دوشنبه 28 ثور 1405

آخرین اخبار

دهه اول ذی‌الحجه؛ فضیلت‌ها و اعمال مستحب

شفقنا افغانستان - در فضیلت این ماه همین بس...

هشدار هواشناسی؛ احتمال سرازیر شدن سیلاب در ۱۳ ولایت افغانستان

شفقنا افغانستان – اداره هواشناسی افغانستان اعلام کرده است...

حزب وحدت: برخورد طالبان با عالم شیعه در کابل «نشانه تبعیض ساختاری» است

شفقنا افغانستان - «حزب وحدت اسلامی افغانستان» به رهبری...

رهبر طالبان: از علما خواست برای کشته‌شدگان طالبان کتاب بنویسند

شفقنا افغانستان - هبت‌الله آخوندزاده، رهبر طالبان، در دیدار...

آغاز کمپاین سراسری واکسین پولیو در ۱۶ ولایت افغانستان

شفقنا افغانستان - سازمان «افغانستان عاری از پولیو» اعلام...

گلچینی از ۱۰ حدیث اخلاقی و پندآموز امام جواد (ع)

شفقنا افغانستان - سخنان اخلاقی گرانبهایی از امام جواد...

هوش مصنوعی به کمک بیماران سرطانی آمد؛ کاهش اضطراب با آواتار دیجیتال

شفقنا افغانستان – پژوهشی جدید که در کنگره انجمن...

آیا این تراشه کف‌دستی آینده مأموریت‌های فضایی را تغییر می‌دهد؟

شفقنا افغانستان – ناسا تراشه پیشرفته جدیدی ساخته است...

آیا مغز سالم می‌تواند اثرات اولیه آلزایمر را خنثی کند؟

شفقنا – پژوهشگران دانشگاه مورداک استرالیا دریافتند افرادی که...

روایت دیلی‌میل از زندگی یک زن افغان؛ از شکنجه در گذشته تا بازگشت دوباره طالبان

شفقنا افغانستان - رسانه بریتانیایی «دیلی‌میل» در گزارشی اختصاصی،...

علی بلال در رقابت‌های پرورش‌اندام «پتسبورگ پرو» نایب‌قهرمان شد

شفقنا افغانستان - علی بلال، ورزشکار پرورش‌اندام اهل افغانستان،...

ذکیه خدادادی پس از قهرمانی در پاراتکواندو اروپا: «این یک افتخار بزرگ است»

شفقنا افغانستان - ذکیه خدادادی، ورزشکار افغانستانی-فرانسوی، با غلبه...

آغاز استخراج بیروج در پنجشیر؛ طالبان از توسعه فعالیت‌های معدنی خبر داد

شفقنا افغانستان - مقام‌های محلی طالبان در پنجشیر اعلام...

اخراج اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی به کشور در ۲۴ ساعت گذشته

شفقنا افغانستان- طالبان اعلام کرد روز گذشته یک‌هزار و...

هزاره‌ها در حاکمیت طالبان؛ بازگشت تدریجی به عصر عبدالرحمن

شفقنا افغانستان - وضعیت کنونی هزاره‌ها در حاکمیت طالبان،...

بحران رهبری در بریتانیا: فشار برای استعفای استارمر پس از خروج وزیر بهداشت و سقوط محبوبیت

شفقنا افغانستان– در بحبوحه آشفتگی سیاسی در بریتانیا، نخست‌وزیر...

شیوع هانتاویروس در کشتی هوندیوس؛ کانادا مورد جدید را تأیید کرد

شفقنا افغانستان – بانی هنری، مسئول بهداشت بریتیش کلمبیا،...

سازمان جهانی بهداشت: شیوع ابولا در آفریقا وضعیت اضطراری بین‌المللی دارد

شفقنا افغانستان – سازمان بهداشت جهانی (WHO) به دلیل...

میراث حکمت امام جواد(ع)؛ گنجینه‌ای از توصیه‌های اخلاقی که هنوز راهگشاست

شفقنا افغانستان– چنان ‌که ‌لقب ‌جواد حاکی ‌از آن‌...

نخست‌وزیر ایتالیا: تنگه هرمز باید بدون محدودیت بازگشایی شود

شفقنا افغانستان - نخست وزیر ایتالیا خواستار بازگشایی تنگه...

غم درس خواندن واجب‌تر از نان؛ گفت‌وگوی خواندنی شفقنا با زوج فرهنگی مهاجر که آرزوی تاسیس مدرسه خودگردان در ایران را داشتند+تصاویر

شفقناافغانستان- یکی از نکاتی که برای فهم وضعیت تحصیل مهاجران در مدارس ایران مهم است، بازماندگی از تحصیل است. آمار بازماندگی از تحصیل، وضعیت آموزش و دسترسی به خدمات آموزشی را یادآور می‌شود. در مورد علل بازماندگی از تحصیل، سیاست‌ها و برنامه‌های آموزشی و دسترسی به امکانات خیلی مهم‌تر از عوامل فردی و خانوادگی است. در عالم مهاجرت عوامل دیگری مثل وضعیت معیشتی خانواده‌ها و محدودیت‌های تحصیلی به علل بازماندگی از تحصیل اضافه می‌شود.

محمدعارف سلیمی و خانم حسینی، زوج فعال و فرهنگی در گفت‌وگو با خبرگزاری شفقناافغانستان پیرامون مدرسه بین الملل و وضعیت دانش آموزان افغانستانی گفتند: در حال حاضر به گونه‌ای از مدارس مانند مجتمع آموزشی امام حسن مجتبی(ع) مدرسه خودگردان نمی‌گویند بلکه به عنوان مدارس بین المللی برای تحصیل مهاجرین شناخته شده هستند. نسبت به سالهای گذشته تاکنون اکثر مدارس خودگردان یا تعطیل شده‌اند و آنهایی هم که هستند، تعداد دانش آموزان خیلی کمی دارند. این مدارس در حال حاضر رو به دولتی شدن می‌باشند. ما هم که در سالهای قبل در مدارس خودگردان مشغول به فعالیت بودیم و در حال حاضر به عنوان مدارس بین الملل شناخته شده‌ایم. دانش آموزانی که در این مدارس مشغول به تحصیل هستند، کارنامه رسمی دریافت می‌کنند که در مراکز آموزش و پرورش معتبر می‌باشد. تمام تلاش و دغدغه اصلی ما این است که دانش آموزان با آسودگی خاطر سر کلاس درس حاضر شوند و با حمایت و زمینه‌سازی و تهیه امکانات تحصیلی درحد توانمان، استعداهای دانش آموزان مهاجرین را شکوفا کنیم و اینکه هیچ دانش آموزی بعلت فقر و مشکلاتی دیگر در عالم مهاجرت از تحصیل باز نماند تا از این طریق مسمر ثمر باشیم. ما معتقدیم که نسل آینده افغانستان باید از همین مدارس و تحصیل سرمایه‌گذاری شوند. همانطور که مشاهده می‌شود دشمنان اسلام و افغانستان این اصل را فهمیده‌اند و هر روز در جای جای وطنمان افغانستان آینده‌سازان افغانستان را در مکتب‌ها، دانشگاه‌ها و مساجد به خاک و خون می‌کشند.

