …

هُمُ الْفاسِقُونَ

______________________—

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلاّ أَنْفُسُهُمْ فَشَهادَهُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصّادِقِینَ«۶»

و کسانی که به همسران خود نسبت زنا دهند،و جز خودشان شاهدی نداشته باشند، گواهی هر یک از آنان چنین است که چهار مرتبه به خدا سوگند یاد کند که از راستگویان است.

وَ الْخامِسَهُ أَنَّ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَیْهِ إِنْ کانَ مِنَ الْکاذِبِینَ«۷»

و پنجمین بار(بگوید:)لعنت خدا بر او اگر از دروغگویان باشد!

وَ یَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهاداتٍ بِاللّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْکاذِبِینَ«۸»

و عذاب(سنگسار)را از آن زن دفع می کند،اینکه او(در مقام دفاع)چهار بار به خدا قسم بخورد شوهرش(در این نسبتی که به او می دهد)از دروغگویان است.

وَ الْخامِسَهَ أَنَّ غَضَبَ اللّهِ عَلَیْها إِنْ کانَ مِنَ الصّادِقِینَ«۹»

و مرتبه پنجم(بگوید:)غضب خدا بر او باد اگر شوهرش از راستگویان باشد.

وَ لَوْ لا فَضْلُ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللّهَ تَوّابٌ حَکِیمٌ«۱۰»

و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود،و اینکه خداوند توبه پذیر و حکیم است.(رسوا می شدید و نظام خانوادگی شما مختل می شد)

نکته ها:

* شخصی به نام«هلال بن امیه»با اضطراب بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد و عرض کرد:زنم را در حال زنا دیدم،به خدا سوگند راست می گویم.پیامبر صلی الله علیه و آله ناراحت شد.اصحاب آن حضرت نیز هیجان زده شدند که این مرد،هم ناموسش را در چنین حالی دیده است و هم شلاق خواهد خورد،زیرا شاهدی ندارد تا سخن خود را ثابت کند.این آیه نازل شد وفرمود:اگر مردی به همسرش نسبت زنا داد و شاهدی نداشت،به جای آوردن چهار شاهد،چهار بار بگوید:«اشهد بالله انی لمن الصادقین»خدا را گواه می گیرم که من از راستگویانم.و برای تحکیم و تثبیت ادّعای خود یک بار هم این جمله را بگوید:«لعنت الله علی ان کنت من الکاذبین»لعنت خدا بر من اگر از دروغگویان باشم.

البتّه زن نیز همچون شوهرش حقّ دارد از خود دفاع کند،زیرا ممکن است مردی با چهار سوگند دروغ،همسر خود را به سنگسار شدن محکوم کند و برای همیشه آبروی او و بستگانش را ببرد.اسلام که حامی حقوق همگان است برای پیشگیری از وقوع این کار،به زن نیز اجازه داده است تا برای اثبات پاکدامنی خود و نجات از سنگسار،چهار بار سوگند یادکند و چنین بگوید:«اشهد بالله انه لمن الکاذبین»خدا را گواه می گیرم که همسرم از دروغگویان است.و برای محکم کاری بیشتر بگوید:«غضب الله علی ان کان من الصادقین» قهر و غضب خدا بر من اگر همسرم از راستگویان باشد.

در پنجمین جمله ی مرد،«لعنت خدا»بود و در پنجمین جمله ی زن،«غضب خدا»که از لعنت شدیدتر است،زیرا حساسیّت کسی که مورد تهمت قرار گرفته،بیشتر است و برای نجات از سنگسار شدن حاضر است غضب خدا را تحمّل کند.

به هر حال،اگر در محضر قاضی و حاکم اسلامی،این ده جمله(پنج جمله از مرد و پنج جمله از زن)گفته شود،در اصطلاح به این کار،«لِعان»(یکدیگر را لعن کردن)می گویند.

البتّه در این مورد مسائل فقهی و حقوقی خاصّی مطرح است.قاضی باید زن و شوهر را موعظه نماید و سعی کند لعان واقع نشود و در صورت لزوم اجرا،آن دو را به مکان های مقدّس مانند مسجد ببرد و رو به قبله بنشاند،آن گاه مراسم لعان انجام گیرد.

* با اجرای لعان و سوگند خوردن زن و شوهر و گفتن جمله های ذکر شده،اسلام قوانینی را در نظر گرفته است که باید به آنها عمل شود:

۱- این زن و مرد،بدون صیغه ی طلاق،برای همیشه از یکدیگر جدا می شوند و حقّ مراجعه و ازدواج مجدد ندارند.

۲- حدّ از هر دو برداشته می شود،یعنی مرد،هشتاد ضربه شلاق نمی خورد و زن،سنگسار نمی شود.

* قرار دادن چهار شاهد یا چهار سوگند،آن هم با لعنت و غضب،برای اثبات زنا،نشانه ی آن است که خداوند با فضل و رحمت خود از طریق این گونه احکام،مانع رسوایی افراد شده و گرنه هر روز خانواده هایی رسوا و قبیله ها و فامیل هایی به تباهی کشیده می شوند.

