شفقنا افغانستان- روزنامه افغانستان در شماره امروز خود نوشت: روزنامه افغانستان نوشت: عمیقتر شدن شکافهای قومی، سیاستهای دوگانه و حتی چندگانه حکومت در ارتباط با اقوام و گروههای کوچک و بزرگ اجتماعی و توافقی شدن نهادها و سازمانها با روح دموکراسی ناسازگار است.
در دوره جدید، نظام سیاسی در افغانستان براساس ارزشهای دموکراسی استوار بود.
در این نظام حقوق شهروندی و تکثرگرایی دینی، مذهبی و سیاسی پذیرفته شد و برابری به عنوان یک اصل خدشه ناپذیر در مناسبات اجتماعی و سیاسی به رسمیت شناخته شد.
اما این ارزشها تنها صفحات کوچک قانون اساسی را مزین کرد و مایه دلخوشی موقت مردم افغانستان گردید؛ مردمی که طی سالهای طولانی بر اثر تبعیض، بی عدالتی و اقدامات طالبان به ستوه آمده بودند و سنتها و فرهنگ های منحط سیاسی را از عوامل اصلی عقب ماندگی، اختلافات طبقاتی و خصومتهای اجتماعی میدانستند.
این مردم تشنه عدالت بودند و می خواستند از شر حکومتهای استبدادی و مستبد نجات پیدا کنند؛ میخواستند زندگی آنها در اختلافات، تضادها و کشمکش های قومی و مذهبی، نیست و نابود نگردد و به این دلیل به روند جدید دلخوش کردند.
روند جدید سیاسی برای مردم افغانستان چشم انداز روشن و امیدوار کننده ای را نسبت به آینده این سرزمین به وجود آورد.
اگرچه تشکیل یک نظام کاملا دموکراتیک در فضای به شدت سنتی و انحصاری، ناممکن دانسته می شد؛ اما همگان بر این عقیده بودند که اگر این روند به خوبی مدیریت شود، خواه ناخواه بر فضا و زمینهای غیر دموکراتیک نیز اثر خواهد گذاشت.
در سال های اول، کارها تا اندازهای مطلوب بود و پدیدههای همگرایانه و وحدت بخش میان اقوام مختلف برجسته میشد.
تضادها و خصومت های قومی رنگ می باخت و همدیگرپذیری اجتماعی به عنوان یک ضرورت استراتژیک فرهنگی نهادینه میشد اما متأسفانه نفوذ و گسترش گروههای تروریستی و رشد حیرت آور فساد و حاکم شدن روند مافیایی در سیستم های اداری، جهت سیاست عمومی را به انحراف سوق داده و آن را به بیراهه کشاند.
جهت دهی کمکهای بین المللی به سمت و سوی خاص و محروم نگهداشتن تعمدی برخی از اقوام از کمکهای بین المللی و تبعیض و عدم توازن در اختصاص بودجه انکشافی ولایات و واسطه بازی و قدرت سالاری در روند استخدام کارمندان ادارات و… از پیامدهای ناگزیر سیاست های خام و نسنجیده دولت در چهارده سال گذشته بود.
این گونه تبعیض و تفاوتها بار دیگر روحیه ملی را تضعیف کرد و خطوط تمایز میان اقوام و گروههای گوناگون اجتماعی را پررنگتر ساخت.
شش سال گذشته را می توان دوره چسبیدن افراد به هویتهای قومی و برجسته شدن تعلقات و حس وفاداریهای قومی و سمتی در ذهنیت عمومی جامعه دانست.
بنابراین به لحاظ نهادینهسازی ارزشهای دموکراتیک در جامعه و به لحاظ حرکت جمعی مردم به سوی تحکیم نظام مردم سالار و دموکراتیک درکشور، میتوان گفت: بسیاری از اقدامات ما در سال های اخیر، نوعی عقب گرد ناشیانه به دوره های گذشته بوده است.
دورههایی که همه روندها با دستور شاه رقم می خورد و اغلب رویکردها با توافق چند نفر از صاحبان قدرت تعیین می شد و ما امروز تاوان این حرکت عقب گرد خود را می پردازیم.
عمیق تر شدن شکاف های قومی، کمرنگ شدن ارزش های دموکراسی و حقوق بشری، سیاست های دوگانه و حتی چندگانه حکومت در ارتباط با اقوام و گروههای کوچک و بزرگ اجتماعی و در نهایت توافقی شدن نهادها و سازمانهای مهم و سرنوشت ساز دولتی از موارد عمده ای است که ریشه در حرکت های ناشیانه حکومت در 14 سال گذشته دارد.
امروز دموکراسی در افغانستان به دلقکی تبدیل شده که به خواست چند نفر از صاحبان زور و مقام، نمایشهای مسخره آمیز خود را در معرض دید عموم میگذارد.
امروز تمام تصمیم گیریها به نام قانون و ارزش های دموکراسی گرفته می شود اما هیچ یک آنها کمترین شباهتی با فرهنگ و هنجارهای دموکراتیک ندارند و امروز ما با گونه مسخ شدهای از دموکراسی در افغانستان روبرو هستیم؛ روند وارونه شدهای که در آن تصمیمات استبدادی توجیه پذیر می نماید.
مطلب فوق مربوط به سایر رسانهها میباشد و خبرگزاری فارس صرفاً آن را باز نشر کرده است.
انتهای پیام