 

سرنوشت ناخواسته، نقطه مثبت زندگی

 

محمد عارف سلیمی کارشناس ارشد روانشناسی و خانم حسینی لیسانس علوم سیاسی، معلمان فداکاری که در سالیان دور از خانه در عالم مهاجرت، فعالیت‌شان را در حوزه تعلیم و تربیت از مدارس خودگردان شروع کردند، هم اکنون این زوج فرهنگی مهاجر، مدیریت و معاونت «مجتمع آموزشی امام حسن مجتبی(ع)» را بر عهده دارند و در مسیری متفاوت در راستای آبادانی کشورمان افغانستان در عالم مهاجرت خدمت می‌کنند.

سلیمی، متولد 1361 از ولایت غزنی، فارغ التحصیل مقطع کارشناس ارشد رشته روانشناسی از دانشگاه دولتی کاشان، در زمستان 70 در سن ۹ سالگی بهمراه برادرش به ایران مهاجرت کرد. او مهاجرت را نقطه مثبت زندگی خود می‌داند و می‌گوید: با اینکه اکثر مردم افغانستان بالاجبار مهاجرت می‌کنند ولی به خوبی توانسته‌اند که از تجربیات و فرهنگ‌های کشورهای میزبان در سرنوشت ناخواسته خودشان استفاده نمایند و از آن حالت سنتی بودن خارج بشوند.

 

غم درس واجب‌تر از غم نان

سلیمی در ابتدای مهاجرتش به ایران، از مشکلات تحصیل دانش‌آموزان افغانستانی گفت: آن زمان که به ایران آمدم، با توجه به اینکه مشکلات زیادی داشتم؛ نه تنها من، بلکه اکثر مهاجرین و دانش آموزان افغانستانی، مشکلات فراوانی برای زندگی و تحصیل داشتند. فقط یک مهاجر افغانستانی معنی مشکلات در عالم مهاجرت را می‌فهمد. با تمام این تفاسیر من درس خواندن را به نان شکم ترجیح دادم، هر دو واجب بودند ولی درس را واجب‌تر دانستم. در وطن تا صنف دوم خوانده بودم و پس از مهاجرت به ایران بخاطر علاقه به تحصیل و قولی که به خانواده‌ام داده بودم، کلاس پنجم ابتدایی را بصورت آزاد امتحان دادم و پس از اخذ قبولی به کلاس اول راهنمایی رفتم.

یادم هست که اول مهر‌ماه بود، دانش‌آموزان در صف ایستاده بودند که مدیر مدرسه پشت بلندگو گفت: کی میتونه قرآن بخونه؟ بین آن همه جمعیت دانش آموزان مدرسه کسی جواب نداد، من با همان لهجه وطنی که داشتم، گفتم: «آقا مَه قرآن میتانم بخانم». این جرأت و شوقم باعث شد تا در زمینه‌های آموزشی و اجتماعی فعالیت مستمری داشته باشم و در تحصیل موفق باشم.

 

خدمت به جامعه افغانستان

 

سلیمی در ادامه از هدفش گفت: آن روزها گذشت و تحصیلاتم را با تلاش و پشت سر گذاشتن سختی‌های فراوان ادامه دادم و در رشته پزشکی دانشکده پزشکی تهران دو ترمی را هم خواندم، پسان فهمیدم که آخر عاقبت تحصیل در رشته پزشکی، به مطب‌زدن محدود می‌شود، که آن هم بخاطر افغانی بودنم، مطب‌زدن در ایران محال و آرزویی دست نیافتنی است.

با مشورت برادرم که استاد دانشگاه و مدیر گروه آموزشی حقوق ومعارف در جامعة المصطفی بود، به این نتیجه رسیدم که اگر بخواهم فرد موفقی بشوم تا بتوانم به جامعه افغانستان خدمتی بکنم، باید در رشته ادبیات و علوم انسانی ادامه تحصیل بدهم؛ بنابراین پزشکی را رها کردم و دوباره کنکور دادم و رشته روانشناسی قبول شدم.

 

تحقق آرزوی مدرسه داشتن

سلیمی به هدف دیگرش اشاره کرد و گفت: در سال 82 با همراهی دوستم مهندس موسوی، با ذوق و شوق یک مؤسسه آموزشی در خیابان چهارمردان قم راه‌اندازی کردیم. بیشتر فعالیت‌مان آموزش دروس زبان خارجه، کامپیوتر و دروس مقطع راهنمایی و دبیرستانی بود. در آن زمان اتفاقات تلخ، فراز و نشیب‌های زیادی را تجربه کردیم، مدارس و مؤسسه‌های خودگردان افغانستانی‌ها پلمپ و تعطیل میشد، حتی برخوردهای فیزیکی می‌کردند و کارت اقامتی مدیران و معلمان را قیچی و باطل می‌کردند. سال 89 که تازه لیسانسم را گرفته بودم، تشدیدها و سختگیری‌ها علیه مهاجرین افغانی به اوج خودش رسیده بود و قانون گذاشته بودند که «مدارس خودگردان افغانستانی به هیچ عنوان حق فعالیت ندارند». به همین خاطر ممنوع الفعالیت شدیم، تنها شانسی که آوردم این بود که کارت اقامتم را باطل نکردند ولی از من تعهد گرفتند که دیگر اصلا و ابدا، فعالیت فرهنگی و آموزشی در ایران انجام ندهم.

این حوادث تلخ و زهرماری گذشت. آن زمان آرزویی که در زندگی داشتم، این بود که در یک مکانی تابلویی بزنم: «مدرسه ویژه اتباع افغانستانی» و این حالت تعقیب و گریز را دیگر نداشته باشم. به این فکر افتادم تا هر طوری که شده یک مجوزی بگیرم. بارها و بارها به وزارت کشور ایران مراجعه کردم، باامید می‌رفتم و ناامید برمی‌گشتم. بعد از پایان تحصیلات، در سال 1390 بهمراه همسرم بعد از بیست سال به افغانستان برگشتیم و برای اولین بار بعد از 20 سال خانواده‌ام را دیدم. پس از مدتی با دعای خیر و تشویق والدین و اطرافیان، توفیقی حاصل شد و با انگیزه‌ای متفاوت‌تر دوباره به ایران برگشتیم. انگار به ما وحی شده بود که دوباره به ایران برگردیم.

همان سال، شبی در خواب دیدم که در دوران راهنمایی، حافظ قرآن هستم و در بالای تپه‌ای کل قرآن را از بَر می‌خوانم و با خود گفتم که من فقط 2 جزء بیشتر حفظ نبودم، چطور شده که الان کل قرآن را از بَرَم. از قضا، صبح همان روز یکی از افراد اداره کل امور اتباع و مهاجرین که مانع فعالیت‌های تعلیم و تربیتی ما شده بود، تماس گرفت و گفت: که ما مجوز گرفتیم، منتهی مجوز بنام شما نیست و بنام یک ایرانی صادر شده و از آنجایی که قبلاً در امور بین الملل آموزش و پرورش درخواست داده بودید، تنها کسی که می‌تواند در شهر قم فعالیت کند شما هستید. پس از مشورت با همسرم قبول کردیم.