پیام ها:

۱- حفظ آبرو در اسلام مورد توجّه است. «أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللّهِ» (قانون چهار سوگند و یک لعنت برخود،برای کنترل مردم از رسوا کردن یکدیگر است)

۲- در اثبات زنای همسر،چهار سوگند و یک لعنت،به جای چهار شاهد پذیرفته است.ان لَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَداءُ … فَشَهادَهُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ

۳- اسلام،حامی حقوق زن است.زن نیز با چهار سوگند می تواند اتّهامی را که مرد با چهار سوگند اثبات کرده،از خود دفع کند. أَرْبَعُ شَهاداتٍ … أَرْبَعُ شَهاداتٍ

۴- اسلام برای پیشگیری از فرو پاشی نظام خانواده،علاوه بر چهار بار خدا را گواه گرفتن،گفتن جمله ی پنجمی را نیز بر هر یک از طرفین واجب کرده است. «وَ الْخامِسَهُ»

۵-نفرین برخود،برای رفع اتهام از خود جایز است. «غَضَبَ اللّهِ عَلَیْها»

۶- اجرای قوانین و دستورات خداوند،به نفع خود مردم است. «وَ لَوْ لا فَضْلُ اللّهِ عَلَیْکُمْ»

۷- عذر پذیری خداوند،با مصلحت و حکمت همراه است. «تَوّابٌ حَکِیمٌ»

۸-قوانین کیفری اسلام،احکامی برخاسته از حکمت الهی است. «حَکِیمٌ»

________________________—

دامن زدن به شایعه و پخش آن،ممنوع است

لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْراً وَ قالُوا هذا إِفْکٌ مُبِینٌ«۱۲» لَوْ لا جاؤُ عَلَیْهِ بِأَرْبَعَهِ شُهَداءَ فَإِذْ لَمْ یَأْتُوا بِالشُّهَداءِ فَأُولئِکَ عِنْدَ اللّهِ هُمُ الْکاذِبُونَ«۱۳»

چرا زمانی که تهمت را شنیدید،مردان و زنان با ایمان نسبت به خویش گمان خوب نبردند و نگفتند که این تهمتی بزرگ وآشکار است؟ چرا چهار شاهد بر صحّت آن تهمت نیاوردند؟ پس چون گواهان لازم را نیاوردند، آنان نزد خدا همان دروغگویانند.

نکته ها:

* خداوند در این آیه،مسلمانان را به خاطر بدگمانی به همسر پیامبر و آسیب پذیری آنان در برابر شایعات،توبیخ می کند.

پیام ها:

۱- دامن زدن به شایعه و پخش آن،ممنوع است.( «لَوْ لا» نشانه توبیخ از سوءظن و پخش شایعات است)

۲- در جامعه ی اسلامی باید روحیه ی حسن ظن حاکم باشد. «ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْراً» (حسن ظن،یکی از آثار ایمان است).

۳- مؤمنان در برابر آبروی یک«فرد»مسئول هستند. «الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ»

۴- بنی آدم اعضای یکدیگرند.تهمت به هر عضوی از جامعه ی اسلامی،همانند تهمت به دیگر اعضاست. «بِأَنْفُسِهِمْ خَیْراً»

۵-اصل اوّلیه در عمل مسلمان،صحت است،مگر جرم او با دلیل ثابت شود.

«ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْراً»

۶- حفظ حریم پیامبر صلی الله علیه و آله و خانواده اش بر هر مؤمنی واجب است. لَوْ لا … قالُوا هذا إِفْکٌ مُبِینٌ

۷- در برابر شنیده های ناروا در مورد مؤمنان،سکوت ممنوع است. لَوْ لا … قالُوا هذا إِفْکٌ مُبِینٌ

۸-جامعه ی ساده دل،زودباور و یاوه گو،توبیخ می شود. «لَوْ لا جاؤُ عَلَیْهِ بِأَرْبَعَهِ»

۹- تهمت اگر ثابت نشود،گوینده ی آن دروغگو محسوب می شود. «هُمُ الْکاذِبُونَ»

______________________
پذیرش آنچه بر سرزبان هاست،بدون تحقیق محکوم است

وَ لَوْ لا فَضْلُ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ لَمَسَّکُمْ فِیما أَفَضْتُمْ فِیهِ عَذابٌ عَظِیمٌ«۱۴»

و اگر فضل و رحمت الهی در دنیا و آخرت بر شما نبود،به سزای آن سخنان که گفتید،قطعاً عذابی بزرگ به شما می رسید.

نکته ها:

* کلمه ی «أَفَضْتُمْ» از«أفاضه»در موردی به کار می رود که در مسئله ای بسیار گفتگو شود و همه را به خود مشغول سازد و این نشان می دهد که تهمت به همسر پیامبر مسئله ی روز شده و همه به آن مشغول بودند.

پیام ها:

۱- امّت اسلامی تحت حمایت و لطف خداست. وَ لَوْ لا فَضْلُ اللّهِ …

۲- رحمت ولطف خدا،از فضل اوست نه استحقاق ما. «فَضْلُ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ»

۳- شایعات به منزله ی گردابی است که برخی در آن غرق می شوند. «أَفَضْتُمْ فِیهِ»

۴- عموم مردم،در معرض پذیرش شایعات و تهمت ها و نزول بلایا هستند. وَ لَوْ لا … لَمَسَّکُمْ فِیما أَفَضْتُمْ فِیهِ عَذابٌ عَظِیمٌ

إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِکُمْ ما لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللّهِ عَظِیمٌ«۱۵»

آنگاه که از زبان یکدیگر(تهمت را)می گرفتید و آنچه را به آن علم نداشتید،دهان به دهان می گفتید واین را ساده وکوچک می پنداشتید،در حالی که آن نزد خدا بزرگ است.