فضای آن زمان با سخت‌گیری‌هایی که علیه افغانستانی‌ها داشتند، یک جو بسیار بسیار خفقانی بود. پس از دریافت مجوز به ما اعلام شدکه باید در محله‌های تجمع مردم افغانستانی فعالیت بکنیم. محل تجمع هموطنان ما در حاشیه شهر قم، شهرقائم بود؛ مثل منطقه گلشهر مشهد. در شهرقائم یک مدرسه قدیمی را اجاره کردیم. در ابتدا نسبت به فضای شهرقائم ترس داشتیم و تابلو مدرسه را تا دو هفته‌ای نزدیم و هیچ‌گونه تبلیغاتی هم نداشتیم و پس از مدتی تابلوی مدرسه را نصب کردیم. واکنش هموطنان ما نسبت به تابلوی مدرسه که بر روی آن نوشته بود «مرکز امور بین الملل اداره کل آموزش و پرورش» شک و تردید و دروغ بود؛ چون تا آن زمان هیچ افغانستانی، چنین مجوزی نداشت. بنابراین در اوایل هیچ ثبت نامی نداشتیم و با ترس و لرز می‌آمدند و سؤالاتی می‌کردند و می‌رفتند. از طرفی من و همسرم بشدت به این کار علاقه داشتیم. همسرم لیسانس علوم سیاسی دارد و از سال 1384 بعنوان مدیریت مدارس دخترانه با همدیگر و پابه پای هم کار می‌کنیم. در واقع یکی از علت‌های موفقیت من، وجود همسرم در مدرسه کنار من هست. بنابراین خسته نشدیم و اصلاً به فکر کسب درآمد و از این حرفها هم نبودیم، چون معتقد بودیم و هستیم که «معلّمی شغل انبیاست و یک حقیقت قرآنی است». در نتیجه با توکل به خداوند متعال و طی مرور زمان مدرسه جان گرفت.

جمعیت دانش آموزان به 80۰ نفر رسید، مدرسه را رنگ‌آمیزی و برق‌کشی کردیم و کلی مخارج دیگر. بعد از مدتی ابلاغیه تخریب و تخلیه مدرسه به دستمان رسید، هر چه التماس و گریه‌زاری کردیم که وقت بدهید تا جا به جا بشویم، اصلاً قبول نکردند؛ چون مدرسه قدیمی که اجاره کرده بودیم، یک مکان دولتی بود. جابه‌جایی مدرسه هم مثل خانه بهمین آسانی نیست، به ناچار از آنجا خارج شدیم و شیفت مخالف یک مدرسه‌ای را با هزار خواهش و التماس بصورت موقت اجاره کردیم تا سر فرصت یک مکانی را برای مدرسه‌مان دست و پا کنیم، همچنین بخاطر کمبود کلاس در مدرسه موقت به اجبار تعدای از کلاس‌های ابتدایی را در خانه‌های مردم برگزار می‌کردیم.

 

مسجد را مدرسه ساختیم

سلیمی در ادامه گفت: پس از مدتی سالن و حیاط مسجد بقیة الله شهرقائم را که بلا استفاده بود، اجاره کردیم؛ با رایزنی با مسئولین مسجد و ایده‌پردازی، سالن بلااستفاده مسجد را در دو طبقه ساختیم و تقریباً 12 کلاس استاندارد از آن در آوردیم. چهار سالی را بنام مدرسه سفیران دانش در آنجا بودیم.

 

دردسرهای مجوز فعالیت مدارس خودگردان بنام ایرانی

در طی چند سال فعالیت آموزشی، اتفاقاتی پیرامون مجوز برایمان اتفاق می‌افتاد و از آنجایی که مجوز به شخص خودمان نمی‌دادند و به نام یک ایرانی بود؛ مدرسه با اختیارات کامل و طبق سلایق و سیاست‌های شخص ایرانی اداره میشد. حتی یک‌سالی بخاطر حواشی بوجود آمده، فقط مجوز فعالیت مدرسه پسرانه را دادند، بالاجبار با مجوز شخصی دیگر فعالیت‌های مدرسه پسرانه را در مکانی دیگر ادامه دادیم. این باعث شد که همسرم بر خلاف میل باطنی و علاقه بسیاری که داشت بخاطر اینکه مجوز مدرسه دخترانه را نداده بودند از فعالیت کناره‌گیری کند. بعد از مدتی کارشناس وقت مرکز از تهران برای بازرسی مدرسه‌مان آمد و پرسید آقای سلیمی، خانومت کجاست؟ گفتم مجوز ندادید، کناره‌گیری کرده و خیلی ناراحت است؛ ایشان سریعاً به مشاور اجرایی کل آموزش و پرورش استان قم تماس گرفتند و ترتیب صدور مجوز مدرسه دخترانه داده شد.

آن زمان شهرقائم را کابُل قم می‌گفتند، وقتی دانش آموزان اتباع افغانستانی را ثبت نام می‌کردند فقط بعنوان ذخیره ثبت‌نام می‌کردند نه دانش آموز رسمی. چون اولویت با دانش آموزان بومی بود، اگر در کلاس‌های درس ظرفیتی باقی می‌ماند از لیست ذخیره دانش آموزان افغانستانی را به ترتیب اضافه می‌کردند. بنابراین همان دانش آموزان دختر قبلی خودمان که حدود 300 نفر بصورت ذخیره در مدارس دولتی ایرانی ثبت نام کرده بودند ولی قطعی نشده بودند، با همکاری آموزش و پرورش قم به مدرسه ما ارجاع داده شدند و خوشبختانه به شهرقائم دوباره برگشتیم.

 

تأسیس مجتمع آموزشی امام حسن مجتبی(ع) «مدرسه ویژه اتباع افغانستانی»

سلیمی در ادامه از چگونگی تأسیس مجتمع آموزشی امام حسن مجتبی(ع) «مدرسه ویژه اتباع افغانستانی» گفت: فعالیت در مدرسه‌ای که مجوز بنام یک شخص ایرانی بود و طبق سلایق و سیاست‌های شخصی اداره میشد، بسیار سخت و طاقت‌فرسا بود و مشکلات فراوانی را بوجود آورده بود، بنابراین مدرسه دخترانه و پسرانه را در سال تحصیلی 95-1394 با مجوز مرکز امور بین الملل وزارت آموزش و پرورش، بنام مبارک حضرت امام حسن مجتبی(ع) در دو شیفت دایر و تأسیس کردیم؛ و تاکنون در حال فعالیت هستیم و هر ساله میانگین دانش آموزان ما بین 800 الی 900 نفر هستند. یک دهم دانش آموزان ما بدون مدرک اقامتی هستند.

این در حالی است که برخی از دانش آموزان مجتمع آموزشی امام حسن مجتبی(ع) به خبرنگار خبرگزاری شفقناافغانستان گفتند: یکی از دلایلی که دانش آموزان افغانستانی علاقه دارند تا در این محیط درس بخوانند این است که می‌گویند وقتی که ما وارد این مدرسه می‌شویم فکر می‌کنیم که در کشور خودمان هستیم، از مدیر و ناظم و معلم‌ها گرفته تا پرچم و بنرها و تابلوهای محیط مدرسه و… همه رنگ و بوی افغانستان دارد.

سلیمی در تأیید علاقه تحصیل دانش آموزان و افغانستانی بودن این مدرسه گفت: یکی از رنگ و بوهای وطنی در مدرسه امام حسن مجتبی(ع) برگزاری مسابقات افغانستان‌شناسی در هر سال تحصیلی است. دانش آموزان پس از گروه‌بندی، هر گروه ولایتی را انتخاب می‌کنند و در غرفه‌شان به معرفی آن ولایت می‌پردازند، این فعالیت باعث می‌شود تا دانش آموزان ولایت‌های افغانستان را بشناسند.

در طی چند سال اخیری که مسابقات افغانستان‌شناسی را در مدرسه برگزار کردیم، دانش آموزان حس غرور پیدا می‌کردند و به این نتیجه می‌رسیدند که ما افغانستانی‌ها سابقه تاریخی داریم و کشورمان در بهترین مکان دنیا قرار دارد. حتی بسیاری از دانش آموزانی که کارت اقامتی آمایش دارند، علاقه‌مندند که به مدرسه ما بیایند و تحصیل بکنند. کسانی که تازه از افغانستان می‌آیند و لهجه وطنی دارند، دوست دارند که در اینجا درس بخوانند؛ چون «در این مدرسه هیچ‌گونه تبعیضی وجود ندارد، مدرسه را خانه خودشان می‌دانند و احساس راحتی می‌کنند. حتی بعد یکی دو سال تحصیل اگر به دانش آموزان بگوییم که به مدرسه دولتی بروند، نخواهند رفت چون دوست دارند که اینجا بمانند.»

 

در تأمین بودجه و امکانات، حمایتی نمی‌شویم

 

سلیمی درباره تأمین بودجه مجتمع آموزشی امام حسن مجتبی(ع) اظهار داشت: هزینه امکانات مدرسه بر عهده خود دانش‌آموزان است و هزینه‌های دریافتی، صرف حقوق معلمان و اجاره مکان مدرسه و قبوض خدماتی آب، برق و گاز و سایر هزینه‌های مدرسه می‌شود. آن مبلغی که از طرف وزارت آموزش و پرورش تصویب شده تا از دانش آموزان دریافت کنیم بسیار بالاست و اکثر خانواده‌ها توانایی پرداخت چنین هزینه‌هایی را ندارند و از طرفی هم مدرسه حالت غیرانتفاعی با مجوز دولتی دارد. جهت اداره مدرسه حدود یک پنجم مبلغ تصویبی را از دانش آموزان شهریه گرفته می‌شود. مدرسه از طرف دولت ایران هیچ‌گونه تأمین مالی نمی‌شود و فقط حمایت معنوی که همان مجوز و اشتراک دانش‌آموزان در فعالیت‌های فرهنگی است. ما از طرف دولت افغانستان و سفارت هم درخواستی هم نمی‌توانیم داشته باشیم، چون می‌دانیم که در افغانستان نیازهای بیشتر و واجب‌تری است، بنابراین اگر از دولت افغانستان کمک طلب کنیم در حق مردم داخل افغانستان اجحاف می‌شود.

 

ظرفیت و استعدادهای دانش آموزان افغانستانی بسیار بالاست، باید سرمایه‌گذاری شود

سلیمی در ادامه از سطح بالای کیفیتی آموزش و گیرایی دانش آموزان در مجتمع آموزشی امام حسن مجتبی(ع) گفت: دانش آموزانی داشتیم که به مدارس دولتی مراجعه کرده بودند و فقط کلاس اول را در مدرسه ما خوانده بودند، آنها باور نکردند و می‌گفتند که سطح آموزش و تحصیلات دانش آموزان ما بالاست. با توجه به اینکه دانش آموزان ما هزینه‌ها و مشکلات زیادی دارند، علت موفقیت‌شان در این مدرسه این است که شادابی و نشاط تحصیلی را که دلشان می‌خواهد در این مدرسه می‌بینند. دانش آموزان با خوشحالی به مدرسه می‌آیند و به خانه می‌روند. معلم‌ها از جنس خودشان هستند. دانش آموزان در این مکان آموزشی، غرور ملی و آزادی در داخل مدرسه را با تمام وجود حس می‌کنند.

بعنوان مثال: در جشنواره‌هایی که طی سال تحصیلی برگزار می‌شود، غرفه غذا ایجاد می‌کنیم تا هر دانش آموزی غذای محلی منطقه خودشان را بیاورد. در حالیکه در مدارس دولتی کمتر اجازه داده می‌شود که دانش آموزان افغانستانی برای خودشان غرفه بزنند یا تحقیقی انجام بدهند.

در مدارس دولتی ایران، دانش آموزان افغانستانی متأسفانه احساس عزت نفس را ندارند و غرور ملی افغانستانی و آزادی در مدرسه را حس نخواهند کرد. طبعاً هدف جمهوری اسلامی ایران این است که دانش آموزان افغانستانی بعد از اتمام تحصیل به کشور خودشان برگردند.

نکته‌ای که لازم می‌بینم بگویم این است که ما در این مجتمع آموزشی هیچ محدودیتی برای کادر تدریس و دانش آموزان نداریم؛ هر ساله حدود ده نفر از دانش آموزان ایرانی را پذیرا هستیم و آنها هم کسانی هستند که به قول معروف با ما خودمانی شده‌اند، حس ما را درک می‌کنند، برایشان فرقی نمی‌کند که از کدام مکان جغرافیایی هستیم.

 

متفاوت بودن مدرسه امام حسن مجتبی(ع) نسبت به مدارس دولتی ایران

مدیر مجتمع آموزشی امام حسن مجتبی(ع) از متفاوت بودن این مدرسه نسبت به سایر مدارس تحصیلی در ایران و مدارس خودگردان گفت: از سال 1390 تا به الان مجتمع آموزشی امام حسن مجتبی(ع) بصورت قانونی فعالیت دارد و متناسب با نظام افغانستان اداره می‌شود، مانند مدارس عراقی، فلسطینی و … در ایران با مجوز مرکز امور بین الملل وزرات آموزش و پرورش در حال فعالیت هستند؛ البته کلیه دروس نظام ایران در آن تدریس می‌شود و ازصنف یک تا دوازدهم در کنار دروس نظام ج. ا. ایران فقط تاریخ ، جغرافیه ، لسان پشتو و لسان خارجه از نظام افغانستان تدریس می‌شود.