نکته ها:

* زبان،تنها عضوی است که در طول عمر انسان،از حرف زدن،نه درد می گیرد و نه خسته می شود.شکل و اندازه ی آن کوچک،امّا جرم و گناه آن بزرگ است.چه بسیارند کافرانی که با گفتن یک جمله(شهادت به یگانگی خداوند)مسلمان و پاک می شوند و مسلمانانی که با گفتن کفر به خدا،یا انکار احکام دین،کافر و نجس می شوند.زبان،از یک سو می تواند با راستگویی،ذکر و دعا و نصیحت دیگران،صفا بیافریند و از سوی دیگر قادر است با نیش زدن به این و آن،کدورت ایجاد کند.زبان،کلید عقل و چراغ علم و ساده ترین و ارزان ترین وسیله انتقال علوم و تجربیات است.علمای اخلاق درباره ی زبان مطالب بسیاری نوشته اند.

پیام ها:

۱- پذیرش آنچه بر سرزبان هاست،بدون تحقیق محکوم است. «تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ»

۲- سخن باید بر اساس علم باشد. «تَقُولُونَ بِأَفْواهِکُمْ ما لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ»

۳- زیر سؤال بردن آبروی مردم را ساده نگیریم. «وَ تَحْسَبُونَهُ هَیِّناً»

۴- نقل تهمت ها و شایعات از گناهان کبیره است. «وَ هُوَ عِنْدَ اللّهِ عَظِیمٌ»

۵-کوچکی یا بزرگی گناه را خداوند تعیین می کند. «عِنْدَ اللّهِ عَظِیمٌ»

۶- همه ی محاسبات انسان واقع بینانه نیست. «تَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللّهِ عَظِیمٌ»

____________________________
در کمک کردن،بستگان اولویّت دارند

وَ لا یَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْکُمْ وَ السَّعَهِ أَنْ یُؤْتُوا أُولِی الْقُرْبی وَ الْمَساکِینَ وَ الْمُهاجِرِینَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللّهُ لَکُمْ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ«۲۲»

صاحبان مال و وسعت از شما نباید سوگند بخورند که به نزدیکان و مستمندان و مهاجران در راه خدا چیزی ندهند،بلکه باید عفو و گذشت نمایند و از آنان درگذرند.آیا دوست ندارید که خداوند شما را ببخشد؟ و خداوند آمرزنده و مهربان است.

یام ها:

۱- مرفّهین در برابر محرومان مسئول هستند. وَ لا یَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ …

۲- مهم تر از انفاق،استمرار آن و خسته نشدن از آن و کوتاهی نکردن در آن است.

«وَ لا یَأْتَلِ»

۳- در انفاق،هم از وسعت مالی و هم از امکانات دیگران استفاده کنید. أُولُوا الْفَضْلِ … وَ السَّعَهِ

۴- در کمک کردن،بستگان اولویّت دارند. «أُولِی الْقُرْبی»

۵-در پیمودن مراحل کمال،بلند همّت باشید وبه حداقل اکتفا نکنید.ابتدا کلمه ی «عفو»آمده،در مرحله ی بالاتر«صفح»آمده است. «وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا»

۶- کسی که دیگران را ببخشد،به بخشش الهی نزدیکتر است.(عفو و گذشت

وسیله ی جلب مغفرت الهی است) «أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللّهُ لَکُمْ»

۷- هدف از عفو و گذشت دیگران،کسب مغفرت خدا باشد،نه چیز دیگر. «أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللّهُ لَکُمْ»

۸-در شیوه ی تبلیغ،از احساسات وعواطف مردم کمک بگیریم. «أَ لا تُحِبُّونَ»

۹- رهبران دینی باید مردم را به انفاق و عفو و گذشت تشویق کنند.(تمام آیه)

__________________________
صفا،صمیمیّت و نداشتن توقّع بیجا،از برکات اخلاق اسلامی است

فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِیها أَحَداً فَلا تَدْخُلُوها حَتّی یُؤْذَنَ لَکُمْ وَ إِنْ قِیلَ لَکُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْکی لَکُمْ وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ«۲۸»

پس اگرکسی را در خانه نیافتید،وارد آنجا نشوید تا آنکه(به نحوی)به شما اجازه ورود داده شود واگر به شما گفته شد که بازگردید،برگردید(و ناراحت نشوید).

این برای پاک ماندن شما بهتر است و خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است.

پیام ها:

۱- ورود به خانه ی دیگران،بدون اجازه ی صاحب خانه،حرام است.