کارنامه‌های دانش آموزان این مراکز هیچ تفاوت ارزش آموزشی با سایر مدارس دولتی در ایران ندارد. یکی از مزایای تحصیل در این مدرسه این است که دانش آموزی که فارغ التحصیل می‌شود مثل قدیم نیازی نیست که با کارنامه مدرسه خودگردان جهت تعیین پایه مجدداً امتحان بدهد، که آیا قبول بشود یا نشود؟ حق دارد به پایه بالاتر برود یا نه؟ و در کنار این پروسه مجبور نیستند تا هزینه‌ای را پرداخت بکنند تا در امتحان تعیین پایه شرکت داده شوند و بعد به مدرسه دولتی بروند. دانش آموزانی که در این مدرسه درس می‌خوانند دیگر نیاز نیست که این کارها را انجام دهند. پس از پایان فارغ التحصیلی، کارنامه دانش آموزان هر پایه توسط مدرسه یا خود دانش آموز به مرکز امور بین الملل اداره کل آموزش و پرورش تحویل داده می‌شود و کارنامه‌شان ارزشیابی شده و بصورت اتوماسیون ارسال شده و مراحل اداری انجام و تأیید می‌شود.

مدیر مجتمع آموزشی امام حسن مجتبی(ع) در ادامه به یکی دیگر از مزایای این مجتمع آموزشی اشاره کرد و اظهار داشت: شاید دانش آموزان افغانستانی در مدارس دولتی ایران فرصت این را پیدا نکنند تا خودی نشان بدهند و یا در مسابقاتی شرکت داده بشوند؛ از طرفی فضای مدرسه نسبتاً بزرگ است و ما از جامعه محصل و بااستعداد مهاجر افغانستانی خواهش کردیم و استقبال می‌کنیم تا اگر حرفه و هنری دارند، مثلاً در زمینه آموزش کسب و کار‌های آینده‌دار یا آموزش سخت افزار و نرم افزارهای کامپیوتری و موبایلی، زبان خارجه، هنر، نقاشی و یا هر حرفه‌ای که بتوان به دانش آموزان آموزش داد و متناسب با استعدادشان از این فرصت در راستای بسترسازی آموزش و ایجاد انگیزه به نسل آینده افغانستان از مجتمع آموزشی امام حسن مجتبی(ع) استفاده بکنند، بیایند خودشان را در زمینه آموزش محک بزنند. بودند کسانی که در زمینه فیلم‌سازی، اکیپ پزشکی دانشجویان پزشکی و هنر مراجعه کردند و کلاس‌هایی برگزار شد. هدف این است که تا چنین اشخاصی به دانش آموزان تأکید و معرفی بشوند و بفهمند که این افراد موفق، افغانستانی هستند؛ پس شما هم می‌توانید با تحصیل و تلاش به هر چه که می‌خواهید برسید.

سلیمی در ادامه افزود: در همین راستا و اطلاع رسانی و بیداری خانواده‌ها نسبت به آینده فرزندان و خودشان، کلاس‌های نهضت سوادآموزی برای والدین دانش آموزان در این مدرسه برگزار می‌شود تا پدران و مادرانی که به خاطر مشغله‌های کاری و زندگی فرصت نداشتند و نتوانستند که علم بیاموزند و تحصیل بکنند، ما در این مجتمع آموزشی پذیرای والدین افغانستانی در کلاس‌های نهضت سوادآموزی هستیم.

 

حال و هوای مدرسه و دانش آموزان مهاجر در ایام کرونا

سلیمی در ادامه از حال و هوای مجتمع آموزشی امام حسن مجتبی(ع) در ایام کرونا گفت:‌ شیوع بیماری کرونا باعث شد تا روند معمول آموزش دانش آموزان با یک‌سری مشکلات همراه شود. از یک طرف برای آموزش غیرحضوری زمینه‌سازی نشده بود و از طرفی دیگر آنچه که بعنوان روشهای غیرحضوری به دانش آموزان ایرانی معرفی شده بود برای مهاجرین افغانستانی قابل استفاده و همه‌گیر نبود. به هر حال ما تابع آموزش و پرورش ایران هستیم و هر بخشنامه‌ای که صادر بشود، بالاجبار باید از آن تبعیت کنیم. در اوایل شیوع و گسترش بیماری کرونا در زمستان 1398 مجبور شدیم تا مدرسه را تعطیل کنیم، دانش آموزان خیلی خیلی افت تحصیلی پیدا کردند، زیرا وزارت آموزش و پرورش تلاش کرد با شبکه شاد و با استفاده از اینترنت، کلاسهای حضوری را تعطیل کند و رابط بین معلم و دانش آموز باشد.این آغاز مشکلات اکثر دانش آموزان مهاجر افغانستانی بود که گوشی هوشمند نداشتند و ناشاد بودند. اما ما آموزش دانش آموزان را مهمترین رسالت خود می‌دانیم، و در شرایط کرونایی تلاش کردیم و سال 99 را با برنامه‌ریزی و آگاهانه شروع کردیم و با سازگاری با شرایط تحصیلی متفاوت، کلاس‌ها را برای برخی از دانش آموزان بصورت آنلاین و برخی دیگر بصورت رفع اشکال برگزار کردیم. از هر فرصتی برای آموزش دانش آموزان استفاده کردیم تا هیچ دانش آموز افغانستانی از تحصیل جا نماند.

ما به دانش آموزان حالت اعتیاد پیدا کرده‌ایم و در ایام کرونا خیلی از خانواده‌ها اعتراض داشتند که چرا کلاسها برگزار نمی‌شود ولی از آنجایی که تابع آموزش و پرورش هستیم، نباید کلاس‌ها حضوری برگزار میشد و چاره‌ای جز این هم نداشتیم. متأسفانه خودمان به این نتیجه رسیدیم که کلاسهای آنلاین آن بازدهی که باید داشته باشد را ندارد و متأسفانه عوارضش خیلی بیشتر از فوایدش هست. کلاسهای آنلاین برای آن کشورهایی هست که فرهنگ آموزش آنلاین در آن کشور تقویت شده و بسترسازی‌هایی از گذشته برای آن محیا شده و امتحان خودش را پس داده و دانش آموزان از کودکی با این نوع آموزش آشنا هستند.

دوران کرونا یک دوران غافلگیرکننده‌ای بود و از آنجایی که برای استفاده از اپلیکیشن موبایلی شاد برای اتباع افغانستانی تعریفی نشده بود و دانش آموزان ما نمی‌توانستند از این نرم افزار موبایلی استفاده بکنند و از طرفی دیگر هم دانش آموزان ما،‌ دانش آموزانی هستند که در عالم مهاجرت زندگی می‌کنند، اکثر دانش آموزان ما درگیر امورات زندگی خودشان هستند، مثلاً دانش‌آموزی داریم که پدرش کارگر هست و شش فرزند هستند و پدر توانایی خرید گوشی هوشمند را برای سه چهار تا فرزندش را ندارد، البته بودند بعضی از خانواده‌ها که یک گوشی داشتند، ولی نمی‌توانستند که همزمان از یک گوشی برای کلاس‌های مختلف استفاده بکنند. گران بودن گوشی‌های لمسی از یک طرف و هزینه بالای بسته‌های اینترنت و WiFi از طرف دیگر، یکی از مشکلات آموزشی دانش آموزان افغانستانی در ایام کرونا بود.