«فلا تدخلوا»

۲- ورود،اجازه ی قطعی می خواهد، «حَتّی یُؤْذَنَ لَکُمْ» چنانکه به مجرد پیدا شدن علائم نارضایتی بازگشتن لازم است. «إِنْ قِیلَ لَکُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا»

۳- ورود به خانه مردم نیاز به اذن و اجازه دارد؛خواه اذن دهنده صاحب خانه و مالک باشد،یا مقام مجاز دیگر نظیر حاکم اسلامی.(جمله «یُؤْذَنَ» مجهول آمده تا اصل اذن را ثابت کند و نامی از اذن دهنده نیامده است)

۴- توقّف پشت در خانه ی مردم ممنوع است. «ارْجِعُوا»

۵-نپذیرفتن مهمان ناخوانده جایز است. «ارْجِعُوا»

۶- عذر صاحب خانه را بپذیریم و خود را به صاحب خانه تحمیل نکنیم. «ارْجِعُوا فَارْجِعُوا»

۷- صفا،صمیمیّت و نداشتن توقّع بیجا،از برکات اخلاق اسلامی است. «ارْجِعُوا فَارْجِعُوا»

۸-گاهی خیر انسان در این است که سر او به سنگ بخورد. «ارْجِعُوا – هُوَ أَزْکی لَکُمْ» (هر برگشتی شکست نیست.)

۹- ملاک در روابط اجتماعی،پاکی و طهارت است. «أَزْکی لَکُمْ» (اوامر و نواهی خداوند،راه رسیدن به طهارت است.)

۱۰- علم خداوند به عملکرد ما،عامل تشویق و تهدید ماست. «بِما تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ»

___________________________
حفظ حجاب برای زنان ومردان/در لزوم عفّت و پاکدامنی و ترک نگاه حرام،بین زن و مرد فرقی نیست

وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَهِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلی عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَی اللّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ«۳۱»

و به زنان با ایمان بگو:از برخی نگاه ها چشم پوشی کنند و دامن های خود را حفظ نمایند و جز آنچه(به طور طبیعی)ظاهر است،زینت های خود را آشکار نکنند و روسری خود را بر گریبان بیفکنند(تا علاوه بر سر،گردن و سینه ی آنان نیز پوشیده باشد)و زینت خود را ظاهر نکنند جز برای شوهر،یا پدر یا پدرشوهر،یا پسر،یا پسرشوهر(که از همسر دیگر است)یا برادر،یا پسربرادر،یا پسرخواهر، یا زنان(هم کیش)،یا آنچه مالک شده اند(از کنیز و برده)،یا مردان خدمتکار که تمایل جنسی ندارند،یا کودکانی که(به سنّ تمییز نرسیده و)بر امور جنسی زنان آگاه نیستند.و پای خود را به گونه ای به زمین نکوبند که آنچه از زیور مخفی دارند آشکار شود.ای مؤمنان! همگی به سوی خدا باز گردید و توبه کنید تا رستگار شوید.

نکته ها:

* با اینکه خداوند در قرآن به جزئیات احکام نماز و زکات اشاره نکرده و بیان آنها و بسیاری از مسائل دیگر را به عهده ی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله گزارده،ولی در بیان مسائل خانوادگی و تربیتی به ریزترین مسائل پرداخته است.

* همچون مردان که باید از نگاه آلوده به زنان بپرهیزند،زنان نیز نباید از روی شهوت به مردان نامحرم بنگرند،بلکه باید نگاه خود را کنترل کنند و زینت و زیبایی خود را از نامحرم بپوشانند،جز صورت و دست ها که به طور طبیعی ظاهر است و پوشش آنها،موجب مشکلاتی در انجام امور زندگی می شود.

* «خمر»جمع«خمار»یعنی روسری و«جیوب»جمع«جیب»به معنای گردن وسینه است.

* حفظ حجاب و ترک جلوه گری،ثمرات بسیاری دارد که برخی از آنها عبارت است از: آرامش روحی،استحکام پیوند خانوادگی،حفظ نسل،جلوگیری از سوء قصد و تجاوز، پیشگیری از امراض مقاربتی و روانی،پائین آمدن آمار طلاق،خودکشی،فرزندان نامشروع و سقط جنین،از بین رفتن رقابت های منفی،حفظ شخصیّت و انسانیّت زن،و نجات از چشم ها و دلهای هوسبازی که امروز غرب و شرق را در خود فرو برده است.

پیام ها:

۱- در لزوم عفّت و پاکدامنی و ترک نگاه حرام،بین زن و مرد فرقی نیست.

«یَغُضُّوا – یَغْضُضْنَ – یَحْفَظُوا – یَحْفَظْنَ»

۲- جلوه گری زنان،در جامعه ممنوع است. «وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ»

۳- ظاهر بودن قسمت هایی از بدن که به طور طبیعی پیداست،(صورت،دست یا پا)مانعی ندارد. «إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها»

۴- در این آیه،در میان انواع پوشش ها،نام مقنعه و روسری آمده و این دلیل بر اهمیّت پوشش سر و گردن و سینه است. «وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبِهِنَّ»

۵-در وضع قانون باید به ضرورت ها،واقعیّت ها و نیازها توجّه شود.(اگر پوشاندن صورت و دست ها تا مچ،واجب می شد،برای عموم زنان مشکل بود) «إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها»

۶- اسلام به نیازهای غریزی انسان پاسخ مثبت می دهد. «إِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ»

۷- پوشیدن هرگونه کفش و لباسی که هنگام راه رفتن،سبب آشکار شدن زیور و زیبایی های زن شود،جایز نیست. «وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ»

۸-زن،حقّ مالکیّت دارد. «مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ»

۹- زن،می تواند زینت خود را به زنان مسلمان نشان دهد ولی نزد زنان کفّار خود را بپوشاند. «نِسائِهِنَّ» (زیرا ممکن است آنها نزد شوهرانشان یا مردان بیگانه، آنچه را از زن مسلمان دیده اند توصیف کنند.)