طبق بررسی‌هایی که داشتیم، فهمیدیم که برخی از دانش آموزان ما آنلاین نیستند و حضور ندارند. با مراجعه به خانه‌هایشان فهمیدیم که برخی از خانواده‌های افغانستانی هستند که در خانه‌شان حتی فرش ندارند و در فصل زمستان طاقت فرسا از داشتن حتی بخاری هم محروم هستند. با تمام این اوصاف، من بعنوان مدیر مدرسه نمی‌توانستم از دانش آموزان توقع گوشی هوشمند و اینترنت داشته باشم که بصورت آنلاین در کلاس‌های درس حضور داشته باشند.

به همین دلایل ما مجبور شدیم که خودمان و کادر آموزشی را به خطر بیاندازیم و کلاس‌های اول و دوم ابتدایی را بصورت حضوری فقط جهت رفع اشکال در گروه‌های هفت هشت نفری برگزار کنیم. چون دانش آموزان کلاس اول و دوم ابتدایی اصلاً بصورت مجازی درس را متوجه نمی‌شدند. در کل دانش آموزان اول دوم ابتدایی به این صورت درس‌شان را فرا می‌گرفتند و طبق دستورات آموزش و پرورش و وزارت بهداشت، فاصله اجتماعی دانش آموزان در کلاس درس رعایت می‌شود و بلافاصله بعد از اتمام کلاس، تمام صندلی‌ها و محیط‌ کلاس و مدرسه ضدعفونی می‌شود و هیچ دانش آموزی بدون ماسک، حق ورود به محیط مدرسه و کلاس را ندارد.

اداره بهداشت یک‌باری دستور داد که مدرسه را ببندم، به آنها گفتم که به خانه تک‌تک دانش آموزان سر بزنید، اگر توانستید یکی از مشکلات آنان را حل بکنی من به هبچ عنوان دانش آموزی را به مدرسه راه نخواهم داد و تعطیل خواهم کرد.

برگزاری کلاس‌های رفع اشکال نسبت به کلاس‌های آنلاین بهتر است، زیرا اکثر خانواده‌ها از کلاس‌های آنلاین شکایت دارند، چون دانش آموزان به بهانه کلاس با گوشی بازی می‌کردند و از تحصیل عقب می‌افتادند. و از لحاظ روانشناسی هم وقتی دو نفر بصورت رو در رو با هم صحبت می‌کنند تأثیر بهتری نسبت به صحبت آنلاین و غیرحضوری دارد.

 

هوشیاری دانش آموزان و خانوادههای مهاجر در ایام کرونا

خوشبختانه دانش آموزان افغانستانی بسیار هوشیار هستند و نسبت به بیماری کرونا احتیاط‌های لازم را دارند و رعایت ‌می‌کنند. ما به محض اینکه مطلع می‌شدیم که خانواده‌ای مبتلا به کرونا داشته یا دارد، جلوگیری می‌کردیم و دانش آموزان شرعاً و قانوناً حق ورود به مدرسه را نداشتند و ندارند، یا اینکه کسانی که از شهر خارج می‌شدند و به مسافرت می‌رفتند را سفارش می‌کردیم که تا مدتی دانش آموزان به مدرسه نیایند، و پروسه قرنطینه را محض احتیاط انجام می‌دادند.

 

مهر کریمانه، پل ارتباطی خیرین و خانواده‌های نیازمند

 

سلیمی به واحد خیریه مدرسه امام حسن مجتبی(ع) اشاره کرد و گفت: مدرسه امام حسن مجتبی(ع) واحد خیریه‌ای بنام مهر کریمانه دارد، مهر کریمانه متعلق به حضرت کریم اهل بیت (ع) است. در همان ابتدای تأسیس مدرسه احساس کردیم که تعدادی از دانش آموزان مشکلاتی دارند. بنابراین این واحد را به کمک تعدادی خیر و نیکوکار راه اندازی کردیم. واحد خیریه مهر کریمانه، خانواده‌های دانش آموزان نیازمند را شناسایی کرده و به خیرین معرفی می‌کند و پس از چند روز مشکلاتشان برطرف می‌شود.

امسال در ایام کرونا، همسرم خانم‌ حسینی معاونت مدرسه امام حسن مجتبی(ع) زمان بیشتری را به واحد خیریه مهر کریمانه اختصاص دادند و حدود 42 خانواده شناسایی شدند که برای 11 خانواده، امکانات اولیه زندگی مثل بخاری، یخچال و اجاق و… فراهم شد، برای رهن خانه و وسایل خانه و هزینه عمل و درمان و… کمک‌هایی داده شد، یا کسانی که مشکل تهیه دارویی داشتند را یاری کردیم. بیشترین حیطه‌کاری خیریه مهر کریمانه، بخش درمانی و تهیه امکانات اولیه خانه و رهن و کرایه خانه و تهیه بسته‌های مواد غذایی است. خیرین هم مهاجرین و هم ایرانی هستند و هم عرب. ما حتی کمک‌هایی مانند کاپشن و لباس‌های گرم، آرد و روغن و حتی سوخت به هموطنانمان به افغانستان هم ارسال می‌کنیم.

برای کسانی که دسترسی به گاز نداشتند بخاری نفتی فراهم کردیم یا برای دانش آموزان ایتام، کفیل هم پیدا کردیم که تا 18 سالگی حمایت بشوند یا حداقل هزینه‌های تحصیلی دانش آموزان نیازمند تا حدودی تأمین بشود.

 

طرح کفیل؛ ایجاد صندوق خیریه ای برای کودکان نیازمند مدرسه

‌خانم حسینی به طرح کفیل مجتمع آموزشی امام حسن مجتبی(ع) اشاره کرد و گفت: ما به احترام اینکه مدرسه‌مان مزیّن بنام مبارک کریم اهل بیت امام حسن مجتبی(ع) است، صندوق خیریه‌ای را جهت کمک‌رسانی به خانواده‌های نیازمند عام و سادات ایجاد کردیم، چون از مشکلات خانواده‌های بعضی از دانش آموزان مطلع بودیم. دانش آموزی داشتیم که با خانواده‌اش در یک گاوداری زندگی می‌کردند، برایشان خانه پیدا کردیم.

«ما دانش آموزانی داریم که حسرت خوردن گوشت مرغ و گوسفند را دارند»، «حتی نمی‌دانند که پیتزا چیست؟» برخی از دانش‌آموزان به علت تغذیه نامناسب در عالم مهاجرت کوتاه قد هستند، دانش آموزانی که در خانه بالاجبار مشغول کار هستند مثل قالی بافی و صندل دوزی و…‌

در این طرح حمایتی، ما بسته‌های مواد غذایی و حمایتی را پشت درب خانه‌ها نمی‌بریم، خریدها را با هماهنگی به پدران خانواده می‌دهیم تا به خانه شان ببرند تا حس غرور پدرانه در خانواده‌ها از بین نرود. بیشتر خیرین را ما اصلاً نمی‌شناسیم، بی‌نام و نشان هستند چون اهل ریا نیستند.

 

جامعه افغانستان و مهاجر نسبت به تربیت صحیح و آینده فرزندانشان آگاهانه عمل کنند

خانم حسینی، معاون مجتمع آموزشی امام حسن مجتبی(ع) در ادامه بر تربیت صحیح فرزندان در کانون گرم خانواده تأکید کرد و اظهار داشت: دوست دارم تا فرزندانم طوری تربیت بشوند که در پیشرفت کشورشان افغانستان نقش و سهمی داشته باشند و خدمتی انجام بدهند. شاید نتوانم ثروتی برایشان به ارث بگذارم ولی می‌توانم عزت نفس و روش درست زندگی کردن را برایشان به ارث بگذارم. همین که حس بکنند که فرزندان ما هستند، افتخار بکنند و نام ما به نیکی برده شود، برای من همین کافی است. بهمراه فرزندانم به دیدن و کمک خانواده‌های محروم می‌رویم و به فرزندانم تأکید می‌کنم که داشته‌ها و نداشته‌هایشان را در مقابل این افراد ببیند و اینکه خودشان را با جامعه حال حاضر وفق بدهند و تنها به فکر خودشان نباشند. در نتیجه الان فرزندانم طوری بزرگ شده‌اند که دوست دارند دارایی‌های خودشان را با بچه‌های محروم تقسیم کنند.

باید دیده بشوند، این دیدن‌ها باعث شده تا فرزندانم کم بخواهند و درک بکنند و اینکه یادشان باشد و شکرگزار باشند و به سمت جلو برابی خدمت در حرکت باشند.

ما در کشورمان افغانستان استعدادهایی داریم که بطور کامل و درست شکوفا نمی‌شوند و بعلت جاه‌طلبی‌ها و بی‌لیاقتی سیاستمداران و جنگ و خونریزی داریم چوبش را می‌خوریم. برخی از زنان ما به عفت و عزت‌شان چوب حراج زده‌اند، پسران ما بخاطر فرهنگ‌های بیگانه به مکان‌هایی پا می‌گذارند که از ته دل ناراضی هستند. ما بالاخره باید از یک جایی دکمه توقف را بزنیم؛ ولو حتی اگر بتوانیم یک دختر یا یک پسر افغانستانی را به آرزویش برسانیم، چون آن پسر و دختر افغانستانی فردا، یک مادر و یک پدرمی‌شوند، اینها جزیی از جامعه افغانستان هستند.

ما همیشه به والدین می‌گوییم که در درجه اول هر طور که می‌توانند فرزندانشان را در جهت کسب علم تشویق و حمایت بکنند، اگر نتوانستید یا نگذاشتید تا دخترتان درس بخواند سعی کنید حداقل مادر خوبی بشود، ، اگر نتوانستید یا نگذاشتید تا پسرتان درس بخواند و رفت دنبال شغل و حرفه‌ای؛ تلاش کنید طوری تربیت شود تا فردا روز یک پدر خوبی بشود. مهم نیست که چقدر سواد دارد، مهم این است که پدر و مادر صالحی برای آینده جامعه افغانستان تحویل بدهیم.

به نظر من والدین باید خودشان را به عین به فرزندانشان نشان بدهند، مثلاً وقتی پدر و مادر می‌گویند؛ نمازت را سروقت بخوان، قرآن بخوان، احترام بگذار و… ولی خود والدین چنین مواردی را انجام نمی‌دهند، والدین میگویند دروغ نگو، ماهواره نبین و… ولی خود والدین اینها را انجام می‌دهند، از فرزندان چنین توقعی را نمی‌توانند داشته باشند. من نمی‌گویم که ماهواره بد است یا خوب است، ولی آنچه که در حال حاضر مهم است، جامعه افغانستان فعلاً کشش و ظرفیت آن را ندارد و بهمین خاطر به یک جامعه پوچ و توخالی تبدیل شده است.

ماهواره و فضای مجازی دین و ایمان را از دانش آموزان و جوانان ما گرفته، عفت زنان هم نسل ما، در حال حاضر زمین تا آسمان فرق کرده و همه چیز ظاهری شده؛ وقتی با دانش آموزان مدارس در افغانستان صحبت می‌کردم، می‌پرسیدم «می‌خواهی در آینده چه کاره بشوی؟» می‌گفت: «می‌خواهم اینستارو بترکونم و شاخ بشم»، یا یکی دیگر می‌گفت: «می‌خواهم تیک‌تاکو بترکونم». در واقع بهمین راحتی، ماهیت اصلی و شرافت افغانستانی گرفته می‌شود. فضای مجازی و فناوری خیلی خوبه اما ابتدا باید فرهنگ استفاده از این امکانات آموزش داده شود

 

حفظ و بقای شرافت و اصالت افغانستانی

 

معاون مجتمع آموزشی امام حسن مجتبی(ع) خانم حسینی، از گام‌های مؤثر در حفظ و بقای شرافت و اصالت افغانستانی در این مدرسه گفت: بعنوان مثال ما در مدرسه خودمان به دانش آموزان می‌گوییم که از ما چیزی را مخفی نکنند، مثلاً با فلانی دوست شدند، به ما بگویند، چون ما از آنها بزرگتریم و می‌فهمیم که این دوستی درست است یا نه؟!

داشتیم دانش آموز دختری که با یک وضع حجاب نامناسب وارد مدرسه میشد، به ایشان گفتم دخترم اگر می‌خواهی من هم با تو همسو می‌شوم، ببینیم که به کجا می‌رسیم. با راهنمایی و ارشاد دوستانه الان آن دختر یک حافظ قرآن و یک مادر موفقی شده و اولین هدیه ایشان به من یک تسبیح بود.

دانش آموزان افغانستانی و مهاجر در کنکاش‌های درونی و ذهنیت‌‌شان خوب بودن را می‌فهمند ولی از بس خانوادشان در انجام کارهایی تأکید و اصرار می‌ورزند، خلاف آن را رفتار می‌کنند. باید نسل جدید را به انعکاس عمل و نتیجه حاصل از اعمال و فعالیت‌هایشان آشنا کنیم.

 

دانش آموزان و آسیب‌های اجتماعی پیدا و پنهان در عالم مهاجرت

خانم حسینی در ادامه به آسیب‌های اجتماعی که در عالم مهاجرت گریبان‌گیر دانش آموزان و خانواده‌هایشان می‌شود، اشاره کرد و گفت: از گذشته، دختران متأسفانه در سن‌های کم ازدواج می‌کردند، این خشونت در عالم مهاجرت همچنان هم ادامه دارد، مثلاً دانش آموز دختری داشتیم که کلاس سوم ابتدایی بود که شوهرش دادند، به مادرش گفتم آخر چرا با دخترت چنین کردی؟ می‌گفت «چون کرایه خانه کمتر بشود». دانش آموز دختر کلاس پنجم ابتدایی داشتیم، «چون قدش بلندتر بود، شوهرش داده بودند» و صاحب فرزندی شد، که بعد از یکی دو سال شنیدم متأسفانه بر اساس اختلافاتی جدا شده و «طلاق» گرفت.