۱۰- حجاب و پوشش زن به خاطر تمایلات جنسی مردان است.لذا در برابر مردانی که میل به همسر ندارند پوشش لازم نیست. «غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَهِ مِنَ الرِّجالِ»

۱۱- حجاب وپوشش،واجب است. «وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ»

۱۲- هرکاری که زینت زن را آشکار کند یا دیگران را از آن آگاه سازد ممنوع است. «لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ»

۱۳- با حفظ حجاب،حضور زن در جامعه مانعی ندارد. «وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ» همان گونه که شرکت زن در نمازجماعت بلامانع است. «وَ ارْکَعِی مَعَ الرّاکِعِینَ»

۱۴- مقتضای ایمان،توبه به درگاه خداوند است. «تُوبُوا إِلَی اللّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ»

۱۵- راه رستگاری،توبه و بازگشت از مسیرهای انحرافی است. تُوبُوا … تُفْلِحُونَ

______________________
خانواده و جامعه،مسئول ازدواج افراد بی همسر است

وَ أَنْکِحُوا الْأَیامی مِنْکُمْ وَ الصّالِحِینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ«۳۲»

پسران و دختران بی همسر و غلامان و کنیزان شایسته(ازدواج)خود را همسر دهید.اگر تنگدست باشند،خداوند از فضل خود بی نیازشان می گرداند و خداوند،گشایشگر داناست.

پیام ها:

۱- خانواده و جامعه،مسئول ازدواج افراد بی همسر است. «وَ أَنْکِحُوا»

۲- ازدواج در اسلام،امری مقدّس و مورد تأکید است. «وَ أَنْکِحُوا»

۳- لازم نیست خواستگاری،از طرف خاصّی باشد،هر یک از طرفین ازدواج می توانند پیشقدم شوند. «وَ أَنْکِحُوا»

۴- تنها سفارش به ترک نگاه حرام،کافی نیست،برای ازدواج جوانان باید اقدام کرد. «یَغُضُّوا ، یَغْضُضْنَ ، أَنْکِحُوا»

۵-زنان بیوه را همسر دهید. «وَ أَنْکِحُوا الْأَیامی» («ایامی»،شامل آنان نیز می شود.)

۶- داشتن صلاحیّت،شرط ازدواج است. «وَ الصّالِحِینَ» (یعنی باید طرفین صلاحیّت اداره زندگی مشترک را داشته باشند.)

۷- اقدام جامعه برای عروس و داماد کردن افراد صالح،تشویقی است که جوانان لااُبالی و هرزه نیز خود را در مدار صالحان قرار دهند. وَ الصّالِحِینَ …(بنا بر این که مراد از صلاحیّت،صلاحیّت اخلاقی و مکتبی باشد.)

۸-در تأمین نیازهای جنسی،فرقی میان انسان ها نیست.(زن،مرد،غلام و کنیز) «مِنْکُمْ ، عِبادِکُمْ ، إِمائِکُمْ»

۹- فقر،نباید مانع اقدام در امر ازدواج شود. إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ …

۱۰- در صورت فقر،به ازدواج اقدام کنید و بر خدا توکّل نمایید. «یُغْنِهِمُ اللّهُ»

۱۱- فقر،برای عروس وداماد عیب نیست. إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ …

۱۲- خداوند،تأمین زندگی عروس و داماد را وعده داده است و ازدواج،وسیله وسعت و برکت زندگی است. «یُغْنِهِمُ اللّهُ»

۱۳- تحقّق وعده های الهی از سرچشمه ی فضل بی پایان اوست. «فَضْلِهِ – واسِعٌ»

۱۴- رشد و توسعه ای که خداوند نصیب بندگانش می فرماید،بر اساس علم و حکمت اوست. «واسِعٌ عَلِیمٌ»

____________________________
در انتقاد،انصاف داشته باشید و همه را نکوبید

وَ إِذا دُعُوا إِلَی اللّهِ وَ رَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ إِذا فَرِیقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ«۴۸» وَ إِنْ یَکُنْ لَهُمُ الْحَقُّ یَأْتُوا إِلَیْهِ مُذْعِنِینَ«۴۹»

و هرگاه به سوی خدا و رسولش خوانده شوند،تا پیامبر میانشان داوری کند،آن گاه است که گروهی از آنان،روی گردان می شوند.و(لی)اگر حقّ با آنان(و به سودشان)باشد،با رضایت و تسلیم به سوی پیامبر می آیند.

نکته ها:

* قضاوت و داوری رسول خدا صلی الله علیه و آله بر اساس حکم خداست.چنانکه در آیه ۱۰۵ سوره نساء می خوانیم: «لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّاسِ بِما أَراکَ اللّهُ» تا میان مردم به(موجب)آنچه خدا به تو آموخته داوری کنی.

پیام ها:

۱- نشانه ی ایمان واقعی،پذیرفتن حکم پیامبر و نشانه ی نفاق،روی گردانی از آن است. إِذا دُعُوا … فَرِیقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ

۲- داوری و قضاوت از شئون انبیا می باشد. «لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ»

۳- حکم پیامبر،همان حکم خداوند است.( «لِیَحْکُمَ» مفرد آمده،نه تثنیه)

۴- در انتقاد،انصاف داشته باشید و همه را نکوبید. «فَرِیقٌ مِنْهُمْ»

۵-قضاوت عادلانه،خوشایند گروهی از مردم نیست. «فَرِیقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ»

۶- به هر گرویدن و اظهار علاقه ای تکیه نکنید. وَ إِنْ یَکُنْ لَهُمُ الْحَقُّ یَأْتُوا إِلَیْهِ …(به سراغ پیامبر می آیند،امّا در صورتی که سخن پیامبر به نفع آنها باشد!)

۷- منافق،فرصت طلب است و نان را به نرخ روز می خورد. إِنْ یَکُنْ لَهُمُ … مُذْعِنِینَ

۸-پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حتّی برای منافقان،(آنجا که حقّ با آنان بود)به نفع آنان حکم می کرد. لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ … إِنْ یَکُنْ لَهُمُ الْحَقُّ
__________________________
هرچه درون پوک تر باشد،تظاهر و خودنمایی بیشتر است

وَ أَقْسَمُوا بِاللّهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَیَخْرُجُنَّ قُلْ لا تُقْسِمُوا طاعَهٌ مَعْرُوفَهٌ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ«۵۳»

و سخت ترین سوگندها را به نام خدا خوردند،که اگر(برای جبهه و جهاد) دستور دهی،از خانه خارج می شوند.(به آنان)بگو:سوگند نخورید، اطاعت پسندیده(اطاعت در عمل است،نه سوگند به زبان)،همانا خداوند به کارهایی که انجام می دهید آگاه است.

پیام ها:

۱- به هر سوگندی اطمینان نکنید.زیرا منافقان از مقدّسات سوء استفاده می کنند.

وَ أَقْسَمُوا بِاللّهِ …

۲- هرچه درون پوک تر باشد،تظاهر و خودنمایی بیشتر است. «جَهْدَ أَیْمانِهِمْ»

۳- مسلمانی،به گفتار نیست،کردار لازم است. «طاعَهٌ مَعْرُوفَهٌ»

۴- با نپذیرفتن سوگند منافقان،جلو سوء استفاده آنان را بگیرید. «قُلْ لا تُقْسِمُوا»

۵-منافقان بدانند که خدا به گفتار و رفتار آنها آگاه است. «إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ»

_____________________

سیمای سوره ی فرقان

این سوره هفتاد و هفت آیه دارد و در مکّه نازل شده است.

در آیه ی اوّل این سوره،از قرآن،به فُرقان تعبیر شده است که به معنای جداکننده ی حقّ از باطل می باشد.لذا این سوره،«فرقان»نام گرفته است.

این سوره شامل آیاتی درباره ی بهانه های مشرکان و پاسخ آنان،سرگذشت اقوام پیشین همچون اصحاب رسّ،حسرت مردم در قیامت،نشانه های توحید و عظمت خداوند در طبیعت و مقایسه ی مؤمنان با کافران می باشد.امّا مهم ترین بخش آیات این سوره درباره ی ویژگی های«عباد الرّحمن»یعنی بندگان راستین خداوند می باشد که از آیه ی ۶۳ تا پایان سوره را در برگرفته است.

امید آن که با تلاوت و تدبّر در این آیات و اصلاح رفتار و کردار خود بر اساس این صفات،زمینه های دریافتِ الطاف الهی در دنیا و آخرت و ورود به بهشت برین را فراهم سازیم.

_________________________
دوستان منحرف،عوامل شیطانند

وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظّالِمُ عَلی یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاً«۲۷»

و روزی که ستمکار(مشرک)دو دست خود را(از روی حسرت)به دندان می گزد و می گوید:ای کاش با پیامبر همراه می شدم.

یا وَیْلَتی لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِیلاً«۲۸»

ای وای بر من! کاش فلانی را دوست خود نمی گرفتم.

لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِی وَ کانَ الشَّیْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولاً«۲۹»

رفیق من بعد از آن که حقّ از طرف خدا برای من آمد،مرا گمراه ساخت.و شیطان هنگام امید،انسان را رها می کند.

پیام ها:

۱- حسرت های درونی در اعمال و رفتار انسان مؤثّر است. «یَعَضُّ الظّالِمُ»

۲- رها کردن راه انبیا ظلم است.(ظلم به خود و ظلم به انبیا) «یَعَضُّ الظّالِمُ»

۳- عذاب قیامت بسیار سخت است. «یَعَضُّ الظّالِمُ عَلی یَدَیْهِ» (مشرک تنها یک انگشت ویا یک دست خود را گاز نمی گیرد،بلکه دو دست خود را گاز می گیرد)

۴- در قیامت،وجدان ها بیدار می شود. «یَعَضُّ – یَقُولُ»

۵-پشیمانی،دلیل بر اختیار انسان است و اگر کسی مجبور بود،پشیمانی معنا نداشت. «یا لَیْتَنِی»

۶- دوستی های نامشروع امروز،فردای خطرناکی دارد. «یا لَیْتَنِی» دوست در سرنوشت انسان مؤثّر است.