دانش‌آموزی داشتم در کلاس اول گریه می‌کرد و می‌گفت عمه‌ام داره منو می‌فروشد، از ترس شب را در یک گوسفندفروشی، کنار یک سگ خوابیدم. به پاسگاه منطقه زندگی دانش آموز مراجعه کردم و فهمیدم که واقعیت دارد! پدر بچه‌ها به علتی، اعدامی بود و چون مادر بچه‌ها تقاضای طلاق داده بود، عمه بچه‌ها بخاطر اینکه داغ فرزندان را به دل مادر بچه‌ها بگذارد، فرزندان را دزدیده بود؛ یک پسر کلاس اولی و دختر کلاس سومی زیر دست عمه افتاده بودند. عمه، یک سابقه‌دار بود؛ که قصد داشت که دختر برادرش را به 15 میلیون تومان بفروشد. ما این بچه‌ها را به خانه‌مان بردیم. وضع بهداشتی مناسبی نداشتند، پس از رسیدگی به آنها با هزار زحمت و پرس و جو کردن، مادر دانش آموزان را پیدا کردیم، مادر در کاشان در خانه‌های مردم کار می‌کرد، که تماس گرفتم و گفتم: اگر مادری؟! بیا و بچه‌هایت را به کاشان نزد خودت ببر،‌ بچه‌هایت در حال فروش هستند و این یک صدمه وحشتناکی هست؛ مادر با ترس و لرز فرزندانش را برد. شکر خدا الان این فرزندان در مقطع دبیرستان در حال تحصیل هستند.

و یا موردی داشتیم که مادر دانش آموزی به ما تماس گرفت که دخترش را بعد از پایان زنگ آخر مدرسه به پدرش تحویل ندهیم. فهمیدیم که پدر خانواده، دختر 13 ساله‌اش را در قماربازی باخته بود.

خانواده‌هایی هستند که مرد به زن می‌گوید که چرا دختر زاییدی و زن و فرزندش را ول کرده به امان خدا، این یک نوع خشونت است. یا بعضی از خانواده‌ها پسر ندارند و به همین علت دختران به سر کار فرستاده می‌شود.

جمعیت کلاس اول پسرانه 120 نفر است ولی جمعیت کلاس نهم 5 نفر است، علت این شیب نزولی در کجاست؟ چرا در عالم مهاجرت این همه ترک تحصیلی وجود دارد؟ کار، یک جایی گیر دارد، باید این گره‌ها را باز کنیم.

دانش آموزانی که المپیاد در پیش دارند، به خاطر کرایه خانه مجبورند که کار کنند و به علت نداری برخی از دانش آموزان در المپیاد سال گذشته حذف شدند.

چنین آسیب‌های اجتماعی با شکل‌های مختلف، گاه آشکارا و گاهاً مخفیانه در خانواده‌های افغانستانی در عالم مهاجرت اتفاق می‌افتد و تا آنجایی که از دستمان بر می‌آید با این اتفاقاتی که در زندگی دانش آموزان و خانواده‌هایشان می‌افتد، مقابله می‌کنیم، ولی مسئولین و جامعه مدنی و حقوق بشر باید در عالم مهاجرت نگاه ویژه‌ای به خانواده‌های مهاجر داشته باشند.

 

رزق و روزی به برکت نگاه دانشآموزان

سلیمی در ادامه از برکت تعلیم و تعلم در زندگی‌اش گفت: خدا رو شکر توفیق چنین زندگی نصیب من و همسرم شده که نانمان را داریم از خدمت می‌گیریم، کم و زیادش را کسی نمی‌بیند، اما این رزق و روزی ما برکتی دارد که در هیچ شغلی نیست وآن برکتی است که در نگاه بچه‌هاست و این نگاه را در هیچ جای دنیا نمی‌توان یافت.

 

غم نان مهمتر از نام

 

سلیمی در ادامه به کم‌رنگ شدن نام پرافتخار و آوازه افغانستانی‌ها اشاره کرد و گفت: ما افغانستانی‌ها چه در وطن و چه در عالم مهاجرت، برخلاف اینکه هوش و ظرفیت‌مان برای همگان ثابت شده است، دیگر افرادی مانند آخوند خراسانی‌ها و ابن سیناها نداریم، دلیلش هم این است که ما غم نان داریم و غرق در مادیات و روزگار شده‌ایم و به فکر این هستیم که فردایمان چه می‌شود؟! برای ما افغانستانی‌ها بهتر است که خیلی دنبال نان نباشیم، دنبال نام هم باشیم و اصل و نسب‌مان را هیچ وقت نباید فراموش بکنیم، متأسفانه معضل مهاجرت باعث شده که ما مهاجرین و نسل‌هایی که در عالم مهاجرت متولد شده‌اند، بعضاً سرزمین اصلی‌شان افغانستان را هم نمی‌شناسند ویا گاهی بعضی تحصیل کرده‌ها نام ولایت‌شان را هم نمی‌دانند و نسبت به وطن خودشان غافل هستند.

 

معلمان مهاجر، جهادگران بی‌ادعا

این زوج فرهنگی تنها فکر و ذکرشان معلمان مهاجر افغانستانی است که در پایان گفت‌وگو نسبت به این موضوع اظهار کردند: معلمان مهاجر زحمت‌کشی که در مجتمع آموزشی امام حسن مجتبی(ع) و سایر مدارس مهاجرین در عرصه تعلیم و تربیت فعالیت می‌کنند، جهادگرانی فراموش‌شده هستند، انتظار داریم و سعی بر آن است تا این جهادگران بی‌ادعا دیده بشوند و سابقه فعالیت‌شان در عالم مهاجرت محفوظ بماند و به آنها ارج نهاده شود. این معلمان مهاجر افغانستانی می‌توانند در شغل و حرفه‌های دیگری فعالیت بکنند و کسب درآمد بالاتری نسبت به معلمی داشته باشند؛ ولی با فعالیت در شغل انبیاء، بدون هیچ چشم‌داشتی، جهادی کار می‌کنند. بنابراین باید برای معلمان مهاجر افغانستانی سابقه و امتیازاتی در نظر گرفته شود، البته یک گواهی سابقه تعلیمی برایشان صادر می‌شود ولی هیچ‌گونه ارزش و اعتباری در افغانستان و سایر کشورها ندارد. از مسئولین ایران و افغانستانی تقاضامندم به معلمان مهاجر هم بهایی بدهند و پای درد و دل‌شان به منظور رفع و رسیدگی بنشینند که اگرچنین شود یعنی فرهنگ که پایه و اساس پیشرفت یک جامعه هست درست شود، مخصوصاً وطن عزیزمان افغانستان، بقیه امورات نیز خود به خود درست می‌شود.

 

اخبار مرتبط