۷- ایمان به تنهایی کافی نیست،همراه بودن با انبیا نیز لازم است. «مَعَ الرَّسُولِ»

۸-ارتباط با انبیا هر چند اندک باشد،می تواند راه نجات باشد. «سَبِیلاً»

۹- دو دوستی در یک دل جا نمی گیرد.(دوستی پیامبر و دوستی انسان گمراه) اِتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ … لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِیلاً

۱۰- دوستان منحرف،عوامل شیطانند. «فُلاناً خَلِیلاً – وَ کانَ الشَّیْطانُ»

۱۱- نام و شخص افراد مهم نیست،کارایی آنان مهم است. «فُلاناً – أَضَلَّنِی»

۱۲- نشانه ی دوست بد آن است که انسان را غافل کند. «أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکْرِ»

۱۳- گاهی عواطف دوستی،بر استدلال و منطق غلبه می کند. «أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِی»

۱۴- خداوند با همه ی مردم اتمام حجّت می کند. «بَعْدَ إِذْ جاءَنِی»

__________________________________-

وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَی الْکِتابَ وَ جَعَلْنا مَعَهُ أَخاهُ هارُونَ وَزِیراً«۳۵»

و همانا به موسی کتاب(تورات)دادیم وبرادرش هارون را کمک وهمراه او قرار دادیم.

فَقُلْنَا اذْهَبا إِلَی الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا فَدَمَّرْناهُمْ تَدْمِیراً«۳۶»

پس به آن دو گفتیم:(برای اتمام حجّت)به سوی قومی که آیات مارا تکذیب کردند بروید.آنگاه آنان را(به خاطر عنادشان)به سختی قلع وقمع کردیم.

نکته ها:

*کلمه ی«تدمیر»از«دمار»،به معنای هلاکت اعجاب انگیز است.

*شیوه های تبلیغ و تربیت در قرآن متفاوت است؛در یک جا می فرماید:باید به سراغ منحرفان رفت، «اذْهَبا» و در جای دیگر می فرماید:باید فرمان داد تا آنان خود حاضر شوند و غرورشان شکسته شود.چنانکه حضرت سلیمان به ملکه ی سبأ چنین فرمان داد: «وَ أْتُونِی مُسْلِمِینَ»یعنی با تسلیم کامل،در برابر ما حاضر شوید.

پیام ها:

۱- تا با کتاب آسمانی انس نگیریم،حقّ تبلیغ به دیگران را نداریم. آتَیْنا مُوسَی الْکِتابَ … اِذْهَبا

۲- جانشین انبیا را نیز باید خداوند تعیین کند. جَعَلْنا مَعَهُ أَخاهُ …

۳- در مسئولیّت های بزرگ،به وجود وزیر وهمکار نیاز است. «جَعَلْنا مَعَهُ أَخاهُ هارُونَ وَزِیراً»

۴- در برخی از دوره ها،انبیا متعدّد بودند،ولی رهبر یکی بود. «هارُونَ وَزِیراً»

۵-در تبلیغ،گاهی باید اعزام گروهی باشد تا با هم تبلیغ کنند. «اذْهَبا»

۶- اتمام حجّت با گمراهان لازم است. «اذْهَبا إِلَی الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا»

۷- انکار ولجاجت مردم،مانع لطف خداوند نیست.(پیامبر را برای هدایت آنان می فرستد) «اذْهَبا إِلَی الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا»

۸-تکذیب پیامبر،تکذیب خداست. «کَذَّبُوا بِآیاتِنا»

۹- نتیجه ی تکذیب حقّ،قلع و قمع شدن است. «فَدَمَّرْناهُمْ»

۱۰- نقل تاریخ و سرگذشت کفّار قبل و بیان هلاکت آنان،زمینه ای برای هشدار و نهی از منکر کفّار امروز است. «فَدَمَّرْناهُمْ»

____________________________-
صبر و مقاومت در همه جا ارزش نیست

إِنْ کادَ لَیُضِلُّنا عَنْ آلِهَتِنا لَوْ لا أَنْ صَبَرْنا عَلَیْها وَ سَوْفَ یَعْلَمُونَ حِینَ یَرَوْنَ الْعَذابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِیلاً«۴۲»

اگر ما بر پرستش بت ها مقاومت نمی کردیم،نزدیک بود که(این شخص) ما را از خدایانمان منحرف کند.آن گاه که عذاب را ببینند خواهند دانست که چه کسی گمراه تر است.

پیام ها:

۱- مشرکان به تأثیر سخنان پیامبر اسلام اعتراف دارند. «لَیُضِلُّنا عَنْ آلِهَتِنا»

۲- گاهی انسان چنان واژگون فکر می کند که هدایت را گمراهی می پندارد. «لَیُضِلُّنا عَنْ آلِهَتِنا»

۳- کسانی که یک خدای با شعور را نپذیرند،چندین بت بی شعور را به عنوان خدا خواهند پذیرفت. «آلِهَتِنا»

۴- صبر و مقاومت در همه جا ارزش نیست،گاهی یکدندگی و لجاجت است، همچون صبر و مقاومت در گمراهی و انحراف. «صَبَرْنا»

۵-برنامه های اسلام،انسان های غیر لجوج را جذب می کند وتنها لجوجان محروم می مانند. «لَوْ لا أَنْ صَبَرْنا عَلَیْها»

__________________________
حاضر نشدن در مجلس گناه و بی اعتنایی به گناهکاران،نوعی نهی از منکر است

وَ الَّذِینَ لا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً«۷۲»

و(بندگان خدا)کسانی هستند که در مجلس(گفتار و کردار)باطل حاضر نمی شوند و چون بر لغوی عبور کنند کریمانه بگذرند.

نکته ها:

*کلمه«شهد»دو معنا دارد؛یکی حضور یافتن است و دیگری خبر و گواهی دادن.در این آیه هر دو معنا را می توان استفاده کرد.یعنی آنان نه در مجالس بد حاضر می شوند و نه بر باطل گواهی می دهند.کلمه ی«زور»به معنای کار باطلی است که در قالب حقّ باشد و در تفاسیر به معنای گواهی باطل،دروغ و غنا آمده است.

*در روایتی از امام صادق علیه السلام مراد از«زور»در «لا یَشْهَدُونَ الزُّورَ» غنا شمرده شده است.

*در تفسیر«مجمع البیان»می خوانیم:مرور با کرامت،آن است که هرگاه ناچار شدند نام چیز زشتی را ببرند،با کنایه نام می برند.چنانکه در روایتی از امام باقر علیه السلام می خوانیم:آنان هرگاه خواستند نام عورت را ببرند،با کنایه از آن نام می برند.البتّه این،یکی از مصادیق رفتار کریمانه است.

*امام صادق علیه السلام فرمود:خداوند بر گوش واجب نمود که از شنیدن هرچه حرام است دوری نماید،سپس این آیه را تلاوت فرمودند: «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً»

پیام ها:

۱- نه تنها انجام گناه حرام است،بلکه شرکت در جلسه ی گناه و شاهد بودن بر گناه نیز ممنوع است. «لا یَشْهَدُونَ الزُّورَ»

۲- هر نوع آگاهی و اطلاع و حضور در صحنه ای،ارزش نیست. «لا یَشْهَدُونَ الزُّورَ» (گاهی انزوا و گوشه گیری از اجتماع،ارزش است)

۳- حاضر نشدن در مجلس گناه و بی اعتنایی به گناهکاران،نوعی نهی از منکر است. لا یَشْهَدُونَ … مَرُّوا کِراماً

۴- شرکت در مجالس فاسد،حتّی در بندگان واقعی خدا اثر می کند. «لا یَشْهَدُونَ»

۵-هرگونه لغو در کلام،عمل وآرزو ممنوع است. «مَرُّوا بِاللَّغْوِ» (بندگان خدا، هدف معقول و مفیدی دارند و عمر خود را صرف امور بیهوده نمی کنند)

۶- در شیوه ی نهی از منکر،همه جا خشونت لازم نیست. لا یَشْهَدُونَ … مَرُّوا

۷- نگذاریم فکر بد در روح ما مستقر شود. «مَرُّوا کِراماً»

_________________________________

در دعا به حداقل اکتفا نکنید،بلند همّت باشید

وَ الَّذِینَ إِذا ذُکِّرُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْها صُمًّا وَ عُمْیاناً«۷۳»

وآنان کسانی هستند که چون به آیات پروردگارشان تذکّر داده شوند،کر و کور(چشم وگوش بسته)به سجده نمی افتند(بلکه عمل آنان آگاهانه است).

وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیّاتِنا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماماً«۷۴»

و کسانی اند که می گویند:پروردگارا! به ما از ناحیه ی همسران و فرزندانمان مایه ی روشنی چشم عطا کن و مارا پیشوای پرهیزگاران قرار ده.

نکته ها:

*ایمان باید بر اساس آگاهی وبصیرت باشد.در قرآن می خوانیم: «وَ یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً»یعنی مؤمنان خردمند،ابتدا در آفرینش آسمان ها و زمین فکر می کنند،سپس اقرار می نمایند که پروردگارا! تو اینها را بیهوده نیافریدی.در این آیه نیز می فرماید:مؤمنان،چشم وگوش بسته عبادت نمی کنند.

پیام ها:

۱- تعبّد وبصیرت،از اوصاف عباد الرّحمن است. إِذا ذُکِّرُوا … لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْها صُمًّا وَ عُمْیاناً بندگان رحمن،آگاهانه به سراغ دین می روند.

۲- انسان در برابر همسر و فرزند و نسل خود متعهّد است و باید برای عاقبت نیکوی آنها تلاش و دعا کند. رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا …

۳- در تربیت علاوه بر علم وتلاش باید از خدا نیز کمک خواست. رَبَّنا هَبْ لَنا …

۴- فرزند صالح،نور چشم است. «قُرَّهَ أَعْیُنٍ»

۵-تشکیل خانواده وداشتن همسر و فرزند و دعا برای بدست آوردن آنها،مورد توجّه اسلام است. رَبَّنا هَبْ لَنا …

۶- در دست گرفتن مدیریّت جامعه،آرزوی عبادالرحمن است،زیرا عهده دار شدن امامت و رهبری متّقین،ارزش است. «وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماماً»

۷- در دعا به حداقل اکتفا نکنید،بلند همّت باشید. «وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماماً» (خدایا ما را در رسیدن به کمال،رهبر متّقین قرار ده،نه آنکه تنها از متّقین باشیم)

انتخاب گزینشی شفقنا از تفسیر نور

اخبار مرتبط